بعضی آدمها را وقتی میبینی، فکر میکنی همهچیز دارند؛
اما بعضی زندگیها از بیرون میدرخشند و از درون، آرام و بیصدا فرو میریزند.
آنجلینا جولی یکی از همانهاست
آوای زنان، نخستین تارنمای زنان افغانستان با سابقه درخشان
بعضی آدمها را وقتی میبینی، فکر میکنی همهچیز دارند؛
اما بعضی زندگیها از بیرون میدرخشند و از درون، آرام و بیصدا فرو میریزند.
آنجلینا جولی یکی از همانهاست
رویا سادات در سال ۱۳۶۲ در هرات به دنیا آمد؛ در دورانی که افغانستان هنوز از جنگ بیرون نیامده بود و در سالهای بعد، با حاکمیت طالبان، سینما عملاً خاموش شد. در همان فضا بزرگ شد، جایی که برای یک دختر، حتی فکر کردن به فیلمسازی هم ساده نبود
او دختری بود از یک آپارتمان کوچک در جنوب شیکاگو… اما روزی وارد کاخی شد که هر قدمش زیر ذرهبین جهان بود. این مسیر، داستان یک قهرمان نیست؛ داستان زنیست که هم تحسین شد، هم زیر تیغ قضاوت
مژده جمالزاده در سال ۱۳۶۱ در کابل به دنیا آمد، اما خیلی زود، در اوایل دهه ۱۳۷۰، همراه خانوادهاش بهدلیل جنگ افغانستان را ترک کرد و به کانادا رفت. او در ونکوور بزرگ شد؛
وقتی کابل داشت سقوط میکرد، او دوربین را روشن کرد…
اما این اولین باری نبود که صحرا کریمی تصمیم میگرفت «تماشا نکند» و خودش وارد صحنه شود.
نوال السعداوی، نویسنده، داکتر و فعال مشهور، موثر و تاثیرگذار حقوق زنان، در سن 89، پنج سال قبل در چنین روزی، درگذشت. او یکی از رهبران جنبش حق زن در جامعه عرب بود.
یادداشت: این متن سخنرانی سنجر سهیل، صاحب امتیاز روزنامه ۸صبح، در کنفرانس علمی-عملی بینالمللی با عنوان «پژوهش در تاریخ و تمدن آریایی: دیروز و امروز» در تاجیکستان است. این نشست با حضور شماری از شاعران و چهرههای فرهنگی افغانستان، ایران و تاجیکستان در شهر دوشنبه برگزار شده و در آن درباره نوروز و اهمیت جشن نوروز گفتوگو شده است.
نویسنده: سامعه علمیار
سامعه استم، دختری که عاشق شعر و ادبیات است، دختری که کوه را دوست دارد، دختری که بزرگترین آرزویش این بود که روزی کولهپشتیاش را بردارد و تمام جهان را بگردد. میخواستم گردشگر شوم، جهان را با پاهایم لمس کنم،
نویسنده: پروفیسور قاسم شاه سکندر، برگردان: فیاضالدین غیاثی
هشتم مارچ، نماد مبارزهٔ تاریخی زنان برای کرامت انسانی، عدالت، برابری و حق تعیین سرنوشت است. این روز یادآور ایستادگی زنانیست که در برابر تبعیض ساختاری، خشونت سازمانیافته
هشتم مارچ، روز جهانی زن، روزی است که نماد همبستگی، استقامت و ایستادگی در برابر ظلم و استبداد است. این روز را به تمام زنان، بهویژه به زنان رنجدیده و دردکشیده افغانستان که هر روز در میدان مبارزه برای ابتداییترین حقوق خود ایستادهاند، تبریک میگویم.
زنان آزاده!
اینک زمان برخاستن است! دیگر نباید در سکوت زنجیرهای ستم را تحمل کرد. ما، زنان این سرزمین، بارها ثابت کردهایم که توان شکست تاریکی را داریم و امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به همبستگی و اتحاد داریم.
لباسی را بر تن کسی نپوشانید که خودش نخواسته آن را بپوشد!
کشورها منافع دارند، نه عقیده!
۱. وقتی ستارهی اردوغان درخشید، او را چنان تصویر کردید که گویا خلیفه است!
نام او حبیبه و تخلص او انوری است. پدر او محمد انور که در گذر توپچی در شهر کابل به دنیاآمده بود، به حیث ناظر خاص شاه امانالله، امور روزانه دفتراو را سر و سامان میداد و پسانترپیشه تجارت را برگزید. مادرش صابره نام داشت و از سواد خواندن و نوشتن بیبهره بود
بانو ستاره با نام هنری ناهید ،دخت زیبای محترم قربانعلی خان در سال 1349 خورشیدی در گذرعاشقان وعارفان شهر کابل تولد شد.
وی بمنظورفرا گرفتن تحصیل شامل مکتب میرمن خجو شد وبعد در یکی ازلیسه های شهر کابلتا صنف هشتم مکتب را تعقیب نمود.
خدیجه ضيايی با اسم مستعار میرمن پروین شاید برای کمتر کسی نام ناآشنا باشد. زنتابوشکن که پخش صدایش از رادیو در جامعه مردسالار افغانستان کمتر از یک انقلاب نبود. او سفر هنریاش را در شرایط بسته و عقبنگهداشته شده
میرمن قمرگل بتاریخ ۲۱ جنوری سال ۱۹۵۲ ترسایی در روستای شگه ولایت ننگرهار چشم به جهان گشود.او از آوان کودکی که هنوز هفت سال داشت ،درعروسی ها ودیگرخوشی های همسایه ها و هم روستای های شان آواز می خواند. تا سرانجام
یادی از بانو پیکر سلطان “ افسانه “ معروف به ستاره هنر موسیقی افغانستان و یکی ازآوازخوانان پیشکسوت و سابقه دار!
پیکر سلطان "افسانه "فرزند میر عدالت و میرعدالت،نواسه میرسره بیگ ازمیران کولاب بودند.
ثريا، ستاره موسيقي كشور كه در آسمان ساز و آواز او را بنام سلما مي شاسيم ، از جمله آواز خوانان تراز اول موسيقي آماتور کشور به شمار ميرود.آهنگ ملا محمد جان كه يكبار در سال ١٩٠٧ در كلكته هند توسط. مرحوم استاد غلام حسين خان پدر استاد سرآهنگ اجرا شده بود و بعد از او ديگر كسي آنرا اجرا نکرد.
نورستان یکی از محرومترین و کوهستانیترین مناطق افغانستان است؛ جایی که زندگی با طبیعت سخت گره خورده است. در این میان، زنان نورستان ستون اصلی بقا و اقتصاد خانوادهاند. اما سهمشان از تصمیمگیری و مالکیت اندک است
همانطور که طالبان سرکوب خود علیه زنان و دختران را ادامه میدهند، افغانستان در آستانه بحران انسانی و اجتماعی بزرگی قرار گرفته است. جهان میبیند که سیاست مماشات، حتا از سوی قدرتهای بزرگ و دولتهایی که بهظاهر نگران حقوق بشر هستند، نتیجه جز شکست نداشته است.
«دوشیزه آرنت عزیز! باید امشب بیایم و با قلبت سخن بگویم. همهچیز میان ما باید ساده، روشن و خالص باشد. فقط در این صورت است که مجازیم و ارزش دارد همدیگر را ببینیم. تو شاگرد من هستی و من معلمت، اما این فقط فرصتی بوده برای آنچه میان ما رخ داده است.» (دهم فبروری ۱۹۲۵، نامه مارتین هایدگر به هانا آرنت)
وقتی خبر طلاق یک زن مهاجر میآید، خیلیها زود قضاوت میکنند و میگویند:
«اروپا خرابش کرد»
«آزادی اش زیاد شد»
«دیگر زندگی مشترک نمیخواهد، زندگی اروپایی میخواهد»
قرنهاست که زنان ترکمن این سرزمین، با دستانی ظریف و جانهایی فرسوده، معجزه میآفرینند.دستهایی که از کودکی تا پیری، بیوقفه در تار و پود قالین گره میخورند؛
و با این حال، از نشستن روی خیابان با لباسهای دستدوم تردید نکرد.
فقط برای اینکه حتی برای چند ساعت، زندگی کسانی را لمس کند که هر روز در آن شرایط زندگی میکنند…
در سالهای پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، بازداشت و زندانی شدن زنان به دلایل گوناگون به یکی از جلوههای آشکار نقض سیستماتیک حقوق بشر بدل شده است.
آمنه زنی چهلساله است که در مدت چهار دهه زندهگیاش همواره رنج دیده و انواع شکنجه را تحمل کرده است. او نیز همانند صدها زن در افغانستان، زمانی که تازه به مرحله بلوغ میرسد، مجبور به ازدواج شده و داستان غمانگیز زندهگیاش پس از آن آغاز میشود
تاریخ نام شما را نه با شعار «حقوق بشر» بلکه با ننگ معامله با توحش ثبت خواهد کرد. شما افغانستان را نه از سر ناتوانی، بلکه با آگاهی کامل از ماهیت طالبان، در نشست دوحه به دست گروهی سپردید که کارنامهاش سرشار از زنستیزی، سرکوب، شلاق، اعدام و تحقیر انسان است