ariana

ariana

Monday, December 16, 2013

افغــانســتان خــود کفــا

 جـــلالتمـــاب کـــرزی فـــرمـــودند که بفضـــل خـــداوند افغـــانســـتان دیگـــر به کمـــک هـــای جـــامعـــه جهـــانی نیـــاز ندارد !
سخنرانی عالمانه و گهربار جلالتماب ایشان را درین موضوع خدمت دوستان  گرامی تقدیم میداریم :
هموطن های گرامی و برادر های مسلمان سلام !امروز میخواستم وطندار های گل در باره صحبت آخر تلفونی که پیش پریروز کت رئیس جمهور امریکا داشتم همرای شما  گپ بزنم که باز خدای ناکده ده دلتان نگرده که کرزی خپ و چپ همرای اوباما دور از چشم مردم معامله کده .نی وطن دار های شیر کرزی از روز اول تمام امور مملکت ره به مشوره مردم اجرا کده و تا آخر هم بدون مشوره مردم یکقدم هم بالا نخاد کد.
میخاستم  بگویم  که پیش پریروز ای قاق روده بی پدر به مه زنگ زده اول میخواست مره ملم کنه و باغ های سبز و سرخ ره نشانم بته ، مره ده ملیون دالر پول نقد ویک جت شخصی وعده شد و گفت اگه قرار داد ره امضا کنی بردار هایت هم می تانه با کمک های مالی امریکا حساب کنه و خودت هم در حکومت آینده یکمقام کلان و مهم ره می تانی بدست بیاری.
مه گفتم نی سیاه پتین بچم !
کرزی اگه ده فکر پر کدن جیب خود و بیادر هایش می بود تا امروز بدون کمک تو ملیونر شده بود اما بری مه عزت و سربلندی افغانها از همه چیز مهمتر اس اگه مره یک ملیارد دالر هم بتی تا شرط هایمه قبول نکنی مه قرارداد ره امضا نمی کنم
دید که سری مه کلاه مانده نمی تانه شروع کد ده پتکه کدن و بچه ترسانک که اگه قرار داد ره امضا نکنی امریکا کمک های اقتصادی خود ره قطع خاد کد.
گفتم سیاه پتین بچم ما را ز سر بریده می ترسانی !
برو قطع کو دستت ازینجه تا لندن خلاص، او روز های که افغانستان محتاج کمک های اقتصادی غرب بود او روز ها ره خدا بیامرزه.
حالی شکر نیم دوبی و کویت از افغان هاس ، تنها قیمت بلندنگ های مارشال صایب بودجه یکساله امریکا میشه از شهرک های مجلل و اروپایی خلیلی صایب که هیچ یاد نمیکنم.
گفتم بیا یک شو ده کابل که تو ره طرف تایمنی و خیرخانه ببرم که چراغانی قصرهای شیشه یی و صالون های عروسی ره ببینی که لاس ویگاس یادت بره.
ده یک محفل عروسی ترا ببرم که مرغ بریان و کباب چوپان ره ببینی و یک شکم پلو چرب افغانی بزنی که روده های قاقت نرم شوه ، طلا های سر و گردن عروس ره ببینی که هوش از سرت بره ، کیک عروسی ره ببینی که قصر سفیدت یادت بره.
لیموزین پانزده متره عروس و داماد ره ببینی که ایرفورس ون یادت بره
باز قاق روده بی پدر گفت کرزی صایب ای سرمایه های بباد آمده همه از خیرات سر امریکا و متحدین غربیش ده افغانستان سرازیر شده و ما که کمک هی خود ره قطع کنیم از نان خشک هم شکم  تان پر نخاد شد.
گفتم سیاه پتین بچم گفته شاعر ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما !
خدا کوکناره از ما نگیره طلای زرد و طلای سیاه ره دیده بودی بیا حالی طلای سبز ره سیل کو که امشا الله سال آینده فرمان صادر کنم  که از هرات تا بدخشان و از مرز پاکستان تا مرز تاجکستان یکی کوکنار بکارن ، مردم کابل ده سر بام های شان کوکنار بکارن و چندین فامریکه تولید هیروئین ده شهر های کلان آباد کنن که امریکا و اروپا زیر پودر هیروئین مثل برف زمستان یک زانو گم شوه.
همی ره که گفتم زنگ سیاه پتین کر شد و باز گیر تبدیل کد و نرم شد و گفت کرزی صایب چرا ایطو لجاجت میکنی بگو حرف دلت ره بگو از امریکا چه میخواهی که ما خواست تو ره برآورده  کنیم و تو هم قرارداد امنیتی ره بالاخره امضا کو !
گفتم قاق روده بچم ده تای تو ده جیب چپنم اس چرا کتی ما رنگ بازی کده خود ره به کوچه حسن چپ می زنی خوب خو میفامی که مه از امریکا چه طلب دارم  خی چرا ما را آزار میتی !؟
گفت باشه کرزی صایب مه ده ای باره همرای خانمم گپ بزنم باز نتیجه ره به تو احوال خاد دادم.
خنده کدم و گفتم عجب مرد های داره امریکا که بدون اجازه زن هایشان تشناب هم رفته نمی تانند بیا و شیر مرد های افغان ره ببین که روز یکبار گوش و بینی سیاسرهای شان ره می برن و خمی به ابرویشان نمی آرن.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی