پریسا کاکائی-عدالت ازجمله مفاهیمی است که همواره با آن دست به گریبان بودهایم؛ یعنی حقوقی که انسانی است و دریغ میشود. قدرتی که اعمال میشود، جفا میکند و در طول زمان انسانهای بیشماری را به کام مرگ میفرستد، زندانی یا آواره میکند، اما تاوانی پس نمیدهد.
مردی که زنش را در سالهای جوانیاش در چهاردیواری خانه محبوس میکند و در مقابل هیچکس پاسخگو نیست. کودکی که پاره و دریده شده در میان زبالهها پیدا میشود و عامل خشونت، بیهیچ محاکمهای همیشه ناشناس باقی میماند و به زندگی ادامه میدهد. مرد جوانی که ماهها به دنبال کار میگردد و ناموفق و ناامیدتر از همیشه در رویای استقلال مالی باقی میماند. دختر جوانی که در کارخانهای دوبرابر مرد همتای خود کار میکند تا دستمزدی برابر دریافت کند. دستی که بیپروا بر گونهای فرود میآید و هیچ مانعی در میانه راه آن را متوقف نمیکند. طبقهای که محروم میماند تا هزینه پیشرفت اقتصادی طبقهای دیگر را بپردازد و از تجربه مفاهیم حقوق انسانی و برابر بازداشته میشود و این سئوال همیشه مطرح است: عدالت را کجا میشود جستوجو کرد؟
در سال ۲۰۰۹، سازمان ملل با هدف تلاش در جهت رفع نابرابریهای اجتماعی چون فقر، محرومیت و بیکاری، روز بیستم فوریه را "روز جهانی عدالت اجتماعی" نامید. این اقدام، مباحثی پیرامون تبعیضهای جنسیتی، قومی، نژادی، سنی، گرایشهای جنسی، طبقات اجتماعی و مسائلی از این دست را به همراه داشت که همچنان موضوع مورد بحث محققان اجتماعی هستند، چراکه جوامع بشری، همواره در کنار پیشرفتهای ناشی از زمان، با مشکلات و ابهامات اجتماعی جدیدی مواجه میشوند که عدم یافتن راه حل برای آنها میتواند دنیا را از آنچه هست بیثباتتر کند. در حال حاضر لزوم تلاش برای رسیدن به برابری و رفع تبعیضهای موجود، موضوع مورد سئوال محققان اجتماعی و انسانی این دوران نیست که به حقوق انسان باور دارند، بلکه چگونگی امر و دست یافتن به راهکارهایی که بتوانند در جوامع مختلف کاربرد داشته باشند مسئله آنهاست.
زمانه http://voiceofwomenafg.blogspot.com/ آوای زنان افغان

No comments:
Post a Comment