با او تماس میگیرم و میگویم: قرار است به عنوان یکی از
خبرنگاران سرشناس و موفق افغانستان، با شما گفتوگوی داشته باشیم و آن را در
روزنامه چاپ کنیم. میخندد و میگوید
«اشتباه گرفته اید، من مکیه منیر هستم»، من
هم یادم میآید بدون اینکه خودم را معرفی کنم و مطمئن شوم که آیا شماره را درست
گرفته ام، شروع به حرف زدن کرده ام. با شرمساری میگویم «ببخشید»، خودم را معرفی میکنم
و میگویم «درست با خود شما کار داریم». سرانجام با خوشرویی میپذیرد که همدیگر را
ببینیم.
چند دقیقه زودتر به محل قرارمان میرسم، میزی روبروی راه زینه ها
انتخاب میکنم و منتظرش میمانم، وقتی میآید برایش دست تکان میدهم. با لبخندی
دوستانه کنارم مینشیند و صحبت میکنیم، گپهای ما که تمام میشود، میگویم:
«تمام شد»، به گیلاس خالی روی میز نگاه میکند و میگوید: «یکی دیگر برایت
بخواهم؟»، میگویم: «نه پرسشها را گفتم، پرسشهایم تمام شدند»، باورش نمیشود و
میگوید: «راستی؟» و این بار هر دو با صدای بلند میخندیم.
پرسش: کمی از خودتان برای خواننده های ما بگویید:
پاسخ: مکیه منیر هستم، از دانشکدهی ژورنالیزم دانشگاه کابل
فارغ شده ام و نزدیک به ۱۵ سال است که با رسانههای مختلف چاپی و وبسایت های خبری و نیز
رسانههای شنیداری و دیداری کار میکنم در طول این مدت به عنوان خبرنگار،
ویراستار، و هماهنگ کنندهی خبر، کار کرده ام.
پرسش: چطور شد که خود را در قلمرو خبرنگاری یافتید؟
پاسخ: فکر میکنم بسیار کوچک بودم که به شنیدن اخبار علاقه داشتم و
به همراه پدرم خبرها را دنبال میکردم در واقع از همان زمان به کار روزنامهنگاری
علاقمند بودم ولی خانوادهام همیشه میخواست که من در رشتهی طب تحصیل کنم و باید
بگویم نخستین سالی که در کانکور شرکت کردم، هدفم کامیابی در رشتهی طب بود که با ۳ نمره کمتر در این رشته
کامیاب نشدم و سال دوم برخلاف میل خانواده، نخستین انتخابم ژورنالیسم بود که
خوشبختانه کامیاب شدم و به این ترتیب به رشتهی روزنامهنگاری راه پیدا کردم، در
دوران دانشگاه نیز با معرفی یکی از استادهایم با دو روزنامه به صورت رضا کار، کار
میکردم و برایشان مصاحبه تهیه میکردم. پس از اینکه دانشگاه به پایان رسید، کارم
را به عنوان خبرنگار در بخش اطلاعات رادیو افغانستان بعد از سقوط رژیم طالبان آغاز
کردم. چون در آن زمان گروه طالبان به تازگی سقوط کرده بود و شرایط هنوز چندان
مناسب نبود، زنان هنوز ناچار بودند «چادری» به سر داشته باشند و من هم ناگزیر این
شرایط را تحمل کردم و تا یک ماه با چادری به رادیو رفتم که این بسیار دشوار بود،
در طول آن یک ماه حتا برای تهیهی گزارش هم با چادری بیرون میرفتم ولی بعدا آن را
کنار گذاشتم و نخستین کسی شدم که بدون چادری به رادیو و یا تهیه گزارش میرفتم و
به این سبب در اجتماع با دشواریها و مشکلات زیادی روبرو میشدم.
حس و حالتان پس از چاپ نخستین گزارشتان، چگونه بود؟
به یاد دارم برای نخستین گزارشم باید به شفاخانهی صحت طفل میرفتم
تا دربارهی مشکلات مریضدارها و بیماران گزارش تهیه کنم و چون این نخستین گزارشم
بود، یکی از همکارانم نیز باید مرا همراهی میکرد، ما با بخشهای گوناگون شفاخانه
مانند لابراتوار و… گفتوگو کردیم و سرانجام یک گزارش بیست و پنج دقیقهای برای
برنامهی گزارشها از آن تهیه کردم، هرگز فراموش نمیکنم صبح روز بعد که به رادیو
رفتم، مدیر بخش گزارشها، از گزارشم تعریف کرد و گفت که گزارش بسیار خوبی بوده و
تنها در یک جا صدایم کمی لرزیده که هیچ کسی به جز خودش متوجه آن نشده است و با این
سخنش من قوت قلب گرفتم و تلاش و کوششم برای سهم گرفتن در برنامهها بیشتر از پیش
شد.
واکنش دیگران به کار شما چه بود؟
هنگامی که کارم را آغاز کردم با مشکلات زیادی روبرو بودم، طالبان
تازه رفته بودند و محیط بسیار بسته بود تا جایی که حتا خانوادهی خودم هم نمیخواست
که من به آن زودی چادری را کنار بگذارم و در جامعه به کار خبرنگاری بپردازم. در آن
زمان، شمار کمی از زنان بدون چادری در جامعه ظاهر میشدند و به همین خاطر مردم
واکنش درستی به زنانی که چادری نداشتند، نشان نمی دادند و به ویژه به زنانی که به
کارهایی چون خبرنگاری میپرداختند، نگاهی تحقیر آمیز داشتند، تا جایی که حتا در
هنگام تهیهی گزارش، سخنان نامناسبی از مردم میشنیدم ولی من هرگز نخواستم
عقب نشینی کنم چرا که تنها آرزوی من این بود که در عرصهی خبرنگاری به پیش بروم.
در واقع باید بگویم که ما در جامعهای مرد سالار زندگی میکنیم که در آن زنان از
آزادی برخوردار نیستند ما در جامعهای زندگی میکنیم که هنگامی که زنان در سطح
رهبری یک رسانه قرار میگیرند مردان با تصمیمهای او موافقت نمیکنند ولی ما زنان
باید در برابر چنین رفتارهایی ایستادگی کنیم.
من به خاطر برنامههایی که داشتم نیز با واکنشهای گوناگونی روبرو
میشدم، برای نمونه یکی از برنامههایی که در رادیو افغانستان تهیه میکردم،
برنامهی «صدای مردم» بود که مشکلات مردم را بازتاب میداد و آنهایی که مشکلاتشان
از این طریق حل میشد، تماس میگرفتند و به خاطر برنامه از من سپاسگذاری میکردند
که این بسیار امیدبخش بود. در آژانس خبری پژواک هم در بخشهای سیاسی و حقوق بشر و…
کار میکردم، به یاد دارم هنگامی که برای نخستین بار کارم را روی اولین
انتخابات ریاست جموری آغاز کردم، با مشکلات گوناگونی از سوی کاندیدها و طرفدارانشان
روبرو شدم. باید این را هم یادآوری کنم که گاهی برخی از گزارشهای که روی آنها
کار میکردم نیز تا جایی خطرناک بودند که دوستان و همکارانم از من میخواستند،
برای حفظ امنیت خودم از نشر آنها خودداری کنم و اینها واکنشهایی بودند که در
آغاز کار با آنها روبرو میشدم ولی من از ادامهی راه ناامید نشدم چون در کنار
واکنشهای منفی، با واکنشهای مثبت و تشویق هم روبرو میشدم.
بی گمان کار کردن یک خبرنگار زن، دشواریهای خاص خودش را دارد، از
سختیها و دشواریهایی که روبرو شدید، برای ما بگویید:
همانطور که پیشتر گفتم یکی از مشکلاتی که زنان با آن روبرو میشوند،
این است که هیچکس نمیخواهد زنان در تصمیمگیری های یک رسانه سهیم باشند چرا که
در جامعهی سنتی افغانستان، مردان نمیخواهند یک زن را در جایگاههای مدیریتی و یا
به عنوان آمر خویش ببینند، من هم هنگامی که کارم را به عنوان هماهنگ کنندهی خبر
در شبکهی رادیویی سلام وطندار آغاز کردم، بعضی از همکاران مرد من که تا پیش
از آن، دوستان و همکاران خوبم بودند، در برابرم ایستادند، آنها نمیخواستند که یک
زن را به عنوان هماهنگ
کنندهی خبر و یا در جایگاهی بالاتر از خود ببینند و به این خاطر
نه تنها در این راه کمکم نمیکردند که میخواستند به نحوی تخریبم نیز، کنند. ولی
آهسته آهسته این مشکلات از سر راهم برداشته شدند، من کوشیدم به آنها بگویم که زن
«جنسدوم» نیست و یک زن همانطور که مادر، خواهر و همسرشان است، همکارشان نیز
میتواند باشد. امروزه با اینکه این مشکلات تا اندازهی حل شده اند ولی هنوز هم
چنین دشواریهایی را میتوان در جامعه مشاهده کرد. هنوز هم مردان زنان را در
جایگاههای بهتر و بالاتر نمیپذیرند و به همین خاطر میکوشند با تخریب و
کلاهبرداری مانع رسیدن آنان به این جایگاهها شوند و بنابرین بر ما است که
ایستادگی و مبارزه کنیم تا بتوانیم به اهداف خود برسیم.
آیا در این مسیر تنها بودید و یا مشوقی در خانواده و یا اجتماع
داشتید؟
خوشبختانه در این راه از پشتیبانی و حمایت خانوادهام برخوردار
بودم و باید بگویم که پدر و مادرم بیش از دیگران مرا مورد تشویق قرار میدادند که
واقعا از آنها سپاسگذارم، در واقع خانوادهام همیشه در کنارم بودند و هنگامی که
به راهنمایی آنها نیاز داشتم، با آنها مشورت میکردم. و نیز باید بگویم که
برادرم مسوول نشرات یکی از تلویزیون ها است و همچنین خواهرم هم خبرنگار است و به
همین خاطر در همه تصمیمگیری ها، راهنمایهایی سودمند و کاربردی به من میکردند،
در اجتماع هم برخی از دوستانم حامی و پشتیبان من بودند و بسیار تشویقم میکردند و
حتا هنگامی که من خبرنگار پارلمانی بودم برای تهیهی بسیاری از گزارشها با من
مشورت میکردند ولی برخیها هم بوده اند که همیشه مشکلاتی را سر راهم، به وجود می
آوردند.
با وجود همه دشواریها و سختیها چه چیزی شما را به ایستادگی و
مقاومت وامیداشت؟
تنها چیزی که تا کنون مرا وادار به ایستادگی کردهاست این است که
عاشق مسلکم استم واین عشق سبب شده که با هر گونه مشکلاتی مبارره کنم وایستادگی، از
سوی دیگر میخواهم در کارم پیشرفت کنم و در نقطهای که اکنون هستم، باقی
نمانم و همچنان هدف دیگرم این است که زمینهی کار در رسانهها را برای زنانی
که دوستدار این عرصه هستند، مساعد کنم. به باور من اگر ما امروز ایستادگی نکنیم،
ممکن است کسانی که در آینده به این کار رو میآورند باز هم با چنین مشکلاتی روبرو
شوند، بسیار اند زنانی که علاقمند کار در رسانهها هستند ولی به دلیل مخالفت
خانوادههای شان نمیتوانند در این عرصه فعالیت داشته باشند و هدف من این است که
زمینه را برای کار ایشان در این عرصه، مساعد کنم.
در خبرنگاری به دنبال چه چیزی هستید؟
همه کسانی که در زمینهی خبرنگاری کار میکنند، به دنبال حقایق
هستند و میخواهند پرده از حقایق و رویدادهایی که پنهان هستند، بردارند و آنها را
به گوش مردم برسانند. هدف من این بوده که پلی میان مردم و دولت و جامعه باشم،
همچنان آرزو داشتم به دورترین نقاط افغانستان بروم و گزارش تهیه کنم و صدای آن
مردم باشم و هموطنانم را از وقایع مختلف که میخواهند درباره اش بدانند، آگاه کنم.
در این عرصه در کابل بسیار کار کردهام ولی در ولایتهای دیگر کمتر توانسته ام کار
کنم، یکی از خواست هایم که شاید به دلیل ناامنی برای همیشه یک آرزو باقی بماند،
این است که میخواهم با یک مایک و یک دوربین برای تهیه گزارش به دورترین نقاط
کشورم بروم و گزارش تهیه کنم.
چقدر از اهدافی را که در سر می پروراندید تا کنون توانسته اید
برآورده سازید؟
با تلاش و پشتکار به بیشتر اهدافم رسیدهام ولی باید این را هم
یادآوری کنم که اگر کسی قصد دارد خبرنگاری را به عنوان حرفهی خود انتخاب کند باید
این را بداند که تنها با به دست گرفتن یک مایک و یا یک دستگاه ضبط صدا، نمیتواند
به یک خبرنگار خوب تبدیل شود بلکه باید پشتکار، مطالعه و شناخت دقیقی از محیط و
جامعهی خود داشته باشد. هنگامی که من به کار خبرنگاری روی آوردم با مشکلات زیادی
روبرو شدم ولی تنها به خاطر هدفی که داشتم توانستم در برابر این دشواریها
ایستادگی کنم. هدف من از خبرنگاری همواره این بوده است که صدای مردم باشم و
با تلاش و پشتکار توانستم بر پلههای بالاتری نیز گام بگذارم و در این عرصه پیشرفت
کنم. در واقع من کارم را به عنوان خبرنگار آغاز کردم و با تلاش و کوشش توانستم به
پلههای بعدی یعنی ویراستاری، مدیریت خبر و نیز هماهنگ کنندهی خبر، برسم. باید
بگویم که هدف کنونی من این است که بتوانم از طریق نهادی که بنیاد گذاشتهام، به
دخترهایی که به این عرصه وارد میشوند کمک کنم تا در کنار آموزشهایی که در
دانشگاه میبینند، به طور عملی هم در این زمینه کار کنند و تجربهی مورد نیاز خود
را به دست آورند و ناچار نشوند که در رسانهها به صورت رایگان و بدون دستمزد کار
کنند.
میدانیم که هنوز هم دشواریهای فراوانی پابرجاست، نقش دیگر زنان
در حل مشکلات، چیست؟
چالشها و دشواریها بیشمار اند و تنها راهی که زنان برای مبارزه و
ایستادگی دارند این است که به طور هماهنگ کار و از یکدیگر پشتیبانی و حمایت کنند،
و این هماهنگی و حمایت نباید محدود به رسانهی خودشان باشد بلکه باید با همهی
زنان در رسانهها و نهادهای دیگر نیز به گونهی هماهنگ گام بردارند و با ایجاد
هماهنگی موثر و پیوسته و مشورت با یکدیگر، چالشها ودشواریها را در هر زمینهای
که هست، از سر راه بردارند. زنان ممکن است در رسانهها با نبود توازن در معاشها و
برخوردهای نامناسب، مشکلات اجتماعی و خانوادگی و تبعیض و نپذیرفتن زنان در جایگاههای
بالاتر حتا با داشتن ظرفیت و توانایی لازم، روبرو شوند و در چنین شرایطی زنان باید
با برقراری هماهنگی و پشتیبانی از یکدیگر، به اندازهی قوی و نیرومند شوند که
بتوانند به موقفهای که سزاوار آن هستند، برسند و صاحبان رسانهها دیگر نتوانند حق
و حقوق آنها را، پایمال کنند.
فکر میکنید کار یک خبرنگار زن با همکار مردش چه تفاوتی دارد و
زنان در چه بخشهای بهتر از مردان کار میکنند؟
کار خبرنگار مرد با خبرنگار زن هیچ تفاوتی ندارد و این اجتماع است
که به آن رنگ و بوی دیگری میدهد، حقیقت این است که همواره زنان بیشتر از مردان
کار میکنند ولی باز هم دستمزد ناچیزی به آنان پرداخت میشود. زنان همیشه در به
تصویر کشیدن مشکلات زنان، اجتماع و یا کودکان و… بهتر از مردان کار میکنند و
گزارش و کارهای زنان در این زمینهها بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و اثربخش است .
کارهای نکردهی تان در عرصهی خبرنگاری کدامها هستند؟
همانطور که پیشتر هم گفتم یکی از بزرگترین آرزوهایم همواره این
بوده است که به دورترین نقاط محروم کشور بروم و از زندگی و مشکلات مردم آن مناطق
گزارش تهیه کنم و این کاری است که شاید ناکرده باقی مانده است. ولی هرگز عقب نشینی
نمیکنم و به تلاشم ادامه میدهم و البته کارها و برنامههایی را برای زنان نیز
روی دست دارم. که میخواهم در آینده دربارهی آنها صحبت کنم و البته یکی از آرزوهایم
این است که بتوانم رسانهای را بنیانگذاری کنم که نه تنها مجریان و برنامه سازان
آن زنان باشند که، تمام کارکنان آن زنان باشند.
تصویر یک جامعهی ایده آل برای کار خبرنگاری ویژه بانوان، از نگاه
شما چگونه است؟
به نظر من باید در جامعه امنیت وجود داشته باشد، یک خبرنگار زن
هنگامی می تواند خوب کار کند که هم محیطی که در آن کار میکند، امن باشد و هم خودش
از امنیت روانی برخوردار باشد. باید گفت که یکی از بزرگترین چالشهای که بر سر راه
خبرنگاران قرار دارد، نبود امنیت است. آرزو دارم سرانجام افغانستان به کشوری تبدیل
شود که در آن امنیت وجود داشته باشد، و اندیشه و ذهنیت مردم در بارهی زنان تغییر
کند تا دیگر هیچگاه زنان به چشم حقارت دیده نشوند. در جامعهی کنونی افغانستان دو
کار بسیار مهم باید انجام گیرد، یک: تامین امنیت، و دو: ذهنیت سازی. تا زمانی که
ذهنیت و نگرش مردم دربارهی زنان تغییر نکرده و بهتر نشود، ما همچنان با چنین چالشهای
روبرو خواهیم بود و ذهنیت مردم در صورتی دگرگون میشود که مردم اهمیت درس و تحصیل
را درک کنند و کم کم سطح بیسوادی در کشور کاهش یابد.
فکر میکنید این تصویر ذهنی شما روزی به واقعیت بپیوندد؟
بلی، ایمان کامل دارم که روزی بیسوادی در کشورمان از بین میرود،
با توجه به پیشرفتی که ما نسبت به ۱۶ سال گذشته داشتهایم، میتوان گفت که ممکن است؛ ۱۶ سال پیش ما تنها یک
تلویزیون و چند نشریهی چاپی داشتیم ولی اکنون رسانههای بیشمار چاپی، دیداری-
شنیداری داریم که با وجود چالشهای فراوان، زنان بیشماری در این رسانهها کار میکنند
و این خود نشان دهندهی این است که خوشبختانه زنان جایگاه خود را یافتهاند و میخواهند
پیشرفت کنند و به اهداف خود برسند و بنابرین با گذشت زمان خبرنگاران ما نیز
سرانجام روزی در جایگاهی همطراز با خبرنگاران شهرهی جهان مانند «اوریانا فالاچی»
قرار میگیرند.
آیا تا کنون از کار یک خبرنگار موفق دیگر الهام گرفتهاید و یا
رفتار و کار دیگران در شما انگیزه ایجاد کرده است؟
اوریانا فالاچی، خبرنگاری بود که به هر جای دنیا سفر و با رهبران
کشورها گفتوگو میکرد، گفتوگوهای او برای همیشه در تاریخ ثبت شده اند. پیوسته و
هر بار که سفر میروم کتاب «گفتوگو با تاریخ» اوریانا فالاچی را در هواپیما میخوانم
و هیچ گاهی از آن خسته نمیشوم. باید بگویم که شهامت، استقامت و پایداری او برای
من الگو است، او با شهامتی که داشت توانست با زمامدارانی که شاید هیچ ارزشی به یک
خبرنگار نمیدادند، مصاحبه میکرد و پاسخ همهی پرسشهای خویش را با جسارت میگرفت،
در واقع هر یک از گفتوگو های او چیزهای زیادی برای آموختن دارد و باید بگویم که
او واقعا الگوی من است.
تصور شما از وضعیت کنونی رسانههای کشور چگونه است؟
اکنون رسانهها با دشواریهای بیشماری روبرو هستند، به ویژه از
نگاه مالی و کارکنان حرفهای و مسلکی مشکلات زیادی در رسانهها وجود دارد، بیشتر
رسانهها به این خاطر که حامی مالی ندارند، میکوشند کسانی را که خبرنگاری مسلکی و
یا حرفهای نمیدانند، استخدام کنند که این مشکلات زیادی را هم برای خبرنگاران و
هم برای خود رسانه، به بار میآورد. یکی دیگر از دشواریهای که رسانهها درگیر آن
هستند، نبود دسترسی به اطلاعات است و حتا گاهی رسانهها از سوی زورمندان و یا
کسانی که نمیخواهند حقایق آشکار شوند، نیز تهدید میشوند. تهدید و نبود امنیت
برای خبرنگاران یکی دیگر از مشکلاتی است که رسانهها با آن دست و پنجه نرم میکنند
و باید گفت که در این اواخر چالشهای امنیتی بسیار زیاد شدهاند و خبرنگاران در
کابل و ولایت ها تهدید، لت و کوب و حتا کشته میشوند که این خودش از بزرگترین
مشکلاتی است که بر کار رسانهها تاثیر گذاشته است.
شاید دخترهای زیادی آرزو داشته باشند که روزگاری مانند شما شوند،
برای آنها چه گفتنیهایی دارید؟
من هنوز شاگرد مکتب ژورنالیسم هستم و راه درازی در پیشرو دارم ولی
به عنوان یک خواهر و یا یک همکارشان، از آنها میخواهم که هرگز از کار خود در
رسانهها نا امید نشوند و راه مقاومت، بردباری، صبر، پشتکار و مطالعه را در پیش
گیرند و هرگز به اینکه یک مایک و یا یک دستگاه ضبط صدا را در دست داشته باشند،
بسنده نکنند، بلکه بکوشند تا پلههای کامیابی را یکی پس از دیگری بپیمایند و باید
بگویم که نباید ازمخالفتها در اجتماع نا امید شوند و این را باید بدانند که این
خودشان هستند که باید با خانوادههای شان کار کنند و آنها را پشتیبان و حامی خود
بسازند وراه را برای خود باز نمایند میدانم مشکل است اما باید برای رسیدن به آرزو
وهدف مان با هر مشکلی مبارزه کنیم وایستادگی؛ نه عقبنشینی .
حضور زنان را در رسانهها چگونه میبینید و برای جدی و معنادارتر
شدن حضور زنان در رسانهها، چه پیشنهاد میکنید؟
حضور زنان در رسانهها در یک یا دو سال اخیر افزایش یافته است ولی
پیش از آن بسیاری از زنان به دلیل نبود توازن در دستمزدهای شان، مشکلات داخلی
رسانه و انواع گرفتاریهای اجتماعی، رسانهها را ترک میکردند ولی در دو سال اخیر
خوشبختانه حضور زنان در رسانهها پر رنگتر شده است که این نویدی برای آیندهی
خبرنگاران زن است و صد البته که این محصول کوشش و پشتکار خودشان بوده است. اما
زنان برای داشتن حضوری معنادارتر در رسانهها باید با تلاش و مطالعهی زیاد،
توانمندی خود را ثابت کنند تا بتوانند در جایگاه بهتری قرار بگیرند.
به غیر از خبرنگاری، به چه کارهایی علاقه دارید؟
بسیار آرزو داشتم که یک داکتر میبودم و در کنار آن بسیار علاقه
دارم که با کودکان کار کنم، آرزو دارم نهادی داشته باشم که برای کودکان و به ویژه
کودکان بی سرپرست کار کند و بتواند دستکم به آنها شادی ببخشد. همچنان یکی از
آرزوهایم این بوده است که مسوول یک پرورشگاه باشم.
از ناگفتههای تان برای ما بگویید:
فکر میکنم همه چیز را گفته باشم ولی این را هم اضافه میکنم، درست
است که امروز شمار کمی از زنان در سطوح رهبری رسانهها قرار دارند ولی امیدوارم
شاهد روزی باشیم که مدیر مسوول و مدیران بیشتر رسانهها زنان باشند و همهی کارهای
یک رسانه را زنان به پیش برند.
سخن پایانی:
ما برای به تصویر کشیدن واقعیتهای جامعه میرزمیم و آنچه را که
نهان است، بدون ترس و بیباکانه آشکار میکنیم و در برابر هر زورمندی میایستیم و
باور داریم که هیچکس نمیتواند صدای آزادی بیان را در افغانستان خفه کند. ما درحال
حاضر با مشکلات زیادی روبرو استیم وخواهیم بود زیرا نه امنیت است ونه حامی قوی
برای رسانهها وخبرنگاران. ما باز هم به پیش میرویم تا مانند کسانیکه قبل از ما
آغاز کردند وراه را برای ما باز کردند؛ ما ادامه میدهیم تا دیگران بیایند و بعد
از ما این راه را، ادامه بدهند.هشت صبح
No comments:
Post a Comment