نويسنده. ناظر ميرزايي
شاید، گوش دخترانِ افغانستانی، به این جملات بسیار آشنا باشد. «یک دختر خوب هیچوقت اعتراض نمیکند. یک دختر خوب، کم حرف میزند. به یک دختر خوب، آنچه که پدر، برادر یا شوهر تصمیم بگیرند، به صلاحشان است. یک دختر خوب...»
این خوببودن زیادی، باعث جذب افرادِ نادرست به سمت زنان میشود. از دختران خوب اینطوری برداشت میشود که آنان چربترین لقمه برای بهرهکشی، کنترل و حتا مناسبتر از بقیه برای سوء استفادهای احساسی، جسمی و جنسی استند. این رفتارِ خوب و خوبی زیاد، از آنان قربانی میگیرند. حتا، یک ضربالمثل نه چندان عام، در فرهنگ ما نیز گاهی در گفتوگوها از آن استفاده میکنند، همان «زنِ کم رُوی» است. شاید شنیده باشید، میگوید: «زنی گفته بود از کمروی زیاد، اولادهایم همه سوله است.» نویسنده این کتاب، کمرویی، منفعلبودن، ترسوبودن را از جمله خصایص یک «دختر خوب» میشمارد. خیلی وقتها شاید متوجه شده باشید، دختران اغلباً جذب مردانی لندهغر، قلدُر و قلتاق میشوند. شاید شنیده باشید که میگویند «زنان با مردانِ خوب درد دل میکنند و با مردان قلدُر و بیسروپا ازدواج.» در این کتاب به این نیز پرداخته شده است. دختر خوب، برای ارضاءکردن چیزهای که میخواهد، ولی انجام نداده، با آن دسته از مردان اوباش ازدواج میکند. زیرا سرکشی، قلدری، نافرمانی، در وجود همین مردان بیشتر از بقیه دیده میشوند. میخواهد با تکیه به آن مردان آن خالیگاه را پُر کند.
خب، شاید پرسش این باشد، اگر «دختر خوب» نباشیم، پس حتماً باید «دختر بد» باشیم. چرا که متضاد «خوب»، «بد» است. نه! در این کتاب، بهخوبی توضیح داده، به جای «دختر خوب» میتوانید «زنِ قدرتمند» باشید. تبدیل شدن یک «دختر خوب» به یک «زن قدرتمند» را در این کتاب به خوبی توضیح داده است. برای همین به اکثریت از بانوانِ گرامی، خواندن این کتاب را توصیه نموده و در کنار «جنس دوم» مملو از ثواب میدانم. به دخترنتان حتماً یاد بدهید که چگونه یک «زن قدرتمند» باشد تا یک دختر خوب. این وظیفهای شماست.
No comments:
Post a Comment