ariana

ariana

Tuesday, April 1, 2014

: نقش زنان دررسانه ها ومسولیت رسانه ها درقبال آن

محمد یونس مهرین
رسانه ها به ویژه تلویزیون، وسیلۀ ارتباط جمعی قدرتمندی اند که قادر به شکل دهی، جهت بخشی و تثبیت مبانی فکری شهروندان می باشند
تلویزیون وسایر رسانه های شنیداری، دیداری و چاپی، الگو ونماد خوبی برای بازتاب ارزشهای فرهنگی و اخلاقی در یک جامعه بوده وباییسته است تا به این پدیده های ارزشمند، به نسبت اهمیت بزرگ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی واخلاقی که دارند،بهای بیشتر داده شود
 
محتوای یک رسانه به ویژه رسانۀ دیداری وشنیداری می تواند در شکل دادن بینش ها، افکار و نگرش های افراد در رابطه با هر موضوع وهر چیزی، موثر باشد.
هرچند موجودیت ودوام کار زن ومرد در تمام اجتماع بشری ودر عرصه های مختلف، بصورت یکسان از نیاز های اساسی به حساب می رود وبدون شک، ضرورت زمان ما می باشد ؛ اما آنچه که در حال حاضر ودر افغانستان که به عنوان یک کشور اسلامی محسوب می گردد، قابل دقت وتامل است، چگونگی شیوه های حضور یابی زنان در رسانه ها به ویژه تلویزیون می باشد.
جای شک نیست که بعد از تشکیل ادارۀ موقت، افغانستان وارد مرحلۀ گذار از یک دورۀ تاریک وناروشن به سوی روشنایی وآیندۀ عاری از هرگونه تعصبات، زورگویی ها وتشتت وپراگندگی قرار گرفت.
این تصور وخیالی بود که به علت حضور گستردۀ نیروهای ناتو وسرازیر شدن سیلی از کمکهای مالی جامعۀ جهانی، اذهان عامۀ مردم را فرا گرفت تا باشد، افغانستان از بحران سی ساله رهایی یابد وبا داشتن یک دولت معتدل، رسانه هایی با نشرات مبتنی بر ارزشهای اسلامی و مفادقانون اساسی، پارلمان مقتدر، دادگاه عالی عدالت گستر، جامعۀ مدنی فعال ونیرومند وسایر نهاد های بزرگ وقدرتمند که هرکدام به نحوی،ضمانت کنندۀ یک افغانستان پیشرفته وایده آل برای مردم باشند،در کاهش وحتی نابودی بحران کمک کنند. نه اینکه، بحران زا باشند.
با توجه به اسلامی بودن جامعۀ افغانی ما که حفظ عنعنات ورسوم وعادات پسندیده و احترام گذاشتن ومتکی بودن به اساسات اسلامی از وجایب اساسی همه اتباع کشور است؛ هرچند اسلام عزیز بر حضور زنان در جامعه تاکید دارد؛ اما این حضور وظاهر شدن زنان در اجتماع، باییسته است با ارزشهای اسلامی وملی ودر هم اهنگی وپیوند کامل با معیار های انسانی قرار داشته باشد- یعنی هر زن ومرد افغان، زمانی که می خواهند در اجتماع حضور یابند، مزین با اخلاق اسلامی و رفتارهای انسانی باشند.
داشتن چنین محسنات و رعایت معیار های اسلامی در یک جامعۀ اسلامی، می تواند، حضور زنان را در جامعه، ضمانت نماید.
در این میان بحث اساسی در مورد ویژه گیهای زن و مرد و تعاملات موجود میان این دو جنس، همواره مورد توجه و محل بحث و گفتگو بوده است. ممکن است در محتوای یک برنامۀ خاص رسانه ای، پیش فرض های هژمونیکی درباره زن و مرد وجود داشته باشد که این پیش فرض ها در رسانه ها منعکس شوند و از این طریق به مخاطب انتقال یابند
در برهه ای از زمان مشاهده می شود که زنان در بافت رسانه ای ودر بسیاری از کشور های غربی مورد استثمار قرار گرفته وبیشترینه به عنوان ابزار ویا وسیله یی برای اشتهارات استفاده شده و یا به عنوان جنس دوم و تحت سلطه و حاکمیت مردان قرار دارند.
انچه که مسلم است این است که بسیاری از جنبه ها و ابعاد زندگی زنان و تجارب و عقاید ونظریه های تخصصی وعلمی انها در کشور خود مان، به خوبی در رسانه ها منعکس نمی شوند
به اعتقاد نظریه پردازی به نام تاچمن:" رسانه ها به ویژه تلویزیون در اغلب موارد، زنان را از نظر داشتن بار معنوی، نادیده می گیرند و به حاشیه می رانند و سعی دارند، اینگونه بیان کنند که زنان در جامعه، کمتر می توانند، نقش ایفا کنند."؛ هرچند رسانه ها، ظاهراً به جایگاه زنان در اجتماع ارج می گذارند؛ اما دیده می شود که تلویزیون ها بیشتر به نقش ظاهری وتزیینی برای زنان اهمیت می دهند تا نقش معنوی به آنان.
تاچمن به اصطلاحی به عنوان "فناسازی نمادین زنان" اشاره می کند که این اتفاق موجب می شود تا توسعه اجتماعی دچار مخاطره شود؛ چرا که به عقیدۀ تاچمن، زنان و دختران، تصویرهای مثبتی برای الگوبرداری در اختیار نخواهند داشت."
روشن است که در حال حاضر، نقش ها و کلیشه های جنسیتی و آرمانهای فمنیستی، نمی توانند نقش و جایگاه واقعی زنان را در رسانه ها نشان دهند. بهتر است برای ارائه چهره ای مناسب و درخور الگوبرداری برای زنان و دختران این جامعه، تاملی دوباره صورت گیرد وبه نقش زنان از طریق رسانه ها، اهمیت معنوی وارزشی قایل شوند تا اثرات مطلوبی را بر نسل آینده به دنبال داشته باشد.
در اوایل ادارۀ موقت به علت مظالمی که طی پج سال امارت طالبان بالای زنان وارد آمده بود، به یکباره گی شاهد حضور گستردۀ زنان دراجتماع به ویژه اداره های خدمات ملکی بودیم که رقم حضور زنان در ا داره های دولتی تا 30 درصد افزایش یافته بود؛ اما آهسته اهسته، این رقم به 25 تا 24 درصد کاهش یافت که اکنون حضور زنان در اداره های خدمات ملکی به 22 درصد پایین آمده است.
چنین به نظر می رسد که در اغازین روزهای سقوط طالبان، زنان نسبت به 12 سال قبل از امروز، نه تنها در اداره های خدمات ملکی، مایل به حضور یابی بودند؛ بلکه سعی داشتند تا درکار های رسانه یی نیز بصورت گسترده نقش ایفا کنند؛ اما به دلیل کم بها دادن به این قشر عاطفه بار وسراپا احساس از سوی رسانه ها، به تدریج وآهسته آهسته از حضور معنوی زنان دررسانه های کشور کاسته شده است؛ در حالیکه از نظر شکلی، حضور صد درصدی زنان در رسانه هابه ویژه رسانه های تصویری خیلی برجسته می باشد؛ چنانچه حضور آنان در برنامه های موسیقی یعنی" اسم تان چیست از کجا صحبت می کنید، آهنگ مورد نظر تانرا بگویید واینگونه حرفها
توجه داشته باشید که این عبارات در حدود کمتر از دو دهه پیش توسط این نظریه پردازان بیان شده که در تمامی آثار خود و از هر طریقی که برایشان ممکن بود، سعی داشتند تا به بیان این موضوع بپردازند که زنان در رسانه ها مورد حقارت و کم توجهی، قرار می گیرند و باید این تصویر سازی نسبت به زنان تغییر کند. این تغییر باید به این صورت باشد که تصویرسازی رسانه ها از مردان و زنان، طبق نقش های سنتی جنسیتی نباشد. نقش هایی که مردان را افرادی مسلط، مقتدر و فعال نشان می دهد و نقش های مهم و متنوع را متعلق به انها می داند. از طرف دیگر، زنان را معمولا افرادی مطیع، منفعل و تسلیم، نشان می دهند که در برنامه ها و مشاغل کسل کننده ایفای نقش می کنند.
به نظر می رسد این نظریه ها و انتشار و نفوذ انها در سطح جهانی در کنار سایر تغییرات و تحولاتی که جوامع با ان روبرو شده اند، موجب شده تا در شرایط فعلی، شاهد تغییرات محسوس و مشخصی در نحوه بازنمایی رسانه ای درباره زنان باشیم. هرچند که تلویزیون ملی ما رسانه ای بومی و وطنی است که ظاهرا موظف است در راستای رسالت ها وپالیسی های دولت جمهوری اسلامی افغانستان گام بردارد، اما به نحو بارزی می توان در برنامه های کنونی تلویزیون، چنین تاثیراتی را مشاهده کرد.
روزگاری بود که تلویزیون ملی در برنامه ها یش به همه معیار های ملی وافغانی ارج می گذاشت وآنرا رعایت می نمود؛ هرچند اکنون هم این تلویزیون، کماکان وبر اساس همان معیار ها گام بر می دارد؛ اما با توجه به کثرت گرایی مطبوعات به ویژه افزایش سریع رسانه های تصویری، چنین به نظر می رسد که دیدن وشنیدن برنامه های تلویزیون ملی به علت تهاجم فرهنگی غرب در کشور که اثرات آنرا در تلویزونهای خصوصی به وفرت مشاهده می نماییم، رعش مردم به ویژه جوانان به سوی تلویزیونهای خصوصی را بیشتر نموده وتوجه مردم را بیش از حد تصور به خود جلب کرده است که به همین علت، نقش معنوی برنامه های تلویزیون ملی، تحت الشعاع برنامه های تزیینی و کمتر محتوایی بعضی از تلویزیونهای خصوصی قرار گرفته است.
هرچند شخصیت های پدرسالار از بسیاری جهات قابل نقد هستند و این نوشتار قصد تائید چنین بازنمایی از چهره زنان و مردان را ندارد؛ اما نکته قابل توجه این است که تلویزیون های ما، طی دو دهه با چنین تغییراتی مواجه شده است که امروز زنان به گونه ای بسیار متفاوت از گذشته در تلویزیون ظاهر می شوند
آنچه مهم است و باید به عنوان یک اصل مورد توجه قرار گیرد، نمایش تصویری از زن افغانی مسلمان است که شایسته و درخور چنین شخصیتی باشد

کلام آخر
مقصود از بیان این عبارات این نیست که منکر تغییر و نوگرایی شویم ؛ بلکه تغییر یک امر بسیار حتمی وضروری در به وجود آوردن نظام مردم سالار از طریق حکومتداری خوب است. البته اگر این تغییر مورد تائید و پذیرش همه بوده و درست وسازنده باشد. مشکل اینجاست که اشتراک زن سنتی در مجموعه یی از برنامه های غیر سنتی، مشکل آفرین وتنش زا است که به همین دلیل، بسیاری از زنان ودخترانی که ذوق حضور در تلویزیونها را دارند، بدون شک می خواهند با نظر داشت معیار های ملی وافغانی ومردود شمردن افراط وتفریط در تلویزیونها ظاهر شوند وسراسر از معنویات وپدیده های مثبت وسود آفرین سخن گویند؛ اما ایکاش توجه می کردیم که افراط و تفریط هر دو ناشایست است و تجارب گذشته به وضاحت نشان داده است که نتایج خوبی را در جامعۀ ما به دنبال ندارد. مشکل اینجاست که وقتی تصمیم گرفتیم مدرن شویم، نباید ازمسیر اصلی خارج شویم. باییسته است تا همگام با روند تغییر وتحول وپیشرفتهایی که به عنوان یک دست آورد خوب ومثبت واثر گذار محسوب می گردد، حرکت کنیم. هیچگاهی نکوشیم تا در پی پدیده هایی رویم که صد درصد انحرافی ومبتذل است. البته حرف من بیشترینه متوجه گرداننده ها، پرودیوسر ها، مجریان برنامه ها و کارگردانان عزیز تلویزیونهای هم ملی وهم خصوصی است که بدون شک در آگاهی دهی وروشنگری افراد یک جامعه، نقش متبارز وخیلی ارزنده دارد. در برخی موارد، متاسفانه اهداف اصیل و واقعی را گم کرده ایم. آنچه مهم است و باید به عنوان یک اصل مورد توجه قرار گیرد، نمایش تصویری از زن افغانی مسلمان است که شایسته و درخور چنین شخصیتی باشد.
به این نکته جداً باید توجه داشته باشیم که زن موجودی مقدس است که باید تصویر او را با توجه به ویژه گیها و کرامات وجودی اش، در نظر بگیریم - نه نقش ها و کلیشه های جنسیتی و نه آرمانهای فمنیستی، نمی توانند نقش و جایگاه واقعی زنان را در رسانه ها نشان دهند. بهتر است برای ارائه چهره ای مناسب و درخور الگوبرداری برای زنان و دختران
این جامعه، تاملی دوباره صورت گیرد تا اثرات مطلوبی را بر نسل آینده به دنبال داشته باشد