عبدالرحمنخان در قانون با بعضی از اشکال نکاح اجباری و بیحقوقی زنان مقابله کرد؛ اما در عمل، بهویژه در سرکوب هزارهها، حکومت او خود مرتکب اسارت، بردگی و ازدواج اجباری زنان و دختران شد.
این تناقض را نمیشود نادیده گرفت.
در خاطرات خود عبدالرحمنخان آمده است که زنِ بیوه ( پشتون تبار )پس از مرگ شوهرش نباید مجبور میشد با برادر یا خویشاوند شوهر ازدواج کند؛ همچنین ازدواج اجباری ممنوع اعلام شد و برای زن در صورت بدرفتاری یا نپرداختن نفقه، امکان درخواست طلاق یا نفقه پیشبینی شد.
ثبت رسمی ازدواج نیز برای جلوگیری از اختلاف و سوءاستفاده در نظر گرفته شد.اما هیچگاهی این فرمان ها عملی نگردید. مانند اینکه در یخ بنویسی و در آفتاب بگذاری.
اما این به معنی برخورداری زنان از حقوق برابر با مردان یا پایان یافتن نکاح اجباری در جامعه نبود. عبدالرحمنخان همچنان حاکمی بسیار مستبد بود و نگاه او به جایگاه زن کاملاً برابرخواهانه نبود. حتی منابعی که اصلاحات او را مثبت ارزیابی میکنند، تأکید دارند که آزادی و اختیار زنان در زندگی اجتماعی همچنان بسیار محدود ،دشوار و در چار دیواری خانه ها بود.
از طرف دیگر، این موضوع با رفتار حکومت عبدالرحمنخان با زنان هزاره تناقض بسیار دردناکی دارد. پژوهش منتشرشده در Harvard Human Rights Journal از ارتکاب خشونت جنسی، تجاوز، بردگی و ازدواج اجباری علیه زنان و دختران هزاره توسط نیروهای حکومت او سخن میگوید.
شیرین نظیری مبارز
No comments:
Post a Comment