آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, December 9, 2010

زن به مثابه متاع

شیرین نظیری
سپتمبر 2010
زن به مثابه متاع

در جامعه اولیه یا بدوی همه افراد بشر منجمله زنان و مردان در برابری کامل نسبت به یکدیگر زندگی می کردند وعلت برابری زن و مرد و رابطه عادلانه ،هماهنگ و انسانی همانا فقدان مالکیت خصوصی و نبود جامعه مرد سالاری بود.
جامعه اولیه از نارسائی ها و نا برابری های غیر انسانی، جوامع عصر تمدن کاملاً مبرا بود و زنان از موقعیت قابل احترام و بالاتری نسبت به مردان برخوردار بودند. البته برتری زنان نه به معنی تنومندی و زور بازوی آنها بوده بلکه جنبهً معنوی و عقیدتی داشته است. ولی با تقسیم کار ابتدائی ، برتری مرد بر زن در جامعه ابتدائی شکل می گیرد و مرد به صفت یک عنصر اساسی در جامعه عرض اندام می کند و تامین معیشت ، کنترول و قیمومیت خانواده را در دست گرفته و زن را جزء دارائی خود شمرده « مایملک » و او را وادار به اطاعت و فرمانبرداری از خود می سازد. این نوع جامعه که زن در چنگال مرد و در اختیار کامل مرد قرار می گیرد. بنام جامعه مرد سالار یاد می شود. که همین حکمروائی مردان در برابر زنان به مرور زمان به یک نظم اجتماعی در می آید و همه اعضای جامعه بصورت مجمعی آنرا پذیرفته و هر گونه سر کشی از آن به مثابه جرم و خلاف رفتاری از نورم اجتماعی آن جامعه تلقی می شود. در کشور ما از قرن های متوالی بدینسو جامعه مرد سالاری با توسل با زور و زر نیمه بدنه جامعه را معیوب ساخته و در چهار دیواری های خانه محصور ساخته است ، حتی کودکان دختر شستشوئی مغزی شده و از همان آوان کودکی در کنار مادران خود قرار می گیرند و همینکه پا به نو جوانی می گذارند از جانب مادر و مادر کلان درس های عفت و نجابت به ایشان تفهیم می شود و به آنها فهمانیده می شود که بروی همه عواطف و احساسات طبیعی خود پا گذاشته و از پدر خود که رییس خانواده است اطاعت و فرمانبرداری کند. دختر همینکه به سن بلوغ میرسید ، والدین بدون در نظر گرفتن انتخاب دختر و یا حد اقل یک پرسش از دختر ، او را نامزد می سازند ، از موافقه و عدم موافقه دختر اصلاً سوالی به میان نمی آیند و بدون اینکه دختر نقشی در باره آینده خودش داشته باشد او را مانند متاعی بی اراده می پندارد.
بدون اینکه خودش تصمیم خود را بگیرد و سر نوشت خود را خودش تعین کند از دستی زندان بانی به اسم پدر به دست زندان بان دیگری به اسم شوهر سپرده میشود. در گذشته ها و همین اکنون نیز در بعضی نقاط کشوری عزیز ما دختر شوهر آینده خود را برای اولین بار در شب عروسی در مراسم آئینه مصحف و یا اتاق حجله « حجله: اتاق مزین و آراسته برای عروس و داماد ، اتاقی که عروس و داماد شب عروسی را در آن سپری می نمایندیکدیگر خود را می بینند. البته مسایل مربوط به ازدواج در کشور ما نظر به موقعیت جغرافیائی ، سطح آگاهی ، سطح دانش عمومی و مسلکی ، سطح اقتصادی و حاکمیت اقوام و قبایل مختلف از همدیگرمتمایز است. وقتی به زندگی شهری نظری اندازیم، ارزش های را می یابیم که در تحت جامه مدنی اوج می گیرد و زمانیکه راهی شهر های خورد و روستا ها میشویم جامعه مرد سالاری را با همه زشتی ها و عقب گرائی های آن به خوبی ملاحظه می کنیم. در ازدواج دو جوان در شهرهای بزرگ ، مصارف شب عروسی کمر شکن بوده و خانواده دختر چندان علاقه مند اخذ پول زیاد ، از داماد نبوده بلکه به عروسی مجلل پا فشاری می نمایند. در حالیکه در دهات پول زیاد از داماد مطالبه نموده و عروسی را در هوتل های لوکس نه ، بلکه در منازل شخصی خود بر پا میکنندکه ازدیاد اشتراک کننده گان عروسی در دهات، بعضاً باعث منهدم شدن طبقه بالائی گردیده و تلفات زیادی نیز ببار آورده است در جریان سال جاری چندین اتفاق مشابه در روستا های بغلان ، قندوز و تخار بوقوع پیوست که باعث کشته و زخمی شدن تعدادی زیادی از اشترک کننده گان در مراسم عروسی گردید. »
هر قدر رو به دهات نمائیم و از مراکز شهر ها فاصله بگیریم به همان اندازه پول پرداخت شیربها ، مهر و یا هم طویانه گران تر و کمر شکن تر می گردد بنا به همین دلیل است که اکثریت جوانان ما به نسبت نداشتن پول کافی از ازدواج باز مانده اند. در حالیکه ازدواج عبارت از تصمیم آزادانه دو نفر برای زندگی مشترک شان است و یا به عباره دیگر ازدواج قراردادی میان زن و مرد است. هیچ قرار داد و یا معامله خرید بدون پول تحقق نمی پذیرد بدین دلیل در معامله ازدواج « البته در اکثر مناطق افغانستان » پول رکن اساسی دارد و درین معامله که متاسفانه زن به مثابه متاع خرید و فروش می شود ، یک مقدار پول تحت عناوین شیربها و یا طویانه به والدین دختر پرداخت می شود. « در طی سفر آخرم در شبرغان در جریان سال 2010 ، در حضور ما یک دختر را به 25 لک افغانی به فروش رسانیدند و فامیل دختر مفتخر نیز بود که چنین دختری با ارزشی دارند که حسب دلخواه ای شان به فروش رسیده استدر تحت نظام مرد سالاری زن منحیث متاع صرف یکبار به فروش می رسد و فرق آن از سایر امتعه درین است. طوریکه پیشتر یاد آور شدم این پول دختر فروشی در کشور ما بنام شیربها یاد می شود. «شیر بها مقداری پولی است که جهت تلافی مخارج بزرگ نمودن و شیر دادن دختر ، به والدین دختر داده می شود گر چه مقدار پول بدست آمده در برگیرنده مصارف که به دختر تادیه شده نیست. »ازین جاست که زن در ملکیت مرد می درآید و بصورت مستقیم و غیر مستقیم در اختیار مرد و خانواده آن قرار می گیرد. زن فروخته شده باید زن خوب و مطیع و فرمانبردار باشد خواهشات و یا تمتع جنسی مرد را در هر لحظهً که او خواسته باشد بر آورده سازد « ولو که زن بیمار و آماده نباشد» هم چنان زن باید در پروسه تولید سهم بگیرد چه این عملیه تولید در عرصه صنایع دستی « بافنده گی ، ریسنده گی و خیاطی » و یا هم در کشت و زراعت باشد . محصولات بوسیله انگشتان ظریف زن تهیه و به شوهران شان تعلق می‌گیرد ، شوهر حاصل کار زن را به بازار عرضه نموده و پول حاصله از آن را به جیب خود فرو می برند و زن فروخته شده ، با همه توانمندی و صداقت و ایمان داری همیشه در خدمت شوهر ، فرزندان و مهمتر از همه در خدمت خانواده شوهر قرار می گیرد.
به آزوی اینکه روزی دهات ما مانند شهرهای ما گردیده و دختران و زنان ما صاحب حقوق و صلاحیت های بیشمار شوند ، چنین پشنهادات را برای خوشبختی فرزندان مان ، به والدین گرامی پیشکش میدارم...

1 - ما باید به فرزندان خود حق بدهیم که فرزندان مان، در تصمیم گیری ازدواج های شان ، رول اساسی و مستقیم را خود شان عهده دار باشند.
2 - ما باید دختران زیر سن خود را به مکتب بفرستیم نه به خانهً بخت وشوهر.
3 - ما نباید جیگر گوشه های جوان خود را به مرد زن دار به شوهر بدهیم، بگذاریم زن اول مرد نیز ، بد بخت نشده او هم لا اقل زندگی ای ازخود داشته باشد. ما زنان نباید بالای هم جنس خود، به خاطر تمتع مرد،ظالم شویم و حق او را لگد مال سازیم.
4 - نباید ما دختران زیر سن خود را به زور و جبر به مردان محاسن سفید بفروشیم زیراآنها حیثیت پدرو پدرکلان را به کودک مان دارند.
5 - بهتر است که ما شیر بها را فراموش نموده و از عروسی های کمر شکن که باعث بدبختی دخترمان در آینده ها می شود جلوگیری به عمل آوریم.
6 - والدین پسر اگر توقع جهیز و جوره را ، از خانواده دختر نداشته باشند.کارپر ثمریرا انجام داده وتهداب زندگی پسر خود را با محبت بناء مینمایند.
7 - خانواده پسر اگرعروس خود، را مانند دختر خود بدانند و با او ، با لطف و مرحمت رفتار نمایند و پسر شان نیز، همه اعضای خانواده دختر را ،احترام نماید درین صورت تخم محبت و صمیمیت در میان خانواده ها کاشته میشود.
8 - دختر مهربان همیشه قدر وعزت همه اعضای خانواده پسر را میداشته باشد زیرا او میداند که احترام ، صداقت و محبت همیشه راز سعادت است.
9 - دختران و پسران جوان امروز ماً از آوردن کودکان زیاد جلوگیری بعمل می آورید و همیشه در فکر کم بودن ولی سالم زیستن هستند.
10 - والدین گرانمایه همیشه به سعادت و خوشبختی فرزندان می اندیشند.

No comments: