تفکر طالبانی تلفیقی است از تفکرات عنعنوی بدوی اجتماعی حاکم بر افغانستان و تفسیر سخت از متون شرعی ، این نوع طرز تفکر میتواند با بسیاری از پدیده های جدید و مدرن که جوامع بشری طی تکامل خود به آن نایل شده اند مخالف باشد .
با تجاربی که از سال های حاکمیت طالبان در دهه نود موجود است ، ایشان خیلی راحت توانستند هر آنچه را که به ذم و برداشت خود شان مخالف نصوص شرعی بود حرام دانسته و آنرا شدیدا منع نمایند . بر اساس این برداشت ها ، آسیب پذیر ترین طبقه که نیم پیکر اجتماع است ، زنان اند که تفکر طالبانی هیچ مسامحه ئی را در مورد شان قبول ندارد، خواستگاه تفکر طالبانی که که تا اندازه ئی به شریعت هم وصل میشود نوعی تفکر عنعنوی جامعه قبیله وی و روستایی در قبال زن ها است . اگر تصور کنیم که در دو دهه اخیر برای زنان کشور حقوق خاصی از جمله حق تحصیل ، کار ، سفر ، بهداشت و آزادی بیان داده شده بود این مختص به چند شهر کلان و یا روستاهای نزدیک به شهر های کلان بوده است و در اکثر مناطق با آنکه زیر سیطره طالب نبوده اما تفکر طالبانی زن ها را از تحصیل و کار محروم ساخته بود . با تسلط احتمالی طالبان بر شهر ها، همان آزادی نسبی بوجود آمده هم محدود خواهد شد.
پس تفکر طالبانی که مخلوطی از شریعت با تفکرات قبیلوی و روستایی است با حقوق زنان به معنی امروزی آن آشتی ناپذیر است.
مارینا یار ، عضو جنبش آزادی بخش زنان افغانستان
No comments:
Post a Comment