نام او حبیبه و تخلص او انوری است. پدر او محمد انور که در گذر توپچی در شهر کابل به دنیاآمده بود، به حیث ناظر خاص شاه امانالله، امور روزانه دفتراو را سر و سامان میداد و پسانترپیشه تجارت را برگزید. مادرش صابره نام داشت و از سواد خواندن و نوشتن بیبهره بود
حبیبه در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در باغ علیمردان در کابل پا به جهان گذاشته است. شش برادر وسه خواهر بودند. برادر بزرگتر، محمد زمان انوری در تئاتر در رادیو افغانستان و در مطبوعاتقریب به چهار دهه کار کرده است. در روزگاری که زنان هنوز اجازه نقشآفرینی نیافته بودند،محمد زمان انوری نقش زن را در تئاتر بازی کرده است. برادر جوانتر، عثمان انوری با نام هنریفاخته و بعداً جوینده حدود سه سال در دههٔ سی خورشیدی در رادیو آواز خوانده بود. او پس ازآنکه به قصد تحصیل به ایتالیا رفت، دیگر آوازخوانی نکرد. ناهید خواهر جوانتر دیگر آزاده همیکی دو آهنگ خواند و پس از ازدواج دیگر اجازهٔ آوازخوانی نیافت.
آزاده تا صنف نهم را در مکتب ملالی درس خواند. در سال ۱۳۴۵ با عبدالشکور ازدواج کرد کهپسری به نام عبدالصبور و دختری به نام فروزان حاصل آن ازدواج است. عبدالشکور بار دومازدواج کرد و حبیبه در سال ۱۹۹۶ میلادی با فرزندان به هند رفت و در سال ۲۰۰۱ مهاجر کاناداشد. در تمام سالهای که آزاده در اوج شهرت قرار داشت و هنرمندان موسیقی برای اجرایکنسرت به کشورهای منطقه دعوت میشدند، او سر از زادگاه بدر نکرد. آزاده پس از ترکآوازخوانی، چندین سال در موسسهٔ نسوان در کابل به عنوان استاد بافت دستی کار کرده است.
رویآوردن او به موسیقی زاده یک تصادف بود. روزی از روزها که او آهنگ فلکلوریک «نصرونصرو جان» را در خانه بیخیال با خود زمزمه میکرده، برادرش زمان انوری متوجه آوازخوانی اومیشود. او را با خود نزد عبدالغفور برشنا که مدیر نشرات رادیو بود، میبرد. آواز او رامیپسندند و حفیظالله خیال برایش آهنگ «یارجان بکن دوران که نمیمانه جوانی» را میسازدکه به صورت زنده به عنوان اولین آهنگ او از رادیو کابل آن روزگار نشر میشود. شانزده ساله بودو چادری بر سر پشت میکروفون خوانده بود. مدتی از برشنا موسیقی را فراگرفت.
در طول عمر آوازخوانی، از ۱۳۳۴ یا ۱۳۳۵ خورشیدی تا احتمالاْ ۱۳۴۴ یا ۴۵ خورشیدی،آهنگهای ماندگاری به آواز او در یادها ماندند مثل «من گلفروشم»، «او بُتهوالا»، «سمنک درجوش»، «شیرین روباه بمره»، «نازکو نازکو به مه سیل کو»، «شمشمک من، الا دلبرک من» وآهنگهای پشتوی «برکندو ته گوره»، «نن می یار رازی»، « قاصده ورشه په دلبر وایه سلام زما» و شاید شماری دیگر.
مجلهٔ ژوندون در سال ۱۳۴۲ خورشیدی، ماه اسد شمارهٔ ۲۲ خود نوشت که آزاده بیست و سهساله است و از هشت سال بدینسو آواز میخواند. آزاده که در این سال در میان آوازخوانهایزن، خوانندهٔ سال انتخاب شده و جایزهٔ سه هزار افغانی نصیبش گردیده، به گزارشگر مجلهمیگوید که آوازخوان، هنرمند است. هنرمند واقعی باید جدا از اخلاق نکو، صاحب آواز خوبباشد، به موسیقی عشق داشته و تمرین و معلومات در موسیقی داشته باشد. خودش انتخابشدن به حیث خوانندهٔ سال را مرهون آهنگهای «خوشا عهد جوانی» و «مرغک» میداند. «اکثر مردم به همین عقیده هستند که خواندن «مرغک» برای آزاده یک دنیا شهرت و محبوبیترا فراهم کرد. چنانچه امروز از هر دهن وصف خواندن مرغک را میشنوید.»
آزاده، روز یکشنبه تاریخ اول سپتامبر ۲۰۲۴ میلادی ساعت پنج عصر به دلیل کهولت سن درهشتاد و چهار سالگی چشم از جهان فروبست و روز دوشنبه در شهر تورنتو در کانادا به خاکسپرده شد.
No comments:
Post a Comment