آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, April 7, 2011

داستان نویس توانای کشور

 

سپوژمی زریاب، داستان نویس افغانستان، با خامه توانا و زیبا  

سپوژمی زریاب نویسنده افغان در سال ۱٩٤٩ م در کابل به دنیا آمد و در خانواده‌ای نوگرا و فرهیخته بزرگ شد. پدرش عتیقه فروش بود. او دخترانش را تشویق به درس خواندن می‌کرد.
مایکل باری محقق ادبیات فارسی سپوژمی زریاب را این گونه توصیف می‌کند: "یادم می‌آید سال ۱٩٧۰ در یک میهمانی در شهر کابل، او با عمه‌اش آمده بود، هر دو خوش لباس و خندان بودند."
زریاب در رفتار وحشی‌گرایانه طالبان هیچ نشانه‌ای از مذهبی که با آن بزرگ شده نمی‌یافت.
سپوژمی زریاب دخت عبدالروف پنجشیری می‌باشد. و در سال هزار و سه صد و بیست و نه خورشیدی در کابل زاده شده است.
"دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مدرسه "ملالی" خوانده و از دانشگاه کابل در رشته‌ی زبان و ادبیات فرانسوی دانشنامه گرفته و در رشته‌ی ادبیات مدرن از فرانسه با مدرک دوکتورا فارغ التحصیل شده است وی از دوره‌ی دانش‌آموزی به داستان‌نویسی پرداخته و تا کنون از او مجموعه داستان‌های "شرنگ شرنگ رنگ‌ها" و "دشت قابیل" و داستان بلند به نشر رسیده و او هم چنان در مکتب‌های ملالی و استقلال تدریس کرده است.
سپوژمی زریاب که در آغاز "رووفی" تخلص می‌کرد بعد از ازدواج با اعظم رهنورد زریاب، سپوژمی زریاب تخلص می‌کند." به باور برخی از نظریه‌پردازان ادبی: جایگاه سپوژمی زریاب در میان داستان‌نویسان امروزین و حتا اساتید رشک‌آوراست.
سپوژمی زریاب در میان بانوان داستانسرا به بالاترین مقام داستان‌نویسی کشور تکیه دارد و کمترین نویسنده را می‌توان سراغ کرد که با تعهد و مسوولیت دوگانه دست به قلم داشته باشد.
تنوع درونمایه داستانی، زبان داستان، توجه به شگردهای داستان و انسجام مضون و شگل از دیگر ویژه‌گی‌های داستان‌نویسی سپوژمی زریاب را می‌سازد. سپوژمی زریاب از اندک نویسنده گان ماست که با مدرن‌ترین شگردهای داستان‌نویسی آشنایی دارد.
زبان پارسی را بخوبی می‌داند و مردم و سرزمین‌اش را دوست می‌دارد. این تعهد در برابر مردم و هنر نویسنده‌گی در بسیاری از داستان‌هایش تجلی دارد. سپوژمی زریاب در داستان هایش نه تنها با زمانه ما و مصایب ما، ما را آشنا می‌سازد و پیوند هنری و گفتگو برقرار می‌کند بلکه این مصایب و رنج‌ها را در تمامیت انسانی ما به تصویر می‌کشد و بومی‌ترین نام‌ها، روایت‌ها، رنج ها و هویت ما را در قالب معاصرترین شگردهای داستان‌پردازی جاویدانه می‌سازد.
از همین رو یک تن از افغانستان‌شناسان فرانسوی سپوژمی زریاب را در کنار خلیلی و مجروح یکی از بزرگترین نویسنده‌گان افغانستان برشمرده است. قلمش توانا و خلاقیت ادبی‌اش شگوفا باد!
سالار عزیز پور


مجله زن نه ساله شد

                                                                                                                                                                                   

نشریۀ زن نه ساله میشود

مجلۀ فرهنگی (نشریۀ زن) درونکوورکانادا به رهبری خانم شفیقه "نورزی" زن فدا کار،مهربان و درعین حال نا بینا، که با چشم عقل و خردبه انتشار گنجینه ادبی کمرهمت بسته است. اکنون این نشریۀ خواندنی ودلچسپ درآستانۀ نه سالگی قراردارد. بانوی ارجمند هموطن ما بانشرمقالات، اشعارو صدها مطالب خواندنی، در عالم هجرت درخدمت مردم خویش قرارداشته وبا پشت کارخستگی ناپذیر  گامهای استواری دراین راستا برداشته است. باعرض تبریکات جهت نه سالگی مجله، سوالات خویش را با  مدیرمسوول این نشریه درمیان میگذارم.
سوال -مجلۀ نشريۀ زن چه وقت و به  چه انگیرۀ نشر شد و منبع مالی آن ازکجا تمویل میشود؟
جواب:جهان سپاس ازشما که به من موقع داديد تا باهموطنان عزيز و فرهنگيان فريختۀ کشوررازهای نهفتۀ هشت سال " نشريۀ زن" را بشما وعلاقمندان و فرهنگ دوستان عزيز در میان گذارم. باید گفت که درسال ۲۰۰١ميلادی در اتحاديۀ عام المنفعۀ افغانها عضويت هيأت مديره را داشتم و با ايجاد گروپ زنان که خودم سرپرست آن بودم این مجله را در ماه اپریل ۲۰۰۲ میلادی بامصارف شخصی  خودم نشر کردم.  ابتدأ بشکل جریدۀ داخل دو ورق به نشر میرسید و  بدسترس هموطنان قرارمیگرفت، در اثر سعی وکوشش همکارانم آهسته آهسته رنگ و رونق بیشترگرفت تا بالاخره بشکل یک مجلۀ رنگين با صفحات بیشتر و موضوعات متنوع  وخواندنی مبدل گردید.هدف از این اقدام زنده نگهداشتن زبان مادری که هويت ملی مارابه اثبات میرساند، میباشد. شما مطلع هستید که شرايط زندگی به اثرجنگها  تحمیلی بالای هموطنان ما درکشور نا مساعد گردید و هموطنان ما راهی کشور های بیگانه بخاطر زنده ماندن پناه بردند. گرچه با مهاجرشدن زندگی  آرام نصیب هموطنان ما گردیده است اما  نبايد فرزندان ما ازکلچر، فرهنگ  وکشور آبائی  خود دور نگهداشته شوند،واز طرف دیگر معرفی نویسندگان، شعرا، ادبا وعلمای کشور که اکثر آنها درهجرت بسر میبرند و از توانایی قلم برخوردار اند درگوشۀ های دور از وطن در حال خاموشی بسر می بردند مجله باعث پیوند دوستان اندیشمند نیزگردیده است و همچنان برای هموطنان بزرگ سال چه ازبرادران و خواهران گرامی ما که به زبانهای خارجی آشنائی بیشترندارند بامطالعه آثار نویسندگان وشعرای وطن به زبان خود شان مصروف شوند رنج  تنهایی را کمتر حس نمایند و اطفال که در خارج از افغانستان تولد میشوند ویا اینکه در کودکی از دامان مادروطن جدا  ومهاجر شدند به اصول وقوانین زبانهای مروج کشور آشنایی حاصل نمایند که به نظرم مجلۀ زن دراین زمینه حامی و مدد گار آنهاست.سوال: آیا نشریۀ زن به کدام سازمان سیاسی  اجتماعی  وابستگی دارد یا خیر؟جواب – نخیر! مجله با هیچ اداره و سازمان ارتباط ندارد و نخواهد داشت.با وجودیکه تمام مصارف نشريه از پول شخصی ام اعاده میگردید با آنهم در ابتدآ تحت نام اتحاديه افغانهای  BC" "به نشر میرسید اما حالا اتحادیه در تقویه ی بینۀ مالی آن سهمی نداشته وندارد حتی کمترین همکاری درمضامین اجتماعی ازاتحادیه بدست ما نمیرسد. زیرا محتوای نشرات مجله را مضامین اجتماعی در بردارد نه سیاسی. بنآ مجله طرف علاقمندی خوانندگانش قرار دارد.سوال– چرا با این  مشکلاتی که گریبان گیر شما است با چنين کار پر هزینه وظيفۀ سنگين را هنوز هم  بدوش گرفته اید؟جواب – اول  احساسم  و دوم  ادای دین مادر وطن که تمام امکانات تعليمی و تحصیلی را برای ما رايگان  در اختیار گذاشته بود که نباید آنرا فراموش کرد تا مصدر خدمت برای بهبودی و پيشرفت مملکت خود گردیم اما با تأسف که نظربه شرايط سياسی وايديولوژيهای مختلف اوضاع کشوردرهم وبرهم گردیدو رنگ ديگری گرفت وعده ُ راه دیار غربت رااختيار نمودند که من هم ازجملۀ آنها بودم و تصامیم که بعدازختم تحصیل برای خدمت مادر وطن داشتیم، از دست دادیم.چون خدمت به وطن فرض و وجيبۀ ملی هر فرد است، لذا خواستم تا ازاين طريق بتوانم اقلأ شمۀ از وظيفۀ خود را درمقابل مادروطن که در دامن آن پرورده شده ام، انجام دهم. بنا با پذيریش  مشکلات اقتصادی، نداشتن مواد کافی وازهمه مهمتر تکلیف صحی  که دارم (نا بينائی) متقبل شدم وبا همکاری های بی شایبه همکارانم در ماه یکبارمجله را به نشرمیرسانیم.سوال – همکاران  این نشریه  چه کسانی ها اند؟جواب – هيأت تحريراین نشریه را عموما علاقمندان فرهنگی تشکیل میدهند که عبارت اند از محبوبه"نورزی" حلیمه "قیام " و نجيبه"فرياد" ميباشند که هریک ازاستعداد های خوب برخورداربوده واز هیچ نوع سعی وتلاش برای بهبود و پیشرفت  این گزينۀ ادبی شان دریغ ننموده اند وهمچنان  قابل  ذکر است  که مبين"قيام" و متين"قيام" جوانان  با استعداد وبا احساس  خانه ُ فرهنگی "مولانا" شهرما اند برعلاوه آنکه هر دو نوازنده گان خوب و مستعد در بخش موسیقی اند، بادیزاین های  خوب  وجالب پشتی  مجله را افتخارانه عهده دار بوده و با انگشتان هنرآفرين شان در هر شماره ابتکارات جدید در این نشزیه  مینمایند وديزاين صفحات داخلی مجله  رامحبوبه "نورزی "به عهده دارد. وی مطابق به محتويات مضمون و يا پای دیزاین نشسته تا موضوع را بشکل زنده ترسیم نماید. خوشبختانه ازسال ۲۰۰٨میلادی، بدینسوخبرنگار و ژرونالیست آزاد که شخص خودشما با ما همکاری را آغاز نمودید ومارا مفتخر ساختید که خوانندگان عزیز از مطالب شما نیز آگاهی دارند ومستفید گردیده اند.    سوال- آیا درتهيۀ مطالب و دیزاین  مشکلات دارید؟جواب – در آغازنشرمجله نويسندگان و شعرای عزيز ازنشر همچو گزينه خبر نداشتند و هم اخبارکوچکی که به نشر ميرسيد به دسترس شان قرار نگرفته بود، جمع آوری مطالب  به ذوق علاقمندان وقت زيادی را دربرميگرفت. اماآهسته آهسته نشريه به دوستان و علاقمندان ادب و فرهنگ  پخش گرديد. جای سپاسگذاریست که قلم بدستان چيره دست و شعرای شهير کشور ما که در غربت سرا به ما افتخار بخشيده و اين گنجينۀ کوچک ادبی را با ارسال نبشته های علمی، ادبی و سیاسی و همچنان شعرای محترم با سروده های ناب و دلکش خویش اوراق جريده را مزين گردانيدند. از احساس نيک هريک ايشان جهان سپاس و امتنان که ما را تنها نگذاشتند ناگفته نبايد گذاشت که بعضی از علاقمندان و خوانندگان گرامی با ارسال مضامين منتخبۀ خودنیز صفحات مجله را آرایش و پيرایش میدادندکه احساس شان قابل تمجيد است. چنانچه گفته اند که" صدا از يک دست برنمی خیزد تا دو دست بهم نخورد." بلی هیچکاری به تنهائی صورت پذير نبوده و نیست.سوال– چه پلان ها و مرامهای در رابطۀ  به پيشرفت این نشریه در آینده داريد؟جواب - خوب بهرصورت ضعف اقتصادی برآوردن مرام و مقصد کار ما را مشکل ساخته است گرچه ما پلانهای زيادی برای بهبودکيفيت و کميت آن در نظر داشتيم و داریم، اما بلند رفتن قیمت طباعتی وارسال پستی تاحدی باعث سکتگی درامورنشرات ما میگردد، درهرحال تلاش نهایی خویش را میکنیم که مجله از نشربازنماند. خير! به یاری خداوند(ج) و همکاری دوستان که شاید درمجله مطالعه کرده باشید، یک عده فرهنگ دوستان ما را در اين راستا کمک میدارند با آنکه از همکاری ومساعدت  شان در هرشماره اظهار شکران گردیده است، بعید نخواهد بود باردیگرممنونیت خویش را تذکر بدهم. هیچ کار بدون  مشکلات نیست، نشرات درغربت مشکلات زیاد درقبال دارد. مگر چشم اميد ماهمکاری  پولی  فرهنگیان ماست تا برای جاویدان  ساختن اين مشعل ادبی کمک های  شان را دريغ نه نموده مارا همگام باشند. انشالله با کمک الهی و یاران قلم بدست و نویسندگان فریختۀ کشور به این راه ادامه خواهیم داد.سوال – چه پيامی به خوانندگان و هموطنان داريد؟جواب –  پیام من  منحیث  متصدی  مجله برای  هموطنانم توافق نظر، همکاری دلسوزانه، مجله را با مضامین محدود ی که فعلا در اخیتار دارند، به گنجینه سخن وادب تبدیل نمانید بانگارش مطالب شان به غنابخشی زبان مادری اطفال که خارج از مهین زندگی دارند سهم جدی بگیرند. در قسمت  بنیۀ مالی "چيزی که عيان است چه حاجت به بيان "مارا یاری  برسانند. چه خوب  خواهد بود که تعصب را کنار بگذاریم صدای  همدلی ، محبت و عشق  به مهین عزیز خویش را از طریق رسانه های جمعی، تلویزیونها، راديوها ،اخبار و جراید بلند نمایم.در زنده نگهداشتن مسايل اجتماعی مانند برگزاری محافل عنعنوی و کلتوری، محافل  ادبی ، فرهنگی ودینی وغيره، به هرنوع همکاری مادی و معنوی برای تداوم و پيشرفت آن ازجانب هموطنان باید تقویت گردد زیرا با یک شخص یا دوقدرت و توانائی آن را به تنهائی نداشته و ندارد. چون کار فرهنگی کار مشترک است باید مسوولیتها بین مردم ما تقسیم گردد. متاسفانه تبعيض نژادی، مذهبی، لسانی وغیره مسایل  که اصلاٌ دردی را مداوا نیست مارا ازهم دور نگهداشته است. بیائید با قلب های روشن و دور از نفاق وشقاق دست همکاری دراز نموده تاهويت ملی خویش را حفظ نمایم. نکتۀ ديگری را بايد متذکرشد، عدم همکاری، همدلی دلیل عمده به پا نه ايستادن ماست. هرگاه خود متحد باشیم دست ما بطرف دیگران دراز نمیشود. امید پیام بنده جنبه شخصی بخود نگیرید، بلکه باعث وحدت همگانی افغانان  عزیزگردد.   در اخير بايد متذکر شوم که چه بهتر خواهد بود که  این همه کينه و کدورت ها، حرص  و حسادتها، خودخواهی هاو منیت ها ومهُر زدنها و تاپه زدن های بی مورد و بی دليل  و پروپاگندهای بیجا و بی معنی را کنار گذاشته و در عوض ،مهر ،دوستی ، محبت، صفا و صمیمیت، صداقت و راستی راحرمت، احترام گذاشتن به کرامت انسانی و انسان بودن همه در قلب های خود جاگزین بسازیم تا از یکسو خدا از ما راضی باشد و از جانبی هم که باعث پیشرفت در راه شگوفائی فرهنگ و ادب  یک ملت  واحد و و یک مملکت واحد گرديم  و اجتماع سالم بوجود بیآوریم .به همین آرزومندی برای تمام  ملت نجیب  افغان  صحت ،سلامتی  وسرفرازی  تمنا دارم.دوستان عزیز با تشکر از خانم نورزی  که در زنده نگهداشتن فرهنگ ، زبان  وهویت ملی  کار پرُ ثمر را انجام میدهند. هرگاه  هموطنان  میخواهند با  مجله  کمک  مالی  نمایند به  ادرس  ذیل  تماس حاصل  بفرمایند با تشکر فراوان .

امان معاشر