پروین
زمانی، بانویی فداکاري است که دیوجنگ گلویی همسر مهربانش را درجوانی فشرده و اورا
با چهارکودک قد ونیم قد " کوچکترین یک ساله وبزرگترین آن ۸ ساله"
تنها گذاشته است.
این
بانوي دلیر, با متانت وسربلندی زنده گی را با همه فرازوفرود های آن تجربه نموده و
ازآزمون زمان با موفقیت بدرآمده است.
آیا می دانید؛ این زن فداکارکیست؟
آیا می دانید؛ این زن فداکارکیست؟
این
زن جزپروین چه کسی بوده می تواند؟ اوپروین است ستاره یی درمیان ستاره گان، خوب می
درخشد وازفیضِ نورخود روشنایی ، صفا وصمیمیت می بخشد. اوهمانگونه که فرزندان خود
را با گردن فرازی پرورانیده ، دختران دانش آموزمیهن خود را درآغوش گرفته و از
خانواده های بی بضاعت و زنان بیوه درکوی و برزن کشورمان دید وبازدید ومساعدت نموده
أست. هم چنین برای جوانانی ایکه دورازآغوش گرم خانواده ودامان پرمهرمادربزرگ شده
اند و از پختن غذا های محلی محروم بودند. کتاب های آشپزی نبشته است. تا نسل جوان
کمبودی های خانوادۀ خود را احساس ننموده وازآیین خانواده بدورنمانند.
برای
شناسایی بیشتراین بانوی پرتلاش ،بهتراست. پاسخ های ارایه شده وشناسنامه شان را با حوصله
مندی بخوانیم وبا ایشان بیشترآشنا شویم.
پروین
زمانی؛ نخست ازهمه سلامهای گرم وپرمحبت خود را به شما خواهر فرهيخته شیرين نظیری
مدافع حقوق زنان وازمسیرشما به خواننده گان عزیز زنان سرشناس افغانستان تقديم مي
دارم.
من درسال ۱۳۳۹ خورشیدی درشهركابل چشم به جهان گشودم.
خوشبختانه
درآن زمان دشمنان علم ودانش "طالب ها " وجود نداشتند كه مانع برآمدن زنان
ازخانه شوند وحجاب اجباری ويا هم مكتب رفتن دختران را خلاف شرعيت می دانستند.
اما
بودن ملا امام ها كه بخاطرمنافع شخصی خود ، برای مردم تبليغات نادرست مي كردند
و اين كه چه كسی شكاراين شكارچی های ماهرمي شد ؟ بازی بخت وطالع بود.
و اين كه چه كسی شكاراين شكارچی های ماهرمي شد ؟ بازی بخت وطالع بود.
با
كمال تاسف كاكای بزرگ من كه حيثيت پدر را برای پدرم داشت وبرای من مثل پدر بزرگ
بود. نيز ازجمله مريد های اين ملا ها بود. او ضربه خورد کنندهْ را به همه زنان
خانواده ما وارد نموده بود تا این که نوبت به من رسيد.اما برای من این همه قیودات
غيرقابل تحمل بود كه يك دختراجازه مكتب رفتن را نداشته باشد ؟
اين
يك واقعيت مسلم بود.درهمان سال كه بايد مكتب مي رفتم خانه ماندم وچه كرده
مي توانستم . يك دختر ۶ يا ۷ ساله !
مي توانستم . يك دختر ۶ يا ۷ ساله !
مگردرچنین
شرایطی برادرم بدون كدام مشکلی شامل مکتب شد.
اما عشق وافرمن به آموزش ،ناچارم ساخت تا بصورت مخفی درس خواندن را با برادرم آغازنمایم . نیم روزچشم براه برادرم بودم تا او با بکس پشتی زیبای خود بيايد وانتظارم به پایان برسد ولحظه شادمانی وسرگرمی من با دیدن وورق زدن کتاب های رنگین درسی فرا برسد ونوشتن کاری خانه گی آغازیابد.
هنگامی پدرم خانه می آمد برادرم را روی زانويش مي نشاند وكارهاي خانه گی اش را كنترول مي كرد ودرصورت اجرای خوب مقداری پول به اوبخشش مي داد وهمچنین در دروس رياضی زیاد تركمك اش می نمود من همیشه کنار آنها نشسته ،با چشمانم خط ها و حساب ها را مشاهده وبا گوشهایم صدای پدررا به دقت می شنیدم وغيرمستقيم می آموختم. پنج سال به اين گونه سپری شد. همیشه وقتی پدرم کتاب مطالعه می کرد کنار او بودم واز ایشان می خواستم بلند بخوانند تا من هم بشنوم يك روزپدرم درجريان خواندن توقف كرد و زماني كه خواست دوباره به خواندن ادامه دهد ازسطر ديگرشروع كرد، من خط را زير نظرداشتم با انگشت نشان دادم " اينجا توقف نموده بودید."
اما عشق وافرمن به آموزش ،ناچارم ساخت تا بصورت مخفی درس خواندن را با برادرم آغازنمایم . نیم روزچشم براه برادرم بودم تا او با بکس پشتی زیبای خود بيايد وانتظارم به پایان برسد ولحظه شادمانی وسرگرمی من با دیدن وورق زدن کتاب های رنگین درسی فرا برسد ونوشتن کاری خانه گی آغازیابد.
هنگامی پدرم خانه می آمد برادرم را روی زانويش مي نشاند وكارهاي خانه گی اش را كنترول مي كرد ودرصورت اجرای خوب مقداری پول به اوبخشش مي داد وهمچنین در دروس رياضی زیاد تركمك اش می نمود من همیشه کنار آنها نشسته ،با چشمانم خط ها و حساب ها را مشاهده وبا گوشهایم صدای پدررا به دقت می شنیدم وغيرمستقيم می آموختم. پنج سال به اين گونه سپری شد. همیشه وقتی پدرم کتاب مطالعه می کرد کنار او بودم واز ایشان می خواستم بلند بخوانند تا من هم بشنوم يك روزپدرم درجريان خواندن توقف كرد و زماني كه خواست دوباره به خواندن ادامه دهد ازسطر ديگرشروع كرد، من خط را زير نظرداشتم با انگشت نشان دادم " اينجا توقف نموده بودید."
پدرم
حيرت زده بطرفم نگاه كرد وپرسید توخوانده مي توانی ؟
قلبم
ازترس به شدت زد وبا اشاره سرگفتم بله!
نورخوشی
درچشمان پدرم برق زد وخلاف اتنظارمن، اوبسيارخوشحال شد وموضع را به مادرم و
همسرمامايم حکایه کرد وسرازفردای آنروزبلا فاصله زمينه امتحان سويه ام را مساعد
ساخت. پنج صنف را امتحان دادم وشامل صنف ششم مكتب زينب هوتکی شدم همان سال بود كه
سلطنت شاهی افغانستان به جمهوريت تبديل شد و داود خان ريیس جمهورشد.
درصنف
ششم اول نمره صنف خود شدم ودرظرف يك سال مكتب متوسطه را تمام وشامل ليسه رابعه
بلخی گرديدم وتمام صنوف لیسه را با اخذ
نمبراول موفقانه به پایان رسانیدم.
سپس
درخارج وداخل كشوربه تحصيلات عالی پرداختم ودوره ماستری ام را در رشته تكنالوژی
كمياوی درپوليتخنيك كابل درسال ۱۹۸۵،به پا يأن رسانيدم.
درجريان
تحصيل ازدواج كردم "۱۹۸۲" ثمره ازدواج ما ۴ فرزند است كه دو دخترو دو
پسرمي باشد.پس ازختم تحصیل شامل کار درفابريكه خانه سازی شدم. درشعبات تكنالوژی
كمياوی برای تشخيص وچك مواد ساختمانی كاركردم وپس ازمدتِ نسبت ضرورت فابريكه
درشعبه طرح وديزاين نيزبصورت جداگانه بالای پروژه های كاناليزاسيون ومركزگرمی
مكرويان چهار الف كاركردم. ازآنجایی که مربوط رشته تخصصی ام نبود اضافه ازپلان كاركردم
ومورد ستايش ومعاش بخششی ازسوی اداره گرديدم.
پس ازشهادت همسرم محمد عزيزحسن, درسال ۱۹۹۴كاروخانه همه را
ترك نمودم وتن به مسافرت ومهاجرت سپردم .ابتدا درداخل وسپس عازم خارج شدم.
ازسال
۲۰۰۰پناهنده كشورهالند هستیم. اما يك لحظه سرزمینم را فراموش نكرده ام.
پرسش؟ازرسانه
هامی شنویم.درافغانستان ازهرده دخترتنهایک دختر به مکتب می رود. دلیل عمده این
نارسایی را در چه می بینید؟
پاسخ: چون افغانستان يك جامعه مرد سالار است وخانواده ها ترجیع مي دهند پسران شان را مكتب روان كنند. زیرا پسران را نان آورخانه ودختران را دستیارمادردركارهای خانه می دانند وهمچنین پس ازسن ۱۵ سالگی خانه بخت روان مي كنند ويا هم زود تر.
يكی
ازعوامل اساسی البته كه فقراست مكتب رفتن
مصرف كاردارد و وضع امنيتی هم تاثيرات خودش راهميشه دارد.
به
همین خاطربود كه پس ازسقوط طالب ها و
رهایی زنان افغانستان، ما تصميم گرفتيم تا يك تعداد دختران را كمك اقتصادی نموده وزمينه مكتب رفتن را برای
شان مساعد سازيم.
ازمسیربنياد آريا نا كه به وسیله بانوان رضا كارهالندی وافغانستانی پيش برده مي شد.
براي ۶۰ دختردانش آموز پول كمكی می پرداختيم.
براي
هردختردانش آموزمکتب ۴۰ € ؤبرای
هردختردانشگاهی ۵۰ € ماهانه پرداخت می شد واين پول ازطريق يك موسسه كمك کننده به
بانوان ودختران بی بضاعت دركابل بنام ECW ارسال
می شد.
من
دراين موسسه به شكل رضا كار از سال ۲۰۰۷ آلا دسمبر ۲۰۱۲ مصروف كار" به صفت سکرتر" بودم ودراین
شغل تمام حکایت های دختران را كه در كابل ازسوي بنياد ما كمك مالي دريافت مي كردند
به زبان هالندي ترجمه و به اختيار" خانم روت دكانتر ريس بنياد" قرارمي
دادم و اين اسناد دردفترهای ویژه نگهداری مي شد. با وجودي كه اين كمك بسياركوچك
وناچيز،بمقایسه كمك هاي مليارد ها دالر كه از سراسر جهان در افغانستان سرازير مي شد
مانند يك قطره بود. مگر فراموش نكنيم كه دريا هاي خروشان از يكجا شدن قطرات تشكيل
مي شود.
اگرهر
فردي از افراد جامعه ما درهركجاي از دنيا كه است. فقط يك نفر را در قیموميت خود
بگيرد وحد اقل يك دختر را كمك كنند كه مكتب برود و با سواد شود، درنتيجه به چه
تعداد ازدختران امروز كه مادران فردا هستند ازنعمت سواد و تحصيل برخوردارمي
شوند؟ زیرا مادران با سواد و تحصيل كرده
مي توانند فرزندان صالح وسالم تقديم جامعه نمايند.
پرسش؛درنشست
های که بامدیران ودانش آموزان درمکاتب داشتید؟ آن هاچگونه،چالش های عمده وموجود را
برایتان برشمردند؟
پاسخ: گفت وشنید هايكه با مديره ها ودانش آموزان مكاتب داشتم . آنها ازنبود وكمبود مواد و وسايل درسی شاکی بودن. به عنوان نمونه،ليسه عالی دختران سرآسياب برای ۳۵۰۰ دانش آموز فقد سه پايه كمپيوترو يك پايه مایكروسكوپ داشتند و ليسه عالی دختران محجوبه هروی حتا كمپيوترنداشتند ولابراتوارهای شان غیرفعال بود. مشكل عمده واساسی مكاتب، وقت درسی شان است:
پاسخ: گفت وشنید هايكه با مديره ها ودانش آموزان مكاتب داشتم . آنها ازنبود وكمبود مواد و وسايل درسی شاکی بودن. به عنوان نمونه،ليسه عالی دختران سرآسياب برای ۳۵۰۰ دانش آموز فقد سه پايه كمپيوترو يك پايه مایكروسكوپ داشتند و ليسه عالی دختران محجوبه هروی حتا كمپيوترنداشتند ولابراتوارهای شان غیرفعال بود. مشكل عمده واساسی مكاتب، وقت درسی شان است:
يك
مكتب ۳ تايم درسی دارند كه ساعت درسی شان بسياركوتاه است و دراین محدوده زمانی بدون وسایل درسی چگونه به ارتقا سويه
بپردازند به همين خاطر يك پروژه برای تجهيزات درسی مكاتب دختران درسال
۲۰۱۰ساختم و به تعداد۳۶ پايه مایكروسكوپ
كمك مكاتب متوسطه هالند، آماده انتقال است.
افزون
بر تجهيزات درسی مكاتب دختران، بالای پروژه توان مند سازی بانوان نيز كار صورت
گرفته است.
پرسش؛
چگونه وبه کمک مالی کدام بنیاد به دانش آموزان دخترمساعدت های مالی نموده اید؟
آیا تا همین اکنون،سلسله این امداد ها ادامه دارد یا خیر؟
پاسخ: اين كمك ها بواسطه پول دهنده گان هالندی وپول ايكه ازفعاليت ها ونمايشات بانوان افغانستانی دربخش های مختلف بدست می آید.، تمويل می شود.
آیا تا همین اکنون،سلسله این امداد ها ادامه دارد یا خیر؟
پاسخ: اين كمك ها بواسطه پول دهنده گان هالندی وپول ايكه ازفعاليت ها ونمايشات بانوان افغانستانی دربخش های مختلف بدست می آید.، تمويل می شود.
درسال
قبل بانوان افغانستانی برای دانشجویان شهرماستريخت هالندی غذای خوش مزه افغانستانی
تهيه كرديم ودرپهلوی آن تبليغ نيزصورت گرفت با بخش اخبار بنياد و ديگر اوراق
تبليغاتي به كمك انجمن دانشجویان دانشگاه اين شهركه درنتيجه دانشجویان مبلغ
۱۰ هزار یورو برای بنياد آريا نا كمك كردند.
هم
چنان درشهرهای مختلف دردانشگاه های مختلف نمايشگاه های عكاسی ،نمایش ویدیو
از صحبت های مادران دانش آموزان ، فروش زيورات و اجناس ساخت وطن ،كتاب آشپزی،
نمایش لباس های افغانی هم چنان سالانه ماركيت بنام "ماركيت جهانی"
درشهرما فعال مي شود كه تمام نماينده گان موسسات خيره در آن اشتراك كرده مي توانند.
ما هم پیش از پیش دراين ماركيت ثبت نام نموده وجایی برای فروشات بنياد ريزرف مي كنیم.
در
اين ماركيت ما زيادتر هوسانه ها وغذایی افغانستانی و لباس ها، زيورات وكار های
دستی بانوان را بفروش مي رسانيم و تمام دست آورد های ما بخاطر دانش آموزان دختر
درافغانستان بود.
پرسش؛درامریکا
واروپا بیشترین کتاب های آشپزی را،آشپزهایکه سال های زیادی آشپزی نموده اند و مردم
با دست پخت های شان ازمسیرتلویزیون ها و رستورانت هایی مشهورآشنایی دارند و یا
سردبیر مجله آشپزی بوده اند،منتشرنموده اند.می خواهم بدانم چه انگیزه شماراازشغل انجنیری به سوی نوشتن
کتاب آشپزی سوق داده است؟
پاسخ؛ چه انگيزه بالاترازانگيزه مادر بودن مي تواند باشد. پس همین انگيزه مادر بودن بود که این کتاب را نوشتم و به جوانان كه دور از آغوش گرم و لذت بخش خانواده بزرگ شدن ودر زمان كودكی مادر در كنارشان نبوده ، هديه مي كنم.
پاسخ؛ چه انگيزه بالاترازانگيزه مادر بودن مي تواند باشد. پس همین انگيزه مادر بودن بود که این کتاب را نوشتم و به جوانان كه دور از آغوش گرم و لذت بخش خانواده بزرگ شدن ودر زمان كودكی مادر در كنارشان نبوده ، هديه مي كنم.
پرسش؛آیالذیزترین غذاهای ویژه به مناسبت های مختلف "نوروز باستان،عید ها،برات و..." درج کتاب آشپزی تان نموده اید؟
پاسخ: چون ريسرج كه كردم در گذشته ها ما كتاب های زيادی درمورد آشپزی نداشتيم ومردم زياد به شكل سنتی آشپزی مي كردند. اندازه ها را به پياله، لپ, مشت و...سنجش می نمود ند فهميدن آن برای نسل جديد ما كه در اروپا ويا امريكا و يا درممالك ديگر به دنیا آمده وبزرگ شدند.كارآسان نيست.
من
با چهار فرزندم از سال ۲۰۰۶مصروف اين كتاب هستيم تا تمام نسخه ها را به سيستم
متريك وبه نورم هاي بين الملی عيارسازيم.
درمورد
هرنسخه معلومات ارايه داشتم . اين غذا چه وقت و به كدام مناسبت آماده مي شود. گاه
گاه با قصه های فلكلوريك كه اززبان مادربزرگم ويا اززبان مردم آنچه ديده بودم و شنيده
بودم + ريسرچ وتحقيقات خودم درآن درج
نمودم.همچنان توجه خاص به نوعيت غذا ازنگاه صحی بودن وحاوی ويتامين ها ومواد مفيده
،ظروف ووسايل وطرز تهیه آن همه نمایانگر فرهنگ اصيل ماست، که دراین کتاب درج شده
است.
پرسش؛درکتاب های آشپزی تان ،به چه تعداد طرزتهیه غذا،" تبدیل مواد اولیه
" را شرح داده اید؟ وازجمله چه تعداد غذا ها با تصاویرشان درج شده است؟ نوعیت
غذا ها را چگونه ردیف نموده اید؟
پاسخ: البته من درمورد هرماده غذايی كه درآشپز خانه ما مورد استفاده قرار مي گيرد.
معلومات صحی ارایه داشته ام . بخصوص درمورد مصاله جات وكيفيت صحی آن وتأثير
آن بالای سلامتی انسانها.
پاسخ: البته من درمورد هرماده غذايی كه درآشپز خانه ما مورد استفاده قرار مي گيرد.
معلومات صحی ارایه داشته ام . بخصوص درمورد مصاله جات وكيفيت صحی آن وتأثير
آن بالای سلامتی انسانها.
ازآنجای
که غذا هايی سرزمینم درسراسر افغانستان بسیار زياد است.مگر انتخاب من همان غذا
هايی بوده که بسيارمشهوروشناخته شده وجنبه عنعنوی دارد و برای مردم يك معنای خاص
دارد! بگونه نمونه پختن سبزی چلوبا مرغ سفيد ويا سمنك و يا روت چهله گريزو... كه
درعقب آن داستان وحکایت هایی وجود دارد.
چون
عدد ۷ درآیين زردشت مقدس بوده وما بنام هفت ميوه يا هفت سين داريم.
هفت سين درنوروزباستان " جشن باستانی " ما صرف مي
شود كه فصل رويش و آغاززنده گی نواست. بناء این كتاب را در ۷ بخش تنظيم كردم
وتعداد نسخه های اساسی اين كتاب نیز ۷۷ می باشد.
پرسش؛ درامریکاواروپاغذاهای افغانستانی ازشهرت به سزایی برخوردارهستند.چگونه میتوان این شهرت رادرسراسرگیتی گسترش داد؟
پرسش؛ درامریکاواروپاغذاهای افغانستانی ازشهرت به سزایی برخوردارهستند.چگونه میتوان این شهرت رادرسراسرگیتی گسترش داد؟
پاسخ:
برای نظرخواهی ونمايش غذای های ما، باید پروگرام هایی سازماندهی شود.كه ما درهالند
نمودیم وهالندی ها درآن اشتراك ورزيدند وغذا های مارا تجربه كردن .همچنین ازچاپ
كتاب آشپزی ما استقبال شایانی صورت گرفت. تنها شهرداری شهرماستريخت درسال ۲۰۰۹ به
تعداد ۲۰۰ جلد براي پرسونل خود ازین
خريداری نمود. به همینگونه درسال
۲۰۰۸ به استقبال گرم هالندی ها وبلجيمی ها مواجه شد ودرسويزلند به زبان انگليس
ترجمه گردید.
غذا
های افغانستان دراروپا نيزطرفداران خود را دارد وكوشش ما بر اين است تا غذاهای
خود را به مردم دنيا بشناسانيم و به آسانی قابل دسترسی باشد.
پرسش؛ یک پسرمجرد افغانستانی؛ آشپزی بلد نیست وازخوردن غذا های مگدونلس و بورگرکینگ هم به ستوه آمده است. چگونه می تواند آشپزی یاد بگیرد؟ وآشپزخود باشد.
پاسخ: البته كتاب ما دستورالعمل هایی با خود دارد.كه هرجوان افغانستانی ويا خارجی به ساده گی ازآن استفاده برده می توانند.
پرسش؛اگریک بانویی سرشناس افغانستان درفیسبوک معرفی میشود یامجموعه ازسروده های یک بانوبه معرفی گرفته می شود,ویا هم ویدیوتیپ بسیارزیباوجدیدی یک بانوروی صفحه فیسبوک می آید. چرا بیشترازهمه به بی مهری وکم توجه یی،ازسویی بانوان مواجه می شود؟
خود را به مردم دنيا بشناسانيم و به آسانی قابل دسترسی باشد.
پرسش؛ یک پسرمجرد افغانستانی؛ آشپزی بلد نیست وازخوردن غذا های مگدونلس و بورگرکینگ هم به ستوه آمده است. چگونه می تواند آشپزی یاد بگیرد؟ وآشپزخود باشد.
پاسخ: البته كتاب ما دستورالعمل هایی با خود دارد.كه هرجوان افغانستانی ويا خارجی به ساده گی ازآن استفاده برده می توانند.
پرسش؛اگریک بانویی سرشناس افغانستان درفیسبوک معرفی میشود یامجموعه ازسروده های یک بانوبه معرفی گرفته می شود,ویا هم ویدیوتیپ بسیارزیباوجدیدی یک بانوروی صفحه فیسبوک می آید. چرا بیشترازهمه به بی مهری وکم توجه یی،ازسویی بانوان مواجه می شود؟
به همین گونه چرا شماری ازنماینده گان زنان درپارلمان ،
مخالف تصویب قانون خشونت علیه زنان بودند؟
پاسخ: در قسمت نخست پرسش تان بايد گفت كه برخی بانوان هم خودشان كدام ابتكار ندارند و خود را زحمت نميدهند واگربانویی موفقيت داشت ومورد تشويق قرار گرفت. حسادت مي كنند. حسادت كشنده ترين مرض است كه كس را ازخود بالاتر ديده نميتوانند واگراوموفقيت های چشمگيرپيدا کرد ، تيشه به ريشه اومي زنند. كه خوشبختانه تعداد چنين زنان كم ونادراست واين يك بیماری روانی وقابل تداوی است.درقسمت زنان پارلمان بايد گفت كه منافع آنها بالاترازحقوق زنان برای شان اهمیت دارد. آنها نميخواهند با جانب داری از زنان مخالفت مردان داخل پارلمان را كماي كنند و آينده پولي ومالي و موقف خود را خراب كنند.
پرسش؛ درپایان سخن شما منحیث یک زن نخبه وموفق چه پیامی به زنان افغانستان دارید؟
پاسخ: يگانه آرزوي من ريشه كن شدن بيسوادي دربين زنان افغانستان است.
پاسخ: در قسمت نخست پرسش تان بايد گفت كه برخی بانوان هم خودشان كدام ابتكار ندارند و خود را زحمت نميدهند واگربانویی موفقيت داشت ومورد تشويق قرار گرفت. حسادت مي كنند. حسادت كشنده ترين مرض است كه كس را ازخود بالاتر ديده نميتوانند واگراوموفقيت های چشمگيرپيدا کرد ، تيشه به ريشه اومي زنند. كه خوشبختانه تعداد چنين زنان كم ونادراست واين يك بیماری روانی وقابل تداوی است.درقسمت زنان پارلمان بايد گفت كه منافع آنها بالاترازحقوق زنان برای شان اهمیت دارد. آنها نميخواهند با جانب داری از زنان مخالفت مردان داخل پارلمان را كماي كنند و آينده پولي ومالي و موقف خود را خراب كنند.
پرسش؛ درپایان سخن شما منحیث یک زن نخبه وموفق چه پیامی به زنان افغانستان دارید؟
پاسخ: يگانه آرزوي من ريشه كن شدن بيسوادي دربين زنان افغانستان است.
تا
زنان در روشناي دانش ازحق و حقوق خود با خبر شده وهمكارخوب باهمسرخود درچرخانيدن چرخ اقتصادي خانه باشند.
بانوزمانی
گرامی ! جهاني سپاس از این که به گفت وشنید من با علاقه مندی پاسخ داده اید. موفق
وسرفراز باشید.
شیرين
عزيزازشما هم تشكركه وقت گران بهاي تان را صرف زنان افغانستان مي كنيد .
همیشه موفق وسربلند باشيد.
No comments:
Post a Comment