ناجیه سروش را سه سال پیش در برنامهای که از سوی زنان خبرنگار در
کابل برگزار شده بود، دیدم. او را در همان نخستین نگاه، بانویی توانا و جسور
یافتم. لهجهی خاصش در هنگام حرفزدن توجهم را به خود جلب میکرد.
ناجیه سروش مسوول یک رادیوی ویژهی زنان در بدخشان است. با آنکه
چندین بار رادیویش را تخریب کردند و خواستند او را از کار باز دارند، اما او برای
آرمانهایش ایستادگی کرده است. حتا دستگاهش را آتش زدند، اما بانو سروش دوباره به
پا خاست و نگذاشت صدایش خفه شود؛ صدایی که فریاد مشکلات زنان ولایتش است.
پرسش: کمی از خودتان برای خوانندههای ما بگویید؟
پاسخ: ناجیه سروش هستم. در بهار سال ۱۳۷۰ در شهر زیبای فیضآباد پا به هستی گذاشتم. دورهی مکتب را در
نسوان نمبر دو به پایان رسانیدم که بعد از آن دروازهی آزمون سرنوشتساز کانکور
برویم باز شد. با عالمی از امید و آرزو وارد این پروسهی کارساز شدم و بنا بر شوق
و علاقمندیای که به گویندگی و نویسندگی داشتم، رشتهی زبان و ادبیات را به عنوان
رشتهی تحصیلی خویش برگزیدم که به کمک ایزد متعال آفتاب اقبالم درخشید و من در
رشتهی دلخواهم کامیاب شدم. علاوه بر زبان و ادبیات، رشتهی زراعت را نیز فرا
گرفتم. در سال ۱۳۹۰ با تعدادی از حامیان حقوق زن و فعالین جامعهی مدنی، انجمن
اجتماعی زنان توانمند را برای زنان و اطفال آسیبپذیر شکل دادم و تا اکنون در
راستای تحقق حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… زنان و جوانان تا حد توان
کار میکنم. همچنان کوشیدهام که حقوق انسانی و اسلامی اطفال که قشر مظلوم در
جامعهی ما هستند و همیشه زیر کارهای شاقه شانه خم کردهاند، رعایت شود.
ایجاد انجمن زنان توانمند، عطش خدمتگزاریام را فرو ننشانید و من
برای خدمتگزاری بیشتر و تحقق واقعی جایگاه زنان، دفاع از حقوقشان در عرصههای
مختلف در جامعه، بلند کردن صدای این قشر آسیبپذیر و… دست به ایجاد رادیو زدم و
رادیوی بانوان را روی موج ۸۹.۹ در ولایت بدخشان تأسیس کردم. رادیوی بانوان اکنون با
داشتن برنامههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تعلیمی و تربیتی، سرگرمی و
تفریحی و… فعالیت شبانهروزی دارد.
پرسش: چطور خودت را در قلمرو خبرنگاری یافتی؟
پاسخ: از کودکی علاقه داشتم خبرنگار شوم و در این رشته کار کنم.
همین بود که از جریان صنف دهم مکتب به کار رسانهای شروع کردم تا اینکه موفق شدم
و یک رادیو تأسیس کردم.
پرسش: خبرنگاری را از کجا شروع کردی و چگونه؟
پاسخ: از آوان خرد سالیام به گویندگی علاقمندی خاص داشتم و هنگامی
که شاگرد مکتب بودم، برنامههای مختلف علمی- فرهنگی را گردانندگی میکردم. شوق من
به گردانندگی باعث شد که به رسانه رو بیاورم و عملاً کار را در رادیو شروع کنم.
برای اینکه به کارهای رسانهای به شکل بهتری عمل کنم، از طریق رادیو آمو به نهاد
مدافع خبرنگاران یعنی موسسهی «نی» معرفی شدم. در نی، شش ماه در راستای تهیهی
گونههای خبرنگاری و برنامهی تخنیکی آموزش همهجانبه دیدم. بعد از آموزشهای
کوتاهمدت و درازمدت کارهای خبرنگاری را در رادیو آغاز کردم و در این راستا کوهها
و کتلها را پیمودم و گرمیها و سردیهای دنیایی رسانهی را راه رفتم.
مدت ۸ سال به عنوان گردانندهی برنامههای خبری، علمی-
ادبی، سیاسی و… کار کردم. این سبب شد که تجربهها و اندوختههایی از رسانهها و
دنیایی خبرنگاری داشته باشم.
در مدت ۸ سال کاریام در رادیو، در بیش از ۵۰
برنامهی آموزشی در داخل و خارج اشتراک کردم و به آگاهی من بیشتر و بیشتر افزوده
شد.
پرسش: از نخستین حس و حالی که پس از چاپ نخستین گزارش برایتان دست
داد، برای ما قصه کنید.
پاسخ: نخستین باری که خواستم گزارش تهیه کنم. گزارشی در مورد سفر
معین مواد مخدر به بدخشان بود. رفتم و خود را برایشان معرفی کردم، اما آنها حاضر
نبودند با هیچ خبرنگاری مصاحبه کنند، اما من نیز پافشاری کردم و گفتم تا مصاحبه
نگیرم از اینجا نمیروم. در آن زمان به جز من هیچ دختری برای گرفتن مصاحبه یا تهیهی
گزارش به بیرون نمیرفت. همان بود که همه متوجه من شدند. من نیز موفق شدم از معین
مواد مخدر مصاحبه بگیرم. آن گزارش و مصاحبه هم از سوی دفتر تقدیر شد و همهی
خبرنگاران هم مرا تشویق کردند. این یک حس خیلی خوب و فراموشناشدنی برایم بود.
پرسش: دیگران به کار شما چه واکنشی داشتند؟
پاسخ: واکنشها خیلی زیاد بود. در حدی که حتا فامیلم مرا مانع میشدند
تا کار رسانهی کنم. در آغاز حتا نامم مستعار بود، حتا خانوادهام از گویندگیام
خبر نداشتند. من از نام خودم هراس داشتم تا مبدا کسی در بیرون خبر شود و برایم
مشکل ایجاد کنند، اما بعدها که خانواده به توانایی هم پی بردند، با نام خود آغاز
کردم. هرچند مشکلاتی بود، اما باز هم پیش رفتم
حتا گاهی اتفاق میافتاد که دیگران در مورد من به خانوادهام حرفهای
میگفتند تا مانع کار من در رسانه شوند. بعضیها به آین باور بودند که کار یک دختر
در رسانه خوب نیست و دخترانی که در رسانه کار میکنند، دختران خوبی نیستند.
پرسش: مطمیناً که کار یک زن به عنوان خبرنگار دشواریهای خاص خودش
را دارد، از سختیهایی که در این مسیر با آن روبرو شدید بگویید.
پاسخ: از سختی نپرسید… . من سختیهایی را کشیدم که هیچگاه، هیچ زن
خبرنگاری ندیده است. من نیز هرگز در هیچ مصاحبهی خود از این سختیها یاد نکردم و
حالا هم نمیگویم، چون میترسم اگر من از این سختیها بگویم، علاقهی دختران و
زنان دیگر به کار رسانهی کم شود.
پرسش: آیا در این مسیر تنها بودید یا مشوق دیگری در خانواده و
اجتماع داشتید؟
پاسخ: نخیر، من در این راه تنها نبودم. دوستانم و خانوادهام مشوق
و رهنمای من بودند. هرچند خانوادهام برای اینکه من زحمات زیاد را متقبل میشدم،
راضی نبودند کار کنم، اما چون عشق و علاقهی زیادی به کار خبرنگاری داشتم، ادامه
دادم. آهستهآهسته دختران زیادی را در کنار خود یافتم. این دختران مرا تشویق
کردند. خانوادهام نیز بعدها مرا حمایت کردند. حتا به یاد دارم، زمانی که دستگاه
رادیوی مرا سوختاندند، مادرم زمین پدریاش را فروخت و پولش را برای من داد تا
دستگاهم را دوباره سر پا کنم.
پرسش: با وجود دشواریها، چه چیزی شما را به ایستادگی و مقاومت وا
میداشت؟
پاسخ: مشکلات مردم خصوصاً زنانی که با انبوه ناهنجاریها زندگی میکنند
و صدایشان را کسی نمیشنوند و دخترانی که در رشتهی خبرنگاری تحصیل کردهاند، اما
جایی برای کار نداشتند و همچنان همیشه با خود احساس میکردم که اگر تلاش کنم میتوانم
این طلسم را که زنان نمیتوانند در سطح رهبری باشند و یا در رسانه کار کنند، بشکنم
و به خود تعهد کرده بودم که هیچ مشکلی نمیتواند مانع کارم شود، ولو به قیمت جانم
تمام شود.
از طرفی، تصمیم و ارادهی مستحکم خودم، مرا بیشتر قوت میداد، از
طرفی دیگر، سکوت پر از درد زنان دیارم مرا بیشتر وامیداشت تا در این راه
ایستادگی و مقاومت کنم.
پرسش: در خبرنگاری به دنبال چی بودید و یا استید؟
پاسخ: بلند کردن صدای زنان؛ چون من پیش از اینکه خبرنگار شوم، در
یک موسسه کار میکردم. یک بخش کار ما گرفتن گزارش از زنان و اطفالی بود که کار
شاقه میکردند. ما مشکلات آنها را میشندیم، صدایشان را ثبت میکردم و به رسانهها
میفرستادیم تا نشر شوند، اما اکثر اوقات این گزارشها نشر نمیشدند. من خواستم با
آمدن به دنیای خبرنگاری و تأسیس رادیو، صدای این زنان باشم و صدایشان را بلند
کنم. همچنان به مردان نشان بدهم که زنان نیز میتوانند بهتر از مردان کار کنند و
حتا در سطح رهبری با آنها رقابت کنند.
پرسش: چقدر از اهدافی را که در سر میپروراندید، واقعاً توانستید
محقق سازید؟
پاسخ: خیلی، همین که ما میتوانیم مشکلات مردم را به گوش مسوولین و
ادارات برسانیم و به مشکلاتشان رسیدگی میشود، کار کلانی است. زمانی که برنامههای
ما نشر میشود، مردم میشنوند و برای ما نظر میدهند. ما نیز مشکلات و دستاوردهای
زنان را از طریق کار خویش بازتاب میدهیم. شعار ما «تغییر» بود. امروز در زندگی
زنان تغییرات بسیاری آمده است. امروز موفق شدیم تغییر بیاوریم؛ زمانی که من کار میکردم،
فقط یک یا دو بانوی دیگر در رسانه کار میکردند، اما حالا دختران زیادی در این راه
آمده و کار رسانهای میکنند. این دستاورد بزرگی است.
پرسش: میدانیم هنوز هم دشواریهای فراوانی پابرجاست. با این وجود
میخواستم بپرسم که زنان میتوانند چه نقشی در این مسیر داشته باشند؟
پاسخ: زنان در تمام حالات نقش برازندهای دارند؛ چون یک زن هم مادر
است، هم خواهر است و هم همسر است. به هر حال، یک زن میتواند تأثیرات مثبت خود را
داشته باشد، ما نیز زمانی که یک زن سالم و تحصیل کرده داشته باشیم، جامعهی سالم
میداشته باشیم. ما باید نقش زنان را نادیده نگیریم؛ چون زنان در هر حال نقش بسیار
برجستهای دارند. حتا در تأمین صلح و برابری زنان میتوانند باعت تغییر جامعه
شوند.
پرسش: فکر میکنید کار یک خبرنگار زن با یک همکار مردش چه تفاوتی
دارد و در چه مواردی زنان بهتر میتوانند عمل کنند؟ موارد مشخصی در این زمینه به
یاد دارید؟
پاسخ: هرچند در افغانستان به ویژه در ولایات دوردست مردان خبرنگار
هم چندان روزگار خوشی ندارند، چه رسد به این که دربارهی زنان خبرنگار حرف بزنیم.
زنان در هر بخشی که تحصیل کرده باشند و علاقمندی داشته باشند، میتوانند کار کنند،
اما جامعهی سنتی و مردسالار بدخشان اینهمه فرصت را از زنان گرفته است. حتا
هنگامی که یک زن خبرنگار در همراهی با یک مرد خبرنگار که در رأس یک رسانه کار میکند،
به نهادهای دولتی مراجعه کنند، مرد به صفت رییس یا صاحب صدا میشود، اما زن
خبرنگار فقط یک سیاسر است و بس. این تفاوت بزرگی میان زنان و مردان خبرنگار است.
از سوی دیگر یک تعداد از افرادی سنتی جامعه، زن خبرنگار را به چشم بد میبینند،
گویا انسان بداخلاقی است، اما با آن هم زنان در خیلی از موارد میتوانند بهتر از
مردان کار کنند؛ چون درد یک زن را چنان که زن میتواند درک کند، هیچ مردی نمیتواند
آن را بفهمد. اگر زنان مشکلی داشته باشند، هیچگاه به یک مرد نمیگویند. تنها
کسانی که میتوانند مشکلات آنها را بشنود و صدایشان را به جهان برسانند، تنها
زنان خبرنگار هستند.
پرسش: برنامههای آیندهیتان در عرصهی خبرنگاری کدامها هستند؟
پاسخ: میخواستم صدای زنانی را که در دوردستترین نقاط بدخشان قرار
دارند و تا حال از حقوق خود اگاهی ندارند و از آنها بسان یک بردهی جنسی استفاده
میشود، بلند سازم و به آنها همکاری کنم، اما متأسفانه نظر به نبود امکانات و
همکارینکردن دونرهای ملی و بینالملی نتوانستم به این مشکلات رسیدگی کنیم. میخواستم
نشرات رادیوی خود را در تمام ولسوالیهای بدخشان فعال بسازم، اما تا اکنون موفق
نشدهایم این کار را انجام دهیم. انشاءالله تلاش داریم به زودی این کار را انجام
دهیم.
پرسش: از نظر شما تصویر یک جامعهی ایدهآل برای کار خبرنگاری به
ویژه برای بانوان چگونه است؟
پاسخ: زمانی میتوانیم جامعهی ایدهآل داشته باشیم که همهی انسانوار
و بدون تبعیض بیندیشیم و زندگی کنیم. زنان خبرنگار باید تشویق شوند، با آنها
همکاری شود، فرصتها برایشان مساعد شود، در اجتماع دیدگاه و احترامی که به یک مرد
خبرنگار است، برای زن خبرنگار هم وجود داشته باشد، زنان خبرنگار را باید به دیدهی
احترام نگاه کنند و به آنها ارزش قایل شوند.
پرسش: آیا این تصویر ذهنی شما روزی به واقعیت میپیوندند؟
پاسخ: بلی، مطمین که این تصویر روزی به واقعیت میپیوندد، حداقل میتوانیم
تغییرات مثبتی بیاوریم تا حداقل از مشکلات زنان خبرنگار کاسته شود، چون حالا ما در
اجتماع بیرون شدیم پس باید نهایت تلاش خود را انجام دهیم و باید در این راه قربانی
بدهیم تا راه برای کسانی که بعد از ما میخواهند در این راه گام بردارند، باز شود.
پرسش: گاهی اتفاق افتاده که از کار یک خبرنگار موفق دیگر الهامبرداری
کرده باشید یا رفتار و عمل شخص مذکور باعث خلق انگیزه برای شما شده باشد؟
پاسخ: هرچند کار مثبت دیگران ما را انگیزه میبخشد، اما من فکر نمیکنم
چنین اتفاقی در زندگی من افتاده باشد؛ چون من همیشه سعی کردهام خودم باشم و
کارهای ناتمامی را که در این عرصه برای زنان است، انجام دهم.
پرسش: تصویر شما از وضعیت فعلی رسانههای کشور چیست؟
پاسخ: رسانهها فعلاً در یک حالت «بخور نمیر» به سر میبرند. به
ویژه رسانههای ولایات که تمام بازار اعلانات افغانستان در دست مافیا اداره میشود
و پول بسیار ناچیز به دست رسانهها در ولایات قرار میگیرد. به همین سبب است که
امسال شاهد بسته شدن چندین رسانه بودیم. اگر به رادیو صدای بانوان که یگانه رادیوی
مخصوص زنان در بدخشان است نیز توجه جدیای نشود، احتمال زیاد میرود که بسته شود؛
چون مصارف این رادیو از معاشی که خودم از وظیفهام میگیرم، تمویل میشود.
پرسش: دختران زیادی آرزو دارند روزی همچون شما به عنوان یک فرد
موفق ظاهر شوند، چه گفتنیهایی به آنها دارید؟
پاسخ: هرچند ما فراز و نشیبهای زیادی را سپری کردیم، پست و
بلندهای زیادی را دیدیم، اما پیش رفتیم و هنوز آرام نگرفتهایم با آنکه همیشه
مورد توهین و تحقیر قرار گرفتیم و اخطارهای گوناگون شنیدیم، باز هم ایستادگی کردهایم.
امیدوارم دختران و زنان دیگر این مشکلات را تجربه نکنند، اما دختران هم باید خسته
نشوند، همیشه کوشش کنند تحصیلات خود را فرا بگیرند و ظرفیت و توانایی خود را بالا
ببرند، مطالعه کنند و ترس را از خود دور داشته باشند، انشاالله که موفق میشوند.
پرسش: حضور زنان رسانهها را چگونه میبینید؟ چه راهی برای حضور
معنادار و جدی زنان در رسانهها پیشنهاد میکنید؟
پاسخ: حضور زنان در رسانهها هرچند چشمگیر نیست، اما باز هم خوب
است و یگانه راهی که زنان میتوانند در رسانهها حضور بیشتر و معنادار پیدا کنند،
این است که رسانهها زنان را باید حمایت مالی کنند و در مقابل کارشان برایشان
معاش کافی بپردازند.
فرصتهای کاری خوبی برایشان ایجاد شود، برای دخترانی که به این
رشته علاقه دارند باید کورسهای کوتاهمدت و درازمدت دایر شود. دولت نیز باید از
زنان خبرنگار حمایت قاطع داشته باشد.
پرسش: جنسیت در کار حرفهای نزد شما چه مفهومی دارد؟
پاسخ: هرچند کار زن و مرد نمیخواهد و ما نیز میتوانیم مثل مردان
درس بخوانیم، دانشگاه برویم و کار کنیم، اما محدودیتهایی هم وجود دارد که گاه
باعث کندی کار زنان میشود. آن هم این است که زنان در اکثر موارد نمیتوانند تنها
سفر کنند، تنها در هتل زندگی کنند، آزار و اذیت میشوند که ما امیدواریم این
محدودیتها از سر راه ما برداشته شود تا از فرصتهایی که برای ما ایجاد میشود،
نهایت استفاده کنیم.
پرسش: غیر از خبرنگاری چه چیزهای دیگر را دوست دارد؟
پاسخ: میخواهم همیشه متکی به خود باشم و دست نیاز به کسی نداشته
باشم. میخواهم در هر جایی که قدم بگذارم، بتوانم از عهدهی کار خود برآیم. در ضمن
در کنار خبرنگاری، میخواهم در بخش سیاست کار کنم. این یکی از اهدافم است.
پرسش: از نگفتهها و ناگفتههایت قصه کن.
پاسخ: تمام گفتههایی که گفتم احساسات نبود، تمامش واقعیتهایی بود
که ما با آن مواجه هستیم و یا مواجه شدیم و بار این همه مشکلات را با دوش کشیدیم.
پرسش: اجازه دهید کمی از زندگی خصوصیتان بپرسم.
پاسخ: من در خانواده با پدر، مادر، چهار خواهر و سه برادر زندگی میکنم.
پرسش: سخن پایانی.
پاسخ: برای همه صحت و سلامتی و موفقیت آرزو میکنم. تشکر.
هشت صبح

No comments:
Post a Comment