آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Sunday, August 9, 2020

نابرابری جنسیتی

چرا اکثریت زنان در کهنسالی فقیر هستند؟ زیرا که نابرابری جنسیتی در طول عمرشان پی در پی انباشته شده است: در کودکی و جوانی از تحصیلات کافی برخوردار نشده اند، در بزرگسالی از فرصت های شغلی محروم بوده اند

و همه وقت شان به خانه داری و بچه داری و مراقبت از دیگران گذشته زنان از تبعیض های گوناگون جنسیتی رنج می برند، اما فاصله جنسیتی بر روی اقتصاد جهانی نیز تاثیر دارد. از همین روست که فوروم اقتصاد جهانی بدان می پردازد و پیشتر خلاصه ای از بررسی شکاف جنسیتی را از نگاه فوروم اقتصادی جهان مرور می کنیم.

همچنین دیدیم که برنامه توسعه ملل متحد از دیدگاه توسعه انسانی به این قضیه می پردازد در حقیقت نگرش خیلی واقع بینانه و جالبی به نابرابری جنسیتی تعریف می شود که در اینجا فشرده ای از آن را
می بینیم که برگرفته از گزارش توسعه انسانی
۲۰۱۹ است.

ابتدا بیایید ببینیم شاخص نابرابری جنسیتی چیست و رده بندی کشورها بر چه مبنایی قرار دارد.

شاخص نابرابری جنسیتی

این شاخص نمایانگر نابرابری جنسیتی در سه بعد است: بهداشت باروری، توانمندی سیاسی و مشارکت اقتصادی.هر چه این عدد کمتر باشد، نابرابری کمتر است.

بهداشت باروری با نرخ مرگ و میر مادران باردار و زایمان دختران نوجوان سنجیده می شود.

توانمندی سیاسی با سهم زنان از صندلی های مجلس و نسبت زنان به مردان در جمعیت دارای دیپلم دبیرستان مشخص می شود.

مشارکت اقتصادی با سهم اشتغال زنان در بازار کار تعیین می شود.

تعریف نابرابری جنسیتی و اندازه گیری عینی آن یک گام بزرگ به پیش است چرا که نه تنها وضعیت توسعه انسانی و نابرابری جنسیتی در هر کشوری را نشان می دهد بلکه ابعاد و سنجه های مشخصی که در تعریف نابرابری جنسیتی به کار گرفته شده همچون رهنمود برای دولت هاست تا بدانند که چه زمینه های مشخصی نیاز به توجه بیشتر و سیاست گذاری مشخص دارد تا نابرابری جنسیتی کاهش یابد.

تعریف شاخص نابرابری جنسیتی

واپس گرایان در همه جهان تلاش در حفظ فاصله جنسیتی دارند و از همه ابزار فرهنگی و حتا آموزه های دینی برای توجیه آن استفاده می کنند و در بسیاری کشورها مانند ایران حتا قوانینی وضع می کنند که سد راه زنان باشد و جلوی پیشرفت و توانمندسازی آنان را در زمینه های اقتصادی و سیاسی بگیرد. اما اکنون نابرابری جنسیتی دیگر یک مساله مبهم مورد اختلاف نظر فرهنگی و یا مذهبی نیست که بتوان آن را توجیه کرد و یا از آن دفاع کرد، بلکه یک واقعیت عینی است که در همه کشورها با رقم وعدد بطور مشخص اندازه گیری می شود و رقم بالای آن مایه شرمساری دولت هاست.

افزایش نابرابری جنسیتی در طول زندگی زنان

زندگی به  سه دوره تقسیم شده است: کودکی و نوجوانی، بزرگسالی و کهنسالی

کودکی و نوجوانی: نسبت دختران به پسران در دوره های تحصیلی و نیز نرخ بیکاری نسبی دختران به پسران سنجیده می شود.

بزرگسالی: نسبت زنان به مردان در جمعیت دارای تحصیلات دبیرستانی، در جمعیت جویای کار، در جمعیت شاغل در بخش غیر کشاورزی، و در تعداد نماینده های مجلس سنجیده می شود. همچنین زمان کارخانگی بدون دستمزد که صرف مراقبت از خانه و خانواده می شود در نظر گرفته می شود.

در آلمان نرخ بیکاری زنان کمتر از مردان است. در امریکا نزدیک به برابر است. در عربستان سعودی نرخ بیکاری زنان هفت برابر مردان است، در حالیکه درایران دو برابر است

بيشتر بخوانید:  فعالان جنبش زنان و گذر از دوران کرونا- فروغ سمیع‌نیا

نکته اصلی اینجاست که بیشتر ثروت فرد در طول ۴۰ سال نخست زندگی انباشت می شود. اگر فرد در کودکی و نوجوانی از آموزش مناسب برخوردار نشود، نمی تواند به دانشگاه راه یابد و یا حرفه و پیشه درآمدزایی اختیار کند. اگر در بزرگسالی امکان دستیابی به آموزش عالی را نداشته باشد، از بسیاری از حرفه های تخصصی با درآمد بالا محروم خواهد بود. زنان که در بزرگسالی بیشترین بخش بیکاران جامعه را تشکیل می دهند، نه تنها پایین ترین درآمد را دارند بلکه کمترین ثروت را می اندوزند و اندوخته ای برای سال های آینده زندگی هم نخواهند داشت. شکاف جنسیتی در کودکی به شکاف جنسیتی بزرگتری در بزرگسالی می رسد، و متاسفانه در دوران بعدی زندگی، یعنی در کهنسالی به فاجعه فقر شدید می انجامد

پیامدهای نابرابری جنسیتی در طول عمر تلنبار می شود و از همین رو متاسفانه چهره فقرکه بیشتر زنانه است، در کهنسالی به اوج می رسد و می بینیم که بسیاری از پیرزنان از دریافت مستمری محروم هستند و هیچ منبع درآمدی ندارند و باید چشم به بخشندگی فرزندان و یا این و آن نهاد نیکوکاری داشته باشند.

چرا اکثریت زنان در کهنسالی فقیر هستند؟ زیرا که نابرابری جنسیتی در طول عمرشان پی در پی انباشته شده است: در کودکی و جوانی از تحصیلات کافی برخوردار نشده اند، در بزرگسالی از فرصت های شغلی محروم بوده اند و همه وقت شان به خانه داری و بچه داری و مراقبت از دیگران گذشته، و درنتیجه در کهنسالی هیچ اندوخته اقتصادی ندارند و دست شان خالی است.

توجه کنید: در ایران نسبت مستمری بگیران زن به مرد، یک به ده است

ما کجا ایستاده ایم؟

 

تحقق کف، دورتر شدن از سقف

در پی رشد جنبش فمینیسم و حرکت جهانی برای حقوق بشر زنان، توجه جهانی به نابرابری جنسیتی و تلاش های ملل متحد در این زمینه آغاز شد و بسیاری از دولت ها اعلامیه جهانی رفع هرگونه تبعیض علیه زنان را تصویب کرده و به سیاست گذاری در این راستا پرداختند. از آن گذشته، نیروی کار ارزان زنان بیش از پیش مورد توجه سرمایه های کلان قرار گرفته و جهانی شدن نیز به روند ورود زنان به بازار کار در کشورهای در حال توسعه کمک کرده است.

میانگین شاخص نابرابری جنسیتی در یک دهه پس از ۱۹۹۵ خوب پیش می رفت. اما در دهه بعدی این روند رو به کاهش گذاشت. اکنون به نظر می رسد که این روند در نیم دهه گذشته تقریبا متوقف شده و نابرابری جنسیتی بسیار به کندی کاهش می یابد.

  نابرابری جنسیتی در جهان رو به کاهش بود اما چند سالی است که تقریبا ثابت مانده است.

اگر به ساختار یک جامعه نگاه کنید، هرم قدرت اقتصادی-سیاسی را از پایین به بالا می بینید که شهروندان عادی در پایین این هرم هستند و در راس هرم قدرت، دولتمردان و صاحبان سرمایه های کلان قرار دارند. زنان که زمانی در اندرونی ها و دور از بازار کار بودند، کم کم وارد بازار کار شده اند اما هنوز در سطح جهان به طور عمده در پایین هرم قدرت قرار دارند و سهم اندکی از قدرت  سیاسی در جامعه را با تعداد انگشت شماری از صندلی های مجلس و یا در شهرداری ها و شوراهای شهری در دست دارند. زنان هنوز راه درازی دارند تا در سیاست و اقتصاد جوامع نقش جدی ایفا کنند. زنان در توانایی های اساسی از جمله در زمینه مشارکت در بازار اقتصادی  و کسب درآمد پیشرفت های جدی در سطح جهان داشته اند اما در زمینه توانایی های پیشرفته، از جمله عاملیت و دگرگون سازی وضعیت به نفع خویش هنوز در اکثر کشورهای جهان جای شایسته خویش را نیافته اند.

تعریف توانایی های اساسی(نان آوری) و توانایی های پیشرفته (سیاست ورزی) و سدهای راه زنان

در رسیدن به توانایی های پیشرفته

سد راه رسیدن زنان از توانایی های اساسی به توانایی های پیشرفته چند عامل عمده است

    هنجارهای اجتماعی: نگرش سنتی که سعی در تحکیم نقش های جنسیتی دارد و باور به توانایی های زنان را – حتا برای خود زنان- کمرنگ می کند.

    مصلحت گرایی: بسیاری از زنان معمولا مجبور می شوند برای رضایت خاطر اطرافیان و یا حفظ چارچوب خانواده و یا ایفای هرچه بهتر نقش مادرانه خویش از بسیاری از فرصت ها بگذرند، تن به خشونت های گوناگون بدهند، و یا خواستار حقوق خویش به طور مستقیم نشوند.

    عدم تعادل قدرت: سنت های کهن و سنگین پدرسالاری و مردسالاری هنوز در بسیاری از جوامع در زندگی روزمره مردم نقش دارد و سنگین و پابرجا باقی مانده و سد راه کاهش فاصله جنسیتی می شود.

نکته شایان توجه در زمینه توانمندی ها سیاسی و اقتصادی این است که هر چه به راس هرم قدرت سیاسی و اقتصادی نزدیک تر می شویم، فاصله جنسیتی بیشتر می شود.

تقلب عربستان سعودی

گاه شاخص های تعریف شده برای اندازه گیری نابرابری جنسیتی به اندازه کافی دقیق نیست و یا با آنها بازی می شود. برای نمونه، حکومت عربستان سعودی که دیکتاتوری کامل است، می آید و با دوز و کلک یک مجلس مشورتی سرهم بندی می کند که هیچ قدرت اجرایی ندارد ولی زنان را بدان راه می دهد. از آنجایی که اسم این مجلس به هر حال مجلس است، و ۲۰ درصد صندلی های آن را هم زنان پر کرده اند، عربستان سعودی در رده بندی ها جایگاهی را می یابد که شایستگی اش را ندارد.

شاخص از قلم افتاده: حقوق جنسی

ایراد دیگر اینست که برخی شاخص ها در تعریف نابرابری جنسیتی از قلم افتاده است. حقوق جنسی عرصه ای است در آن که حقوق بشر زنان در بیشتر کشورهای جهان انکار می شود و زنان از کودکی در این زمینه به شدت آسیب پذیرند و قربانی خشونت های گوناگون – از عروس بچگی گرفته تا قتل ناموسی – می شوند ولی در تعریف نابرابری جنسیتی هنوز شاخصی در این عرصه از زندگی زنان تعریف نشده است. این در حالیست که حقوق جنسی زنان از بنیانی ترین حقوق بشر است و بر طول عمر، کیفیت زندگی، بازده اقتصادی و توانمندی زنان به شدت تاثیرگذار است. گرچه این گزارش  در تعریف میزان توانمندی زنان به درصد دخترانی که عروس بچه می شوند و زنانی که قربانی خشونت می شوند نظر دارد، اما حقوق جنسی عنوان یک بعد از نابرابری جنسیتی تعریف نمی شود.

به بیان دیگر، در طرح مساله نابرابری جنسیتی هنوز وضعیت حقوق بشر زنان مطرح نمی شود. گرچه برای جلب توجه سران کشورها و سرمایه داران بزرگ جهانی مساله نقش زنان در پیشرفت اقتصاد مطرح می شود و تاکید می شود که پیشرفت های اقتصادی در گرو کاهش شکاف جنسیتی است، ولی ابعاد مساله به طور عمده در چارچوب های اقتصادی باقی می ماند. با این وجود خوشبختانه شاهد توجه جدی در سطح جهانی به نابرابری جنسیتی هستیم و همه دولت ها و سرمایه های بزرگ به حرکت در راستای کاهش هرچه بیشتر نابرابری جنسیتی تشویق می شوند.

نکته مهم دیگری که در این گزارش توسعه انسانی مطرح می شود اینست که توجه دولت ها به سیاست گذاری و برنامه های اقتصادی کافی نیست بلکه نیاز به آگاهی رسانی و تلاش های فرهنگی وجود دارد تا خود زنان و اطرافیان آنان نیز به باور برابری جنسیتی برسند و هم بتوانند از فرصت هایی که در اختیار آنان گذاشته می شود استفاده کنند و هم برای فرصت های بیشتر و موقعیت های بهتر مبارزه کنند.

، اخبار روزسهیلا وحدتی،   

 

 

 


Virus-free. www.avast.com

No comments: