صدیقه اکبری، دانشجوی ماستری روانشناسی کلینیکی و یکی ازکارشناسان
مسایل مواد مخدر و اعتیاد کشوراست که مقاله وی درهمشتمین کنگره بینالمللی دانش
اعتیاد درکشور ایران حایزرتبه شده است،با اودرخصوص چالش اعتیاد درافغانستان به گفت
وشنید پرداختیم.
نواکبری لتفن خود رامعرفی کرده و پیشینه علمی وپژوهشی خود برای ما بگویید.با
من صدیقه اکبری، لیسانس و ماستری روانشناسی کلینیکی ازتهران دارم. از
سال ۱۳۸۷، در زمینه روانشناسی بویژه پیشگیری و درمان تکالیف روانی درمراکز
اصلاح و تربیت نوجوانان ومحابس زنانه شهرهای کابل و هرات مشغول به کار بودم و بعد
از آن به عنوان آمر دیپارتمنت روانشناسی و مشاوره دردرمانگاه ۳۰۰ بسترتداوی معتادین مواد
مخدر جنگلک مقرر شده و تاکنون مشغول به وظیفه میباشم. ورکشاپ ها و ترینینگ هایی
را نیز دردرمانگاه برای ارتقای ظرفیت علمی-کاربردی مشاورین روانی اجتماعی دایرنموده
ام.
به پژوهش علاقه بسیار زیادی دارم و تا اکنون توانسته ام چندین
مقاله به مجله آریانا (آکادمی علوم افغانستان) ارایه کرده و در سه کنگره بین المللی(۴۷ مین کنگره روانشناسی
استرالیا، ششمین کنگره پایه های زیستی و همچنین هشتمین کنگره بین المللی پایه های
زیستی اعتیاد ایران مقاله ارسال نمایم و برای ارایه سخنرانی و پوستر دعوت شده
ام.همچنین کتابی در رابطه با راهنمای درمان روانشناسی اعتیاد، با یکی از همکاران
متخصص و اعتیاد نوشته ایم که هنوز به دلیل نداشتن حمایت های مالی از کارهای علمی-
در صورتی که پژوهش پایه واساس پیشرفت است- چاپ نشده است.
پرسش؛ هشتمین کنگره بینالمللی دانش اعتیاد با چه انگیزه
و هدفی و در کجا برگزار شد؟
پاسخ:"هشتمین كنگره بین المللی دانش اعتياد"باموضوع
مداخلات چند بعدي زيستي،اجتماعی و روانشناختي با هدف پيشگيري و درمان اعتياد، توسط
دانشگاه علوم پزشکی ايران، دانشگاه علوم بهزیستی وتوان بخشی و باهمکاری
سايرمراكزعلمي وپژوهشي درتاريخ های ۱۰-12
سپتامبردرتهران،«مرکزهمایش های بین المللی رازی» باحضوراندیشمندان،پژوهشگران
ودرمانگران داخلی وخارجی حوزه اعتیاد برگزارشد.
پرسش؛عنوان مقاله شما در این کنگره چه بود و به چه
مساله ای پرداختید؟
پرسش: درسال های اخیر شاهد شیوع فراوان اعتیاد در افغانستان بوده ایم،
با وجود تلاش های وزارت خانه های مختلف در جهت پیشگیری و درمان این معضل، تحقیقات
بین المللی نشان می دهد که در افغانستان درمان اعتیاد فقط بر روی سم زدایی تمرکز می
کند درصورتی که در کشورهای توسعه یافته، سم زدایی مقدمه درمان اعتیاد است وبعد از
این مرحله باید درمان هایی که به فرد سو مصرف کننده مواد کمک می کند تا به زنده گی
قبل از اعتیاد خود برگردد و از انزوای اجتماعی خارج شده و مانند افراد دیگرجامعه،
به دنبال اهداف زنده گی خود باشد، ارایه گردد
دراین کنگره به عنوان تنها فرد متخصص ازکشور افغانستان دعوت شدم
وبا انجام این پژوهش، به دنبال تقویت انگیزه جهت ترک مواد مخدر وحفظ انگیزه برای
تداوم زنده گی به سبک سالم و به دور از مواد در معتادین شهر کابل بودم، این پژوهش،
بر روی شماری از معتادین در بزرگترین مرکز تداوی معتادین افغانستان انجام شده است
جا دارد که از کلیه کسانی که در انجام این پژوهش به ما کمک کردند تشکر و قدردانی
کنم.
خوشحال استم که،توانستم این پژوهش را به اتمام برسانم و به عنوان یک
پژوهشگر افغانستانی، جایزه ایزاما را دریافت نمایم.
پرسش؛ به نظرشما شکل گیری اعتیاد به مواد مخدر،ریشه ها و بسترها
وعوامل شیوع اعتیاد در افغانستان چه مسایلی می تواند باشد؟
پاسخ:امروزه در جهان، اعتیاد را یک مشکل چند بعدی در نظر می گیرند
که علل مختلفی باعث شکل گیری آن می باشد. به پرسش شما نمیتوان به آسانی پاسخ داد.
چون در افغانستان تحقیقات علمیایکه بتواند ریشه ها و انگیزه های معتادین برای
مصرف مواد مخدر را روشن کند هنوز صورت نگرفته است. با این حال دگرگونیها و تغییرات
اجتماعی، گسترش فقر، بیکاری،افزایش تکالیف روانی ناشی بیش ازسه دهه جنگ، کاردرمزارع خشخاش،استفاده
ازتریاک به عنوان دارو،خشونتهای خانواده گی، دسترسی آسان به مواد مخدر،مهاجرت
افغانستانی ها به کشورهای همسایه واشتغال درمشاغل سنگین و سخت،عدم دسترسی مردم به
خدمات بهداشتی،ازجمله مهمترین عوامل گرایش افغان ها به استعمال مواد
مخدردرنظرگرفته می شود.
پرسش؛به نظر شما چه راهکارهایی را می توان برای رفع
معضل اعتیاد درافغانستان مورد مداقه قرار داد؟
از آنجایی که مشکل اعتیاد چند بعدی است، پس درمان اعتیاد نیز نیازمند
مشارکت سازمان های مختلف است، این مشارکت می تواند درسطوح مختلفی باشد، قبل از
وقوع بیماری اعتیاد، فعالیت های پیشگیرانه تخصصی(اطلاع رسانی، آگاهی عامه و بررسی
) می تواند ازمیزان شیوع کم کند، درطی تداوی بیماری، فعالیت های تخصصی می تواند
پروسه تداوی را تسهیل وتداوم بخشد وتعقیب وپیگیری اشخاص تداوی شده، می تواند ازمیزان
عود کاسته و افراد زیادی سالانه به خانواده و جامعه باز می گردند.بیماری اعتیاد
همانند بیماری دیابت نوع دوم، نیاز به کنترل و تداوم تداوی دارد و بستری نمودن بیماران
در درمانگاه ها و کلینیک ها به تنهایی نمی تواند
این معضل را حل کند، پس وجود پروگرام های جامع و تخصصی در تداوی ابعاد روانی-
اجتماعی اعتیاد، یک امر ضروری می باشد. امید که پژوهش ها و بررسی های ما بتواند
گامی درجهت بررسی علمی اعتیاد در جامعه افغانستان باشد.
سپاس از بانو اکبری عزیز
تشکر از شما شیرین نظیری
سپاس از بانو اکبری عزیز
تشکر از شما شیرین نظیری
No comments:
Post a Comment