مولانا عبدالکبیر (فرخاری)
بادروغت پیر من ترسی نداری از عذاب رخش تابوت قیامت را تویی پا در رکاب
با دروغ شاخدارو حیله و مکرو فریب چهره ی بیماری ات را میکشی لای نقاب
خواهی تا پنهان کنی خورشید عالم تابرا شک ندارم میتوانی با دوانگشت آفتا ب
در هوای نفس خواهی مردچون ملای لنگ مشکل آسان میشود گویی دروغ بی حجاب
گفته ی پیغمبراست:((الکاذب لاامتی)) نزد ملاییکه داند بازکن برگ کتاب
استخاره یعنی ترفندی کند غارت گری یاکه بادیرا رها کردن بود در تخت خواب
توده ی ناخوانده درس وخفته درکانون رنج از گزند همچو غولی میکشد رنج و غذاب
زیر چطر دین شود پنهان همی نسل فرنگ در شب تاریک بندد دست و پای شیخ شاب
کج نمیدارد جفنگش راه هر بیدار دل دل نمیبندد (غنی) بر چشمه ی آب سراب
با حقارت زندگی چون مور در پای خسان
باک (فرخاری) ندارد (صبغت) عالی جناب
ونکوور کانادا
| |
This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.
|

No comments:
Post a Comment