ariana

ariana

Friday, August 2, 2013

نگاه مختصری به تاریخ کوشانی ها

عبدالوکیل کوچی 
دورهء کوشانی ها بخش بزرگی ازتاریخ آریانای کبیررا تشکیل میدهد.بآ نکه موضوع مورد بحث ما بحث بزرگیست ،چنانچه گنجانیدن یک تاریخ بزرگ در یک مقاله بدون شک کاستی هایی خواهد داشت ،
 
ولی بنا به پیشنهادعده ی از دوستان بخصوص یکی از محصلین جوان دانشکده  یا پوهنتون ولایت باستانی سمنگان ،فشرده ی از تاریخ دوره ء کوشانی ها ذیلا تقدیم میگردد.
طلایی ترین دوره ء تمدن در سر زمین آریانا ی بزرگ دوره ء کوشانی ها بوده است . مردم مستعد آندوره نی فقط تنها مردان جنگی بوده اند بلکه بگواهیء تاریخ در میان کوشانی ها هزاران عالم ، دانشمند ،  پهلوانان هنرمند ،نقاش ، مجسمه ساز ، معمار ، مهندس وغیره وجود داشت که گردوغبار  روزگار وفشار های دور ودراز تاریخ تا هنوز نتوانسته است  که آثار تاریخی وآفریده های آن دوره را  از انظار پنهان کند بلکه بسیاری از آثار گرانبهای بجا مانده از دورهء کوشانیان ببرکت کاوش های علمی وباستان شناسی در ولایات مختلف افغانستان بدست آمده است که بیانگر تاریخ درخشان آن دوره  ونمادی از استواری واستعداد سرشار کوشانی ها میباشد  چنانچه عده ی از زایرین وتاریخ نویسان  شرق وغرب  همچون هیوانگ تسنگ ، سوماتسین ومستر کنو وغیره این تمدن بزرگ را به چشم حیرت نگریسته وثبت یاداشت های تاریخیء خود میکرده اند وصرفا با دیدن ومشاهدات آفرینش های آن دوره به خود میبالیدند آنگاه که برق تمدن درین سرزمین می درخشید تعدادی از کشور های دور ونزدیک جهان درزیر انبوه جنگلات خزیده بودند .
قبل ازینکه به موضوع قابل بحث پرداخته شود  بهتر است با اندکی در رابطه به موقعیت وتاریخ  کشورما مسئله را آغاز کنیم تا رابطه ء منطقی میان آریانا وکوشانی ها روشن گردد .
قرن ها وسالها ی متمادی گذشت افغانستان این میهن باستانیء ما از موجودیت وهستی ء خود نام های مختلفی به یاد گار گذاشته است . نخستین نام کشور ما آریانا بود وآریانا قدیم ترین نام کشور ما است که از عهد اوستا وزبان اوستایی ( ایرنا ویجه ) محل سر زمین آریا ها که بین سرچشمه ء اکسوس وسر دریا ، شمال آمو دریا وعلاقه های مر و را تشکیل میدهد از چندین هزار سال در آن سر زمین وسیع زندگی میکرده اند .
چون منطقه ء اولیء ظهور پیدایش آنها بسیار سرد بود از پنج هزار سال قبل از میلاد به سر زمین باختر مهاجرت کردند وسه هزار سال آنجا در باختر بماندند ودو هزار سال قبل از میلاد بسوی جنوب هندو کش مهاجرت کردند که پس از مهاجرت در جنوب هندو کش سلطنت وسیعی را تشکیل دادند که بنام کاپیسا وپایتخت آن بنام کاپسی یا بگرام یاد میشد . علامه میر غلام محمد غبار مینوشت بگواهیء تاریخ نخستین نام کشور ما آریانا قلمرو وسیعتری  را که از جریان رود خانه های پامیر وهندو کش آب میخورد بنام آریانا مسمی ساختند که از عهد اوستا هزار سال قبل از میلاد تا قرن پنجم میلادی حدودا یکنیم هزار سال برین مملکت اطلاق میشد . بعد از قرن پنجم میلادی کشور ما طی یکهزار و چهارصد سال بنام خراسان یاد میشده است .سومین وآخرین نام وطن عزیز ما افغانستان است که در قرن نزدهم میلادی بالای آن گذاشته شد .
افغانستان با تاریخ کهنسالش فراز ونشیب ها وحالات گونا گونی از سر گذرانیده است . این کشور شاهرای تجارت ومدنیت ها ، مدتی گذرگاه کشور کشایان ومهاجمین وگاهی هم میدان مسابقه ء ابر قدرت هابوده است . تاریخ گواه این حقیقت است که کشور ما افغانستان بعد از بین النهرین وسرزمین کلده مصر وسواحل شرقی مدیترانه وچین ،پنجمین کانون مدنیت در جهان را احراز می نماید . سالهای سال وقرنهای قرن گذشته افغانستان جادهء تجارتی بود که طی جاده ء ابریشم شرق را به غرب وجنوب را به شمال پیوند میداده است وحیثیت چهار راهی مدنیت ها را بخود گرفته بود .اما با گذشت زمان لشکر های متعددی از بیگانگان ومهاجمین سرازیر شده سر زمین حاصلخیز ما را به انبار خاک مبدل ساختند . سه صد سال قبل از میلاد اسکندر ، بعد از آن چنگیز ،دوصد سال بعد از آن تیمور لنگ ،خلاصه در اثر وحشت ودهشت پی در پیء مهاجمین وجنگ های حیوانی بیگانه گان  سبب انهدام شهر ها قتل عام نفوس عاطل وباطل شدن کشتزار ها می گردید .تحت تاثیر این گونه نا آرامی ها ودیگر عوامل بود که حکمرانان متعددی درین سر زمین به قدرت رسیدند وحکمرانددند .برای وضاحت موضوع اگر مرور کوتاهی به سلسلهء حکمروایی ها در سرزمین آبایی ما داشته باشیم به هدف نزدیک خواهیم شد .
تاریخ ، تشکیل دولت های واقع در سرزمین آبایی ما را از گذشته های دور تا قرن ششم قبل از میلاد به اینگونه معرفی کرده است .
سر آغاز دورهء پیشدادیان یما فریدون کیانی ها کاوه کواتا ،کیقباد ،کیخسرو ، خاندان اسپه کشتاسپ ،ویست اسپه ،لهر اسپه . پس از آن از قرن ششم قبل از میلاد دولت هخامنشی ها  ودلت یونانی ها ، از قرن ششم تا سوم قبل از میلاد  یونانی باختری ، کوشانی ها ، یفتلی ها ، از قرن سوم قبل از میلاد تا قرن ششم میلادی واز قرن هفتم تا نهم میلادی ترک ها ،ساسانی ها ،استیلای عرب ظهور اسلام ،خلفای راشدین اموی ها ،عباسی ها ،ابو مسلم خراسانی ، از قرن نهم میلادی تا سیزدهم میلادی طاهری ها ، صفاری ها ، غزنوی ها ، سلجوقی ها ، خوارزم شاهی ها ، قرن سیزدهم میلادی چنگیز وملک های کرت ،چهاردهم وپانزدهم تیمور لنگ کورگانی ،از قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی تجزیه وانحطاط دولت های شیبانی ،صفوی ، بابری هندی ، قیامها ومبارزات مردم وتاسیس دولت هوتکی ها در قندهار ،تاسیس دولت محلی ابدالی در هرات ، افغانستان ودولت نادر افشار ، از  قرن هژدهم تا بیستم دولت ابدالی سدو زایی ها ،محمد زایی ها ،سیاست های انگلیس وروس ، استقلال کشور ، 1919 میلادی ،  خاندان آل یحی ودر نیمهء قرن چهاردهء خورشیدی رویداد جمهوریت ، بریاست داود خان ، پس از آن رویداد هفتم ثور وبه تعقیب آن رویداد هشتم ثور .1371 خورشیدی .
طوریکه گفته آمدیم میرغلام  محمد غبار مورخ شهیر کشور در رابطه به  زمان حکمروایی کوشانیان در سرزمین آریانا چنین مینویسد ،از سال 40 تا 220 میلادی قبایل ستی که  اصلا در کاشغرستان ساکن وبا چین همسایه بودند آنها در حوزه ء سیحون ،شمال بحیره ء خزر وشمال بحیرهء سیاه زیست میکردند که از قرن هفتم تا قرن سوم قبل از میلاد از تیانشان تا ارال گسترش یافتند .
کوشانی ها یا یوچی ها شرقی ترین قبایل ستی بوده اند  . کوشانی ها پس از زدوخورد با (هوانگ نو ها )وارد اراضی بین النهرین سیحون وجیحون شدند  یوچی ها در قرن اول قبل از میلاد جیحون را عبور وباختر را اشغال کردند .این مهاجرت ها که دائره وسیعی در آسیای مرکزی وجنوبی را در بر میگرفت در تشکیل تاریخ کشور ما موثر بوده است . هجوم وهجرت کوشانی ها در سر زمین آریانای قدیم که هزاران خانواده رخت اقامت افگندند جز ساکنین این کشور قرار گرفتند . یوچی ها بعد از آنکه در شمال کشور مستقر شدند هر طایفه بوسیلهء ریس خود اداره میشد  .بلاخره ریس کوشانی ها توانست روسای سایر قبایل را تابع خود سازد وبه این صورت دولت کوشانی در سرزمین آریانا بوجود آمد .اولین پادشاه مقتدر کوشانی ( کوجولا کدفیزس ) چندی پس از آن (ویما کدفیزس ) شمال هندوستان را تسخیر کرد وراه ابریشم حدودا درین زمان یعنی 92 میلادی از شمال به جنوب باز میشود ومقتدر ترین پادشاهان کوشانی ها کنشکا است .که بین 120 و160 میلادی سلطنت کرده است . در زمان این شخص بگرام بحیث شهر شاهی وپایتخت کشور قرار گرفت . پس از آن جانشینان کنشکا ی کبیر را سرزمین پر جاذبهء هند بخود کشید که اکثرا در آنجا ناپدید گردیدند و (اسوادوا ) پادشاه متئاخر کوشانی 182 ـــ 220 میلادی است که در هند از بین رفت که جای آنرا حکومت های محلی در شمال وجنوب هندوکش گرفت که قوی ترین آن دولت کابلستان بود که از کاپیسا در جنوب هندو کش تا سواحل سند تسلط داشت .
در زمان کوشانی های بزرگ از قرن اول تا قرن سوم میلادی تعدد عقیده ومذهب مانند زردشتی ،برهمنی ، بودایی تحت حمایت دولت قرار داشت . کنشکا خود بودایی بود ودر مسکوکاتش ارباب الانواع بودایی را نمایش میداد .زبان کوشانی ها (ختنی ) خوانده میشد ورسم الخط این دوره (خروشتی ) بود که از قرن پنجم قبل از میلاد تا قرن پنجم میلادی هزار سال عمر نمود که از بلخ تا موهنجو، دیرو، واز سیستان تا پنجاب رایج بود و آثار آن از بلخ ،بامیان ، وهده ،کشف گردید .درین دوره علما ،دانشمندان وهنرمندان طرف احترام وحمایت قرار داشتند . همچنان درین دورهء طلایی صنعت کریک و باکتریان رواج داشت .مجسمه های بامیان ، ودیگر استوپه ها در گوشه ونقاط کشور از عجایب عالم به شمار میرفت .مسکوکات دوره ء کوشانیان از مناطق گردیز ،تپه ء مرنجان کابل بگرام وکاپیسا بدست آمده است . تجارت این دوره از سواحل مدیترانه به چین از راه ابریشم واز آسیای میانه تا به هند وسعت داشت .موسیقی ورقص در زمان کوشانی ها مروج بود .
کوشانی های کوچک : پس از حملات همسایگان چینی از شرق وساسانی ها از غرب ویفتلی ها از شمال جیحون کوشانی های کوچک بنا چار از شمال هندو کش به جنوب کشیدند .در طی این حوادث ودر طول یک قرن قسمتی از کوشانی ها که در باختر بودند زیر ضربات ساکنین آسیای مرکزی قرار گرفتند ودر جنوب هندو کش کشیدند سردستهء دستجاتیکه در جونب هندوکش فرود آمدند (کیدار ) بود واو توانست دولت کوشانی های خورد را تاسیس کند . این دولت از کاپیسا تا سواحل رود سند اداره را در دست گرفت وتا ظهور یفتلی ها در قرن پنجم میلادی عمر نمود وسلسله ء حکمرانان آنها بنام کیداری شناخته شد ند .بفرموده ء میر غلام محمد غبار گرچه تاریخ این دوره هنوز تاریک است ولی علی الرغم جنگ ها با ساسانی ها موجودیت خود را تا اوایل قرن پنجم حفظ کردند .
واما علامه  احمد علی کهزاد تاریخ نویس شهیر کشور ما در رابطه به دوره ء کوشانیان از قول (مستر کنو ) می نویسد  که قرار قرائن چینی ها ،یوچی ها را  تقریبا در نیمه دوم قرن سوم قبل از میلاد می شناختند وبین آنها و اقوام دیگری موسوم به (هیوانگ نوها ) محالفت زیاد بود پس چنین معلوم میشود که قبایل یوچی ها بین (یوءن هوانگ )  )و(کلی لی ) بودوباش داشتند .پس از زدوخورد های شدید وارد منطقه ء سر دریا وآمودریا شدند وبه شهادت یکنفر دیگر از مورخین چینی (سوماتسین ) معلوم میشود که تا 125 قبل از میلاد یوچی ها تا به فرغانه نفوذ ونفوس داشتند .ومرکز شان شهر (لان شی )بود .
پس از آن یوچی ها در حوالیء 70 قبل از میلاد رود اکسوس را عبور نموده به کمک ( تاهیا ) یا تخاری ها به باختر نفوذ پیدا کردند دوصد سال بعد ریس یکی از قبایل یوچی ها موسوم به (کیوـ تیشو ــ کیو )که ریس قبیله (کوی شوانگ )بود دیگر قبایل را مطیع خود ساخت وبه خودش عنوان شاهی نهاد واسم سلطنتش را بنام قبیله اش کوی شوانگ  نهاد ازین بعد جای کلمهء یو چی ها را در تاریخ کشور ما کوشانی ها گرفت .. بعد ازین قبایل کوشانی وآریانا با هم متحد شدند سلطنت وسیعی تشکیل دادند .درین مورد بنا به قول منابع چینی اولین شاه کوشانی (کوزولو ) که بعد ها پارتیا نکانسی ــ کاوفو کابل ــ کی پن کاپیسا ، را تصرف کردند .پس از آن مناطق (پوتا ها ) (پوختو ) را گرفتند . (کوجولو کدفیزس )اولین شاه کوشانی ها کابل را وپسرش (ویما کدفیزس )هند را متصرف شدند .معنی ء کلمه ء کوشان که در مورد بزرگترین امپراطوری آریانا استعمال میشود در اثر لهجه های اقوام مختلفی که آنرا تلفظ کرده اند مانند کوشانا ، کهوشانا ، کیورشانا ، عموما لهجه های محلی آریانا را نشان میدهد .
مستر (کنو)درین باره  چنین مینوشت :که اصلا این کلمه ، کوشی ومبداء آن ستی میباشد .کوشی مفرد وجمع آن کوشانو است ،کوشانا به مسکن کوشی یا کوشانی دلالت میکند ، که از اکزوس وشمال سردریا تا جنوب هندو کش شامل قلمرو بود وباش آنها بوده است . به این تفصیلات کلمه ء کوشی به کلمهء یوچی دلالت میکند یعنی اسمی که چینی ها به آن داده اند .
علامه کهزاد به استناد منابع مستند تاریخی معتقد است که کوشانی ها در اثر مهاجرت ها با آریایی ها یکجا شدند وبا مرور زمان اقوام آریایی را تشکیل دادند . چنانچه یوچی ها ابتدا از حوزه رود( ایلی وتارم )به حوزهء سردریا واز آنجا به حوزه ء اکسوس رسیدند وارد آریانا شدند  بر علاوه اختلا طات نژادی وخطوط چهره وشکل سر وغیره که آریایی بودن کوشانی ها را ثابت میکند . مسکوکات ،زبان ولهجه وغیره نیز بیان کننده ء مشترکات بسیاری با آریایی ها را نشان میدهد .
کوشانی ها با وقفه های مختلف هشت قرن عهد مسیح را در بر میگیرند.کوشانی ها چندین مرتبه در تاریخ مملکت ما پدیدار گردیدند وهر دفعه ظهور آنها در صحنه ء سیاست واداره ء کشور فصل جدیدمهم وبزرگ کشور بود که این دوره ها را سه فصل تشکیل میدهد .
اول دوره یا فصل کوشانی های بزرگ .
دوم دوره یا فصل کوشانی های خورد یا کیداری ها .
سوم دوره یا فصل اخفاد کوشانی های خورد یا رتبیل شاهان .
اول : دوره یا فصل اول کوشانی های بزرگ ، طولانی ترین دورهء زمامداری بود دو قرن اول مسیح را در بر می گیرد .کوشانی های بزرگ طوریکه گفته آمدیم شامل دو خاندان سلطنتی بودند که اول آن کدفیزس وخاندان دوم آن بنام کنشکا یاد میشده است . از خاندان اول بنام های کوجولو کدفیزس و ویما کدفیزس معروف اند واز خاندان دوم کنشکا شامل چندین نفر است . خاندان اول از حوالی 40 تا 260 مسیحی دوام کرده است .
 دومین خاندان سلطنتی کوشانی ها ی بزرگ خاندانیست که بنام موسس آن کنشکا یاد میشود .علاوه بر این سلطان معروف مشتمل بر چندین نفر پادشاهان  خورد وبزرگ است که اخفاد مستقیم کنشکا میباشند واسمای اکثر آنها به ایشکا تمام میشود .کنیشکا بنام شاه شاهان نیز یاد میشده است .که پادشاهی او را به 120 مسیحی نسبت می دهند وبزرگترین امپراطوری آسیای میانه وآسیای مرکزی را اداره می کرد ومرکز حکومتی آن شهر شاهی کاپیسا وکاپسی مر کز امپراطوری شاهان بزرگ کوشانی که میان مناطق شاداب جنوب هندوکش ورود خانه های خروشان پنجشیر ،شتل ،سالنگ وغوربند قرار دارد.
 درین شهر آثار تاریخی زمان اسکندر وکوشانی ها بجا مانده است ودرین شهر  نمونه هایی ازتمدن چهار مدنیت در یک طاق قرار داشت که به موجب قرار داشتن آن در تقاطع شاهراه جنوب وشمال یعنی هندوآسیای مرکزی وشاهرای شرق وغرب یعنی چین وحوزهء مدیترانه که دراثر رفت وآمد های بازرگانان وغیره مدنیت های مناطق یاد شده درین شهر باقی مانده است . پس از کنشکا ، واسیشکا ، هونیشکا ، وکنشکای دوم ، و آسودوا یکی پی دیگری درین سرزمین حکمروایی داشتند . باید گفت که مذهب ،هنر ،نقاشی ، رسامی وصنعت گریک وبودیک در تمام قلمرو کشور که نمونه های بارز آن در قندز ،سمنگان ، تخار ، بلخ ،بامیان ،کندهار ، غزنی ،وردک ، ننگرهار ، کابل وبگرام از عجایبات عالم بشمار میرود .
دوم :  طوریکه گفته آمدیم دوره  یافصل دوم  کوشانی های کوچک یا کیداری ها ، پس از سقوط کوشانی های بزرگ ،شخص دیگری بنام (کیدار )از همان اخفاد کوشانی ها در باختر به سلطنت رسید وپس از جنگ ها با ساسانی ها وپس از سقوط تدریجیء کوشانی های بزرگ که در اثر حملات ساسانی ها صورت گرفت کوشانی های باختر نیز به جنوب هندوکش مهاجرت کردند وبا کوشانی های کابل یکجا شده ودر حوالیء کابل  سلطنت مقتدری را تشکیل دادند که همین دولت به اسم موسس آن که کیدار نام داشت مسمی گردید . دولت کیداری یا کوشانی های کوچک بدون تعین حدوحدود در  قرن چهارم مسیحی قرار میگیرند .
سوم : دفعه سوم ظهور کوشانی ها دورهء اخفاد کوشانی های کوچک رتبیل شاهان است که میان این دوره ودورهء دوم کوشانی ،دولت  مقتدریفتلی حایل شده است که مناصفه ء قرن ششم مسیحی را در بر گرفته است .این دوره نیز متجاوزین را به عقب رانده اند واز اوایل قرن هفتم مسیحی باز اولاد کوشانی های کیداری از شاخه های بلند کوه ها فرود آمده اقلا در جنوب هندو کش دولت مقتدری را تشکیل می دهند . این همان دولت نیرومند رتبیل شاهان کابلی است که تا حوالی 850 مسیحی سیادت کوشانی های اولیه وبزرگ ومنجمله خاک مملکت را در مقابل حملات بیگانه محافظه میکنند . یکی از پادشاهان این دوره( کشا تریا ) شاه رتبیل شاهان معاصر زمانی بود که خان های تو کیو هندو کش (ترک ) در صفحات شمال هندو کش در تخارستان حکمفرمایی داشتند در جنوب هندو کش سلطنت مرکزی کاپیسا بدست کسی بود که زایر چینی هیوان تسنگ او را کشاترایه یعنی از طبقه ء نجبا یاد کرده است . او همچون پادشاه فرهنگ دوست ، هنر پرور و مقتدری به قلمرو وسیعی حکمفرمایی داشت . تمام قلمرو ولایات آن  دوره جنوب هندو کش از شرق تا غرب نیمه جنوبی آریانا مربوط قلمرو این پادشاه مقتدر بود . پادشاهان آن دوره پایتخت تابستانی ایشان شهر شاهی بگرام  مرکز کاپیسا در جوار رود خروشان پنجشیر و پایتخت زمستانی آنها پشاور بود .این پادشاه در حوالی 632 میلادی زندگی میکرد . همچنان درین دوره امیر نشینان در بامیان بنام (شیر) بامیان ودر غرجستان  بنام (شار) غرجستان امارت کرده اند .
در اخیر باید گفت که در زمان حکمروایی کوشانی ها مذاهب نه فقط منحیث عقاید بلکه در  اصلاحات امور وقوانین نقش مهم داشت وهزاران معابد در قلمرو آریانا تاسیس گردیده بود که  نتنها مردم این سرزمین را بلکه زایرین دوردست جهان را بسوی خود میکشانید ه است . صنعت گریک وبودیک در تمام سرزمین آریانا همراه با شقوق مختلف در تمام امور فرهنگی وکلتوری و زیست محلی نقش مهم داشته بود واز آفریده های عجایب آن دوره در کشور ها ومناطق دور دست جهان با قیمت های بزرگ همچون متبرکات انتقال داده میشد .گفته میتوان صنعت کریک وبودیک در آن دوره بعضی از دیگر کشور ها را  از خواب قرون بیدار کرده بود . چنانچه رسم الخط ورسامی کتیبه سازی در چوب وسنگ  ، نماد ماندگار وافتخارات جاودانی آندوره از کشور ما میباشد . کوشانی ها در زمان حکمروایی خود علما ودانشمندان ، معماران ،نقاشان ،مجسمه سازان ، موسیقی دانان ومهندسان را  مورد لطف وحمایت خویش قرارداده  وبه این ترتیب شهر های بزرگ ومدنیت عظیم را از خود بجا گذاشتند که از آثار منقوله آن در موزیم های کشور واز آثار غیر منقوله ء آن در سایر مناطق کشور تا هنوز از هستی شان میتوان یاد کرد .
امید واریم  کشورعزیز ما افغانستان  بیاری افریدگار وهمکاری وهمبستگی مردم ما ازبلای جنگ هرچه زود تر رهایی یابد ودرفضای صلح وبرادری  گنجینه ها ومیراث های بجا مانده از نیاکان ما را باز سازی نموده وخورشید آرزو ها وآرمان های والای مردم مستضعف افغانستان بر فراز آرزو های انسانی  ودر فضای کشور جنت نشان ما همیشه وگرم بتابد .بار دیگر به جهانیان ثابت سازد که افغانستان مهد تمدن بیش از پنجهزار ساله بوده وتاریخ هزاران سالهء درخشانی داردوجهانیان بیش ازین بدانند که این خطه جای دلاوران وآزاده گان است .  
زیر نویس ها .
1ــ افغانستان در مسیر تاریخ جلد اول  میر غلام محمد غبار
2 ـــ تاریخ افغانستان جلد دوم  احمد علی کهزاد
3 ـــ افغانستان در درازنای تاریخ  نجی الله قاسمی
4 ـــ یاد داشت ها وبرداشت های پراگنده ء نگارنده
 
 اهل افغانستانم
اولاد آریانم
فرزند خراسانم
قبل از همه انسانم
**********
از انسانیت شادم
از تعلق آزادم
فارغم زتبعیضء
جنس وقوم و نژادم
*************
آزادگیء ما
استادگیء ما
 
همبستگیء ما
رمز بقای ماست
**********
خدای ما یکیست
وطن ما یکیست
نی سنی ونه شیعه
اما مسلما نم
************
د نیای انسانی
دوستی وهمدلی
یا ری و برادری
بی حد و انتهاست
************   
انسان و همدمیم  
 
 همه فرزند آدمیم
اعضای باهمیم 
در اصل آفرینش ازیک جوهریم
**************
اهل افغانستانم
اولاد آریانم
فرزند خراسانم
قبل از همه انسانم