ariana

ariana

Saturday, May 25, 2013

مصاحبه خلیل الرحمن سلحشور با محی الدین کبیری رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان

وضعیت افغانستان تقاضا میکرد که در تاجیکستان صلح وجود داشته باشد،اما هنوز به اهداف خود نرسیده ایم  مصاحبه خلیل الرحمن سلحشور با محی الدین کبیری رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان: 
 
 
 
 


 
 
 
 
 
 
 
 
 
پرسش: تشکر از اینکه به ما فرصت دادید تا مصاحبه از اوضاع سیاسی ، فرهنگی اجتماعی در تاجیکستان بحث بکنیم ، نخست میخواهم در مورد تاریخچه حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بپرسم ، اهداف شکل گیری این حزب چه بوده و به و دست آوردها و یا هم مشکلات تان ازچه قرار است؟
پاسخ: حزب نهضت اسلامی یکی از احزاب سیاسی تاجیکستان و تنها حزب اسلامی قانونی ثبت شده در آسیای میانه است که در سال ۱۳۷۰ تأسیس شد. این حزب از زمان استقرار صلح و آشتی ملی در تاجیکستان در سال ۱۳۷۶تاکنون یک نوع سیاست تدافعی را در مقابل گروههای رقیب اتخاذ کرده است. هرچند که حزب نهضت اسلامی در ۱۵سال گذشته توانست در داخل کشور ساختار سیاسی و جایگاه اجتماعی خویش را تقویت کند اما در مقابل، از سوی برخی گروه‌های رقیب، فشارهایی علیه این حزب وارد می شود.
ماست ، مابه قدر امکان مسوولیت خودرا در منطقه داریم، نهضت در طول چهل سال تاریخ خویش مرحله های گوناگونی را سپری کرده است، اول مرحله تاسیس و تکریم در اوج قدرت شوری بوده که واقعا به میدان آمدن چنین یک نیرو در حقیقت یک معجزه بود ، زیرا شوری  در آن وقت به یک نظام سرکوپ کننده معروف بود ، ده ها هزار علماء را قتل عام کردند و اصلا سیاست دولت این بود که هیچ رمز ونشانه های  باید از اسلام در منطقه وجود نداشته باشد. ولی مردم دین خودرا حفظ کردند و نه تنها حفظ کردند بلکه  با پیداکردن اولین فرصت  برای احیای ارزشهای دینی شان تلاش کردند.
مرحله تاسیس خیلی مرحله دشوار بود استادان مان زندانی شدند ، کشته شدند و به شهادت رسیدند  اما در زمان گورباچوف اندکی آزادی در مجموع به مردم داده شد و مسلمانان از آن نیز استفاده کردند و به دنبال تاسیس یک سازمان در کل شوری   رفتند  وبلاخره نهضت اسلامی شوری را تاسیس کردند و به فعالیت های خوب وگسترده را انجام دادند وحتی تحلیلگران آن زمان میگفتند که  بعداز حزب کمونیست شوروی ، نهضت اسلامی شوروی دومین سازمان قوی در کل شوروی است که بعداز یک سال تآسیس اش در دهه نود میلادی.
البته بعداز فروپاشی  اتحادیه شوری این حزب نیز متلاشی شد چون  هر کشوریکه  استقلال خودرا گرفت قوانین خویش را وضع کرد و به این نتیجه رسیدند که  در هر کشور باید حزب و سازمان جداگانه وجود داشته باشد. متاسفانه غیراز تاجیکستان درهیچ یک از کشورهای دیگر مثل ازبکستان جمهوریهای قفقاز ، آذربایجان و  قزاقستان  نهاد رسمی را نتوانستند حفظ کنند.
فعالیت حزبی تحت نام نهضت اسلامی تاجیکستان کاری آسان نبود، همیشه تحت فشار و با راه اندازی جنگ تحمیلی در کشور ما ، نهضت را مجبور کردندکه از کشور هجرت کنند، بنابراین ما به شمول رهبریت  نهضت و تمام افراد وابسته  به آن مجموعا  پنج سال در افغانستان سپری کردیم. این در مهاجرت  در دوره حکومت دولت اسلامی افغانستان تحت ریاست شهید استاد برهان الدین ربانی و وزیر دفاع ملی شهید احمد شاه مسعود صورت گرفت. من  ازین فرصت استفاده کرده منت داری خوش را به نماینده گی از نهضت وتمام خواهران وبرادران شما در تاجیکستان را به مردم افغانستان میرسانم.
پرسش: مصالحه ملی که  با کوششها و میانجیگری های استاد برهان الدین ربانی در تاجیکستان تحقق یافت و بلاخره موافقت نامه ای میان امام علی رحمان و مرحوم عبدالله نوری به امضاء رسید، چه تاثیری بر روحیه نهضت داشته و بعدازآن چه تغییراتی در پی داشته، آیا شما آز آن خوشبین هستید، عکس العمل ها در درون نهضتی ها به چه گونه بوده؟
پاسخ: بیبینید من هم  میخواهم دراین مورد همین را بگویم ، نخست ازهمه از مردم افغانستان ، شهید استاد برهان الدین ربانی، شهید مسعود وبه همه دوستانیکه واقعا زحمت کشیدند اظهار سپاس دارم، در طی پنج سال ده ها هزار تاجیکستانی رامیزبانی کردند، درحالی که خود ایشان نیاز به زندگی بهتر داشتند، اصلا نظر بنده این است که شهید استاد برهان الدین ربانی و شهید احمد شاه مسعود از مهندسان صلح تاجیکستان هستند، اما امروز بعضی از دوستان انتقاد میگیرند که ایشان نگذاشت که جهاد به نقطه نهایی خود برسد و مسلمانان بعداز مرحله جهاد در یک شرایط بهتر زندگی کنند.
باید گفت که در آن شرایط  وضعیت خود افغانستان تقاضا میکرد که در تاجیکستان صلح وجود داشته باشد.تاجیکستان به عقبه لوژیستیکی افغانستان مبدل شده بود. مخصوصا نیروهای اتحادیه شمال که تحت فشار سخت ازسوی طالبان قرارگرفته بود، چون نیروهای اتحاد شمال تحت رهبری احمدشاه مسعود نیازمند کمک های کشورهای همجوار مثل تاجیکستان بود و استاد ربانی و احمدشاه مسعود تلاش  و کوشش میکردند و برادرانه خواهش میکردند که هرچه زودتر در تاجیکستان به صلح برسند. همه این عوامل سبب شد تا استاد عبدالله نوری رحمة الله علیه باید ازاین دو یکی از انتخاب میکرد ؛ گذشت کردن و راضی بودن به یک صلح پایدار که بیشتر گذشت را باید نهضت داشته باشد، ویاهم پافشاری برای  ادامه جهاد و به یک غلبه احتمالی و پیروزی احتمالی ولی با نظرداشت وضع برادران استاد ربانی و احمدشاه مسعود  در افغانستان که ممکن بود بدتر میشد. چون وقتی که در تاجیکستان صلح  به وجود نمی آمد ایشان امکان اخذ کمک های لوژیستیکی  از مرز تاجیکستان را نمیداشته و از دست میدادند. این همه عوامل وتاثیراتی بود تا در آوردن صلح به تاجیکستان موفق شوند.
البته اگر ما یک مروری به آن تاریخ صلح بکنیم، انتظاری های که از صلح داشتیم همه اش برآورده نشده است. مهم ترین دست آورد که داشتیم  ، صلح و امن تاحدی در تاجیکستان بدست آمد، ولی ما میخواستیم در مرحله بعدی یک کشور دیموکراتیک و آزاد داشته باشیم ، مردم آزادی های دینی ، سیاسی و اقتصادی داشته باشند، و انسان در دولت و کشور خویش صاحب کرامت بوده باشد. آن چیزیست که متاسفانه الآن ما درتاجیکستان نداریم. اگر ما عدم جنگ ، تیرپرانی  وعدم خشونت را میتوانیم نوع ثبات در تاجیکستان قبول نمایم ولی  از نگاه ما این ثبات نیست ، ثبات واستقرار در حالتی به وجود می آید که مردم از اوضاع و حالت اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی  ودینی راضی باشند ، متاسفانه در تاجیکستان این وجود ندارد. حالا اگر به دنبال آن برویم که کی سبب شد بیشترآیا دوستان افغانی ما سبب شدند واین صلح را به ما تحمیل کردند  و یا اینکه ما خود تاجیکها آن صلح جانانه آن سازشنامه را حفظ کنیم و نتوانستیم به شرطنامه ها آن جامه عمل بپوشانیم، فکر میکنم ما خود مان بیشتر مقصر هستیم و با استفاده از فرصت بعداز فروپاشی طالبان در افغانستان و هم ورود نیروهای غربی و یک تفاهم از طرف روسها، دیگر تاجیکان به حالت خودش واگذاشته شد وبعضی ها در دوشنبه ازین شرایط سوء استفاده کردند .
چون درک کردند که افغانستان الآن به یک محور مشکلات منطقوی تبدیل شده است بنابر تاجیکستان به حالت فراموشی سپرده شد و هیچ کس پرسشی در مورد نقض های شروط سازشنامه مصالحه ملی را نکرد. و از عدم اجراآت آن کسی پاسگویی نکرد. چون همگان نیاز به تاجیکستان داشتند و همچون منطقه عبور و برای شان دیگر مهم نبود که در تاجیکستان چه میگذرد، مهم این بودکه یک راهی داشته باشند برای رسیدن به اهدافشان در افغانستان. بنابراین بعضی از هموطنان ما ازین وضعیت سوء استفاده کردند و از دست آورد های که از آن روزهای صلح داشتیم دست کشیدند.
پرسش: نتایج تاثیرگذار که نهضت به آن دست یافته باشد چیست مخالفت هاو شکایت های برای عدم اجراء آن در درون وبیرون نهضت وجود دارد یاخیر؟
پاسخ: حالا در شرایطی قرارداریم که گروهی از شرایط صلح ناراضی هستند و میگویندکه خواسته ها و نیازهای ما برآورده نشد ، اینها سازمان های بودند که در زمان صلح  ایتلافی با نهضت اسلامی تاجیکستان داشتند. چون نهضت اسلامی تاجیکستان نیروی اصلی اپوزیسیون در کشور بود و جنبش رستاخیز و حزب دیموکرات و سازمان های دیگریکه با ماپیوسته بودند و حتی بخشی ازنهضت هم امروز شکایت میکنند که ما آن صلحی که میخواستیم نتایجی خوبی برای ما نداشته است وبرنده این سازشنامه و صلح یک طرف شد ولی مهم ترین نکته اینجاست که ما پیش راه جنگ را گرفتیم  و بعداز مصالحه ملی پیشروی مبازرات سیاسی و دینی را ادامه داده به رقابت های انتخاباتی وارد شدیم. اما متاسفانه در تاجیکستان انتخابات شفاف وجود نداشته است .
پرسش: اگر یک انتخابات شفاف در تاجیکستان برگزار شود برنده این انتخابات کی خواهد بود و شما چند در صد رای گرفته میتوانید؟
پاسخ: ما هر رقمی را که بگوییم ممکن طرف مقابل این را جنبه تبلیغاتی فکر کند  اما تمام گزارشها وتحقیقات  و پرسش نامه های که صورت گرفته ثابت کرده است  نهضت در انتخابات پارلمانی قبلی  حد اقل چهل در صد آراء مردم را از  آن خود کرده است. این بدین معنی است که نهضت از ورود به مبارزات سیاسی ، خدمات و فعالیت های بزرگی را به مردم اش انجام داده است بخصوص برای جوانان وبانوان.