ariana

ariana

Sunday, November 16, 2014

???سياف جهاد گردين ياقاتل افشاروتاراجگرزمين

بخش پنجم ( تحقيق وپژوهش استاد صباح )
مردم ماازکمبودها وکسرها گله ندارند، آنچه که آنان را می آزارد وصدایشان را به فلک مي رساند،
عملکردهاي ناروا وسوء استفاده ازبیت المال وچوروچپاول اموال ودارايي هاي ملي ومردمي است.
واعظان امروزگرجلوه به منبر می‌کنند
هم عیان وهم به خلوت کاردیگرمی‌کنند
دیگرآن شرم وحیا رفته ، اکنون آشکار
هرچه را فرمان دهد آن نفس کافرمی‌کنند
زهد آموزند برمردم زآیات وحدیث
خویش را اما زسیم وزرتوانگرمی‌کنند
با چنین رفتارشان ایمان مردم سست شد 
بس که این تزویردردین پیمبر می‌کنند
درجدال قدرت وغافل زرنج مردمی
کان چنین با بینوایی عمرخودسرمی‌کنند .
زمانی که سياف دردوران حاکميت حزب دمکراتيک خلق افغانستان، کشوررا ترک می‏کرد، به گفته‏ ی خود او- يک عصا چوب بيشتر نداشت،اما پرسش اين است که سياف اين همه سرمايه را به چه بهای به دست آورده است؟ . شکايت هاي زيادي ازغصب اموال ودارايي هاي مردم وجوددارد،اما تااکنون هيچ اقدامي براي مهارنامبرده صورت نگرفته است. تنها درماه مارچ دوهزاروهفت ميلادي نيروهاي آمريکايي به خانه ي سياف در پغمان يورش بردند که علت آن بيشتر مسايل امنيتي وارتباطات احتمالي وي با تروريزم بوده است. پس ازآن سياف مجال بيشتري براي فعاليت هاي تجارتي غير مشروع يافته است. مردم درپغمان بارها نسبت به غصب زمين هايشان وهمچنين زنداني شدن وابستگانشان درزندان شخصي سياف به دفتررييس جمهورقبلي شکايت ومقابل پارلمان نام نهاد مظاهره کردند اما با هرعريضه ومظاهره، تهديد ها ازجانب سياف وافرادش عليه آنان بيشترشد.
عبدالرب رسول سیاف مسوول تنظیم دعوت اسلامی (حزب اتحاد اسلامی سابق) و وکيل درپارلمان می‌باشد. وی بارها بخاطرنقشش درجنگ‌های داخلی افغانستان ازجانب سازمان دیده‌بان حقوق بشربه جنایات جنگی متهم شده است. وی طرفدار حرکت سلفی‏گری وهابی در افغانستان است و برداشت‌های افراطی از اسلام دارد. به همین خاطر است که او را نماد تندروی درافغانستان می شمردند. سیاف درجنگها داخلی افغانستان دربین سالهای ۱۳۷۱-۱۳۷۴ مهم ترین نقش را داشته است طوریکه به دستور وی غرب کابل به یک ویرانه تبدیل شده و هزاران غیر نظامی به دستور رسول سیاف قتل‌عام شده است.
سیاف به شدت پایبند طرز تفکرسلفی است. او برای اثبات وفاداری خود به عقاید سلفیان سعودی، حتا نامش را از عبدالرسول سیاف به عبدالرب رسول سیاف، تغیرداد و همین باعث شد که باری یکی از نمایندگان دولت عربستان سعودی در جلسه ای در پیشاور، به او طعنه بزند و بگوید که ما بودیم تو را مسلمان ساختیم و حتا نام مسلمانی برایت انتخاب کردیم!. امروزرسول سیاف یکی ازجمله رهبران جهادی است که صاحب میلیاردها پول است .  زمانی که سیاف دردوران حاکمیت حزب دمکراتیک خلق افغانستان، کشوررا ترک می‏کرد، به گفته‏ای خود او- یک عصا چوب بیشتر نداشت،اما پرسش این است که سیاف این همه سرمایه را به چه بهای به دست آورده است؟
سیاف ازآن جایی که تعلیم دینی اش را درکشورهای اسلامی به پایان رسانده بود ازحمایت خاص این کشورها و به ویژه عربستان سعودی برخوردار بود. وی درسال ۱۳۷۱، همراه با دیگر تنظیم ها ی جهادی وارد کشورشد وبه مهم ترین حامی برهان الدین ربانی تبدل شد. درسال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ دردرگیری های میان گروهی کابل نقش اساسی داشت ونبردهای حزب تحت فرمان اوباحزب وحدت درغرب کابل شهرت فراوان دارد. این دوحزب درآن سالها جنگ های خونینی با هم داشتند که منجربه کشته ومجروح شدن صدها تن ازافراد غیرنظامی شد وغرب کابل هم به ویرانه تبدیل شد. سیاف بارها به دلیل حضورش درجنگ های داخلی افغانستان ازجانب سازمان دیده‌بان حقوق بشربه جنایا ت جنگی متهم شده است. همانطوریکه میدانیم نیروهای سیاف وجنایتکاران دیگردرافشارسیلوجنایت ووحشت نابخشدنی مرتکب شده اند . رسول سیاف، یکی از قصابان این فاجعه هولناک، درحمله و تجاوزبه افشار به عساکرش گفته بود: سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است.
ﺳﯿﺎﻑ ﺩﺭﺟﻨﮕﻬﺎﺩﺍﺧﻠﯽﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ۱۳۷۱-۱۳۷۴ باشرکایی جنایتکارش - ﻏﺮﺏ ﮐﺎﺑﻞ را ﺑﻪ ﯾﮏ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ نموده ﻭﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻏﯿﺮﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ آنان ﻗﺘﻞﻋﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﯼ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭﺗﺮﮐﺮﺩﻥ ﺟﻨﮕﻬﺎﯼﺩﺍﺧﻠﯽ ﺩﺭﺍﻓﻐﺎﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ۱۳۷۱-۱۳۷۴ ﺍﺯﺳﻮﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﺑﻪ ﺟﻨﺎﯾﺖﺟﻨﮕﯽ ﻭﻧﻘﺾ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﻣﺘﻬﻢ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﮐﻪ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ محکمه ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺧﺼﻮﺹ ﺗﺸﮑﻠﯿﻞ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
بزرگترین جنایاتی که دردوره جنگ های داخلی درافغانستان آنهم درشهر پرنفوس کابل به شکل عمدی، آگاهانه وسیستماتیک توسط جنایات کاران صورت گرفته یکی هم، قتل عام مردم افشار بود که درآن یک شهر انسان فقط به جرم هزاره بودن نابود گشتند. این جنایت توسط جنایتکاران جنگ های داخلی از جمله عبدالرب رسول سیاف، احمد شاه مسعود،ملا مارشال فهیم، شیخ محسنی، سید حسین انوری، یونس قانونی، داکترعبدالله و … صورت گرفت. بزرگ ترین جنایت را این افراد در تاریخ افغانستان و جهان به نام شان ثبت کردند که شامل تجاوز به زنان در برابر مردان خانواده، کشتن مردان خانواده دربرابر زنان، به برده گی گرفتن دختران وزنان، کشتار مردم دراماکن همگانی ازجمله درتکیه خانه افشار، بی حرمتی به اجساد مردگان، قتل وتجاوز به جرم هزاره بودن، بود.
جنایت به چگونگی وکیفیت عمل جنایت کارمرتبط است نه به کمیت جنایت. مهم این است که جنایت برای چه صورت گرفته است وجنایت کار چه هدفی ازجنایتش داشته است. هم درآموزش دینی اسلام و هم درحقوق بشر، نفس یک آدم، نمونه ای از تمام بشریت وعالم درنظر گرفته شده است. هنگامی که یک شخص را می کشند در حقیقت همه بشریت را کشته اند. جنایت افشار، یکی ازجنایات ضد بشری درتاریخ بشریت است.
زیرا این جنایت ازطرف احمد شاه مسعود، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، شیخ آصف محسنی و دیگران به هدف محو نابودی که گروه اتنیکی صورت گرفته است. دراین تراژیدی یک شهرانسان به جرم هزاره بودن قتل عام شده اند ونیت جنایت کاران، ازاین جنایت، نسل کشی بوده است.
مهاجمان سنگ دل پس از تسلط برافشار برای قتل وغارت وجنایت وارد کوچه های افشار شده وپس ازهجوم به خانه ها و منازل مردم دست به کشتن افراد جوان زدند وآنها را درمنازل شان به شهادت رساندند و حتی زنان را به اسارت گرفته و مردان را در کوچه ها و خیابانها شهید کردند. اینان تاچند روز متوالی به کشتار، قتل و غارت و تجاوز و تخریب منازل ادامه دادند. ووحشیانه داخل منازل شده وازهیچ جنایتی دریغ نکردند . جنایاتی که در افشار ارتکاب یافت مصداق بارز جنایت به مفهوم حقوقی براساس قوانین ملی و بین المللی است.
اقتضای عدالت ونظم جامعه ایجاب می کند که مرتکبین جنایت مجازات شوند. اما درافغانستان گرچه بزرگترین جنایات تاریخ بشریت انجام گرفته است، به همان مقیاس جنایتکاران نه تنها مجازات نشده بلکه به مناصب بالای دولتی و حکومتی گماشته شده وهمچنان جنایت می کنند.
این امراما به معنای مخدوش شدن اصل مجازات جنایتکاران نیست. محاکم داخلی امروز نه توان و نه اراده لازم برای محاکمه این جنایتکاران را دارد زیرا خود از جنایتکاران تشکیل شده است.
مشکل دیگری فعلی غصب زمین های دولتی ومردمی ازسوی زورمندان محلی درکابل وسایر ولایات کشور، از بارزترین مظاهرفساد درکشوراست و به نظرمی رسد دولت نیزتوانایی چندانی برای مبارزه با این معضل عظیم اجتماعی و اقتصادی ندارد. مردم براین باوراند که غاصبان با وزارتخانه های دولتی ونمایندگان مجلس،‌ پیوند دارند واین امر، مانع ازاعمال قانون وسلطه دولت برآنها می شود. تااکنون میلیون هاجریب زمین درسراسر کشور، به صورت غیرقانونی در اختیارزورمندان است واکثراین چپاولگران وزورگیران ازنزدیکان مقام های حکومتی وقوماندانان جهادی جمعیت، شورای نظارواتحاد سیاف اند که بازورسلاح وکشتن وبردن وبستن سخن میگویند.
سیاف دردوران حاکمیت مصلحت گراوبی کفایت کرزی درپهلوی دیگراستفاده جوی هادرچوروچپاول زمین های شخصی ودولتی نیزکوتاهی نکرده است. رسول سیاف وتفنگداران ظالمش بیشترین زمین ها را در کابل و اطراف آن غصب نموده اند. سیاف وجنگسالارانش چون ممتاز، حاجى شیرعلم، آمرعبدالستار، اکیی، قوماندان داکترعبدالله... هرکدام هزاران جریب زمین غصب شده در اختیار دارند. از چندین سال بدینسو اعتراضات مردم «شش گذر» ولسوالی پغمان علیه سیاف بلند است که می‌گویند باند سیاف حدود ده هزار جریب زمین را که ملکیت آنان می‌باشد به زورتصاحب نموده است. تظاهرات مردم پغمان علیه سیاف تا حال چندین بار به خونریزی وکشته شدن مردم بیچاره منجر گردیده است. بخشی از این زمین های دعوای درساحه چانغر در کنار شاهراه کابل ـ کندهار موقعیت دارند.
سیاف و حواریونش هزاران جریب زمین دشت چمتله را به زور تصاحب شده به قیمت هنگفت بالای مردم به فروش رسانیدند.  قضیه دیگر زمین دزدی در ولسوالی کلکان کابل هم‌اکنون جنجالهای شدیدی را دامن زده است سیاف و همرهانش دست دارد. داوود کلکانی عضو پارلمان که از سفره نشینان سیاف است در همدستی با قوماندان ممتاز (برادرزاده سیاف) حدود یکهزار جریب زمین ساحه آقاسرای و شیخوی این ولسوالی را تصاحب نموده اند و به زور تفنگ این زمین را در چنگ شان نگهداشته اند. حتی این دزدان بین خود در اثر اختلافاتی درگیر شده اند. جالب اینست که این زورگیران تفنگدار مالکیت مردم رابا استفاده از مقام دولتی قباله های تقلبی ساخته اند .
چندی قبل تلویزیون خصوصی لمر، مصاحبه ای داشت با یکی از سران جهاد - عبدالرب رسول سیاف نماینده در پارلمان. اودر ابتدا حاکم به نظر می رسید، اما وقتی صحبت به جنایتکاران ومحاکمۀ شان رسید، دست وپاچه ووارخطا وبه خواندن آیات متوسل شد. ازآنجایی که این ریاکاران دین همه چیز را از زیرعینک فریبکاری دینی می بینند، به این لحاظ اظهار نمود که فهم قانون اساسی به فهم دین ضرورت دارد امرخدا است که اگرمسلمانان با هم درگیر شدند، شما بین آنها صلح کنید، خداوند از ما می خواهد. این جنایتکاران قرن چرادرآن سال هایی که برقدرت لمیده وطیاره بست دشمنی دیروزی شان ( روسها ) پول میفرستاد واینان خون می ریختند، بین خود صلح نکردند؟
آیا درآن وقت خداواند ازایشان تقاضای صلح ننمود؟ وقتی مردم درآتش جنگ های خاینانه می سوختند، امر خداوند کجا بود؟ جنگ رادیگران دامن زدند وهنوزهم خواهان جورآمد بین ما نیستند اما بلافاصله متوجه می شود و می گوید: ما آنقدر گنس و گول نبودیم که دیگران از ما استفاده کنند!
کسانی که این فیصله رارد می کنند، سراین ملت دل شان یخ نکرده است، باز می خواهند این ملت به خاک و خون بغلتد. مردم که یک بار بدست گرگ صفتان تشنه به خاک و خون غلتید، این کدام افراد اند (جز ویرانگران سه دهۀ اخیر) که دل شان به این ملت یخ نکرده است؟ .
سیاف گفت: من پیش ملت یک مجاهدهستم وگروهی را رهبری کردم. تودرنزد ملت یک جنایتکار وقاتل هزاران انسان بی گناه هستی، تو یک جاسوس حلقه به گوش آی اس آی، عربستان سعودی و ... هستی. سیاف! تو همان گروهی را رهبری کردی که این ملت را به روز سیاه نشاند، همان گروهی که دختران افغان را پیش پای عرب ها انداخت، همان گروهی که خون مردم مظلوم هزاره را مباح می دانست وهرهزاره را به نام حزب وحدت، سرمی برید، توهمانی که اکنون هم زمین های مردم پغمان را قبضه نموده اید . وی گفت، وقتی از زندان برآمدم، یک عصا چوب در دستم نبود. به این می گویند اعتراف جانانه. اما این ملیون ها دالر، آرگاه و بارگاه، نوکروچاکر وموتر و زمین را از کجا کرداید ؟
وقتی ازسیاف پرسیده شد که چرا درآن وقت مانع از جنگ نشدید، در جواب گفت: تنها خدا است که هر چیزی را بخواهد کرده می تواند. به تعبیر سیاف، پس این خدا بود که جنگ ها را در کابل شعله ور نمود، خانه های مردم را ویران کرد، زنان را بی سرپرست و کودکان را آواره نمود، برفرق مردم میخ می کوبید، آنان را زنده زنده در کانتینرها کباب نمود، برعفت زنان تجاوز نمود، دردهه هفتاد( تنظیم های اتحاد، محاذ، جمعیت، شورای نظار، حزب اسلامی، حزب اسلامی خالص، حرکت های مولوی محمد نبی محمدی وشیخ آصف محسنی و... جفای بزرگی رابرملت رواداشتند) .
رسول سیاف، درادامه ی جنایت های خود، بعد ازسقوط طالبان، درحمایت های کرزی قرارداشته، با کمک و مشوره ی افراد تجارتی خود، دست به غصب گسترده ی زمین زده است.
باغصب زمین ها، گروه اقتصادی سیاف، ساختن مارکیت وبازار، تعمیرهای مجلل با قصر و باغ و...ساخته اند. غصب این زمین ها از دو استقامت درشهر کابل و اطراف آن صورت گرفته است. استقامت اول از کوتل خیرخانه آغاز و به چمتله، پغمان الی ارغندی می رسد. استقامت دوم نیز وزیر اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حیدر خان الی ارغندی می باشد. درمرکز شهر کابل نیز، سیاف و گروه اقتصادی وی تعمیرات و زمین هایی راغصب و یا با پول بدست آورده از این تجارت خریداری کرده است. سیاف ازحمایت های بی دریغ ریس دولت برخوردار است.
شکایت های زیادی ازغصب اموال و دارایی های مردم وجوددارد،اما تاکنون هیچ اقدامی برای مهارنامبرده صورت نگرفته است. تنها در ماه مارچ دوهزاروهفت میلادی نیروهای آمریکایی به خانه ی سیاف در پغمان یورش بردند که علت آن بیشتر مسایل امنیتی وارتباطات احتمالی وی با تروریزم بوده است.
پس از این حادثه، کرزی بارها ازسیاف بدلیل حمله ی نیروهای آمریکایی پوزش خواسته و قول داده که چنین مواردی دیگرتکرار نشود. پس از آن سیاف مجال بیشتری برای فعالیت های تجارتی غیر مشروع یافته است. مردم در پغمان بارها نسبت به غصب زمین هایشان و همچنین زندانی شدن وابستگانشان درزندان شخصی سیاف به دفتر رییس جمهورشکایت و مقابل پارلمان مظاهره کردند اما با هرعریضه و مظاهره، تهدید ها از جانب سیاف و افرادش علیه آنان بیشتر شد. سارنوالی ومحاکم کشور هیچگاه دوسیه ی های غصب توسط سیاف را روی دست نگرفته و همیشه ازوی به عنوان استاد سیاف، با نیکی یاد می کند.
احمد مشاهد
آن درد كدام است كه درمان شدني نيست؟
آن لطمه كدام است كه جبران شدني نيست؟
بد خواه وطن بهر تو خير خواه  نگردد
اين گرگ همان است كه چوپان شدني نيست.
خشنونت ، خيانت ، چپاولگري وزورگويي همه جا راگرفته صحبت ازحقوق انسان ابلهی است.
ديرگاهی است درچراگاه دنيا
گرگها باخشنونت برگله ميشها ميزنند،ميدرند وخون برپا ميکنند.
ديرگاهی است روباه ها باحيله وريا به دنبال آزارخرگوش هايند.
وکرکسها بيرحمانه چشمان لاشه ها را ازکاسه بيرون ميکنند.
وانسان آشفته ومبهوت می پرسد:
آيا ميشود بازهم ازحقوق بشرگفت؟.
احمد مشاهد عضوتنظيم جمعیت وازوفادارترين اشخاص به شورای نظاراست ودرسالهاي گرماگرم پاکستان رفتن ، طب را تمام ناکرده راهی پاکستان گردید ومثل دیگرسران جهادی پیشوند داکتر راهم به نامش علاوه کرد. اوبعد ازسقوط رژیم نجیب، يکي ازتندرواني دسته مسعود درمربوطات ورسج فرخاربه حساب می‌آمد. به همین دلیل با اوج درگیری های تنظیمی درتخار وکندزمنحیث والی ولایت تخار به وظیفه گماشته شد. مشاهد زمانی که ورسج یکی ازپایگاه های عمده شورای نظاروجمعیت درشمال به حساب می‌آمد، منحیث مسوول جبهات فرخار وورسج تعیین گردیده بود. او شخص پول پرست، حسود، کینه دل ودرعین حال زيرک است. وقتی پای منفعت پولی در میان باشد از عزیزترین دوستانش هم می‌گذرد.  بعد ازمرگ  جنرال داود بدلیل مخالفت بین تیم کرزی وعبدالله، هرج ومرج وبحران امنیتی درولسوالی های ورسج و فرخار بالا گرفت. قوماندان عبدالاول به طرفداری داود ودیکته عبدالله به کوه برآمده بود وقوماندان قهارخرماوی به پشتوانه ودیکته فهیم ومشاهد علیه او می‌جنگید که پریشانی ودربدری عمیقی را برزندگی مردم فرخار و ورسج ایجاد کردند و بیگناهان زیادی درجنگ بین شان کشته شدند.
مشاهد ازتخار، ضراراحمد مقبل ازپروان، زلمی مجددی ازبدخشان، هرکدام سرتیم ها وسرحلقه های تنظیم جمعیت اند که در صفحات شمال  مهره های قابل اعتماد کرزی بشمارمی‌رفتند و ازآنان به مثابه دانه های ارزشمند وارزان درکارهای سیاسی‌اش علیه تیم عبدالله، استفاده می‌کند.
مرض مزمن دیگری که او را همیشه می‌آزارد، رشک بردن ازموقف و قدرت دیگران است. این گوشه شخصیتش باعث شده که بر رقبای خود رحم نکرده با هزارنیرنگ آنان را نابود نماید.  اوبا استفاده از موقف نظامی و سیاسی‌ای که درجبهات فرخاروورسج داشت بعد ازگرفتن حکم قانونی اعدام مخالفینش ازیک قاضی ویک سارنوال هم‌باندش وبعد با پرداختن پول به یکی ازآدمکشان حرفه‌یی بنام مخدوم عبدالله که پوسته ی درمنطقه کزستان، تنگی فرخارداشت و یگانه مسیرعبورمروفرخاری ها و ورسجی به شهر تالقان بود، وی را به قتل می‌رساند.
داستان کشته شدن معلم جمیل بیرحمی وسنگدلی مریض وارمشاهد را به نمایش می‌گذارد، معلم جمیل به امرمشاهد توسط مخدوم عبدالله گرفتار و به کشتارگاهش برده می‌شود. شخص مشاهد هر روز قسمتی از بدن معلم جمیل را پاره نموده نمک می‌پاشد. قرار گفته شاهدان این شکنجه یک ماه دوام میکند وتمام بدن اوتکه تکه شده، تا آنکه جان می‌بازد.
با کشته شدن مخدوم عبدالله توسط داود داود، شانس نیک دیگری برای مشاهد دست داد. با نابودی این آدمکش، اسناد ومدارک جنایاتی را که توسطه اواجرا کرده بود نابود می‌شود.  با کشته شدن داود که اوبعنوان رقیب وآخرین موی دماغ مشاهد درمربوطات حداقل تخار وکندز به شمار می‌رفت، یگانه مانع سیاسی ونظامی بالقوه درمقابل معامله گری هایش از سر راه برداشته شد و بعد از آن با دست بازتری مصروف یکه تازی در منطقه است.
در زمان اداره تنظيي برهان‌الدین ربانی، مشاهد یک ساله معاش معلمین و مامورین را دزدید. مامورین و معلمین شکایت را به ربانی که مقراداره ‌اش مقابل ریاست اطلاعت و فرهنک ولایت تخار بود، پیش کردند. دفترربانی درآن زمان به جواب گفته بود که مشاهد معاشات شما را گرفته اما دردسترس نیست، اودرایران مسئولیت سفارت را بدوش دارد هروقت آمد به مسئله رسیدگی می‌شود اما این قضیه تا حال مسکوت مانده است.
احمد مشاهد در اوایل حکومت کرزی سفیر افغانستان درایران بود. ایران درکنار سایر کمک هایش ٢٠ بورسیه تحصیلی برای افغانستان داد. مشاهد تمامی این بورسیه های تحصیلی را به دوستان و اقارب بسیارنزدیکش اختصاص داد. ازجمله بیست نفری که در چوکات این بورس راهی ایران شده بودند صرف مسعود ترشت وال ویک نفردیگر درادبیات توانستند به تحصیل ادامه دهند بقیه بحدی نالایق بودند که همه درهمان سمستر اول ناکام شدند.
جاوید برادرزاده مشاهد که خانه سامانش درکابل بود، وقتی ازرشته جیودیزی فاکولته جیولوژی ومعدن پولیتخنیک کابل فارغ شد، رئیس یکی ازشعبات دیزاین دروزارت انکشاف شهری مقررگردید، که کوچکترین رابطه‌ای به مسلکش ندارد.
طاهرایوب برادرزاده دیگروی نیززمانیکه ازپوهنتون مزارفارغ شد، بلافاصله به حیث رئیس انکشاف دهات ولایت تخار مقررگردید بعد ازآن به ریاست منابع بشری وزارت انکشاف دهات ارتقا یافت. يک پسرش بنام عبدالله مشاهد شش سال ميشود که درسفارت کشوردرکانادا وقنسلگري ونکورخلاف همه نورمهاي ديپلوماسي اجراي وظيفه مينمايد وازسواد کافي نيزبرخوردارنيست.
آگاهی یافتن ازدارایی های واقعی وی شاید ممکن نباشد اما فقط بخشی ازسرمایه، جایداد وملکیت های وی که همه درباره‌اش می‌دانند را به معرفی‌ می‌گیرم. با تحلیل مشاهد ازاین زاویه، برای مردم، برای چندمین باربه ثبوت میرسد که نظام فعلی که دم از دفاع از مردم و دفاع از دموکراسی می‌زند، اتکایش در ولایت تخار روی چه کسانی بوده و ماهیت شان چگونه است.
اگرازحمام های نمره وباغهای کوچک که مشاهد دراینجا وآنجای ورسج وتالقان و ولایات دیگر دارد چشم بپوشیم و به جایداد های بزرگترش نظر اندازیم، باید ازهوتل آریانا شروع کنیم. هوتل آریانا درولایت تخارازجمله هوتل های مفشن ومرغوب شهر تالقان است و محافل گوناگون، خصوصاً محافل عروسی درآنجا برگزارمی‌گردند. این هوتل مشهورازشخص مشاهد می‌باشد.
تانک تیل آریانا که درجوارپل شهروان تالقان قراردارد وپرفروش ترین تانک تیل درتالقان است نیزمربوط اومی‌باشد. داستان این تانک تیل وکلاهبرداری مشاهد ازنزدیکترین دوستش شاید نمونه خوبی باشد که ماهیت وي را شناخت. در زمان ولایت سید اکرام‌الدین معصومی، به نیت ایجاد تانک تیل شریکی بین معصومی ومشاهد، زمین را ازصاحب آن به زورتفنگ خریدند. هنگامیکه سند بین فروشنده وخریداران به امضاء می‌رسید معصومی تاکید می‌دارد که نام هردوی شان در جریان نوشتن قباله ذکر گردد، ولی مشاهد برایش استدلال می‌نماید که چون تو والی هستی اگرصدای این زورگیری بالا شود، موقفت زیرسوال می‌آید و بدنام می‌شوی بنا
ضرور نیست نامت را در قباله ذکر نمایم و این کار باعث شکست عهد شراکت من و تو نمی‌شود. چندی می‌گذرد و معصومی هم از چوکی ولایت برکنار می‌شود. وقتی تانک تیل آریانا يکي ازپرفروشترین تانک درشهرتالقان مي‌گردد، اونزد مشاهد آمده تا سهمی از عواید بدست آمده‌ی شراکت را بدست آورد. مشاهد با نهایت خم چشمی ودیده‌درایی ، منکرعقد وپیمان درین رابطه شده و باینصورت دوستی وهمدستی شان پایان می‌یابد.
زمین های آبی مشاهد درنهرچمن وسایر نقاط تخار بیشتر از ٧٠٠ جریب می‌باشند که دربهترین موقعیت های تالقان واقع اند. در شرایط فعلی هرجریب این زمین ها بیست لک افغانی خرید وفروش می‌شوند.
کرایه صرف دکان ها وسرای هایش درتالقان ماهانه یک میلیون ودوصد هزارافغانی می‌شود. تعداد حویلی هایش درکابل بالاتر ازده باب بوده که همه درمناطق قیمتی موقعیت دارند. تعداد زیاد آنها را به کرایه داده است. یک حویلی‌اش در شیرپور، یک حویلی درمنطقه بادام باغ ویکی عقب سینما آریوب درباغ بالا موقعیت دارند.
درتالقان هم چندین حویلی دربهترین موقعیت های شهرازمشاهد اند، که ازجمله حویلی‌ای که درسرک اول دارد و مدتی درزمان گريزگريزرباني که باتحت هرسوميرفت ومدتي سفارت ایران بود که تنهاايران سفارت کاري درتخارداشت و فعلاً به یوناما کرایه داده شده است ازجمله زمین غصب شده دولتی است.
درخارج ازافغانستان جایداد های غیرمنقول وی که تا حال افشاء شده اند، یک حویلی دردوبی، یک حویلی درتاجکستان. ریاست ده که مسئولیت امنیت تمامی وزیران  را به عهده دارد، امنیت مشاهد هم به عهده گرفته است. به همین مناسبت مشاهد ماهانه به تعداد سه صد نفرازریاست ده اعاشه بدست می‌آورد. اوکه به امراض گوناگون گرفتاراست، خوراکش نان جواری بیش نیست، دارایی هایش را قبل ازمرگ میان اولادهایش تقسیم وترکه کرده است. مشاهد علی‌الرغم آنکه آدم کینه دل، خودپسند وخودخواه است وبه هرمسئله‌ ی با درنظرداشت منافع خود برخورد می‌کند، درعین حال شخص متکبروبدزبان است و سخت انتظار دارد که کسی پای خود را به پای اودرازنکند وهمه بلی‌گوی اوباشند. تنها آدم های برده‌صفت وزبون ازموقف اواستفاده برده می‌توانند که آماده چاپلوسی و تحمل غضب، دشنام های رکیک و پیشانی ترشی های او باشند.  ازجمله ده ها فردیکه طبق تذکر بالا به نوکران او بدل شده اند فردی به نام حق نظر است که حالا شاید حق نظربای برایش بگویند.
او به واسطه مشاهد رئیس گمرک در یکی از گمرکات افعانستان تعیین شده و ازین طریق صاحب میلیون ها دالر شده است. او درچند محفل درحضور دیگران بدون اینکه عرق شرم برپیشانی‌اش نمایان گردد، یادآور گردیده است که امروزاگرکسی کمترازیک میلیون دالررا سرمایه بگوید احمق است. او که چند سال قبل به نان شب بند بود و پول نداشت، امروز چندین حویلی صرف درشهر تالقان دارد.
ملک و دارایی هایی که مشاهد وهم‌مسلکانش چون مطلب بیک، حاجی آغاگل، پیرمحمد خاکسار، پیرم قل، قاضی کبیرمرزبان، بشیر چاه آبی وغیره به اصطلاح کلان های تخار با خدعه، نیرنگ، قتل، تهدید، توطئه، دزدی، خیانت، چپاول، وطن فروشی و متوسل شدن به پستی های رنگارنگ بدست آورده اند، بدون احساس شرم وخجالت آن را داد خدا نامیده، خویش را خدادادگان جارمی‌زنند تا این را ثبوت نمایند که دیگران که به پول و دارایی های افسانوی چون آنها نمی‌رسند نه اینست که ایشان دست به دزدی، وطن فروشی، جاسوسی، قتل و توطئه نزده اند بلکه ایشان را خدا نداده است.  اولاده اینان اگرچه به پستی پدران شان آگاه اند دردل آن را تصدیق می‌دارند ومی‌دانند که پدران شان تا جاسوس ورزیده نمی‌بودند و گذشته بیشرافتی و وطنفروشی برپیشانی شان از دور نمایان نمی‌بود، کجا ممکن بود به چوکی های مهم و بلند درسطح یک مملکت گماشته شوند.  مشاهد وهمقطارانش وقتی به منابرسخنرانی می‌کنند، همیشه دفاع از جهاد ومقاومت و ارزش های اسلامی را قلقله می‌کنند، ولی درعمل به غیرازتحکیم پایه های اقتصادی و اجتماعی خود و فامیل خود به چیز دیگری نمی‌اندیشند.
مشاهد درکرسي اداره مستقل اصلاحات واداری وخدمات ملکی:
تيم کاری مصلحتی که به سرکردگی احمد مشاهد دراداره مستقل اصلاحات اداری وخدمات ملکی کارمی کنند، خود عاملان فساد اداری درکشورمی باشند. این مطلب را عبدالمجید منشی کمیسیون اقتصاد ی پارلمان بیان نمود.عبدالمجید می گوید که کارکردهای کمیسیون مستقل اصلاحات اداری درافغانستان ناکام بوده وتا حال اقدامی را جهت اصلاح اداره انجام نداده است. احمد مشاهد با تیم کاری مصلحتی اش، اشخاص بی کفایت وفاقد تحصیلات عالی را در بست های کلیدی با اخذ فیصدی سود مالی به نفع خود شان به کار گماشته اند.در همین حال خانم گلالی جبارخیل رییسه اداره مستقل اصلاحات اداری ولایت ننگرهار نیز بدلیل گذاشتن از اشخاص بی کفایت وفاقد تحصیلات عالی ازسوی این تیم چندي قبل استعفا نمود ومشاهد را نیزمتهم به فساد اداری نمود. منشی کمیسیون اقتصادی پارلمان می گوید که در جریان سال سيزده هشتاد پنج خورشيدي درترکیب یک هیات از سوی شورای ملی جهت بررسی وضعیت اقتصادی عازم ولایت ننگرهارشده و درآن زمان خانم گلالی رییسه کمیسیون اصلاحات اداری وخدمات ملکی آن ولایت ازکار کردهای داکتر احمد مشاهد وتیم کاری وی انتقاد داشت. با توجه به ادعاهای خانم گلالی چند اداره را در آن ولایت مورد ارزیابی قرارداده که درنتیجه بررسی آنان مشخص شده بود که تعدادی از اشخاص نا اهل وبدون تحصیلات عالی، بنابر روابط با شخص مشاهد استخدام شده بودند.گزارش این سفر شان را به شورای ملی نیز تقدیم نموده بود، اما ازسوی شورای ملی در مورد کدام اقدام انجام نشد.درحالی که در کنفرانس پاریس نیز جهت اصلاح اداره، به این کمیسیون مبلغ سه میلیارد دالر تخصیص داده شده است، عبدالمجید می گوید که تخصیص سه میلیارد دالر به این اداره، به معنی آنست که پول را غرض تباهی ادارات به عنوان اصلاحات به مصرف برساند. خانم جبارخیل چند ي قبل در یک کنفرانس مطبوعاتی در کابل گفت- مشاهد مبلغ ده هزار دالرامریکایی را که اداره انکشافی سازمان ملل متحد (UNDP) با اداره اصلاحات اداری وخدمات ملکی ولایت ننگرهارمساعدت کرده بود، با مهارت خاص همراه با تعدادی از افراد ش درعدم آگاهی وی ازآن دفتر کشیده و درجیب های شخصی شان انداخته اند.به اساس گفته های خانم جبارخیل، پُست رياست کارواموراجتماعى ننگرهار درماه جدى سال ١٣٨٥ به رقابت هاى آزاد گذاشته شد، که جهت بدست آوردن این بست اشخاص ماستر ژورناليزم، ادبيات ، ليسانس اقتصاد، ماستر طب، لسانس شرعيات، به اين رقابت ها راه يافته بودند، اما در نهایت یک شخص که فارغ صنف دوازده یکی از لیسه های ولایت ننگرهار بود، بنابر داشتن روابط که با مشاهد رئيس عمومی اصلاحات ادارى وخدمات ملکى داشت، برنده اعلام گردید.
ابراهیم عادل وزیرسابق معادن
جامعه دوطبقه دارد:
طبقه ای که می خورد وکار نمی کند
طبقه ای که کارمی کند ونمی خورد.
نشریه واشنگتن پست به تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۰۹، پرده ازعملکرد ابراهیم عادل، وزیرسابق معادن برداشت. این روزنامه فاش نمود که عادل دربدل اخذ ۳۰ میلیون دالر رشوت قرارداد دومین معدن بزرگ مس جهان، درمس عینک لوگر را به شرکت چینی، شرکت گروه استخراج و ذوب فلزات (Metallurgical Group Corp) ، داد.  ابراهیم عادل بدون این که اوراق داوطلبی دیگرشرکت‌ها را مطالعه کند با دیدن بندل‌های دالرقرارداد را امضا کرد. روز نامه می‌نویسد- به قول یک مامورامریکایی که در استخبارات نظامی معلومات کافی دارد وزیرمعادن وصنایع محمد ابراهیم عادل به گرفتن ۳۰ میلیون دالرامریکایی به‌عنوان رشوت ازطرف شرکت چینی متهم شده‌است. این مقام امریکایی ادعا کرده‌است که پول متذکر دردسامبر۲۰۰۷ درشهردوبی بعد ازامضای قرارداد ۲میلیارد ونهصد میلیون دالرمس عینک به عادل پرداخته شده‌است. این وزیرهم بدون اندک‌ترین بازپرس با پشتاره پول کشور را ترک نمود.
- محمود کرزی، برادرحامد کرزی، ازجمله سران مافیا است که درقندهارزمین دولتی مربوط وزارت دفاع را غصب نموده‌است. زلمی زابلی درمصاحبه ی به تاریخ ۸ جنوری ۲۰۱۳ با رادیو آزادی گفت که محمود کرزی بیش از۲۰،۰۰۰ جریب زمین را در قندهارغصب نموده که بیشترآن ملکیت وزارت دفاع است. برادران کرزی براین زمین‌های غصب‌شده شهرکی به نام عینو مینه ساخته وقرار است ۱۳۰۰۰ خانه مسکونی را درآن بسازد.
- عنایت‌الله قاسمی چهره دیگرنظام کرزی است. وی به‌حیث وزیرترانسپورت کابینه کرزی ایفای وظیفه می‌نمود. این شخص در زمان تصدی این پست، پول هنگفت این وزارت را حیف و میل کرد و بزرگ‌ترین لطمه را به شرکت هوایی آریانا وارد کرد. ذبیح‌الله عصمتی، رییس پیشین شرکت هوایی آریانا، می‌گوید: در زمان وزارت عنایت‌الله قاسمی و ریاست نادرآتش، آنان ۶۰ میلیون دالر اختلاس نموده و ۴۰ میلیون دیگرنیزبه این شرکت خساره وارد نموده‌اند.
لوی سارنوالی به تاریخ ۸ مارچ ۲۰۱۱، قاسمی را با بکس پرازدالردرمیدان‌هوایی کابل دستگیر کرد ولی با گذشت دو روز، کریم خلیلی معاون دوم کرزی وی را رها و به خارج از کشور فرستاد.
عمر داوودزی
درمملکتی که فقط دولت حق حرف زدن را دارد هیچ حرفی را باور نکنید.
در ۲۵ اکتوبر ۲۰۱۰، نشریه نیویارک تایمز فاش نمود که عمر داوودزی ماه یک یا دوباربکس‌های پرازپول را به این کشورانتقال می‌دهد. این منبع می‌افزاید پولی که ایران به افغانستان می‌دهد، رقم بسیاربالا است. کرزی هم تایید کرد که داوودزی ماه یک یا دوباریک میلیون دالررا ازایران به افغانستان انتقال می‌دهد. بعد ازاین رسوایی ارگ بود که کرزی داوودزی را ارتقای مقام داد وابتدا سفیرافغانستان درپاکستان وبعد وزیرداخله مقرر کرد.
به تعقیب افشای وابستگي پنهان ارگ ازایران، در ۲۹ اپریل ۲۰۱۳ نشریه نیویارک تایمز یک‌ بار دیگر فاش نمود که (سی.آی.ای )نیزبه دفتر کرزی ماهانه یک مقدار زیاد پول بدون حسابدهی می‌پردازد. گفته می‌شود این پول دربین جنگسالاران تنظیمی تقسیم می‌شود تا منافع امریکا را دراین کشورحفظ کنند. این رسوایی هم پس ازچند روزسر وصدا، بسیارماهرانه زیر زده شد.
وال ستریت ژورنال به تاریخ ۳ سپتامبر۲۰۱۱ خبری را به نشررسانید که درآن به اختلاس مالی جنرال ضیا یفتلی اشاره شده بود. درگزارش آمده که یفتلی عامل اصلی فساد مالی بیست میلیون دالرپول نقد وبه ارزش ۱۵۳ میلیون دالرتجهیزات طبی است که به شفاخانه چهارصد بستر اردو کمک شده بود. مقامات امریکایی در ابتدا این قضیه را جدی گرفتند ولی با پادرمیانی حکام ، دوسیه آن هم زیر زده شد.
جنرال ظاهراغبر(شباب)
وقتی زور، جامه ی تقوا می پوشد ، بزرگترین فاجعه درتاریخ پدید می آید.
فساداداری به عنوان یکی ازدشواری های بحران زا پس ازسقوط امارت طالبانی و به حیث یکی از ویژگی های مهم و اساسی دربدنام سازی نظام نوپای افغانستان به حساب می آید. رجحان دادن منافع شخصی برمنافع ملی، استفاده از امکانات دولتی برای سرنگونی موانع درسر راه اعمال ناشایست، عدم پاسخدهی ازعملکردها دروظایف حکومت و... خصیصه های مهم و زیربنای اساسی فساد درادارات است که بنابر گماشتن چهره های استفاده جو، بی سواد، خاین به منافع ملی به حیث یکی از چالش های مهم برای حاکمیت درافغانستان قد علم نموده است.
تشکیل حکومت های ائتلافی، نصب افراد بنابر مصلحت های اتنیکی، فشارجنگ سالاران برفضای سیاسی و در کل گسترش فرهنگ معافیت زمینه را برای برخی از باندها و گروه های شریر مساعد ساخت تا با استفاده از هر نوع ترفند و مانورهای فرا گرفته طی هرج و مرج سی ساله، مهره های غارتگر و خاین به منافع ملی را در پست های به اصطلاح لقمه آور جابه جا نمایند. گسترش فساد در افغانستان به حدی است که مجامع بین المللی کشورمان را درقطار دومین کشور آگنده با فساد درجهان تثبیت کرده و برای ادامه کمک های شان به محو این پدیده شوم شرط می گذارد. گونه های متعدد فساد اداری توسط مجریان حاکمیت، از طرف رسانه های متعهد و واقعی به کرات افشا گردیده است. اما بنا بر نبود قانون وبی توجهی شمار زیادی ازاعضای شورای ملی به عنوان مرجع قانون ساز، راهبرد به جا و فراگیر در مقابل این پدیده شوم ایجاد نشده است.
جنرال ظاهراغبرشباب را تا حال هیچ گونه خدمتی ازوی در کارنامه های نظامی به چشم نمیخورد ولی رتبه جنرالی را با مهارت فوقالعاده ...  که دارد به دست آورده است و تاحال درچندین اداره نظامی وامنیتی تقرروبه دلیل سوی استفاده از موقف فسادهای مالی اداری واخلاقی برکنارگردیده است ولی متاسفانه این باربلای جان ورزش و ورزشکاران گردید.
سوی استفده ازموقف وامکانات دولتی ، تقلب های گسترده ، فساد اداری ، فساد مالی ، فساد ...  همه وهمه درکمیته ملی المپیک توسط جنرال اغبرشباب ریس المپیک با سوی استفاده روابط مافیایی ، بدون اينکه چيزي ازورزش والمپيک وسپورت بداند چندين سال مصروف عيش ونوش درين اداره بود. قسمتي ازعملکردهاي وي:- دستبرد واختلاس شش ملیون دالرامریکایی کمک شورای المپیک آسیا برای انکشاف ورزش افغانستان.
- اخذرشوت سه ملیون و پنجصد هزاردالرامریکایی ازبابت سپردن زمین کامپلکس ورزشی به عزیزی بانگ .
-  دستبرد به بودیجه کمیته بین المللی المپیک .
- دستبرد های گسترده صد هاهزاردالروده ها ملیون افغانی بااستفاده ازبودیجه دولتی برای تهیه وسایل ورزشی .
- ایجاد شرکت های ساختمانی ووارداتی توسط اعضای فامیل اش وتخلف دریافت قرار داد های ساختمانی داخل استدیوم بدون سلسله مراتب قانون داوطلبی .
- اسناد جعلی دریافت بیست هفت ملیون افغانی بنام خرید وسایل ورزشی با استفاده ازووسایل ورزشی کمکی عزیزی بانک .
- دوصد هزاردالرامریکایی ازبابت خرید تکت سفرتیم های ورزشی به بنگله دیش درمسابقات .
- بیش ازیکصد هزاردالرامریکایی ازبابت خرید تکت سفر ورزشکاران به تایلند در مسابقات بازیهای رزمی.
- ده ها میلیون افغانی را تحت نام بودیجه فدراسیون های ورزشی دریافت مینمایند ولی تا حالا هیچ فدراسیون بنام بودیجه چیزی دریافت ننموده آنعده ازفدراسیون هاییکه ادعای حق وحقوق را نموده اند به گونه سرکوب گردیده حتی فدراسیون تکواندو.
این سوی استفاده ها درحالیست که گرداننده گان اصلی ورزش که فدراسیون های ورزشی هستند هیچگونه معاش امتیاز و بودیجه برای آنها پرداخته نمیشود ودردسترس آنها قرارنگرفته صرف مبلغ بسیار ناچیز هفتصد افغانی ماهانه بنام عصریه به تعداد محدودی ازاعضای تیم های ملی این فدراسیون ها پرداخته میشود.- دریافت دوصد نفراعاشه خشک کمکی ازریاست عمومی امنیت ملی بدون اطلاع مامورین ریاست عمومی تربیت بدنی و سپورت وکمیته ملی المپیک واخذ اعاشه وماکولات آنان .  
- دریافت مصارف سفر های خارجی هیت المپیک به به خارج ازکشور همزمان ازچند طریق ازبودیجه دولت وبودیجه کمیته بین المللی المپیک و شورای المپیک آسیا. - حیف و میل اضافه کاری مامورین و اجیران. وضعیت وحشتناک فساد اداری دراین اداره :- تعین افراد بد که دارای پیشینه معاملات و دلالی وفساد اند.
- ارتباط با نماینده گی های سیاسی وسفارت ها بدون رعایت سلسله مراتب.- برکناری مامورین که با وی شریک جوال دسبرد هایش نبوده اند .
-  ارتباط با ورزشکاران ذکور واناث بدون سلسه مراتب روابط با فدراسیون ها و مربیان تیم هایشان در ساعات رسمی و غیر رسمی .
- برخورد فیزیکی کاربرد الفاظ غیرادبی و اخلاقی که خلاف اصول ورزشی با استفاده از دها نفرمسلح بسیار خشنش که به عنوان محافظ با وی میباشند همیشه اجیرها و مامورین اداره را مورد توهین و تحقیر قرارمیدهد تا جرات هیچگونه ابراز نظر رادر مقابل اعمال خلاف وسوی استفاده هایش نداشته باشند.
- پخش یک آهنگ به عوض سرودملی دربازیهای آسیایی گوانجو دوهزارده چین ، سرود ملی اگرهرایرادی ازنظراغبرشباب داشته باشد ولی رسمآ سرود ملی است نباید درحضور بیگانه ها دست به چنین رسوایی زد که باعث آبرور ریزی مملکت گردد.
- اغبرازپول ورزشکاران سه میلیون دالردرکانادا خانه خریداری نموده است.
- ظاهراغبررئيس کميته ملي المپيک بادوازده تن ديگرازطرف رياست سارنوالى مبارزه با جرايم فساد ادارى.
براساس گزارشهای تعدادی ازورزشکاران ، ظاهراغبراعضای خانواده ونزدیکانش را درپست های مهم کمیته المپیک نصب نموده است ومیلیونها دالراز بودجه دولتی و کمک های جهانی را حیف و میل نموده است. وی کمیته المپیک را به بزنس خانوادگی اش مبدل نموده و از این طریق مشغول هرزگی و چپاولگری است. قبلا در کمیته المپیک یک جنگسالار به نام انورجگدلگ مشغول بدمعاشی بود، که کرزی او را به پاس این خدماتش به پست بلندتری ارتقا داده به مصداق "کله پز برخاست به جایش سگ نشست"، ظاهر اغبر را که در بداخلاقی و فساد شهره است نشاند. این مردک فاسد در فریب و نیرنگ جوره ندارد. هرچند سارنوالی وی را احضار کرده است، اما با توجه به فساد حاکم کرزی، تصور اینکه دزدی های اغبرو شرکای جرمش واقعا پیگیری شده محاکمه شوند بعید به نظر میرسد، چون این خاین به باند مافیای شورای نظار ارتباط دارد که دست بلندی در دستگاه حاکمه دارند.
محراب‌الدین مستان
جهل همان نادانی ونداشتن علم واندیشه کافی، ونفع که همان سودجویی وچپاول وبه فکرخود بودن ، و ترس که مانع رفتن به جلویا همان صعود است.
محراب‌الدین مستان یکی دیگرازفاسدان این دولت است که سند دزدی یک میلیونی وی درتمامی شبکه‌های اجتماعی به نشررسید. وی مربوط به گروپ دبل عبدالله است و درزمان وزارت خارجه‌اش، او را منحیث دیپلمات درفرانسه مقرر کرد. پس ازافشای این سند، سارنوالی کوشید تا وی را دستگیر وپول اختلاس شده را پس بگیرد ولی به زورعبدالله و فهیم این شخص هم مانند سایرچپاولگران درخارج ازکشور زندگي مينمايد.
دگروال آقاگل الهام ( پنجشيري )
چقدرنشنیدن ها ونشناختن ها ونفهمیدن ها است که به این مردم ، اسایش وخوشبختی بخشیده است !
آقاگل الهام پنجشيري رییس ارکان زون هفتصدوپنج  پولیس سرحدی هرات مسکونه پنجشیرشخص آغشته به فساد در سرقت تیل قوای آیساف که از راه تورغندی داخل کشور می شود، شریک است. همچنان در بازارچه کلاته نظرخان اموال بدو ن محصو ل گمرکی از ایران وارد می شود با کمیسار آن مرزبه طور شراکت محصول می گیرند و از راه میلک با قوماندان تولی به نام جلاد خان درمسیر راه پول اخذ می نماید. این فرد ازراه میدان هوایی هرات طلا وزعفران را قاچاق می نمود که همه پرسونل زون پوليس آگاهی دارند. علاوه براین به مسایل سمتی، لسانی، قومی و گروهی دامن می زند و ترس مسوولین هم از پنجشیری بودن اش هست وتا کنون بر سر کار خود بوده و به کارش کماکان ادامه می دهد. ثارنوالي مواد مخدرامردستگیر ی قوماندان تولی به نام جلادخان در میلک را صادر کرده است اما چون الهام پنجشيري با وی شریک جرم بوده نمی گذارد به سارنوالي سپرده شود و به یکی ازمافیای تیل در غرب کشور مبدل شده  است.                                                                                                                                                                                                         ادامه دارد...