ariana

ariana

Wednesday, June 26, 2013

: فاصله بین انکار تا اقرار

احمد سعیدی
انکار واقرار دو کلیمه ویا دو مفهوم متناقض اند که درین جاه به تناقض گوئی وبازی های هر رنگ رئیس جمهور کرزی اختصاص یافته  واین دو جمله معرف  هویت شخصیت سیاسی رهبر کشور چون افغانستان است
 

 
 
 
که بسیاری از سیاسیون ورسانه هارا گیچ ساخته، حقیقت هم این است که رئیس جمهور افغانستان خبر ساز ترین فرد در جمع سیاستمداران جنوب آسیاست او با پارادوکس ساز  همه  روز ه برای رسانه ها خوراک نو تهیه میکند یک هفته ایشان را در قطب شما حوادث مصروف میسازد وهفته دیگر در قطب جنوب در یکی انکار ودر دیگر اقرار یک هفته روی چگونگی موقف مثبت وی تبصره است هفته دیگر دلائل منفی بافی وانکار بر رسی میشود مثلا . چند سال بر موقف مثبت حامد کرزی نسبت به طالبان وآدرس شان ورفتن آقای حامد کرزی پای پیاده بدرب این آدرس خوراک روز وشب رسانه ها بود  وباز انکار وآشفتگی وحال تا هنوز یک هفته  از  بر رسی دلائل انکار رئیس جمهور از اشتراک در مذاکرات قطر سپری  نشده وشخصیت های سیاسی در تلاش نتیجه گیری بودند که شب گذشته به بهانه صحبت تلیفونی با برادر بزرگ یعنی اوباما حالا دیگر  همان مصرع اول را تکمیل میکندد که طالبان برادران نا راضی وافتتاح دفتر تکمیل همان آرزوی یافتن آدرس تا پیوستن به معشوق است.
اول جناب حامد کرزی دو نواز شریف: در هفته های گذشته خبر تشریف آوری نواز شریف صدر أعظم جدید وسیاستمدار کهنه کار در قضیه افغانستان خوراک روز و دست آویز رسانه ها بود اما این معادله نیز مانند سائر بازی ها ی سیاسی معکوس شد.حسب اشاره بادار یک هفته خاموشی دیروز اعلان شد که نه اول حامد کرزی با نواز شریف بخاطر اینکه  این سفر زمینه ساز ا قرار جناب کرزی مبنی بر استقبال از دفتر طالبان در قطر باشد گو اینکه اول اوباما  طی تماس تلیفونی به ایشان اطمینان داده وسپس برادر نواز شریف نیز وعده همکاری های بی شائبه داده که هیچ یکی ازین همکاری ها مشخص نیست .شرائط واصول وهمکاری اینها کلیمات رویائی است که  تناقض گوئی هارا توجیح کند.حقیقت این است که حکومت کابل واستخبارات پاکستان در رشت وبافت تمام حوادث منطقه بوسیله نیروی ابزاری طالبان  با هم تفاهم دارند وگاهی بخاطر تحریف ذهنیت عامه اختلافات ظاهری را مطرح میسازند تا سیاستمداران خوشباور را مصروف وخود شان تا رسیدن هدف آهسته آهسته بحرکت خود ادامه میدهند.
آمریکا باید عصبانی شود نه کابل: در حقیقت گشایش دفتر سیاسی طالبان گشایش درب معما های سیاسی:است تا افراد خوش باور وظاهر بین به سلسله واقعیت ها پی ببرند که واقعیت آنچه میشنود نیست.دفتر برای کسانیکه در لست سیا اند وبرای تعیقب ویافتن محل رهبر شان صد ها هزار دالر جائزه گذاشته شده  راز های نهفته را برای أهل خرد باز گو میکند. سوال اینجاست که چرا حامد کرزی دررأس حکومت کابل در مورد گشایش دفتر طالبان در قطر عکس العمل نشان داد  در حالیکه گشایش دفتر وساختن آدرس به طالبان از أهداف وآرزو های است که جناب  حامد کرزی در سخنرانیها وکانفرانس های مطبوعاتی بخاطر تکمیل این هدف گلو پاره میکرد وحالا با انکار از حضور درین مذاکرات وبه تعلیق آوردن امضای قرار داد امنیتی بین امریکا و افغانستان میخواهد از خود چهره دیگر به نمایش بگذارد.اگر کاخ سفید واداره استخبارات آمریکا که طالبان ترورست وهمکار القاعده خواندند از رسمیت شناختن دفتر سیاسی طالبان عار نداشته باشد وبرایش کسر شأن نباشد برای مقامات کابل که همیشه در پی یافتن آدرس طالبان بودند هیچ زیبندگی ندارد که نسبت به دایجاد دفتر طالبان عکس العمل منفی نشان دهند چون این حکومت کابل است که بار ها بزیر بیرق طالبان نماینده فرستاده هم در کویته وهم در پیشاور وده های جای دیگر. اما حالا بخاطر گیچ ساختن مبصرین  وشخصیت های سیاسی مخالف سر از هر سوراخ مثبت ومنفی بیرون میآورد.
هدف ازین بازی ها چیست:؟ برای أهل خبره ضرور است تا استراتیژی وهدف اساسی را بفهند وخودرا بخاطر تکتیک های گمراه کننده ویا به اصطلاح قایم بازیک های این دلقک ها خسته نسازند. یک مسئله مردم سیاسیون ومخالفین ومواقین طالبان بدانند که  آمریکا وحامد کرزی مشرکا دارائی یک استراتیژی دراز مدت اند که ادامه حضور حامد کرزی در سیاست وقدرت جزء اساسی این استراتیژی است.طالبان گاهی هم در قدرت شریک نمیشوند نه خود شان شراکت میخواهند ونه هم جامعه جهانی ایشان را تحمل کرده میتواند طالبان از روز اول تا حال یک وسیله ویا ابزار تهدید کننده اند برای کسانیکه از سیاست های آمریکا رو تافته اند  این واقعیت از زمان حکومت مجاهدین در کابل پیداست. وایجاد دفتر طالبان در قطر صرف یک وسیله ویا ساطور تهدید است برای کسانیکه میخواهند کرزی از صحنه کنار برود واین کله گرگ را نشان میدهند در صورتیکه کرزی نباشد طالبان باید در قدرت شریک شوند وآنجاست که مخالفین کرزی میگویند خیر است از طالبان بهتر است اقلا در تلویزیونها صحبت کرده میتوانیم واگر این قدرت به طالبان سپرده شد آنجا دست ودهان هردو بسته میشود حال اگر دستها بسته است دهان باز است که میشود گفت درد وتب دل را از را زبان وحنجره بیرون میکنیم واگر طالب ها در قدرت باشد این تب ودرد بمثابه بمب در درون افراد روشنفکر وبیدار منفجر وبا عث نابودی همه میگردد.