ariana

ariana

Wednesday, January 29, 2014

:پخته کاری آمریکا وپاکستان

احمد سعیدی
هر چند رسانه ها از نشست دوجانبه وشنگتن واسلام  آباد بخاطر بحث روی مساائل راه بردی صحبت  میکننداما من را عقیده بر این است...که آمریکا و.پاکستان ازمتحدین استراتیژیک  اند که ازسالها بدینسو با هم کار کرده اند
وامور افغانستان را طبق مزاج رهبران سر کش وغرور  این سر زمین مهندسی میکنند. لذا این نشست بخاطر عقد وپیمان جدید نیست بلکه پخته سازی ومحکم کاری روابط دیرینه ای دو کشور است.
نشست بخاطر بر رسی اوضاع افغانستان: آغوش گرم پاکستان بجای ناسپاسی سرد افغانستان است.امروز هیئت بلند رتبه آمریکائی با سیاستمدار پخته کار پاکستان  ماندد سر تاج عزیز مشاور ارشد نواز شریف صدر اعظم پاکستان  روی مسائل منطقه واینده افغانستان صحبت میکنند نه پاکستان.آمریکا پاکستان وسعودی در مورد کشور های اسلامی استراتیژی مشترکی دارند وبحث های مشترکی.اما نشست چند  روز قبل واشنگتن  واسلام آباد بخاطر باز کردن پلک چشم رهبران افغانستان است تا بندانند اگر افغانستان نسبت بحضور آمریکا مشکلی داشته باشند آمریکا هم نیازی ندارد بر نامه های خودرا  از کابل بدست عمل بسپارد  بلکه پاکستان هم از منطقه فاصله زیاد ندارد.اگر افغانستان با ایران مرز دارد پاکستان هم دارد.... اینکه امریکا کسی را حمایت کرد  تا به بلوغت برسد وزخم های ناسور را مرحم گذاری کند نتیجه نداد حالا با پاکستان یکجا بر همان استراتیژی هوشیار سازی رهبران افغانستان ادامه میدهد. تا روزی خود افغانها بسوی پاکستان دست دراز کنند. پاکستانیها همیشه گفته اند ما آنچه مطابق به منافع ملی ما باشد انجام میدهیم...حال بر افغانستان است تا منافع ملی خود وهمسایه را تشخیص ودر حل این معضل توازن را حفظ کند...اگر افغانستان مشکل بین افغانستان وپاکستان چشم پوشی کند انتظار نداشته باشد چیزی بیشتر از خواست پاکستان نصیبش میشود.مقامات افغانی باید خوب بدانند وفکر کنند که رابطه دوستانه پاکستان وامریکا چند سال عمر دارد ورابطه افغانستان وامکریکا از چه قرار است؟
اگر رئیس قومی دروغگو باشد؟.اینکه پیغمبر اسلام فرموده که رحمت خدا در زمین نمی اید که پادشاه ورهبر دروغ گو داشته باشد وشیخ زانی وگدای متکبر در حق افغانستان کاملا صدق میکند. درین مورد نمی خواهم تبصره کنم وحتی بر امضای قرار داد هم پافشاری بیجا وبیمورد است. اما  اینکه رهبران ما دروغ میگویند وگدا متکبر اند ونا سپاس اند از چشم هیچکس پوشیده نیست به همین دلیل به غضب الهی مبتلا ئیم..حالا که کارد به استخوان رسیده ..نشست واشنگتن واسلام آباد نه بخاطر پاکستان بلکه در مورد افغانستان است. که طالبان را چگونه سوق دهند واینده افغانستان را چگونه رقم زنند که منافع پاکستان حفظ گردد.آمریکا در افغانستان هیچ منافع ندارد  چون پاکستان را با خود دارد. واگر رهبران افغانستان میزان إعتبار و اطمینان را بحدی افزایش دهند که امریکا وجامعه جهانی  بجای امتیاز گیری بیشمار پاکستان افغانستان را انتخاب کنند درانصورت است که  میگوئیم رابطه پاکستان وآمریکا متزلزل شده اما تا هنوز که اوضاع افغانستان شکننده است  ورهبرانش همچنان بی باور امریکا نیاز معامله با کابل را ندارد. بناءٌ امریکا وپاکستان تا وقتی بازی  مشترک را ادامه میدهند تا رهبران افغانستان هوشیار شوند و نیاز های منطقه را درک کنند. درین میدان دو گروه دست بسته اند طالبان وحکومت کابل وهیچکدام ایشان بدون اشاره امریکا وپاکستان تصمیم گرفته نمیتوانند طالبان را پاکستان رزق وروزی میدهد وکابل هم که به حمایت های امریکا زنده است.پس کسیکه وابسته است افغان است هم دولتی ها وهم مخالفین کابل.
نتیجه: تا وقتیکه رهبران افغانستان به یک توافق استراتیژیک با پاکستان نرسند طالبان مهار نمیشوند بلکه من حیث ابزار فشار فعال اند این خواست مشترک پاکستان امریکا سعودی وانگلیس است. پاکستانیکه سه دهه  آسیاب جنگ را در افغانستان با خون مردم آن بچخش در آورد وبه آنچه میخواهد نرسیده است.یعنی  إعتراف افغانها به حقانیت  خط دیورند و بهره گیری از آبهای دریا کنر..والا جنگ ادامه پیدا میکند..اگر رئیس جمهور بخاطر داشتن توانمندی های نظامی سیاسی واقتصادی به مردم وعدۀ دروغ بدهد خداوند علاوه از آینکه اورا نمی بخشد. جنگ وخونریزی  هم پایانی ندارد وافغانستان نا آرام وبی همه چیز مارکیت فروش تولیدات پاکستان خواهد بود.به همین دلیل در طول اینقدر سال ومصرف ملیارد ها دالر افغانستان صاحب یک کار خانه تولیدی حسابی نشده است.  لذا  تیم حاکم در افغانستان به فکر حفظ  منافع شخصی وقربانی هستی عامه است مردم باید خیمه زنند وبه مظاهره ادامه دهند. تا از غرق شدن نجات یابند.م اردو ما نه سلاح کافی دارد ونه هم معاش کافی بلکه در هردو عرصه متکی به کمک های خارجی میباشد..واگر اردو تقویت نشود با داشتن سلاح کار های نا شایسته انجام میدهند وسر انجام به رهبران قومی خود می پیوندند مانند اوائل دهه نود...