آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, September 10, 2020

خرم سلطان

نام واقعی خرم خاتون «آلکساندرا آناستازیا لیسوفسکا » بوده است که به گفته ویل دورانت، اروپاییان او را «روکسلانه» می خواندند. آلکساندرا که از اسیران روسی بود پس از اسارت و هنگامی که به حرمسرای دربار عثمانی فرستاده می شود

 

و به صف کنیزان «سلطان سلیمان قانونی» در می آید نام «خرم خاتون» بر او می نهند. خرم خاتون زنی دور اندیش و از زیبایی چهره و اندام، بهرۀ فراوان داشت. دارای ذهنی منظم و صاحب ذکاوتی فوق العاده بود. زیبایی، هوش سرشار، جسارت در ریسک پذیری، آینده نگری، و نشاط و سرزندگی اش دلایل قابل فهمی است که چرا سلطان سلیمان، به این کنیز روسی «تازه مسلمان»، آنگونه دل می بازد.

خصایل کم نظیر این زن، و از این ها مهم تر علاقۀ سخاوتمندانه پادشاه به او، در مجموع دلایلی است که وی می تواند نزدیک به چهل سال با اقتدار و درایت در دربار سلطان سلیمان قانونی، زندگی کند و با عبور معجزه آسا از چندین سوءقصد نافرجام که جانش را هدف گرفته بود سرانجام پسر خود «سلیم» را بر تخت پادشاهی بنشاند.

  خرم خاتون برای سلطان شش فرزند به دنیا آورد: مهرماه، سلیم، بایزید، عبدالله، جهانگیر، و محمد. با زیر پا گذاشتن عادات و رسومات پیشین، خرم در نهایت از بردگی خارج شد و به بنده‌ای آزاد و همسر نکاحی سلطان بدل شد. بدین ترتیب سلیمان قانونی، اولین سلطان امپراتوری عثمانی پس از اورخان غازی شد که همسری رسمی اختیار می‌کرد. با این ازدواج، موقعیت خرم سلطان در کاخ افزایش یافت و در نهایت با اعمال نفوذ، پسرش سلیم را بر تخت حکومت نشاند.

 خرم خاتون به عنوان مشاور سلطان سلیمان در امور کشوری عمل می‌نمود و احتمالن بر امور خارجی و سیاست‌های بین‌المللی امپراتوری عثمانی نیز اعمال نفوذ می‌کرد. دو نامه‌ای که خرم به سیگیسموند دوم اوگوستوس، پادشاه لهستان نوشته بود، هم‌اکنون نیز موجودند و در طول حیات او، روابط امپراتوری عثمانی با دولت لهستان صلح‌آمیز بود. برخی از مورخین اعتقاد دارند که خرم سلطان با استفاده از قدرت سلطان سلیمان، حمله‌های مکرر تاتارهای کریمه به زادگاهش که برای گرفتن برده انجام می‌گرفت را کنترل کرده بود. در خصوص تأثیر و نفوذ خرم سلطان در امور سیاسی، دکتر محمد تقی امامی در پژوهش خود می نویسد: خرم خاتون در نقش سوگلی سلطان، در کارهای سیاسی و دیپلماتیک، کمک سلیمان قانونی بود. به طوری که در پناهنده شدن دو شاهزاده ـ برهان عالی از شیروان شاهان، و القاص میرزا پسر شاه اسماعیل صفوی از ایران، برای دریافت کمک نظامی به منظور تصاحب تاج و تخت، خرم سلطان در نقش مادر ، به این دو شاهزادۀ پناهنده، محبت نمود. (نقش سیاسی خرم سلطان در دربار عثمانی، دکتر محمد تقی امامی. به نقل از پارسا دوست 1381). در کنار دخالت‌های سیاسی‌اش، خرم‌سلطان در انجام امور خیریه نیز دستی داشت و احتمالن ایفای این نقش را به تقلید از زبیده همسر هارون الرشید انجام می‌داد. ساختن مسجد، دو مدرسهٔ قرآنی، فواره، و بیمارستان زنان در نزدیکی بازار برده‌فروشی قسطنطنیه از جمله اقدامات خیریهٔ او به حساب می‌آیند. او دستور داد تا در نزدیکی مسجد ایاصوفیه، حمامی بنا کنند تا عبادت‌کنندگان بتوانند از آن استفاده کنند؛ حمامی که امروزه حمام خاصگی خرم سلطان نام دارد. در سال ۱۵۵۲ در بیت المقدس امارت خاصگی سلطان را بنا کرد تا در میان فقرا و نیازمندان غذای رایگان توزیع کند. همچنین برخی از کارهای قلاب‌دوزی او (یا حداقل قلاب‌دوزی‌های که به سرپرستی او انجام گرفته بود) تاکنون باقی مانده‌اند؛ از جمله قلاب‌دوزی‌هایی که در سال ۱۵۴۷ و ۱۵۴۹ به ترتیب به شاه طهماسب و سیگیسموند دوم اوگوستوس اهدا شد.

«در دوران سلطنت محمد فاتح و سلطان سلیمان قانونی، قانون‎‎نامۀ رسمی دولت عثمانی مدون می شود... مغرب‎‎زمین بود که سلیمان را «باشکوه» لقب داد. اما مردم خودش، او را «قانونی» می خواندند زیرا در تدوین قوانین کشور عثمانی سهم بزرگی داشت»(تاریخ تمدن، ویل دورانت، جلد ششم، ص 834 و 845)

«ابراهیم پاشا» صدر اعظم او در اصل مردی یونانی بود که به دست دریازنان مسلمان اسیر و به عنوان برده ای لایق و قابل تربیت، تقدیم سلطان شده بود... سلطان سلیمان همواره با او بر سر یک سفره غذا می خورد و از مصاحبتش، مهارتش در نواختن موسیقی، تبحرش در زبان ها و ادبیات، و آگاهیش در امور جهان، لذت وافر می برد. روزی سلیمان چنین اعلام داشت: "هرچه ابراهیم پاشا بگوید باید به مثابه سخنان خارج شده از دهان گهربار خود من تلقی شود". یکی از دوستی های بزرگ تاریخی، شاید به شیوه و سنت یونان باستان، دوستی میان سلطان سلیمان و ابراهیم پاشا بوده است.»
( تاریخ تمدن، ویل دورانت، جلد ششم،، ص 838).

 

No comments: