هنگامی که نخستین مقالهی حمیرا ثاقب به نام «زنان در کجا هستند»
در مجلهی میهن چاپ شد، او نوجوان کم سن و سالی بود که هنوز در مکتب درس میخواند،
به گفتهی خودش به عنوان کسی که تازه دست به قلم برده بود،
از اینکه میدید مقالهاش
در مجلهی مطرحی چون میهن به چاپ رسیده، بسیار احساس خوشحالی میکرد، شاید آن
روزها پیشبینی اینکه روزی خودش بنیانگذار یک خبرگذاری برای زنان افغانستان شود،
برایش دشوار بود ولی گذر زمان نه تنها این را نشان داد که او را به عنوان یکی از
برجستهترین فعالان حقوق زن در جایگاهی تاثیرگذار در جامعه نیز، قرار داد.
او در واقع کارش را با نوشتن مقاله در زمینهی مسایل زنان آغاز کرد
و با ادامه این راه مجلهی «نگاه زن» را بنیان گذاشت و پس از آن نیز خبرگذاری
«زنان افغانستان» را ایجاد کرد.
ما هم او را در فهرست زنان مطرح افغانستان قرار دادیم و برای گفتوگو
با او به دفتر خودش یعنی خبرگذاری زنان افغانستان، شتافتیم چون هیچ جایی را به
صمیمیت آنجا سراغ نداشتیم. در این گفتوگو، خانم حمیرا ثاقب سرگذشتش و راهی که
پیموده تا به اینجا برسد را، برای ما بازگو میکند که در ادامه می خوانید.
کمی از خودتان برای خوانندههای ما بگویید:
من حمیرا ثاقب، رییس «خبرگذاری زنان افغانستان» هستم، من همچنان
ریاست شبکهی زنان در حکومتداری محلی را به دوش دارم، معاون آیوارت (IAWRT) نیز هستم.
چگونه خود را در قلمرو خبرنگاری یافتید؟
یکی از کارهای مورد علاقهام از دوران نوجوانی نوشتن بود و پس از
اینکه دوران دانشگاه را آغاز کردم، دریافتم بهترین کاری که میتواند مرا به مردم
نزدیکتر کند و صدای مرا به همه برساند، کار خبرنگاری است و من در سال ۲۰۰۹ مجلهی «صدای زن» را
بنیان گذاشم و در سال ۲۰۱۳ نیز خبرگذاری زنان افغانستان را بنیانگذاری کردم.
نخستین بار خبرنگاری را از کجا و چگونه آغاز کردید؟
با توجه به علاقمندیام بیشتر دربارهی زنان نوشتهام و باید بگویم
نزدیک به ۱۳ سال است که در این زمینه قلم میزنم، در طول دوران کاریام بیشتر
به وسیلهی مقالههایم با مردم در ارتباط بودهام، ولی با گذشت زمان به این نتیجه
رسیدم که باید کارم را گسترش بدهم و برای تغذیهی معلوماتی و فکری مردم بیشتر کار
کنم. این را به خوبی میدانستم که تا چه اندازهای با فقر معلوماتی در حوزهی زنان
روبرو هستیم. بنابرین آرمان من از پا گذاشتن به پهنهی خبرنگاری این بوده که در
رشد فکری مردم و نسلی که به دلیل تجربهی دوران سیاه طالبان، زنان در ذهنهای شان
مفقود الاثر شده بودند، کار کنم و به ایشان که با پیش فرضهای شدید افراط گرایی،
زنان را به کلی از جغرافیای افغانستان حذف کرده بودند، از ارزش و اهمیت حضور زنان
در جامعه بگویم، در واقع من احساس کردم که جامعه به تغییر نگرش مردم و به ویژه
جوانان نسبت به حضور زنان نیاز دارد و به همین خاطر کوشیدم که کارم را در بخشهای
خبری و در زمینهی زنان گسترش بدهم.
از حس و حالتان پس از چاپ اولین گزارشتان برای ما بگویید:
نخستین بار در سالهای نوجوانیام، مقالهای با عنوان «زنان در کجا
هستند؟» نوشتم که در مجلهی میهن به چاپ رسید، بسیار خوشحال شده بودم چرا که من
نوجوانی بودم پر از آرمانها و آرزوها و اینکه مردم اندیشه مرا بخوانند برایم
بسیار هیجانانگیز بود و با توجه به اینکه مطالعات دینی خوبی داشتم، میدیدم آنچه
که از دین برای زنان تعریف میشود، سخت و زمخت و متفاوت با دین است و آن نرمش و
انعطافی را که دین در برابر زنان دارد، هرگز در جامعه دیده نمیشود و در نهایت
شاید بتوان گفت که یکی از مشوقهای اصلی من برای ادامه نوشتن، چاپ همان مقاله در
مجلهی میهن بوده است.
دیگران به کار شما چه واکنشی داشتند؟
همه کارهایم را با پشتیبانی و حمایت خانوادهام به انجام رساندهام
و مورد تشویق آنها و دیگران قرار گرفتهام، باید بگویم که من در خانوادهای
فرهنگی بزرگ شدهام و همیشه مورد تشویق ایشان قرار میگرفتم و هیچ گونه
مشکلی از سوی آنان نداشتم و هنگامی که مجلهی نگاه زن را در سال ۲۰۰۹ بنیانگذاری کردم، بیشتر
بازخوردهایی که از سوی جامعه دریافت میکردم، مثبت بود، به یاد دارم یک بار عکسی
از یک زن چادری دار که روی سرش کبوتری در قفس قرار داشت، روی جلد مجله چاپ شده بود
و بازخوردی که از مردم گرفتم بسیار جالب بود زیرا تصور من این بود که با جامعهای
بسیار تاریک روبرو هستم ولی این عکس نه تنها مورد استقبال قرار گرفت که حتا در
جاهایی اعتراض برخیها را هم برانگیخت که میگفتند دیگر زمان آن گذشته که بحث
چادری به راه بیفتد ولی هنگامی که وارد فضای مجازی شدیم و کارمان را روی وبسایت و
صفحه فیسبوک مجله آغاز کردیم، حساب کاربری من چندین نوبت هک شد و این خودش نشان
میداد هنوز هم کسانی هستند که از نوشتن دربارهی زنان بیم دارند.
بی گمان کار زن به عنوان خبرنگار دشواریهای خاص خودش را دارد، از
سختیهایی که در این مسیر با آن روبرو شدید برایمان بگویید:
من کارم را با نوشتن مقاله آغاز و پس از آن بیشتر در سطوح مدیریتی
کار کردهام و در طول این مدت یکی از مشکلاتی که همیشه مرا با چالش روبرو کرده
است، کمبود توجه تمویل کنندگان به حوزهی خبرنگاری زنان و نبود باور به حضور
نوشتاری و فکری زنان در حوزه ی خبری، بوده است. به همین خاطر برای اینکه بتوانم
زنان بیشتری را در خبرگذاری استخدام کنم، گاهی ناچار شدهام برنامههای دیگری را
نیز روی دست بگیرم و حتا در سالهای نخست ناگزیر بودم رضاکارانه و با هزینهی شخصی
خودم کار کنم در حالیکه در آن سالها پولهای هنگفتی به نام زن به افغانستان میآمد
ولی در عمل، درصد ناچیزی از آن در زمینهی خبرنگاری زنان به مصرف میرسید. به ویژه
نهادهایی که زنان مدیریت آنها را بر دوش دارند، کمتر مورد توجه حکومت و نهادهای
جهانی قرار گرفته اند. افزون بر آن با چالشهای دیگری نیز روبرو بوده ام، برای
نمونه گاهی به خاطر پخش برخی از خبرها با واکنشهای شدید گروههای پنهان روبرو میشدیم،
روشن نبود که دشمن کیست ولی این واکنشها وجود داشتند. ولی در این زمینه هیچ
حمایتی از سوی دولت دریافت نکردیم. همچنان گاهی تبانی حکومت با خبرنگاران مرد برای
پنهان کردن یک خبر در ولایتهای دورتر که خبرنگاران زن ما به آنجا دسترسی نداشتند
نیز در طول این مدت مشکلاتی را برای ما در پی داشته است.
آیا در این مسیر تنها بودید و یا مشوقی هم داشتید؟
بزرگترین پشتیبان هر کس خانوادهاش است در واقع میتوان گفت پشتیبان
هر مرد، زنهای خانوادهاش مانند همسر، خواهر و مادرش میتوانند باشند و پشتیبان
هر زن مردهای خانوادهاش یعنی همسر، برادر و پدرش میتوانند باشند، در کل من به
عنوان یک کنشگر حوزهی زنان، همدلی و همفکری خانوادهها و تلاشهای مستمر زنان را
در رسیدن به موفقیت موثر میدانم و باور دارم که یک زن خودش هرگز نباید فکر کند که
موجودی است که نیاز به مراقبت دیگران دارد بلکه باید بر این باور باشد که نه تنها
وظیفهی مراقبت از خود، که مسوولیت مراقبت از دیگران را نیز بر دوش دارد.
در خبرنگاری به دنبال چه چیزی بودید و هستید؟
مهمترین بحثی که من در خبرنگاری به دنبال آن هستم، رسیدن به عدالت
و برابری جنسیتی با به راه انداختن مبارزهای هدفمند و پیوسته است، هنگامی که ما
زن را در جامعهی افغانستان تعریف میکنیم، با سنتهای سختی که مغایر با دین اسلام
هستند، برخورد میکنیم، برای نمونه، دین اسلام بحث میراث را مطرح کرده و به زنان
نیز از آن حق داده است ولی در افغانستان هیچ آماری از زنانی که میراث خود را
دریافت کردهاند، وجود ندارد و به خاطر عرف و سنتهای سخت تنها درصد بسیار کمی از
زنان ارث خود را دریافت میکنند و هرگاه زنی به حق خود دست یابد و ارث خود را
دریافت کند، از خانوادهی پدری خود طرد میشود، موضوع دیگری که برایم بسیار مهم
است، موضوع سواد و حق آموزش و تحصیل زنان است، پیامبر اسلام (ص) فرموده است:
اطلبوالعلم من المهد الی اللحد، به این معنا که انسان باید از کودکی تا لب گور
دانش بیاموزد. این حق برای زنان و مردان برابر است در حالیکه در جامعهی
افغانستان زنانی هستند که حتا تذکره ندارند و یا بیشتر از صنفهای پنج و شش، اجازهی
تحصیل و درس خواندن را ندارند، حتا آماری از اینکه چند درصد از زنان تا مقطع
دکتورا تحصیل کردهاند، موجود نیست. بحث دیگر سفرهای بیرونی برای تحصیل است، در
این مورد هم پسرها ارجح دانسته میشوند، این نگرش سختِ دینی، البته منظور من دین
سنتی است، بایستی این مسایل را بشکافیم و جامعه را از مکلفیتهایی که در برابر
زنان دارد، آگاه کنیم. به همین خاطر کوشش ما همیشه بر این بوده است که لایههای
پنهان زندگی زنان را در جامعه بشکافیم و با بحث و گفتوگو صدای زنان را به گوش همه
برسانیم. بسیار سخت است که در سال ۲۰۱۸ در حالیکه ما در دانشگاههای پایتخت از زنان و مردان و آزار و
اذیت جنسی آنان سخن میگوییم، میبینیم که در کتابخانه ها و صنفهای درسی دانشگاه
ها میزهای دختر و پسر از هم جدا هستند و دانشجوهای پسر با خواندن آیهای از قرآن
به ما میگویند که زنان بهتر است در خانههای شان بمانند، در حالیکه همسران
پیامبر اسلام، بازرگان و فرماندهی جنگ بوده اند، دختر پیامبر زنان و مردان را
تدریس میکرد و هنگامی که در مدینه افراد باسواد انگشت شمار بودند، زنان خاندان
پیامبر(ص) همه باسواد بودند، در آن روزگار که حضرت علی (َع) و یا هرکس دیگری به
خواستگاری حضرت فاطمه (س) میرفت، پیامبر به فاطمه اختیار میداد تا همسرش را
انتخاب کند پس چرا در افغانستان سنتهایی مانند بدل، بد و یا ازدواج اجباری کودکان
را داریم. هنگامی که ما این گفتمان را در دانشگاههای کابل مطرح میکردیم میدیدیم
که شوربختانه جامعه کمتر به رشد فکری مردم در زمینهی زنان پرداخته است، اکنون مهمترین
بحث این است که ما اندیشه جامعه را بارور کنیم و ذهنیت شان را تغییر دهیم و در این
بخش قانونگذاران کار خود را انجام میدهند و ما هم با رسالت خبریای که داریم، نه
تنها با نشان دادن وضعیت کنونی زنان، تأثیری در پالیسیها میگذاریم و باعث تغییر
آنها به سود زنان میشویم که جامعه را نیز به عنوان یک جامعه مسلمان با مکلفیتهایش
در برابر زنان آشنا میکنیم.
چقدر از اهدافی که در سر میپروراندید تا کنون برآورده شده اند؟
خرسندم از اینکه پس از ۹ سال کار پیوسته، اکنون با زنان جوانی روبرو میشویم که حق مدار و
مطالبه محور هستند، امروزه پسرهای جوانی را میبینیم که دیگر بر این باور نیستند
که زنان باید همواره در خانه باشند، امروزه جنبش اجتماعی جریان دارد که دستآوردی
همچون تصویب قانون منع آزار و اذیت جنسی را دارد و همهی مردم، موسسهها و نهادها
در دستیابی به آن سهیم هستند، اکنون موضوعهایی مانند آزار و اذیت جنسی که تا پیش
از این تابو بودند و هرگز درباره آنها سخنی به میان نمیآمد، تبدیل به صورت مسأله
شده اند و برای آنها راه حل هایی سنجیده و قوانینی تصویب میشوند، اگرچه در زمینهی
تطبیق قانون نیز بحثهایی وجود دارد ولی آنها گامهای بعدی اند که به آنها
پرداخته خواهد شد.
میدانیم که هنوز دشواریهایی وجود دارند، میخواستم بپرسم که نقش
زنان در این شرایط چیست؟
مهمترین بحث این است که خود زنان در هر جای و جایگاهی که هستند،
اندیشیدن و بحث دربارهی مسایل مربوط به زنان را ارجح بدانند و در اولویت قرار
بدهند و افزون بر آن وظیفه ایشان است که با یکدیگر بسیج شده، به صورت هماهنگ کار و
همکاری کنند تا سرانجام بتوانیم ذهنیت جامعه را دگرگون کنیم و بر اشتراک سیاسی،
اقتصادی و اجتماعی زنان تأثیر بگذاریم.
کار یک خبرنگار زن با یک خبرنگار مرد چه تفاوتی دارد؟
از نگاه تخصصی فرقی ندارد ولی زنان زنانه و مردان مردانه میاندیشند
و این بزرگترین تفاوت است، حتا در مورد قضیهی فرخنده، من به یاد دارم خبرنگاران
زن حتا در درون نهادی که در آن کار میکردند، با چالشهایی روبرو بودند، آنها
باور داشتند که قضیهی فرخنده از اولویتهای خبری است و باید بیشتر پوشش داده شود و
به این خاطر باید با همکارانشان مبارزه و بحث میکردند و این به این خاطر است که
اولویت های مربوط به مسایل زنان را کمتر درک میکنند و این مسایل برایشان خسته
کننده و ملال آور است در حالی که حتا یک دختر چهارساله هم خودش و نیز مسایل زنان
را در اولویت قرار میدهد.
از کارهای ناکردهی تان در عرصه خبرنگاری برای ما بگویید:
بسیار دوست داشتم یک رسانهی خبری کلان مانند یک تلویزیون میداشتم
که در جامعهای مانند افغانستان، این رسانه کاملا مربوط به زنان میبود، درست است
که اکنون نیز تلویزیونی به نام زن داریم و کارهایی در زمینهی زنان انجام میدهد
ولی بسیار دوست داشتم که یک تلویزیون از نگاه حرکتها و جنبشهای زنان و با کمک
کسانی که در این راستا دارای دانش و تعهد هستند، ایجاد میشد و تبدیل به یکی از
تلویزیونهای مطرح و سرشناس افغانستان مانند تلویزیون طلوع و یا رادیو آزادی میشد
ولی این نیاز به منابع مالی و حمایتهای سیاسی و اقتصادی دارد، این آرزو از کارهای
نکردهی من است که بسیار دوست دارم، انجامش بدهم.
تصویر یک جامعهی ایدهآل از نگاه شما چگونه است؟
جامعهای که زنان و مردان در آن به برابری رسیده باشند و در سایهی
عدالت زندگی کنند. این از آرمان هایی است که جهان در طول تاریخ آرزوی رسیدن به آن
را داشته است.
آیا این آرزوی شما روزی برآورده خواهد شد؟
من امیدوارم که در نسلهای بعدی به چنین جامعهای دست یابیم.
آیا تا کنون پیش آمده که از کار یک خبرنگار دیگر الهام گرفته باشید
و یا کار آن شخص در شما انگیزه پدید آورده باشد؟
به طور مشخص از خبرنگاران الهام نگرفتهام ولی جنبشهای زنان در
سراسر جهان زنجیرهای بوده که ما زنان افغانستان نیز خود را جدای از آن نمیدانیم،
درست است که دغدغههای زنان از نگاه شدت و حدت در جاهای گوناگون جهان با هم فرق
دارند ولی جنس همهی این دغدغهها همواره در طول تاریخ به یک نوع بوده است. به
همین خاطر ما نیز از چنین جنبشهایی در هر جای جهان و در هر زمینهای که رخ داده
اند، الهام گرفته ایم و این جنبشها باعث شده اند به این باور برسیم که ما نیز میتوانیم
به چنین کارهایی دست بزنیم و به چنین موضوعاتی فکر کنیم و ببینیم که در جامعهای
مانند افغانستان دغدغههای زنان به چه شکلی هستند.
از نگاه شما وضعیت کنونی رسانههای افغانستان چگونه است؟
خوب من به عنوان کنشگر حوزهی زنان میخواهم یک بررسی کلی دربارهی
وضعیت زنان در رسانههای افغانستان داشته باشم، باید بگویم با گذشت هفده و یا هجده
سال هنوز هم وزارت اطلاعات و فرهنگ هیچ آماری از اینکه چند درصد از زنان در سطوح
مدیریتی رسانهها کار میکنند، ندارد ولی با توجه به آماری که به تازگی «نی» منتشر
کرده است، تنها شمار کمی از زنان خبرنگار در سطوح مدیریتی رسانهها کار میکنند و
بیشتر تنها برای کار روی صحنه استخدام میشوند و شوربختانه کارهای تخنیکی که میتوانند
برای زنان اشتغالزا باشند، به آنان سپرده نمیشوند و بدبختانه حتا تصویری هم که
از زنان افغانستان به جامعه ارایه میشود، یا برگرفته از تصویر زنان ترک و هندیِ
سریالهاست و یا چهرهای متأثر از خشونت از ایشان معرفی میشود که در نتیجه چهرهی
خشنی از جامعه افغانستان را نیز به تصویر میکشد، البته من نمیخواهم بگویم که
افغانستان چهرهای ملایم و مهربان دارد ولی دستکم میتوانم این را بگویم که
همواره یک جنبه از چهرهی زنان افغانستان در رسانهها بازتاب داده شده است و آن
نیز زنانی خشونت پذیر و سلطه پذیر بوده است و میتوان گفت که این به نوعی باعث
تشدید خشونت در جامعه شده است. به این ترتیب رسانهها خواسته و ناخواسته، جامعه را
برای حضور زنان بسیار نا امن و نامطمین جلوه میدهند، حتا در فکاهیها نیز زنان را
انسانهایی کاملا بی اراده و بدون توان تصمیم گیری و رهبری معرفی میکنند و این را
در قالب نمایش، فلم و یا طنز به نمایش میگذارند. به این خاطر باید گفت که زن در
جامعه افغانستان چهرهای بسیار مظلوم و مهجور و کاملا خشونت پذیر دارد و نوعی
آموزش غیر مستقیم به جامعه است و به مردان یاد میدهد که سلطهگر باشند و زنان را
نیز میآموزاند که خشونت پذیر باشند و این چهرهی بسیار خطرناکی است که جای تأمل
دارد.
شاید زنان زیادی باشند که بخواهند روزی مانند شما موفق باشند، شما
چه گفتنیهایی برای آنها دارید؟
خوب جنس مشکلات زنان در افغانستان به یک نوع است ولی شدت آنها میتواند
متفاوت باشد، باید بگویم کسانی که میخواهند در این راه گام بگذارند بایستی یک
مبارز باشند، در مرحلهی نخست باید باور و آرمانشان رسیدن به برابری جنسیتی باشد
و در مرحلهی دوم باید تلاش، تلاش و تلاش و مبارزه کنند و از دشواریهای این راه
خسته نشوند چرا که مبارزه چیزی به جز رویارویی با دشواریها نیست و حرکت در یک
مسیر صاف نمیتواند به معنی مبارزه باشد. جامعهی ما کاملا مردسالار و خشن است و
به همین خاطر ما نیاز به دخترهای جوان و یا نیروهای جوانی داریم که با شناختی که
از اجتماع دارند، به گونهی هدفمند وبرنامهریزی شده دست به مبارزهای پیوسته
بزنند و باعث تغییر آن شوند. کسانی که قدم به این راه میگذارند، هرگز و به هیچ
عنوان نباید از ادامهی این راه خسته و نا امید شوند و یا در میانهی راه دست از
کار بکشند، درست است که امکان آن میرود که مبارزهی آنها برای نسل خودشان نتیجهای
را در بر نداشته باشد ولی نباید دلسرد شوند بلکه باید بیش از پیش بکوشند تا وظیفهی
ایمانی و وجدانی خود را به عنوان یک انسان به انجام برسانند و این را نیز بدانند
که اگر آنها یک گام بردارند، نسل پس از آنها دو گام خواهد برداشت و اگر آنها نا
امید شده، دست از پیکار بکشند، نسل پس از آنها ناچار خواهد شد تا گامی را که آنها
اکنون برنداشته اند، با نیرو و انرژی مضاعف و تحمل دشواریهای بیشتر بردارد ولی
همانطور که گفتم اگر آنها دو گام برداند، نسل بعد چهارگام و نسل پس از آن نیز
هشت گام خواهند برداشت و سرانجام نسلهای آینده در این راه خواهند دوید.
حضور زنان را در رسانهها چگونه میبینید و چه راهی برای معنادارتر
و جدیتر شدن حضور زنان در جامعه پیشنهاد میکنید؟
بسیار مهم است که زنان در همهی بخش های خبرنگاری و کارهای تخنیکی
وارد باشند، چرا که ما به زنان کارشناس خبرنگار در همه بخشها نیاز داریم، به این
معنی که زنان خبرنگار باید در کنار بالا بردن مهارتشان در بخشهای گویندگی و
گزارشگری باید بکوشند تا ظرفیت و مهارتهای خود را در سایر بخش ها نیز افزایش
دهند زیرا هنگامی که کسی در بخشی تخصص داشته باشد، میتواند به جایگاههای بهتری
برسد، ولی کسی که تخصص نداشته باشد، به هر طریقی ممکن است از صحنه بیرون رانده
شود، دخترهایی که وارد این عرصه میشوند باید از همه فرصتهایی که در اختیارشان
قرار میگیرد به ویژه فرصتهای تحصیلی، نهایت استفاده را ببرند و با دانش و تخصصی
که از این طریق به دست میآورند، در کشور کار کنند تا چهرهی تازهای از زنان را
به جامعه بشناسانند و به این ترتیب خبرنگاران نه تنها خودشان مدلهای خوبی برای
جامعه خواهند بود که میتوانند با معرفی مدلها و چهرههای برتر صدای رسایی برای
تغییر جامعه باشند، اینها قوتهایی هستند که زود و از راهی کوتاه به مقصد میرسند.
جنسیت در کار حرفهای نزد شما چه مفهومی دارد؟ (منظور از نگاه فرصت
ها و محدودیت هاست)
در جامعهای مانند افغانستان بیشتر تصمیم گیرندگان مردان هستند و
از این رو بیشتر فرصتها در اختیار مردان قرار میگیرند، در کنفرانسهای جهانی هیچ
نماینده زنی از سوی رسانههای کشور شرکت نمیکند، زنان زیادی هستند که هم سطح با
همه مردان جوانی که در این کنفرانسها شرکت میکنند، رشد کرده اند ولی در مرحلهای
و به دلیلی از پیشرفت بازمانده اند، یا فرصت در اختیارشان قرار نگرفته، یا خانواده
نگذاشته و یا موضوع، رسم و عنعنات بوده است. همین اکنون همه نمایندههای افغانستان
در کنفرانس های جهانی، مردها هستند، پس نسلی از زنان که ما روی آنها کار کرده
ایم، کجا هستند؟، این به ما نشان میدهد که فرصتها برای زنان بسیار محدود است، به
این خاطر که یا مردی که مسوول یک رسانه است ترجیح داده که فرصت را در اختیار یک
مرد قرار دهد، چرا که میتواند مدت طولانی تری را در سفر سپری کند و یا به دلیل
دوستی و رفاقتی که با یکی از کارمندان مرد خود داشته، خواسته است که این فرصت را
در اختیار او قرار بدهد و یا هم زنی که به نمایندگی انتخاب شده، نتوانسته اجازهی
خانواده اش را بگیرد و یا مسوول رسانه فرصتی را برای این زن مهیا نکرده است و این
نشان میدهد که در جامعهای مانند جامعهی افغانستان، زنان نه تنها به عنوان
کارمندی با شناخت و واسطهی کمتر، از فرصتهای کمتری برخوردار هستند، بلکه به دلیل
زن بودن با نوع نگرش متفاوتی نیز روبرو هستند و به دلیل محدودیت هایی که از سوی
خانواده و کارفرما متوجه ایشان است، فرصت های کمتری هم در اختیارشان قرار میگیرند
و با چالشهای بیشتری روبرو میشوند و به ویژه این مشکل در ولایتها بیشتر دیده میشود،
در ولایتها زنان با چالشهای زیادی روبرو هستند و حتا از سوی مردم عام و نیروهای
افراط گرا و نیروهای مسلح غیر مسوول مورد تهدید قرار میگیرند.
به جر خبرنگاری دیگر به چه کارهایی علاقه دارید؟
خبرنگاری را دوست دارم ولی اولویت کاری من، کار در حوزهی زنان
است، در واقع یکی از علاقمندی هایی که مرا به سوی کار خبرنگاری سوق داد، کار در
حوزهی زنان بوده تا از این طریق بتوانم صدای خودم را از راهی کوتاهتر و به
طور مستقیم به مخاطبان بیشتری برسانم، و در واقع باید بگویم که کار خبرنگاری را به
عنوان یک مسیر برگزیدهام، و در کنار آن مطالعه دربارهی مسایل زنان و کار با نسل
نو را نیز دوست دارم و البته به موسیقیهایی که دارای طعم انقلابی زنانه باشند،
نیز علاقه دارم.
از ناگفتههای تان برای ما بگویید:
فکر نمیکنم زیاد سخن نا گفته داشته باشم ولی میتوانم بگویم که
سخن ناگفتهام برای زنان این است که: بیشتر به خودشان مراجعه کنند و زنانگی خود را
قدر بدانند و از اینکه زن هستند به خودشان افتخار کنند.
کمی از زندگی خصوصی تان برای ما بگویید:
من مادرم، مادر سه کودک و یا سه انسان هستم و کارهایی که انجام می
دهم برای بهبود زندگی نسل آینده است که فرزندان خودم نیز از آن جمله اند.
سخن پایانی:
روی سخنم بیشتر به سوی نسل نو است، نسل نو نباید بخواهد که حمیرا
ثاقب، نجیبه ایوبی و…. شود بلکه باید به این بیاندیشد که چند گام بیشتر از ما
بردارد و کاری را که ما نکردهایم، به انجام برساند، آنها باید بکوشند تا انقلابی
باشند چرا که کار در زمینهی زنان در سالهای پیش رو سختیهای زیادی را در پی
خواهد داشت به این خاطر که خشونت شکل ساختاری پیچیدهای به خود خواهد گرفت و ما با
نسلی روبرو خواهیم بود که از سنت گرایی به سوی مدرنیته به پیش میرود ولی هنوز
مدرن نشده و در این میان همچنان دست و پا میزند و با اینکه به ظاهر دگرگون شده
ولی هنوز هم دارای همان تفکر افراط گرایانه است که باید روی آن بسیار کار صورت
بگیرد. دختران نسل نو باید ثابت کنند که میتوانند برای خود فرصتهایی ایجاد کنند
و بکوشند تا فرصتهایی را که سالها مردانه بودهاند، با تخصص، دانش و شجاعت و
دلیری، از آن خود بسازند.هشت صبح
No comments:
Post a Comment