ariana

ariana

Sunday, May 26, 2013

رنگها ونیرنگها


عبدالو کیل کوچی


اگرنیرنگ ها نبودی، زراد خانه جنگها ودکان رنگ ها بسته بودی.

 

 











 
 
 
 

تحقیقات وپژوهش های علمی نشاندهنده آنست که  نور سفید خورشید منبع اساسی رنگها بوده است وبا تجزیه آن ، رنگهای گوناگون بدست می آید . باید گفت که تمام نور ها یکسان اند.مگر دستگاه بینایی انسان با طول موج شگفتی می آفریند که طول موج را به رنگ تبدیل میکند وطول موج های مختلف را برنگهای گوناگون .

 انتخاب و  کاربردی هر نوعی از رنگها منظور خاصی دارد .

 چه شیرین گفته اند که  " هرکسی را بهر کاری ساختند " 

بنا بر آن تشخیص وعلاقمندی انسان نسبت به رنگها برداشت هایی را

بوجود می آورد وبطور مثال در رابطه به برخی از رنگها چنین گفته میشود  که

رنگ سفید  نماد روشنی ،پاکدلی ،مظهر صلح وصفا وصمیمیت است .

رنگ سرخ علامت عشق ودوستی ،علاقه وگرم جوشی ، شورانگیزی جنبش وحرکت ، ایثاروفدا کاری ،شهامت وشجاعت ، واحساس است .

رنگ سبز علامت پاکدلی ، وآزاد گی ، عقیده وایمان ، مهر ودوستی ، زیبایی ،خرمی وشادابی ، پرباری وشگوفایی  میباشد .

واما رنگ آبی نشاندهنده آرامش، صلح وصفا ،صحت وسلامتی است .

اهمیت رنگ ها درین است که رنگها انتقال دهنده معلومات انرژیتیک اند وبر جانوران ، خوشی واحساس ما اثر گذار اند . رنگ ها نیروی مستقلی اند وتاثیر آنها واقعی ونه تلقینی است . جسم انسان وآخذه های پوست آن مجاری اند که بدن ما از طریق آنها انرژی رنگها را جذب مینماید . رنگها در بیننده احساس وهمپیوندی را می آفریند واین همه تاثیرات از تجاربی بر می خیزند که در بین انسانها درونی شده اند .این همه تجارب تنها مختص به شخص نیست وبنا بر روایات صد ها ساله در دوران یک دایره فرهنگی زنده مانده اند ،همچنان رنگها دارای خصلت سمبولیک اند ودر میان دایره های فرهنگیء گوناگون تفاوت هایی در نسبت دهی سمبولیک رنگها که مبین شیوه های زندگی مختلف اند وجود دارند .

باید گفت که منظور از چند وچون ذکر شده در مثال رنگها ، در واقع  پرده بر داشتن ازنیرنگها ست . زیرا رنگبازی ها ونیرنگها ، این همه دروغ وریا ، بهانه جویی وخدعه درسیاست است که روز تا روز اخلاق در آن نا پدید میگردد .

 واین رنگها هستند که جایی برای پرده پوشی بروی واقعیت ها وحقایق و در جای دیگری برای بیان حقایق وپرده برداری از روی واقعیت ها بکار گرفته میشوند . همچنان ا ین رنگها ونیرنگها هستند که جمعی را در کنار هم وگروهی را در مقابل هم قرارمیدهند .

"همه جا دکان رنگ است همه رنگ می فروشند

دل من به شیشه سوزد همه سنگ  می  فروشند

انتخاب وجابجاییء رنگها بصورت نوشته یا صرفا با علامت تزئینی وسمبولیک بروی پرچم ها در واقع بیانگر خصلتهای ماهیوی گروهای انسانی بوده ونقش رنگها را مهم واز هم متفاوت میسازد .

بنا بر آن در میان این همه نیرنگها ، جنگ منافع ، مهمتر از انواع  اختلافات وتضاد ها بوده است که جنگ رنگها راخود در پی داشته است . و در گام نخست خود انسان بود

که هزاران سال ، رنج محکومیت  رنگ و پوست خود را کشیده است وبه این ترتیب ، سفید دلان سیه پوست بجرم  تیرگی رنگ شان ، قربانی ستم سیه دلان سفید پوست گردیده اند .

"  اختلاف  رنگ و جنسیت  نشان  احمقیست"

"ورنه خون یکسان دمد درپیکرطاووس وزاغ"

هنوز انسان از رنج تعصب  ونیرنگ تبعیض علیه خودش رهایی نیافته بود که دستخوش  رنگها ونیرنگهای تازه ی گردید .    

بگونه مثال : پایان جنگ سرد وفرو پاشی پرچم سرخ  نظام کارگری در بخشی از کره خاکی، معادلات جهانی را دگر گون ساخت.

واما ادامه روند ورفتار نیرو های بجا مانده از راهیان  راه ترقی ورهروان راه طی شده ونا طی شده ، آیا هنوزهم به هواداران سود وسرمایه بر انگیزنده واندیشناک خواهد بود .

در برخورد دیگری از رنگها ونیرنگها  یکطرف القاعده وگروهای تروریستی وابسطه به آن و طرف دیگری بسیاری از کشور ها ،گفته میشود موفقیت جبه ضدتروریستی دراین جنگ ، با مرگ بن لادن  که  شادی وتعجب را در پی داشت همراه بوده است . مردمان افغانستان وجهان خواهان صلح واقعی وپایدار هستند .صلح ی که پایان جنگ وخونریزی را در سراسر جهان تضمین کند . درحال حاضر علی الرغم  تلاش های جامعه جهانی برای تامین صلح سراسری جهانی ، چشم انداز روشن ی و جود ندارد که آیا خطر فنده منتالستی دیگر تهدیدی برای جوامع نخواهد بود .

 در چالش دیگری از رنگها ، اینبار کاتب تقدیر اوضاع خلیج فارس را در تابلوی تاریخ ثبت میکند وبه این ترتیب ایران در محراق چشم انداز مهم سیاسی جهان قرار میگیرد . رنگ سبز و سفید به علاوه سرخ  در ازای رنگهای دیگر ، واما سالهای سال است که برخی از گروه های مهم رسانشی ومبلغین وابسته به آنها با یک سر وهزار زبان ،هیبت وقدرت یکی دوتا ازین کشور ها را به تعریف ونمایش گرفته مردم را از خطر آن بر حذرمیدارند.

جمهوری اسلامی که در نتیجه انقلاب اسلامی بوجود آمده است دیروز در جبه مخالف نفوذ قدرت های مخالف اسلامی درکشورهای اسلامیء منطقه و خود جایگزینی دولت شاه . امروز همان جمهوری اسلامی در کنار روسیه ، چین توده یی ،جمهوری دموکراتیک کوریای شمالی ،کیوبای دموکراتیک ، ونزویلای انقلابی وبعضی از کشور های دیگر. با توجه به سیاست  های متفاوت بعضی از کشور ها در قبال ایران ، باید گفت که آیا جمهوری اسلامی  پله های قدرت را بشکل واقعیء آن نخواهند پیمود ؟

همچنان چشم انداز پروسه بحران های سیاسی واقتصادی در جهان نشاندهنده آنست که نیرنگهای  دیگری نیز در راه است ، در زندگی متناقض بشر  تا جهان  است افسانه رنگها ونیرنگها در خاطره تاریخ ظهور وزوال خواهد داشت . با چنین حال وهوا و روند جاریء  نا آرامی ها در نقاط مختلف جهان ، آیا خطر بنیاد گرایی دامنگیرکشورهای منطقه وبرخی از نقاط جهان نخواهد شد ؟

"این جهان جنگ است،گرکل بنگری

ذره  ذره همچو    دین    با  کافری"

 آن  یکی   ذره  همی  پرد  به  چپ

 آن  دگر  سوی  یمین  اندر    طلب

ذره ی   بالا   و آن   دیگر    نگون

 جنگ فعلی شان  ببین اندر   رکون

جنگ   فعلی هست   از جنگ نهان

زین   تخالف   ها تخالف   را بدان

ذره ی   کو  محو  شد    در آفتاب

جنک اوبیرون شد ازوصف حساب

چون  زذره  محوه شد  نفس ونفس 

جنگ اکنون جنگ خورشیدست وبس

سخنان ناب مولا نا معنا وابعاد کسترده ی دارد همچون بحر بیکران .

واما طوریکه معلوم است جهان در رازنای تاریخ  شاهد برخوردهای بزرگ خونین وتوفان های عظیم انقلابی بوده است و هم چنان درحال حاضر وقوع رویداد های عظیم سیاسی ، جنبش های بزرگ رهایی بخش  خیزش های کلان مردمی ، رخداد های شدید نظامی ، وبرخورد های خونین دربعضی از کشور ها اندیشه های مهم ومتفاوتی را بوجود می آورد . فرود وفراز های تاریخ مشحون از مبارزات خلقهای جهان بخاطر آزادی ،صلح ، دموکراسی وعدالت اجتماعی  میباشد چنانچه  جنبش های آزادی بخش ملی درامریکای لاتین ودر برخی از کشور های جهان موج به موج از یک پیروزی به پیروزی دیگر به پیش میروند. هزاران هزار پرچم های ترقی خواهی وعدالتخواهی دراکثر نقاط جهان در اهتزاز است  حرکت و بیداری توده های میلیونی مردم سیر ترقی خواهانه خود را در پیش گرفته اند که بر بنیاد آن

جنبش های رهایی بخش ملی از امریکای لاتین گرفته تا شمال افریقا ودیگر نقاط جهان دارد به یک جنبش جهانی توده یی مبدل گردد .

 هر ملتی که از ظلم ظالمان بستوه آمده ونخواهند مستبدین بر آنها حکمروایی کنند وحاکمان آنها در باتلاق فساد غرق شده ونتوانند به سیطره خود ادامه دهند ضرورت تغیروحرکت به پیش می آید که گاهگاهی این حرکت ها با تصادفات مهم وتاریخی تسریع میشوند و جامعه را دگر گون میسازند .

 بطور مثال جنبش های مردمی شرق میانه وشمال افریقا که قسما بهار عرب خواند ه میشوند،  مردمان این کشور ها بخاطر رهایی ازظلم ها وستمگری های حاکمان خود در جستجوی تغیرات اساسی وتحولاتی بوده اند که با یک تصادف نا پیشبینی شده که کلید این همه چرخش های مردمی بدست جوان سبزی فروش تو نسی بنام محمد بو عزیز ی بود  که با خود سوزیء خویش ماه دسامبر 2010 میلادی را به سر آغاز جنبش ها در شمال افریقا وشرق میانه رقم زد. درین جای شک نیست که دیوار های پوسیده کاخ استبدادی نیم قرن اخیر به مشتی ضرورت داشت و آنهم به مشت کوبنده مردم که برای فرو ریزیء آن متحد گردیدند واین حرکت ها را هر کس بزعم وسلیقه خود بنام های خیزش ، جنبش ، قیام ، انقلاب ، وشورش یاد کرده اند .بآنکه گروهای درگیر جنگ ، خود را قهرمان وکشته گان طرف خود را شهید مینامنند این تحولات دارای عوامل وانگیزه خیلی مهم میباشند که بعد داخلی آنرا ابتدا در برابر خواسته های مردم و  بعد  خارجیء آنرا منافع قدرت ها با میزان در آمد نفت وگاز در حوزه مورد بحث تشکیل میدهد .

چون  بنای  خلق  بر اضداد   بود   

 لاجرم جنگی شدند از ضر وسود

 به هر حال درنتیجه این جنبش ها وقیام ها بود که نظام های دولتی ودستگاه های قدرت در مناطق یاد شده  سرنگون گردیده ولی این واضح است که پس شدن یک حکمران  وتیم همکار آن به هیچ وجهه تغیرکل نظام  نبوده بلکه  مهم آنست که مردم قادر شوند تا سر نوشت خود را خود بدست گیرند ومسیر درستی را انتخاب نمایند بقول معروف انقلاب وقتی ارزش  دارد که بتواند از خود دفاع کند .

از روند روبه رشد جنبش های عربی بنظر میرسد که نیروهای جنبش  به گرد سه محور شکل میگیرند ، نیروهای اساسی محرک جنبش ، جناح های راست ردیکال وبقایای رژیم های سابق ، واما درین روند تا هنوز نمیتوان موقف ونفوذ خارجی ها را مشخص نمود . طوریکه دیده میشود درکشورها ی  یاد شده تا هنوز درگیری ها ادامه داشته وبا آرامش فاصله زیادی دارند.

واما جنگ ونا امنی درافغانستان  که در نتیجه مداخلات بیگانگان ومتجاوزین همسایه جریان دارد ،  بعد خارجیء جنگ اهمیت بیشتری کسب میکند.

 پاکستان که کم از نصف خاک آن را، زمین های جبرا جدا شده ازخاک افغانستان تشکیل میدهد ، در نتیجه توطئه استعمار بوجود آمده است. این کشورخود بزرگترین لانه جاسوسی ،تربیت گاه دهشت افگنان وگروه های بنیاد گرا وفنده منتالیستی است که رژیم های جنگ طلب آن دشمنی با افغانستان را در پیش گرفته و جنگ اعلام ناشده را علیه افغانستان براه انداخته اند . نظامیگران پاکستانی بجای آنکه در رابطه به اوضاع درهم وبرهم کشور خود فکر کنند فقط بقا ودوام حاکمانه خود را در جنگ ومداخله  با همسایگان میدانند .

مینگر در خود چنین جنگ  گران

پس چه مشغولی به جنگ دیگران

  بآنکه مردم افغانستان در دوره های حکومات  گذشته دفاع مستقلانه را بیاد دارند اکنون برغم موجودیت قوای ناتو وجامعه جهانی در افغانستان ، جای تعجب است که پاکستان این جسارت را از کجا میکند تا به حریم مقدس کشور مان دست درازی کند . دست متجاوزین از حریم مقدس کشور ما کوتاه .

باید گفت برخی ازمقامات ایرانی نیز از اوضاع درهم پیچیده افغانستان  برای نفوذ شان در مناطق سرحدی کشور مان سوی استفاده میکنند .  همچنان مهاجرین افغانستان را در داخل کشور خود مورد آزار واذیت قرار داده گذشته از توهین وتحقیر برخی از آنها را به نام های مختلف به غل وزنجیر کشیده  وبه دار می آویزند . دیروز که برخی از هموطنان ما برای جنگ تجهیز میشدند برادر بودند  وامروز که  برای آبادی وساختمان کمر همت بسته اند مجرم شناخته میشوند .

ضعف داخلی در کشورما  که ناشی از نا توانی های عمومی و عقب ماندگی جامعه میباشد ، ضعف های درونی اداره ومدیریت  را در پی دارد. همچنان مشکل  کمبود کادر های ورزیده ودلسوز ، کارآگاه ، مجرب ومسلکی در سیستم اداره دولتی کماکان وجود دارد.  وبجای آن قدرت طلبی وخود محوری ،فساد وزر اندوزی ، نفاق وتعصب ، ضعف عمومی را به بار می آورد. همچنان  کندی  روند اتحاد سراسری وهمبستگی عمومی روشنفکران ترقی خواه وطندوست ، وسایر داد خواهان عدالتپسند همچون خلای بزرگی  بر سر راه ترقی خواهان کشورباقی مانده است ومردم بلا دیده افغانستان ، بیصبرانه چشم براه نجات شان از حالت کنونی میباشند .

 واما شور بختانه تا هنوزهم ، هست وبود اکثریت خاموش مردم درآتش تبعیض وتعصب میسوزد که بدون شک  دست دشمنان افغانستان بطور پنهان وآشکارادر آن دخیل بوده است واین وضع نا هنجارداخلی کشور ما را، برای مقاصد شوم خود فرصت طلایی دانسته درخاک ما جرءات تجاوزومداخله را بخود میدهند.

 ولی ملت هردم شهید افغانستان ، ملت پاکدل وطندوست افغانستان اکنون با درایت کامل وبا توجه به تجارب کامل از دوستان ودشمنان افغانستان راه ومسیر حرکت خود را نیک میدانند . مردم ما روز تا روز صف دوستان وخط دشمنان خود را بخوبی تشخیص داده مواضع ومواقف خویش را مشخص می سازند .

مردم افغانستان دیگر اسیر تبلیغات میانتهی ،پوچ وریا کارانه دشمنان  نگردیده وعمل را که برای همه ملاک قضاوت است سر مشق ارزیابی وانتخاب خود قرار خواهند داد .

بگواهی تا ریخ هر زمانی که خاک افغانستان مورد تجاوز قرار گرفته است مردم افغانستان تمام اختلا فات را بیکسو گذاشته همه در یک صف مقدس وطنپرستانه ودر یک جبهه ملی قرار گرفته با تمام نیرو از وجب وجب خاک مقدس خود دفاع نموده اند ودر طول تاریخ بار ها برای متجاوزین درس عبرت داده اند .اگر جنگ تجاوز کارانه بر حریم کشور ما باز هم تحمیل گردد مردم آزاده و آزادی دوست افغانستان حاضر خواهند بود تا مانند همیشه از استقلال وتمامیت ارضیء خود بهر قیمتی که باشد دفاع کنند .آنگاه بقول معروف ،حلال است بردن به شمشیر دست

پر واضح است که هیچ انسان وطنپرست  افغانستان تجاوز بیگانگان را در خاک مقدس خود تحمل نکرده وهر آن در برابر متجاوزین صف واحدی را تشکیل میدهند .  باید گفت که مردم افغانستان هم توان جنگ را دارند وهم توانایی صلح را .معلوم است که  سالهای سال ، سردمداران پاکستانی جنگ را بر مردم افغانستان تحمیل کرده اند ولی مردم افغانستان با صبوری وحوصله مندی راه صلح را در پیش گرفته اند . حرمت همسایه داری ، صلح خواهی ونوع دوستی بااین فرموده زیبای مولانا مفهوم بلندی را ارایه میکند .

آفت  ادراک   آن حال  است  و   قال

خون بخون شستن محال است ومحال

اکنون ترقی خواهان افغانستان نسبت به هر زمان دیگری رمز پیروزی شان را در وحدت سرآسری ملی دانسته وضرورت بسیج خویش را بدور یک تشکل بزرگ سیاسی ، ترقی خواهانه وصلحدوست ودر یک نهاد وطندوستانه وعدالتخواه که بتواند وطن را از وضع نا هنجار کنونی نجات دهند حتمی دانسته واین امید واری بوجود می آید که روشنفکران ترقی خواه ،منورین ، محصلین وکلیه مومنین پاکنهاد کشور وسایر وطندوستان در یک جبهه وسیع مردمی متحدانه بسیج گردیده تا در برابر دشمنان سوگند خورده افغانستان ایستادگی نمایند. مردم افغانستان نسبت به هر زمان دیگر ضروت اتحاد وهمدلی ، صلح وآرامش رابیشتر از پیش میدانند . دانستن پیش زمینه خواستن است وخواستن زمینه  بر خاستن وبه پا ایستادن . ملت بپا خاسته افغانستان با بصیرت کامل راهای برونرفت از حالت کنونی کشور را زیر نظر داشته و با قبول ایثار وفدا کاری حماسه می آفرینند وتاریخ میسازند ، وبدون شک با قوت همگانی وجمعی برجنگها وپرابلم ها غلبه خواهند کرد تا بجای رنگها ونیرنگ ها واقعیت گرایی وبجای زنگهای جنگها صدای صلح خواهی طنین افگند.

به پیش بسوی وحدت وهمبستگی ،صلح ودموکراسی ،ترقی وتعالی کشور
.18.5.2013.آلمان