قرار است در روزهای اول و دوم ماه می نشستی به میزبانی آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در دوحه قطر در مورد افغانستانبرگزار شود.
اظهارات معاون دبیرکل سازمان ملل متحد، با واکنش و محکومیت گسترده در افغانستان مواجه شده است، اما همزمان نگرانیهای عمیقو سوالات جدی را نیز به وجود آورده است.
اصلیترین پرسش اکنون برای شهروندان افغانستان این است که چرا جهان به خواستها و اعتراضات مردم این کشور، به ویژه زنان،بیتوجه است و چشم خود را بر روی تمام ارزشهای انسانی بسته است و در برابر یک گروه تروریستی به کرنش در آمده است؟
در این گزارش تلاش شده است که به این سوال پاسخ داده شود و نحوهی تعامل سازمان ملل متحد و کشورهای جهان با گروه طالبان وپیامدهای به رسمیت شناختن این گروه، بررسی شود.
عبور از رویکرد ارزش محور
جامعه جهانی پس از سقوط سلطه گروه تروریستی طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی، با شعار دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیانو آزادیهای مدنی به عنوان والاترین ارزشهای انسانی، وارد افغانستان شدند.
اکنون که بیست سال از آن زمان میگذرد، این ارزشها بار دیگر از سوی گروه تروریستی طالبان مورد حمله قرار گرفته و از بین رفتهاست؛ اما جهان نه تنها به دفاع از چنین ارزشهایی بر نخاسته که هر روز بیشتر گروه طالبان را به آغوش میکشد و به اعتراضاتشهروندان افغانستان بیتوجه است.
نعیم نظری، سرپرست کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در پاسخ به این پرسش که چرا جهان به اعتراضات و خواستهایشهروندان افغانستان، به ویژه زنان، بیتوجه است و در راستای به رسمیت شناختن گروه طالبان گام بر میدارد، میگوید که جهان درقبال مسائل افغانستان، رویکرد سیاسی را اختیار کرده، نه رویکرد ارزش محور را.
او به نیمرخ گفت که «آرزو دارم دولتها و جامعه بینالمللی به طالبان باج سیاسی نپردازند و این حاکمیت را که از هیچگونه مشروعیتملی برخوردار نیست، بهرسمیت نشناسند. اما با تأسف آنچه که بسیار واضح است اینست که رویکردِ جامعه بینالمللی نسبت بهافغانستان، رویکرد سیاسی است، نه ارزشی».
آقای نظری میگوید که شماری از ساختارها و نهادهای بینالمللی براساس مسئولیتهای وظیفوی شان، به مسئله افغانستان فارغ ازرویکرد سیاسی و بر اساس رویکرد ارزشی و حقوق بشری نگاه میکنند، اما این ساختارها و نهادها از قدرت اجرایی برخوردار نیستند.
به باور سرپرست کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، وضعیت حقوق بشری شهروندان افغانستان در مجامع بینالمللی بازتابگسترده داشته و « تا حدی، حس همدردی جامعه بینالمللی را برانگیختهاست و سبب نقدها و نکوهش رویکردهای طالبان شدهاست.»
او اضافه میکند که «ابراز همدردی با مردم و نقد و نکوهش طالبان از سوی چهرهها و ساختارهای بینالمللی مهم است، اما نباید درهمین حد باقی بمانند. توقع مردم افغانستان از جامعه بینالمللی فراتر از این روشهاست. مردم با این نکوهشها، نه به آزادی دستمییابند، نه به امنیت و نه به رفاه و بهبودِ زندگی مادی.»
او اصلیترین دلیل بیتوجهی جهان به اعتراضات و خواستهای شهروندان افغانستان را «رویکرد سیاسیِ فارغ از پابندی به ارزشها وموازین حقوقبشری و دموکراتیک» میداند و میگوید که چنین رویکردی باعث شده است که «صدای اعتراض ساختارهای حقوقبشریو شهروندان کشور تحتالشعاعِ منافع و رویکردهای سیاسی قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه» قرار گیرد.
ارائه روایت انحرافی از وضعیت افغانستان
از زمان تسلط گروه تروریستی طالبان بر افغانستان، مسئولان دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در کابل با این گروه تعامل نزدیکداشتهاند و هدف آن را فراهم کردن زمینه ارائه کمکهای بشردوستانه به شهروندان افغانستان اعلام کردهاند.
اما به باور منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش، تعامل دفتر سیاسی سازمان ملل در کابل با گروه طالبان از سطح تعامل برایکمکهای بشردوستانه بسیار فراتر رفت و به یک تعامل سیاسی تبدیل شد.
او به نیمرخ گفت که «سازمان ملل متحد متأسفانه نقش منفی در قبال مسائل افغانستان داشته، به شدت برای طالبان لابی کرده وکشورها را با گزارشهای نادرست و اشتباه خود به یک طرف نادرست سوق داده و یک روایت غلط و غیر عادلانه را نسبت به طالبان درسطح دنیا به وجود آورده است».
به باور خانم باختری، رزا اتونبایوا، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان، در گزارشهای که از وضعیت افغانستان بهشورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرده، مسئله امنیت و حتی رشد اقتصادی را برجسته کرده و نقض حقوق زنان و مسائل فرهنگی رارجعت داده به اینکه طالبان حکومت دینی برپا کردهاند و نظر به فرهنگ و دینی که دارند در مورد مسائل داخلی خود تصمیم میگیرند و باچنین گزارشهای اذهان تمام مقامات سازمان ملل را به جهت نادرست سوق داده است.
سفیر افغانستان در اتریش، سخنان آمنه محمد، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد به رسمیت شناختن گروه طالبان رانیز «حمایت و لابی مستقیم» از گروه طالبان و «عدول از منشور و ارزشهای این سازمان» میداند.
او میگوید که سازمان ملل متحد، به عنوان یک سازمان، صلاحیت به رسمیت شناختن گروه طالبان را ندارد، اما این سازمان برای اینکهگروه طالبان از سوی کشورها به رسمیت شناخته شود و در راستای منافع این گروه، لابی میکند و این لابی حتی قبل از تسلط این گروهبر افغانستان آغاز شده بود.
پیامدهای به رسمیت شناختن طالبان
یکی از جدیترین سئوالها این است که پیامدهای به رسمیت شناختن یک گروه تروریستی به عنوان دولت رسمی افغانستان، چیست؟ اینتصمیم چه خطراتی را برای افغانستان و جهان در پی خواهد داشت؟
سرپرست کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان میگوید که به رسمیت شناختن گروه طالبان پیامدهای گسترده برای شهروندانافغانستان و خطرات جدی برای جهان در پی دارد.
آقای نظری میگوید: «مردم افغانستان آزادیهای مدنی و سیاسی شان را بهگونه بیپیشینه از دست خواهند داد. عرضه خدمات محدودو تبعیض نژادی، مذهبی و جنسیتی نهادینه خواهد شد. اقوامِ بهحاشیهراندهشده منزویتر خواهند شد و فرصتِ ملتسازی برای مدتِطولانی از میان خواهد رفت. زنان، به محبوسانِ خانگی و نیروی کاملاً منفعل مبدل خواهند شد.میزانِ فقر افزایش خواهد یافت. نفرت،خشونت و جنگ، ابعادِ وسیع و پیچیده پیدا خواهد کرد و به تنوع و رشدِ فرهنگی و علمی نقطه پایان گذاشته خواهد شد».
او میگوید که از طرف دیگر، به رسمیت شناختن گروه طالبان باعث خواهد شد که «تعدادِ کثیری از نوجوانان و جوانان کشور به فدائیانو لشکرِ انتحار و دهشت مبدل شوند و امنیتِ منطقه و جهان را با خطر جدی روبرو بسازند».
زرقا یفتلی، فعال حقوق زنان، به رسمیت شناختن گروه طالبان را «ظلم آشکار» به میلیونها زن افغانستانی که تمام حقوق شان توسطاین گروه سلب شده میداند و میگوید این مسئله باعث امتیاز طلبی، باج خواهی و الگوگیری گروههای تندرو و تروریستی خواهد شد.
خانم یفتلی به نیمرخ گفت که هرگونه اقدام در راستای به رسمیت شناختن طالبان از سوی سازمان ملل و یا کشورهای عضو این سازمان،علاوه بر اینکه به جایگاه این سازمان صدمه بزرگی را وارد میکند، باعث خواهد شد که «تمام گروههای خشونت گر با استفاده از اینالگوی بد، بیهیچ ترسی از حسابدهی به جنایت و ظلم خود دوام داده و امتیاز بگیرند».
نعیم نظری میگوید که «جهان از تعامل با طالبان، چیزی جز تقویتِ تروریسم بهدست نخواهد آورد و در نتیجۀ این تعامل، نظم و امنیتبینالمللی به مخاطره جدی مواجه خواهد شد».
سرپرست کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان اضافه میکند که «من باور دارم که منافع استراتیژیک کشورها و در مجموع جامعهبینالمللی، با احترام به موازین و میکانیسمهای پذیرفتهشده بینالمللی و رعایت منافع مشروع همدیگر تأمین میگردد، نه با رویکردهایهژمونیک، بازیهای کثیف سیاسی، استفاده ابزاری از تروریسم و راهاندازی جنگهای نیابتی».
آقای نظری ابراز امیدواری میکند که «جامعه بینالمللی به جای بهرسمیتشناسی ناقضانِ عمده حقوقبشر و تربیون دادن به تندروی وترور راهکارهای معقول، مؤثر و مبتنی بر حقوقبشر و خواست مردم افغانستان را در پیش بگیرند».
No comments:
Post a Comment