آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Monday, March 2, 2026

آزاده، آوازخوانی که در حسرت از جهان رفت

 نام او حبیبه و تخلص او انوری استپدر او محمد انور که در گذر توپچی در شهر کابل به دنیاآمده بود، به حیث ناظر خاص شاه امان‌الله، امور روزانه دفتراو را سر و سامان می‌داد و پسان‌ترپیشه تجارت را برگزیدمادرش صابره نام داشت و از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره بود

حبیبه در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در باغ علیمردان در کابل پا به جهان گذاشته استشش برادر وسه خواهر بودندبرادر بزرگ‌تر، محمد زمان انوری در تئاتر در رادیو افغانستان و در مطبوعاتقریب به چهار دهه کار کرده استدر روزگاری که زنان هنوز اجازه نقش‌آفرینی نیافته بودند،محمد زمان انوری نقش زن را در تئاتر بازی کرده استبرادر جوان‌تر، عثمان انوری با نام هنریفاخته و بعداً جوینده حدود سه سال در دههٔ سی خورشیدی در رادیو آواز خوانده بوداو پس ازآن‌که به قصد تحصیل به ایتالیا رفت، دیگر آوازخوانی نکردناهید خواهر جوان‌تر دیگر آزاده همیکی دو آهنگ خواند و پس از ازدواج دیگر اجازهٔ آوازخوانی نیافت.

آزاده تا صنف نهم را در مکتب ملالی درس خوانددر سال ۱۳۴۵ با عبدالشکور ازدواج کرد کهپسری به نام عبدالصبور و دختری به نام فروزان حاصل آن ازدواج استعبدالشکور بار دومازدواج کرد و حبیبه در سال ۱۹۹۶ میلادی با فرزندان به هند رفت و در سال ۲۰۰۱ مهاجر کاناداشددر تمام سال‌های که آزاده در اوج شهرت قرار داشت و هنرمندان موسیقی برای اجرایکنسرت به کشورهای منطقه دعوت می‌شدند، او سر از زادگاه بدر نکردآزاده پس از ترکآوازخوانی، چندین سال در موسسهٔ نسوان در کابل به عنوان استاد بافت دستی کار کرده است.

روی‌آوردن او به موسیقی زاده یک تصادف بودروزی از روزها که او آهنگ فلکلوریک «نصرونصرو جان» را در خانه بی‌خیال با خود زمزمه می‌کرده، برادرش زمان انوری متوجه آوازخوانی اومی‌شوداو را با خود نزد عبدالغفور برشنا که مدیر نشرات رادیو بود، می‌بردآواز او رامی‌پسندند و حفیظ‌‌‌الله خیال برایش آهنگ «یارجان بکن دوران که نمی‌مانه جوانی» را می‌سازدکه به صورت زنده به عنوان اولین آهنگ او از رادیو کابل آن روزگار نشر می‌شودشانزده ساله بودو چادری بر سر پشت میکروفون خوانده بودمدتی از برشنا موسیقی را فراگرفت.


در طول عمر آوازخوانی، از ۱۳۳۴ یا ۱۳۳۵ خورشیدی تا احتمالاْ ۱۳۴۴ یا ۴۵ خورشیدی،آهنگ‌های ماندگاری به آواز او در یادها ماندند مثل «من گل‌فروشم»، «او بُته‌والا»، «سمنک درجوش»، «شیرین روباه بمره»، «نازکو نازکو به مه سیل کو»، «شمشمک من، الا دلبرک من» وآهنگ‌های پشتوی «برکندو ته گوره»، «نن می یار رازی»، « قاصده ورشه په دلبر وایه سلام زما» و شاید شماری دیگر.


مجلهٔ ژوندون در سال ۱۳۴۲ خورشیدی، ماه اسد شمارهٔ ۲۲ خود نوشت که آزاده بیست و سهساله است و از هشت سال بدینسو آواز می‌خواندآزاده که در این سال در میان آوازخوان‌هایزن، خوانندهٔ سال انتخاب شده و جایزهٔ سه هزار افغانی نصیبش گردیده، به گزارشگر مجلهمی‌گوید که آوازخوان، هنرمند استهنرمند واقعی باید جدا از اخلاق نکو، صاحب آواز خوبباشد، به موسیقی عشق داشته و تمرین و معلومات در موسیقی داشته باشدخودش انتخابشدن به حیث خوانندهٔ سال را مرهون آهنگ‌های «خوشا عهد جوانی» و «مرغک» می‌داند. «اکثر مردم به همین عقیده هستند که خواندن «مرغک» برای آزاده یک دنیا شهرت و محبوبیترا فراهم کردچنانچه امروز از هر دهن وصف خواندن مرغک را می‌شنوید

آزاده، روز یکشنبه تاریخ اول سپتامبر ۲۰۲۴ میلادی ساعت پنج عصر به دلیل کهولت سن درهشتاد و چهار سالگی چشم از جهان فروبست و روز دوشنبه در شهر تورنتو در کانادا به خاکسپرده شد

No comments: