ariana

ariana

Sunday, November 16, 2014

دشمني هاي بي شماروائتلاف هاي ناپايدار

بخش چهارم ( تحقيق وپژوهش استاد صباح )
گفتند که کاراينهابا مرام است
گفتم که مرام شان کدام است؟
سومي سررسيدوچنين گفت:
 نزداينان مرام فقط بنام است.


کرزي بااستفاده ازقدرت وصلاحيت هاي باد آورده به عملکرد هاي کوتاه نظرانه وعواقب ناانديشانه متوصل گرديد . اعطاي رتبه هاي بزرگ نظامي به اشخاصي که ازسواد اولي، ازتعليمات عسکري، از حداقل فهم سياسي، ازرمز ورازآن کوچکترين آگاهي نداشت . اعطاي القاب ها، نشانها و مدالهاي افغانستان به اشخاص که اگربه اعمال وکارنامه هايشان نظربي افگنيم جزخيانت وجنايت چيزديگر به مشاهده نميرسد . تعيين وتقرري افراد بي سواد وکم سواد، قاتل وآدم کش، دزد وقاچاقچي، سلاحداروجنگ سالار... درپست هاي مهم دولتي، درارگانهاي نظامي وامنيتي که روز با دولت وشب به دزدي وقاچاق مصروف اند وادارات دولتي چنان ازين افراد انباشته شده است که تصفيه وپاکسازي آن تقريبآ خارج ازتوان کرزي است واين ميراث شوم وپليد امروزدامان ملت رابه سختي چسپيده است .
اينهم درظاهرافشاء گري هاي محقق : بدون تردید دوستى وهم سرنوشتى حزب وحدت وجنبش ملى ویا همراهى هزاره ها و ازبک ها سابقه طولانى داشته نه یک امرقرار دادى بلکه امر طبیعى وضرورت زندگى است در دورقبلى انتخابات ما وجنبش قرار داد کردیم که یکجا برویم ونیزقرارشد که باتوافق استاد ربانى ازکاندیدا تورى داکتر عبدالله حمایت کنیم که اوراق تکت انتخاباتى داکترعبدالله روى میز من بود که درآخرین لحظات برادران جنبش خودرا عقب کشیدند وبحث حمایت از کرزى مطرح شد سرانجام بعد ازبحثهاى طولانى تعهد وتوافق نامه شد ولى بعد از انتخابات أقاى کرزى تعهدش را بلعید وما دست خالى ما ندیم ورأى مردم ما تاوان گردن ما شد بهر حال پشیمان نیستیم وپاى تعهد مشترک ایستادیم آنهم بنا به راه کار برادران اوزبک مان که ترکها مشورت داده بود .
امسال بتاریخ ١٣ أکتوبردرتاشکنت ما سه نفر ( محقق ، دوستم وعطا محمد نور ) درمنزل کمال ریش تعهد وقرآن کردیم که درانتخابات یکجامیرویم . دوستم وعطا محمد نور دست دادند ومن ازبالاى دست هردوگرفتم به شوخى گفتم که بخاطرى من دست هردوى تان را محکم میگیرم که بازهردوى تان جدا نشوید ، ولى وقتیکه داخل افغانستان آمدیم جنرال صاحب دوچیزدیگر را مطرح کرد یکى اینکه با داکترعبدالله نمیرویم دوم اینکه معاونت میخواستند که این دوخواسته عملى نبود وشرائط افکارعمومى داخل وخارج آنرا پزیرا نبود به دلائل زیر .
چراعبدالله را برگزیدم: علاوه براینکه براى ایجاد یک جبهه نیرومند ووسیع ضدّ تروریسم بعد ازسال ۲۰۱۴ اتحاد ماباجمعیت اسلامى یک ضرورت حیاتى بحساب میامد مشکلات ذیل هم درراه پیوستن به تیم ارگ وجود داشت.
( ١ ) تیم کرزى دفعه قبل با وحدت وجنبش تعهد نامه امضاء کردند ولى بعد ازپیروزى بتعهدات خود پشت پا زدند وبد قولى کردند وپنج سال دچار مشکل شدیم از کجا معلوم که بار دیگر أن کار را نمیکرد .
( ٢ ) خودى هاى ما درمسیر راه ارگ چندین کمین سیاسى انداخته بودند که عبور ازان کارحضرت فیل رحمه الله علیه بود ، درست است که رییس جمهور ازمن دعوت کرد که بیا در تیم اشرف غنى ویا زلمى رسول کار کن ولى در جریان صحبت در یافتم که یک دعوت سر سرى وغیر واقعى است وبعداً که ازعطامحمد نور براى معاونت اول دعوت کرد ایشان گفتند که باید محقق هم درتیم باشد قبول نکرده بود وگفته بود که شما بیایید ولى محقق مشکل دارند ،بعداً که زلمى رسول بتاریخ ٣٠ میزان ۲۰ سبتمبر بخانه ما امد زمانى بود که یک روز پیش ما با جمعیت تعهد نامه امضاء کرده بودیم دیگر مناسب نبود که من تعهدم را بشکنم ویابرسر راه یافتن به تیم ارگ با هم نژادهایم خلیلى و … مسابقه کنم .
چرا احمد ضیاء مسعود را مطرح نکردم:
( ا ) تنها رأى هزاره واوزبک براى پیروزى درانتخابات کفایت نمیکرد ما باید رأى تاجکها وقسماً پشتون هارا هم میداشتیم راى تاجکها نزد احمد ضیاء نبود چون مخازن رأی تاجک با ایشان نبود ، صلاح الدین ربانى از آدرس جمعیت ، استادعطا محمد نورازآدرس شمال وقانونى با سوابق انتخاباتى قبلى درانتخابات ریاست جمهورى اوّل ودو دور پارلمان هرسه ازعبدالله حمایت میکردند .
( ٢ ) طى جلساتى که با کشورهاى ذی دخل درقضیه افغانستان داشتم به شمول کشورهاى شرقى وغربى هرقدر که احمد ضیاء را مطرح میکردیم هیج کدام شان درانتخابات آینده بالاى ضیاء لنگر نداشتند پس چطور میتوانستیم با کسى تیم بسازیم که نه حمایت داخلى دارد ونه مقبولیت بین المللى ازداخل تاجکان فقط صالح رادارد که ایشان پایگاه اجتماعى قوى ندارد وفقط در تهمت زدن مهارت دارد بودن صالح در کنار احمد ضیاء که أنهم نه براى احمد ضیاء بلکه به مقصد خود دلبرى کند.
( ٣ ) خواستم که بین عبدالله و ضیاء توافق به وجود بیاوریم درجلسه جبهه ملى در منزل احمد ضیاء فیصله وقرار شد که یک هیأت شش نفره از اتحاد انتخاباتى تکلیف کاندیدا تورى را میان ( عبدالله وضیاء ) مشخص کند که عبارت بودند از ( اینجانب ، جنرال دوستم ، امرالله صالح ، یونس قانونى ، صلاح الدن ربانى وعطا محمد نور ) با أمدن دوستم از شمال جلسه شش نفر هیأت منصفه را به منزل من دعوت کردم تا تکلیف را روشن کنیم ، چون زمان ثبت نام اندک بود وازیک سو خیال سفر به آمریکا وشنیدن نصائح ملوکانه حضرات سناتوران هوش وگوش طفلکان عرصه سیاست مارا برده بود که خطر انقضاء مدت ثبت نام را فراموش کرده بودند که ، نه فورمه یکصد هزارکارت رأى دهى حمایتى را تدارک دیده بودند ونه بودجه کمپاین را .
بهرحال در مجلس دعوت شده ، جنرال اشتراک نکرد زکى را فرستاد صالح که اشتراک کرد ولى پیام ضیاء را أورد که اگر فیصله برنفع من نباشد قبول ندارم جلسه بى نتیجه ماند ، فیصله شد که همه برویم خانه ضیاء قرار شد که زکى وصالح بروند ونه بجه شب وقت را معین کنند تا همه خانه احمد ضیاء برویم ما درسفارت تاجیکستان به مناسبت سالگرداستقلال شان دعوت بودم که تلفون امد که ضیاء قهرکرده جلسه را قبول نکرده ودروإزه خانه را به روى عالم وأدم بسته ، فردا درمنزل جنرال دوستم اعضاى جبهه ملى جمع شدیم ضیاء ازمن گلایه کرد که شما طرح ریاست جمهورى مرا نپزیرفتید ، من گفتم شما باید بین خود حل میکردید ویا هیأت شش نفره حکم میکر نه اینکه بر سر ما مى انداختید قهر کرد گفت من بعد ازاین فقط حق سیاسى خودرا محفوظ میدارم وبه شما ها کار ندار وعازم دوبى شدند ، با جنرال نشستم وگفتم که عبدالله بشما پیشنهاد وزارت کلیدى دفاع وچند وزارت خانه دارد قبول نکرد وگفت من نمیتوانم وزیر دفاع شوم وبه این وآن گذارش دهم، دیدم که زمان میگذرد ودوستان هم راه توافق را درپیش ندارند گوش به زنگ خلیل زاد وکرزى نشسته اند من تصمیم خودرا گرفتم وبا جمعیت معاهده امضاء کردم ، حالا هم اگر جنرال دقیق فکر کند بیشترین امتیاز را برایشان فقط همین تیم حاضر است بدهد پس بهتراست ازخصومت گذشته که با عبدالله ونور داشته دست بردارد ومصالح کلان کشور رابرمنافع کوچک ترجیح دهد درغیران هرجا باشد برادر باشیم در تیم هاى متفاوت . هنوز هم راه دشوار وطولانى پیش رو داریم.
کى داند بجزذات پروردگار — که فردا چى بازى کند روزگار.
محقق ، عبدالله وجنايت افشار
صبح روزبعد ازحمله شبانه٬ وکشتاروتاراج مردم افشار٬ درهوتل انترکانتینینتال جلسه ای به ریاست احمدشاه مسعود تشکیل شد که دراین جلسه شیخ آصف محسنی قندهاری٬ سید حسین انوری٬ سید مصطفی کاظمی ، رسول سیاف٬ یونس قانونی٬ داکترعبدالله وقسیم فهیم همراه با تعداد زیادی ازفرماندهان اصلی شورای نظار وحزب اتحاداسلامی حضور داشتند.
خاطره فاجعه تاریخی افشاریازخم خونین کابل هنوز زنده وبرای مردم جگر سوزاست. بلی تا همیشه تاریخ برای مردم این سرزمین سخت جگرسوزنفرین آفرین است. زیرا عمق این فاجعه آنقدربزرگ و بی رحمانه بود که تاریخ بشریت هرگز نمی تواند آن را فرموش کند.
جنايت افشارزخمي است که هيچ وطن پرستي نمي تواند اين جنايت رافراموش نمايد وفقط آنانيکه کمربه چپاول بسته ودردشکم شان بالاترازرنج مردم است ، به افشارورنج مردم هزاره ارزش قايل نيست وباجنايت گاران افشاردريک ائتلاف واتحاد روزميگذراند.
حادثه هولناک افشار، بعد ازبیست ودوسال، هنوز داذهان انسان افغانستان، تداعی گروحشت وخون وباروت جنگ ونسل کشی است. هرچند که، درگذرگاه زمان، این فاجعه وحشتناک، چشمان خون آلود شهیدانش رابه نمایش می گزارد؛ اما خونین ترین چهره های فاجعه آفرینی، که انسان افشاررا، به وحشیانه ترین شکل ممکن، به نوک برچه وگلوله وراکت ومزایلها بستند، زنده؛ وهنوزدرقصرهای رفاهی و بلندترین مقامات دولت و پارلمان، با بی شرمانه ترین شکل، لمیده؛ وباترفند ونیرنگ های خویشین می آسایند.
همه ساله فاجعه افشار، دردهه سوم ماه دلو به مثابه یک آینه عبرت؛ دربسترخونین تاریخ افغانستان، در ذهن انسانهایکه، وجدان بیدار انسانی را در درون خویش دارند؛ باز تاب پیدا می کند. ویاد خرابه ها وسقف های نیمه سوخته وگلونهای بریده و چشمان به زوربرچه کشیده شده ای هزاران نفر، پیر وجوان وزن وکودک، یکباردیگر، اذهان انسانهای اهل شعور را می آزارند. افشار؛ مخروبه وحشتناک تاریخ، که چکه های خون هزاران انسان بی دفاع، بر روی خاک آن ریخته شد. وبه دست مسببان چون - ربانی ، مسعود ، سیاف ،انوری عبدالله عبدالله وبا فتوای دشمن بومی هزاره-ها (شیخ آصف قندهاری) چنان حیات انسان وبشریت به صورت اسف بار، مثله وبه گورستان مبدل گشت؛ که حتا تصور کردن آن برای هرآدمی ممکن نیست. درروزهای بیست ویک وبیست ودوم دلو- سيزده هفتاديک - خورشیدی» روزهایکه، افق غم بارکابل، درمیان دود وخاکستر وخون وخمپاره-ها، به دست قومندانان اتحاد-اسلامی وشورای-نظار، وبه همکاری سگان مزدور حرکت-اسلامی، وبا فرماندهی سیاف ونقشه های سوداگران کابوسی به نام جنگ، چون: مسعود ، ربانی ، فهیم ،سياف ، انوري ، قانوني ، بسم الله محمدي ، عبدالله عبدالله که خونین ترین چهره-های وحشت ودهشت، درتاریخ سیاه این سرزمین بوده اند؛ جولان غم می کرد؛ منطقه فقیرنشین افشار، در بلوای معامله گری قرار گرفته؛ و به دست وحشیان جنگنده ای این سه حزب رسوا، یکباره به کشتار گاه انسان مبدل شد. عاملین این حادثه خونین، آن چنان ظلمی را برمظلومین افشار روا داشتند؛ که حتاقلم ازشرح آن جنایت ها عاجز است.
 واین جنایت وحشتناک، نشان دهنده آشکارا ترین نوع، به کار گیری قدرت-انحصاری وجابرانه ای حکومت ی است؛ که در سیمای تاریخ افغانستان، دراواخرقرن بیست اتفاق افتاد. زیرا احمدشاه-مسعود به مثابه وزیر دفاع حکومت ستم پیشه ای ربانی، وبا همکاری و فرماندهی سردسته حزب اتحاد-اسلامی (سیاف) تمام نیروهای حکومتی رایکجا، وباتمام تجهیزات نظامی وبه جامانده اززمان حضورشوروی، برعلیه انسان هزاره ای که، سالها درافغانستان شلاق مظلومیت وستم کشیدن رابه شانه کشیده بودند؛ این باردرافشاراین شلاق استبداد را به کارگرفتند.
 وباقتل عام کردن وبه غارت بردن وبه صلاح آتشین زا بستن خویش، تا آنجا یکه توان داشتند. بردوش این مردم فقیر وبی پناه کوبیدند. وزخم بی التیام ی را، در قلب تکه تکه شده ی هزران انسان هزاره، برجا گذاشتند. وبا راکت وبمب-افگند هایشان، خانه های مسکونی ایشان را مسلخ و قتلگاه انسان هزاره ساختند. وحتا به زنان ودختران معصوم شان تجاوز، و صدها کودک بی گناه شان را رگبار ظالمانه کردند. وزن ومرد را سربریدند. و کوچه پس کوچه ها را با اجساد افشاریان فرش کدورت دیرینه خویشین ساختند.  
حادثه افشار راهمه می دانند؛ که حاکی تاریخ قتل بی گناهان است؛ وشهیدانش به خاک آرمیده؛ وامروز برمزار بی کس شان تنها چند معیوب وبیوه زنی نیست که حتا گریه کند. وتاهنوزدیوارهای ریخته شده اش مخروبه های وحشتناک تاریخ را تداعی می کند. وازسیمای آن، بوی گرد وغبار ودارووباروت جنگ، به مشام بازماندگان نسل که، برآنها مخوف ترین نوع جنایت به کارگرفته شده است؛ می رسد.  وهمه چشم به راه دیدار رنگ زرد مسببانش در پشت میزمحاکمه هستند؛ وهمه می دانند این فاجعه هولناک تاریخی، که بار انسان کشی وقتل عام وغارت وبیداد گری ای وحشی ترین موجودات روی زمین را حمل می کند .
افشار؛ مخروبه ای وحشتناک تاریخ افغانستان، که حاصل اندیشه های فاشیستی حرکت واتحاد وشورای نظار وجمعیت است. درهرزمان تاریخ، برای مردم ما اوج تازه گی های عبرت است. وهیچگاهی ازخاطره نسل باقی مانده چنین تاریخ، پاک  نخواهد شد. زیرا این مخروبه وحشتناک، مخروبه وحشتناک تاریخ مردم ماست.( افشار زبان گویای مظلومیت و حق تلفی است- ازبصیرآهنگ)
محقق وامرالله صالح 
ميگويند : چهارخصلت که به یک شخص موجود باشد ان منافق است:
۱-  وقت که صحبت میکند دروغ میګویند
۲-  وقت که وعده میکند به وعده خود وفا نمیکند
۳-  درامانت خیانت میکند
۴- وقت که جنګ میکند دشنام میزند.
تلویزیونها هرکدام شان به نفع یک جريان تنظيمي تبلغ میکنند . برخلاف منافع ملی مردم عمل میکنند ملت را به گمراهی میکشانند تفرقه ایجاد میکنند. قبلآ تنظیم های به اصطلاح اسلامی به وسیله سلاح بریکدیگرحمله میکردند وهمیشه درجنگ بودند وبه دنبال برتری جوئی بریکدیگر، امروزهمین تنطیم ها ازطریق رسانه ها باهمدیگرداخل جنگ شده اند زیرا همه میدانند که هرتلویزیون ورا دیومربوط به یک جهادی بوده وازجانب یک کشورخارجی تمویل میگردد.
درافغانستان رسانه آزاد به معنی واقعی کلمه وجود ندارد. اکثرآنها حزبی و تنظیمی اند وبا گرفتن دالرازاین وآن منبع خارجی وحتا استخبارات خارجی، منحیث وسایل تبلیغاتی اهداف خاص راپیش می‌برند.
نورازحزب جمعیت، راه فرداازمحقق، تمدن ازشیخ آصف محسنی، میتراازعطامحمد نور، نگاه ازکریم خلیلی، وطن ازشهنوازتنی، نورین ازشورای نظاربه سرپرستي عارف نوری، دعوت ازسیاف، آیینه ازدوستم،خورشید ازامان‌الله گذر، کوثرازآیت‌الله تقدسی ، آريانا درظاهرازبيات ، طلوع زيرنام محسني  که درين زمينه اسناد هاي فراواني وجوددارد وتمويل کنندگان آن آفتابي است و ... به همین صورت تلویزیون‌های شمشاد، کابل نیوز، ژوندون وگربت منعکس‌کننده افکارحزب اسلامی اند. کودکانه خواهد بود که اگراین رسانه‌های گروهی را در قالب رسانه‌های آزاد برشماریم.
این تنها امریکا نیست که جلودارمطبوعات افغانستان می‌باشد.  دولت‌های منطقه نیزهرکدام نوکران شان را با اسلحه رسانه‌ای مسلح کرده‌اند. ایران چندین چینل تلویزیونی و متعدد روزنامه و نشریه را تمویل می‌کند، به همین صورت دولت پاکستان بخشی را درچنگ دارد وازآن برای منافع خود سود می‌برد. اما پولی که به این رسانه‌ها واریز می‌شود آن چنان مخفیانه صورت می‌گیرد که متاسفانه نمی‌توان مقدارآن را درجایی دریافت.
در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳، امرالله صالح بعد ازاین که در یک جنگ زرگری با همتایش محمد محقق درگیر شد، در صفحه فیسبوکش فاش نمود: محقق.... من مانند شما لقب تقلبی استادی ندارم. من مانند شما تلویزیونی که مصارف آنتن‌هایش را یک سازمان استخباراتی و معاش مامورین‌اش را سازمان استخباراتی دیگر بدهد ندارم.... امریکا هیچ علاقمندی به دموکراسی وجامعه آزاد درکشور ما ندارد، بلکه این مبالغ هنگفت را دررسانه‌های افغانستان سرمایه‌گذاری نمود تا جلو آن‌ها را در چنگ داشته وازآن سود برد.
تلویزیون ورادیویِ راهِ فردابازتاب‌دهنده آراوجهت‌گیری‌های سیاسی «حزبِ وحدتِ شاخه محقق» است؛ حزبی که توسطِ محمد محقق رهبری می‌شود. اما پرسش آن است که چرا تلویزیونِ راهِ فردا به جای انعکاسِ مشکلاتِ مردم به عنوانِ مبلغِ ایران عمل کند؟ پخشِ مصاحبه‌های مربوط به انقلابِ اسلامیِ ایران درتلویزیونِ راهِ فردا ودیگر رسانه‌های وابسته به محقق، آن هم در سالروزقتلِ عامِ افشارچه معنایی دارد؟ نشرِانکارِقتلِ عامِ یهودی‌ها از زبانِ‌ احمدی‌نژاد چه ربطی به سرنوشتِ سیاسی مردمی دارد که خود قربانیِ بزرگ‌ترین قتلِ عام‌های تاریخی بوده‌اند؟ .
امرالله صالح رئیس پيشين امنيت ملى ، ومسوول ارشد استخبارات شوراي نظاروسردسته جريان سبزدرمطلب جنجالى را نوشته كه گويا ايران ازطريق شيعه ها درافغانستان مداخله ميكند . درافغانستان طى سالهاى جنگ، بدبختانه يك حالت روانى ايجاد شده وبه صورت يك سنت درآمده كه هر كسى به هرسرويس خارجى كه ارتباط پيدا كرد سعى ميكند خود را صد درصد پيرو ارزشهاى آن سرويس وبريده ازفرهنگ وارزشها ى ملى جامعه خويش نشان دهد.
يك زمان در دوران جهاد اين نوع تعامل بين مجاهدين وكشورهاى همسايه مطرح بود كه هرجهادى سعى مي كرد با مقام خطاب كردن آنان وخود را بيشتر ازديگران مسلمان نشان دادن، توجه آنان را به خود جلب ورقيبان خويش راغير اسلامى ودربرابراوامرآنان نافرمان جلوه دهند. امروز متأسفانه عين تعامل درارتباط با كشورهاى غربى شكل گرفته كه هركسي كه مي خواهد غربى يا آمريكايى شود. سعى مي كند ديگران را غير دموكرات، بنيادگرا، وابسته به ايران يا پاكستان معرفى كند تا به عقيده شان جاى پاى خويش را درمراكزاستخباراتى غرب محكم بسازد.
حمله بى باكانه، اهانت آميز، وغيرسياسي وبي سوادانه صالح عليه شيعيان ومتهم كردن مراكزدينى شيعه را به جاسوسى براى ايران وكاربرد عبارات غير متعارف واهانت آميزچون اقليت مذهبى شيعه وارتباط دادن ان به عنوان نرم افزارجنگهاى اطلاعاتى ايران علاوه برمقاصد ديگربيشترنشأت گرفته ازاين حالت روانى مي باشد كه براى كسب اعتبار نزد غربيها بايد مهرجاسوسى ايران و پاكستان را بر پيشانى ديگران زد كه اين حالت روانى دامن گير نسلهاى كه ادعاى نو انديشى را هم دارند گرديده است.
بدون شك ايران براساس رقابت وجنجالى كه با آمريكا دارد شايد سعى كند كه دوستان و همفكران خود را درداخل طيف ها و جناحهاى سياسى داشته باشد اما هيچ گاهى اين يارگيري ها منحصر به شيعه و يا جامعه هزاره نبوده است. حمايت طولانى ايران ازشوراي نظارواحمد شاه مسعود وازحكومت كرزى وارسال پولهاى فوق العاده به دفترشان وحمايت ايران از دولت ربانى، ارتباط نزديك ايران با جبهه مقاومت ضد طالبان دردهه ٧٠ واخيراًحمايت ايران ازبرخى از رسانه هاى وابسته به محافل غيرشيعى مطابق ادعاى مشعل سخنگوى سابق امنيت ملى نشان دهنده اينست كه طرفهاى اصلى ايران در تعامل هاى كلان اقوام اثرگذارتراست تا به قول صالح اقليت مذهبى شيعه.
حاجی محمد محقق درنامه ی گفته است که امرالله صالح پایگاه قوی اجتماعی ندارد وفقط درتهمت زدن مهارت دارد.اما صالح درجواب وي ميگويد- چند تا دلیلی که به برداشت شما من پایگاه اجتماعی قوی ندارم عبارتند از :من مانند شما لقب تقلبی استادی ندارم، من مانند شما تلویزیونی که مصارف آنتن هایش را یک سازمان استخباراتی و معاش مامورین اش راسازمان استخباراتی دیگر بدهد ندارم. من قبل ازگرفتن تصمیم های سیاسی به سه کشور همسایه سفرنمی کنم. من پیمان هایم را با متحدین ام درسفارت خانه ها ومهمانخانه های استخباراتی درکشور های همسایه نه بلکه درشهرکابل می بندم. ازذکر ملاقات های تاریک با خارجی های شرقی وغربی بخاطرچانه زنی برسرنوشت کشورم پرهیزوشرم میکنم برخلاف شما که آنرامعیار اساس ومعیاربلی ونخیر درانتخاب تان قرار میدهید.درمحفل یاد بود ازشهید عبدالعلی مزاری درشهر کابل که من به دعوت شما اشتراک کرده بودم بانویی ازسرزمین اسیر درانزوا، مظلومیت، فقروطبیعت خشن یعنی مناطق مرکزی کشورم که شما ادعای نماینده گی آنرا دارید شعری را به خوانش گرفت که اشکم را جاری ساخت. اوگفت - آی مزاری .... ای بابای زحمت کشان و ریسمان بدوشان برخیز که آرمانت را معامله کردند. اگرمن جای شما بودم درآن مجلس آب میشدم. من مانند شما قصرچهار منزله درکابل ومزار شریف ندارم واگرچیزی هم دارم حاضرم آنرا به ملت و حوزه سیاسی و فکری ام حساب دهم.من بخاطر آرمانی که دارم به صورت مدنی و قانون مند آن مبارزه میکنم وزد و بند مخفی با کسی ندارم. این معاون شما بود که با اسناد جاسوسی با ( آی اس آی ) دستگیر شد واگر سیاست تضرع و دستبوسی شما به ارگ نمی بود او باید زندانی میشد.جناب محترم یادتان رفته وقتی من راجع به سیاست جمهوری اسلامی ایران مقاله یی نوشتم شما در مجلس به من گفتید اوبرادربا کسیکه آب و نان و خرچی ما را میدهد چه غرض داری. شما برمن تهمت بسته اید که من تنها تهمت بستن را یاد دارم. حالا اگراین حرف ها نیزتهمت است پس ستره محکمه ازخانه هردوی ما زیاد دورنیست. من اگرپایگاهی دارم یا ندارم اعتقادم به آرمانها ، ارزشها وحقوق انسانها درموقف گیری های علنی وحریم خصوصی ام یکی است. من پابند اخلاق اسلامی و وطنی خود استم و نمیخواهم ازین بشتر به این قسمت بپردازم.
کابل بانک
جنایتکاران افغانستان که بوسیله امریکا درقدرت نصب شدند و بالاترین پست های دولتی رااشغال ودست شان درهرجنایت وچپاول وفساد بازگذاشته شده است.  به این هم اکتفا نکرده وازطريق خود که به پارلمان لميده اند ، جنایات خود را ببخشند وبرای فرارازهرگونه بازپرس قانوني ، خاینانه عفو بسازند. این خیانت نابخشودنی غرب نسبت به مردم و وطن ماست که با وجود دهسال جنگ، کشتار صدهاهموطن بیگناه ما، بربادی ومصرف صدها میلیارد دالرهنوز هم وضعیت افغانستان ازبد بسوی بدتر شدن روان است . بدون محاکمه جنایتکاران و تامین عدالت، کشورهرگز روی صلح، ثبات، آزادی و دموکراسی را نخواهد دید. وتا زمانیکه مردم خود برای عدالت و آزادی تلاش وپیکارننمایند، کسی این ارزشها را به آنان هدیه نخواهد کرد و وضعیت به همین منوال ادامه خواهد یافت.
در۲۰۱۱، فساد وتاراج کابل بانک برسانه ي گرديد.  سهم‌داران عمده این بانک به مقامات بلندپایه دولت کرزی وابسته بوده نيزتعدادي جیره می‌پرداختند تا به آرامی وبدون بازخواست فعالیت کنند ولی مرحله‌ ی رسید که بانک به شکست قطعی روبرو گردید. این رسوایی که همه جهان ازآن خبر شد، دولت کرزی تنها با ذکرنام چند تن ازسهام‌داران بدون محاکمه و پیگرد قانونی اکتفا نمود. سهام‌دارانی که ازاین بانک پول دریافت نموده بودند وتا امروز حساب آن تسویه‌ناشده مانده قرار ذیل اند:
شیرخان فرنود ۵۰۴ میلیون دالر
خلیل‌الله فیروزی ۶۶،۹ میلیون‌دالر
حصین فهیم (برادر قسیم فهیم) ۷۸ میلیون‌دالر
گلهبار حبیبی ۳۹٫۷ میلیون ‌دالر
عبدالغفارداوی (شوهر شکریه بارکزی) ۳۷ میلیون دالر
محمود کرزی (برادر حامد کرزی) ۲۲میلیون دالر
هیوادوال ۱۵ میلیون دالر
صوفی نثار ۱۴ میلیون دالر
طاهر ظاهر ۱۱ میلیون دالر
داوود نصیر ۹ میلیون دالر
ازمیان اینان تنها دوتن شیرخان فرنود و خلیل‌الله فیروزی به شکل نمایشی روانه زندانی شدند .
کابل بانک در ماه سنبله سال سيزده هشتادنوخورشيدي با رکود مالی روبروشد وسقوط کرد، پس ازاین رویداد به دستور کرزی مبلغ هشتصدوبيست پنج میلیون دالراز دارایی های حکومت برای جبران خسارت های مالی وارده به این بانک پرداخت شد. بعدها گفته شد ۱۳۸ میلیون دالر، بصورت نقدی ازنزد مقروضین کابلبانک گرفته شده است وصدوهشتادپنج میلیون دالرجایداد بدست آمده و ۲۱۸ میلیون دالرقرضه نیزازجانب بدهکاران  تایید شده است،ازجملۀ پنج ميلیارد دالر امریکایی انتقال يافته از طریق کابلبانک به خارج، چهارصد میلیون دالرآن مربوط سهمداران اين بانک بوده و به شکل غیرقانونی منتقل گرديده است. کابلبانک به دليل اعطاى قرضه هاى غيرقانونى وسايرمشکلات مالى، با بحران مواجه گرديد، سپس يک قسمت اين بانک، مربوط وزارت ماليه گرديد که به نام نوى کابل بانک فعاليت مى کند.
در ظرف چهارسال ، پنج ميلیارد دالرامریکایی ازطریق کابلبانک به خارج ازکشور انتقال داده شده که٤٠٠ میلیون دالر آن، مشخصاً متعلق به سهمداران بانک بوده و به طورغيرقانونى انتقال گرديده که دراصل اين پول ها دزديده شده است. ٩٠٠  ميليون دالرديگراين پولها مشکوک بوده، اما احتمال زياد وجود دارد که اين مبلغ نيز به شکل غيرقانونى انتقال يافته باشد. اين پولها به شیوه های مختلف وغیرقانونی به ١٢ کشور، انتقال یافته که امارات متحدۀ عربی درصدرآن قرار دارد. ١٢ سهمدارازمتهمین اصلی کابلبانک وهفت شرکت خصوصی، درورشکستگی  کابلبانک دست داشته اند، اما ازهیچ فرد وشرکت مشخصی نام نبُرد. درمجموع ٢٢ تن دراين قضيه متهم هستند، که به شمول شیرخان فرنود رييس سابق وخليل فيروزى معاون هيئت عامل کابلبانک، دریک محکمۀ ابتداييه علنی حاضر شده ودربرابراتهامات وارده، دفاعيه هاى شان را پيشکش نمودند.درجملۀ اين افراد، عبدالقدير فطرت رييس عمومى سابق دافغانستان بانک نيزشامل است که در مرحلۀ سوم محکمۀ علنى، به شکل غيابى درپيوند به قضيۀ کابلبانک محاکمه گرديد. کميتۀ مستقل مشترک نظارت و ارزیابی مبارزه با فساد مى گويد که مقامات افغانى، ازانترپول امريکا اطلاع حاصل نمودند که رييس سابق د افغانستان بانک، مقيم ايالات متحده بوده ونمى توان وى را قانوناً تحت تعقيب يا پيگرد عدلى قرارداد و به مقامات افغانى هدايت داده شده بود تا درصورت تقاضاى همکارى هاى قانونى، بيشتر ازطريق منابع ديپلماتيک، با وزارت عدليۀ ايالات متحده تماس بگيرند.دافغانستان بانک، قبلاً گفته بود که رقم قرضه هاى کابلبانک با تکتانه، به بیش از ٩٠٠ ميليون دالر امريکايى مى رسيد.اما رييس کميتۀ مستقل مشترک نظارت وارزیابی مبارزه با فساد گفت که ٩٣٥ ميليون دالرامريکايى کابلبانک، ازسیستم های مختلف به خارج انتقال یافته و به ٨٢٥ ميليون دالر امریکایی، برای نجات این بانک نیاز است. وی به ظرفیت پائین و مدیریت ناسالم کابلبانک وعدم هماهنگی میان ادارات تطبیق کنندۀ قانون تاکید کرده، گفت که دولت افغانستان مجبوربه پرداخت هزینۀ شش درصد ازعواید ناخالصش برای جبران خساره و نجات این بانک خواهد بود که جبران خساره، ضربۀ بزرگ اقتصادی به کشور وارد خواهد کرد.  
ورشکستگی کابل بانک، ازاعتماد مردم نسبت به سیستم های مالی و بانکداری کاست، پول هايی که ازبودجۀ دولت و مردم افغانستان، غیرقانونی وازطریق تقلب توسط چند شخص دزدیده شد، که با این مبالغ هنگفت، میشد به مردم عرضۀ خدمات بهترصورت بگیرد.
شیرخان فرنود وخلیل‌لله فیروزی که از سهامداران عمده کابل بانک و رئیس و معاون پیشین این بانک بودند، هرکدام به پنج سال زندان محکوم شدند. درمحکمه ي که برای رسیدگی به دوسيه این دونفردرکابل تشکیل شده بود، آنان در ایجاد بحران کابل بانک مجرم ردیف اول شناخته شده و به پنج سال حبس محکوم شدند.
محمود کرزی، حصین فهیم، غفار داوی ورئیس شرکت گلبهار تاورنیزازجمله متهمان اصلی دیگراین دوسيه هستند، اما محکمه، تکلیف این متهمان را به درستی مشخص نکرده‌اند. بیش ازبیست نفرازسایر متهمان این دوسيه به ترتیب محکوم به شش‌ماه حبس وجریمه‌های نقدی شده‌اند. عبدالقدیر فطرت رئیس سابق بانک مرکزی دریافت وام توسط محمود کرزی برادر حامد کرزی با بيست دومیلیون دالروحصین فهیم برادرقسيم فهيم با هفتادهشت میلیون دالررا از جمله عوامل ایجاد بحران مالی دربزرگ‌ترین بانک خصوصی کشور اعلام کرد. فطرت درپارلمان عوامل دیگر ایجاد بحران درکابل بانک را ظاهر ظاهر، عبدالغفار داوی وصوفی نثاراعلام کرد و افزود- این افراد به صورت غیرقانونی از کابل بانک وام‌های سنگین گرفته‌اند و باعث ایجاد بحران در آن شده‌اند.
کابل بانک درماه میزان سال ١٣٨٩ درآستانه ورشکستی قرارگرفت و بانک مرکزی با اعلام اینکه صدها میلیون دالر به شکل غیرقانونی ازاین بانک خارج شده است، آن را تحت حمایت گرفت ونامش را به کابل بانک نو تغییر داد.
نتایج تحقیق کمیته مستقل مشترک وارزيابى مبارزه عليه فساد ادارى نشان می دهد که ازمجموع ٩٦٢ میلیون دالر که ازاين بانک ناپدید شده، تنها ١٧٠ میلیون دالربه دست آمده است.
درادامه این تحقیق آمده است که از رييس سابق کابل بانک که با دریافت بیش از ٣٠٨ میلیون دالر بزرگترین دریافت کننده قرضه ازاین بانک می باشد، تنها ٦٧ میلیون آن به دست آمده است.
افزون براین، ازمجموع بیش از ١٢١ میلیون دالرقرضه گازگروپ، حدود ٥٠میلیون دالر، ازقرضه ١٠١ میلیون دالری شرکت هوایی پامیر، تنها ٦٦٢ هزار دالر، ازقرضه نزدیک به ٨٧ میلیون دالری رییس اجرایی سابق این بانک، بیش از ١٥میلیون دالر به دست آمده است وازشماری دیگر مقروضین کوچکتر، تا کنون هیچ پولی بازپرداخت نشده است.
این کمیته، ازدولت جدید خواسته بود تاازپیشبرد مدیریت تصفیه کابل بانک، به طورآشکارپشتیبانی کند وبه لوی څارنوالی هدایت دهد تا همکاری های متقابل حقوقی را دراین زمینه دراولویت قراردهد، ارایه مدارک تخصصی به محکمه استیناف را دنبال نماید وازعوامل دخیل در دوسیه کابل بانک تحقیق کند.
بالاخره قدیرفطرت رئیس بانک مرکزی که یکی از عوامل بحران و چپاول کابل بانک است، بالاخره به امریکا فرار کرد و ازآنجا استعفایش را اعلام نمود و گفت جانش در خطر است. گزارش هایی نيزانتشار یافت که گفته میشود فطرت با دریافت هفده میلیون دالر رشوت، در جریان نظارت ازکابل بانک، برچپاولی که درآنجا جریان داشته چشم بسته و گزارش مثبت از کارکرد آن ارائه نموده است.
اداره مبارزه علیه فساد اداری که در راس هیئت تحقیق قضیه کابل بانک نیز قرار داشت چندی قبل اعلان کرد که در جریان بررسی بحران کابل بانک به این نتیجه رسیده اند که درنظارت آن ازسوی بانک مرکزی غفلت صورت گرفته است و بانک مرکزی دربرخی تخلف ورزی ها نقش داشته است. بانک مرکزی کنترول کامل بربانکهای خصوصی دارد و بصورت مداوام از معاملات این بانکها نظارت میکند. اگرفطرت و افراد اطرافش خاین و فاسد نمی‌بودند، ممکن نبود که به این مقیاس غارتگری وسیع در کابل بانک از دید آنان پنهان بماند . واگر دولت کرزی فاسدترین دولت نمی‌بود، در همان اولین روزها باید قدیر فطرت واطرافیانش در بانک مرکزی را به خاطر اینچنین غارتگری بی‌نظیر درتاریخ بانکداری جهان به میز محاکمه می‌کشاند وجلو فرارشانرا میگرفت. اما اینبار هم یک دزد دیگربا پشتاره دالر به خارج فرار میکند و بدون شک مثل چکری رهزن در سایه حمایت ارباب خوشگذرانی کرده دوسیه‌ جرمی‌اش به فراموشی سپرده خواهد شد.
تاوان اینهمه غارتگری ها را باید ملت مظلوم ما بپردازد. وزارت مالیه با بي کفايتي تمام هفتاد میلیون دالر را برای کمک به کابل بانک دربودجه سال جاری درنظر گرفته بود وحال نیز گفته میشود که دولت برای سرپوش گذاشتن به رسوایی کابل بانک، بصورت مخفیانه صدها میلیون دالر از پول ریزرف بانک مرکزی را به کابل بانک پمپ کرده که قضیه را خاموش سازد چون برادر کرزی، برادر فهیم، دهها عضو پارلمان و دیگر زورمندان ومقامات در لیست دزدان کابل بانک قرار دارند که نزدیک به یک میلیارد دالرسپرده های مردم را غارت کرده اند.
امادرجديدترين اقدام داکتراشرف غنی احمدزی ، با صدور حکمی خواستارحل فوری قضیه کابل بانک و استرداد دارایی های آن شد. اداره امور و دارالانشای شورای وزیران، در خبرنامه ی گفته است که این حکم با در نظرداشت حکم فقره ١٦ مادۀ شصت و چهارم قانون اساسی به شرح زیر صادر شده است:
١. ستره محکمه جمهوری اسلامی افغانستان قضیه بحران کابل بانک را که از مدت یک سال درمحکمه استیناف ولایت کابل بلاتکلیف مانده، تعقیب و در ظرف یک و نیم ماه از تاریخ صدور این حکم، اتهامات وارده از سوی څارنوال موظف به شمول اتهام جرم پول شویی را دقیقاً بررسی و در پرتو سایر اسناد و شواهد، دلایل و مدارک دست داشته فیصله نماید.
٢. لوی څارنوالی و سایر نهادهای ذیربط، بدون تعلل مکلف‌اند تا در قسمت دریافت شواهد و اسناد مرتبط به قضیه با محاکم همکاری نمایند.
٣. به اداره لوی څارنوالی هدایت داده میشود تا سایر شرکا، افراد و اشخاصى که در بحران مالی کابل بانک شریک و از جانب آن اداره متهم شناخته شده‌اند، مورد تعقیب عدلی قرار داده و طی مدت ١٥ روز از تاریخ صدور اين حکم، علیه‌شان در محکمه اقامه دعوا نماید.
٤. اداره لوی څارنوالی موظف است تا از تنفیذ حکم محکمه ابتدائیه در مورد قضیه کابل بانک نظارت نموده در ظرف سه روز بعد از صدور این حکم، متهمین متذکره را توقیف و تا فیصله نهایی محاکم ثلاثه نگهداری نمایند.
٥. مدیریت تصفیه کابل بانک، موظف است تا برنامه زمانی مشخص را به منظور ختم پروسه تصفیۀ دارایی‌های کابل بانک، تا ده روز از تاریخ صدور این حکم ترتیب نماید.
٦. مدیریت تصفیه کابل بانک، آن عده مقروضین خویش را که تا هنوز قروض تعهدشدۀشان را تأدیه ننموده‌اند، طی مدت پنج روز با در نظرداشت قوانین نافذه جهت تحصیل پول احضار نماید. لوی څارنوالی، وزارت امور داخله و سایر مراجع ذیربط جهت تحصیل قروض و دارایی‌های کابل بانک، با مدیریت تصفیه کابل بانک همکاری همه‌جانبه نمایند.
٧. به لوی څارنوالی، وزارت مالیه، وزارت امورخارجه و د افغانستان بانک وظیفه سپرده میشود تا به منظور منجمدسازی و استرداد پول‌های سرقت شده کابل بانک که به خارج ازکشور انتقال گردیده است، در ظرف ١٠ روز از طریق مراجع دپلماتیک، با نمایند‌گان کشورهای ذیربط جهت پیگیری متداوم، درخواست همکاری‌های دوجانبه حقوقی جهت شمولیت وجوه تمامی مقروضین کابل بانک، ارسال نماید.
٨. وزارت مالیه موظف است تا در ظرف ده یوم، اسناد پروسه خصوصی سازی نوی کابل بانک را طی مراحل نموده جهت منظوری به مقام عالی ریاست جمهوری پیشنهاد نماید.
٩. ادارات ذیربط، ازپیشرفت کار خویش در ختم هر هفته الی ختم ميعاد معینه به مقام عالی ریاست جمهوری گزارش دهند.
١٠.  ریاست عمومی اداره امور دارالانشای شورای وزیران از تطبیق حکم نظارت نماید. این حکم در حالی صادر می شود که دو هفته قبل، کمیته مستقل مشترک و ارزيابى مبارزه عليه فساد ادارى نتایج تحقیق تازه اش را در مورد قضیه کابل بانک اعلام کرد. برپایه یافته های این کمیته، کابل بانک نو درچهار سال گذشته، نزدیک به ٤٧ میلیون دالر ضرر کرده است.
جنوري ۲۰۰۴: کابل بانک با سرمایه ۵ میلیون دالرایجاد شد وبعد ازمدت مشترکین کابل بانک به یک میلیون و سیصد هزار نفر رسید.
۲۰۱۰ : روزنامه آمریکایی واشنگتن پست درمقاله خود ازبحران درکابل بانک خبر داد.
سپتامبر ۲۰۱۰: بانک مرکزی افغانستان مدیریت کابل بانک را به دست گرفت.
فبروری ۲۰۱۱: صندوق بین المللی پول پیشنهاد کرد که برای تثبیت نظام متزلزل مالی درافغانستان کابل بانک به فروش برسد.
اپریل ۲۰۱۱: حامد کرزی، سهام داران کابل بانک را به سهل انگاری وغفلت متهم کرد.
اپریل ۲۰۱۱ : عبد القدیر فطرت، رئیس بانک مرکزی افغانستان به اعضای مجلس نمایندگان گفت که برادر رئیس جمهوری وبرادرمعاون اول او دربحران کابل بانک دست داشته اند.
جون ۲۰۱۱: عبدالقدیر فطرت، رئیس بانک مرکزی افغانستان درآمریکا ازمقامش استعفا داد. اوگفت که به خاطرحفظ جانش درواشنگتن استعفای خود را اعلام کرده است.
جون ۲۰۱۱: اداره امنیت ملی افغانستان ازبازداشت شیرخان فرنود رئیس سابق کابل بانک و خلیل الله فیروزی رئیس بخش اجرایی این بانک خبر داد.
سپتامبر ۲۰۱۱: وزیرمالیه اعلام کرده که پرداخت ۷۳ میلیون دالرازسوی بانک مرکزی به کابل بانک، باعث قطع کمکهای خارجی به افغانستان شده است.
اپریل ۲۰۱۲:اعضای گروپ اقتصادی شورای وزیران خواستار تاسیس څارنوالی ومحکمه ویژه برای رسیدگی به دوسيه مالی کابل‌بانک شد.
نوامبر ۲۰۱۲: اولین نشست علنی محکمه رسیدگی به بحران کابل بانک برگزار شد.
مارچ ۲۰۱۳: شیرخان فرنود و خلیل‌الله فروزی ازسوی محکمه هریک به تحمل پنج سال حبس محکوم به مجازات شدند.
اکتبر ۲۰۱۴:  اشرف‌غنی احمدزی رئیس جمهوری جدید افغانستان درفرمانی دوسيه کابل بانک را بازگشایی کرد و دستور داد که ظرف یک ماه و نیم ماه محکمه عالی دوسيه کابل بانک را نهایی کند.
                                                                                                                   ادامه دارد...