ariana

ariana

Friday, June 29, 2018

زنان اوزبیک و شعر زنانه


سلامت تولقن     
تاریخ ادبیات اوزبیکی گرچه خیلی پربار است و به گذشته های دورمیپیوندد،اما افسوس که سیمای زنان در این درازنای زمان خیلی کمرنگ است و اگر هم از سده های دهم هجری/ شانزدهم میلادی سیمای زنان تورک/اوزبیک در تاریخ ادب و هنر 

  و و دانشفرهنگ رنگجلا یا تابنده گی و درخششی مییابد، آثار همه شان به زبان فارسی یا فارسی دری است و نه به زبان اوزبیکی یا تورکی قدیم
در اواخر سده هژدهم و اوایل سده نزدهم میلادیست که شعر زنان اوزبیک مانند درخت بامبو رشد میکند، یعنی همانگونه که درخت بامبو سالیان سال در زیر زمین به رشد خود ادامه میدهد و ناگهان سر از خاک بلند کرده، در یکسال به رشد کامل خود میرسد و تا بیست- سی متر قد میکشد، در این سده نیز شعر زنان اوزبیک به یکباره گی به رشد و بالنده گی رسید و شاعرزنانی نه فقط با چند شعر جسته و گریخته، بلکه با دیوانهای شعر اوزبیکی و فارسی ظهور کردند
نادره بیگم شهبانوی فرغانه با دفتر های شعر اوزبیکی و فارسی به میدان آمد و چون خودش شاعر و اهل دانش و فرهنگ بود، به تشویق شاعران و اهل هنر و فرهنگ، به ویژه شاعر زنان پرداخت که ثمره درخشانی داشت.
نادره بیگم، جهان آتین اوویسی، محزونه و دلشاد برنا از جمله شاعرزنان نامدار آن زمان اند که شعرهای شان با شعر شاعرمردان معاصر شان برابری میکند
گرچه تا اواسط سده کنونی هجری شاعرزنان اوزبیک و فارسی زبان شعرهای فراوانی سروده اند، اما این اشعار بیشتر روح و احساس مردانه داشت و سیماهایی که در شعر زنان به تصویر کشیده میشد، مانند شعر مردان بود. در این میان شعر نادره بیگم با چند مثال برجسته، نموداری از بازتاب معشوق مرد در شعر یک شاعربانوست. مثلن این بیتها
شمعدیک اورتاب تنیمنی احتیاط ایت دودینی
کیم کیراکلیدور سواد خط ریحانیغه دود
Sham’dek o’rtab tanimni ehtiyot et dudini
kim keraklidur savodi xatti rayhonig’a dud
یعنی: اگر تنم را به آتش میکشی، بکش، اما دودش را نگهدار که برای سیاهی خط ریحان یار ضروریست (نادره بیگم و شعرهای او، شفیقه یارقین، نشرکرده اکادمی علوم افغانستان، کابل:
۱۹۸۹، ص۷۷)
و یا این بیت که از ریش یا محاسن معشوق سخن میگوید
مشکین خطینگ بهاریده سیمین عذارسن
عنبر ساچر گل اوزره سقالینگدین اورگولای (همان، ص
۷۸)
 Mishkin xating bahorida siminuzorsan
Anbar sochar gul uzra soqolingdin o’rgulay
یعنی: رخسار سپید و خط مشکین داری. ریش یا محاسنت بر چهره ات عنبر میفشاند
و یا در این شعر که پس از مرگ شوهر تاجدارش امیرعمرخان حاکم فرغانه سروده است، او را به آدم و خود را به حوا تشبیه کرده و از فراق شوهرش فریاد و نوحه سر داده است
میندین اییردی دوران اول یار همدمیمنی
قایدین تاپارمن ایمدی شاه مکرمیمنی؟
حوا صفت جهانده ایزلارمن آدمیمنی
یاریمدین ایریلیبمن کیمگا دیین غمیمنی؟
دشوار ایکان جهانده تنهالیغ ابتلاسی (همان، ص
۷۹)
Mendin ayirdi davron ul yori hamdamimni
Qaydin toparman emdi shahi mukarramimni?
Havva sifat jahonda izlarman Odamimni
Dushvor ekan jahonda tanhilig’ ibtilosi
ترجمه: دوران مرا از یار همدمم جدا کرد، آن شاه مکرمم را حالا از کجا بیابم؟، مثل حوا در جستجوی آدم خویشم، درد جدایی از یار را به چه کسی بازگو کنم؟ وه، که چه دشوار است تنهایی!
و در این بیت خود را زلیخا و یار را شاه حسن یعنی یوسف خطاب میکند
گذرگاهیده تیکدیم کازه، پروا قیلمادی شاهیم
غرور حسندین یاد زلیخا قیلمادی شاهیم (همان، ص
۷۹)
Guzargohida tikdim koza, parvo qilmadi shohim
G’ururi husndin yodi Zulayxo qilmadi shohim
و یا در یکی از سوگنامه یا فرقنامه هایش خود را در چهره زلیخا، عذرا و شیرین، معشوق را در چهره یوسف، وامق و فرهاد میبیند
یوسف عشقیده بو ایشلارنی زلیخا قیلمادی
اوتتی وامق دهردین، یادینی عذرا قیلمادی
ماتم فرهادنی شیرین تقاضا قیلمادی... (همان، ص
۷۹)
Yusuf ishqida bi ishlarni Zulayxo qilmadi
O’tdi Vomiq dahrdin, yodini Azro qilmadi
Motami Farhodni Shirin taqozo qilmadi….
در افغانستان پس از جدایی مرزهای دو طرف آمو، اوزبیکها از هم جدا افتادند و با تغییر خط در آنسوی آمو از عربی به لاتین و بعد به سیریلیک و باز دوباره به لاتین جدید، این جدایی عمق بیشترو وسعت بیشتری یافت. در آنطرف آمو شعر و ادبیات اوزبیکی رو به شگوفایی گذاشت و در این طرف آمو بنابر سیاستهای ستمگرانه، تبعیضی و فاشیستی حکومتهای جبارگذشته و حال، زبان اوزبیکی بطور عمدی به سوی فراموشی و نابودی سوق داده شد. در مطبوعات هیچ چیزی به زبان اوزبیکی مجال نشر نیافت و شعر مردان اوزبیک در حلقوم شان خشکید، چه برسد به شعر زنان که تا امروز هم در اسارت است
نخستین بار در دهه دموکراسی یعنی در
۱۳۴۳/۱۹۶۵ میلادی در دومین شماره جریده خلق، یک شعر اوزبیکی از شرعی جوزجانی و در شماره بعدی بازهم شعر دیگری از همین شاعر به چاپ رسید، اما شعر زنان هنوز در انزوای خود فرو رفته بود تا اینکه در ۱۳۵۷/۱۹۷۸ میلادی انقلاب ثور با دستاوردهای خوب و بدش از راه رسید و اقوام مختلف ساکن این سرزمین حق سخن گفتن، نوشتن، شنیدن و به ویژه آموزش به زبان مادری خویش را به دست آوردند و کتابهای درسی به زبان اوزبیکی تألیف شد و در جراید یولدوز و فاریاب و جوزجانان و قلم و مجله ملیتهای برادر و غیره، شعر و داستان و مقاله اوزبیکی مجال چاپ و نشر یافت

همزمان با این تغییر و تحول سیاسی و اجتماعی، شاعربانوان اوزبیک نیز قلم به دست گرفتند و به خلق آثار ادبی، از جمله شعر پرداختند. من تعدادی از شاعربانوان پیشکسوت و صاحب دیوان را در کتاب «ایپک تاله لریIpak  Tolalari ) و تعدادی از شاعربانوان جوانتر و تازه کار را در کنار سایر شاعرمردان تازه کار در کتاب «یولدوزلر ایزیدن Yulduzlar Izidan» با شرح زنده گینامه و تحلیل آثار و نمونه هایی از شعرهای شان به معرفی گرفته ام. کتاب نخستین در کابل در
۱۳۸۸/۲۰۰۹ در ۱۲۲ برگ در چاپخانه اعتصام چاپ شد که در برگیر معرفی و شعر ۱۹ شاعربانوی اوزبیک است. نام این شاعران قرار ذیل است
دکتور شفیقه یارقین دیباج
کبرا کیوان
جمیله ایثار
فرشته بیگم
آصفه شاداب
ماریا سزاوار
مهریه مهری
شفیقه سخا یۉلچی
آی سلطان خیری
فوزیه یلدا
دلجان یۉلداش
حمیرا رستگار
ملا خیرالنساء سرپلی
سایره یعقوب زاده
نبیه مصطفی زاده
لیلا زارع
حمیرا محزون قاضی زاده
نسیمه صولت
معصومه سېوینچ

از این شاعربانوان سه تن نخستین این فهرست، شعرهای اوزبیکی شان را چاپ و منتشر کرده اند و اشعار سایرین در نشریه های مختلف و صفحات اجتماعی به نشر رسیده است
کتاب بعدی یعنی «یولدوزلر ایزیدن» در ۱۳۹۲/۲۰۱۴ میلادی در چاپخانه اعتصام در ۳۱۱ برگ در کابل به چاپ رسیده که دربرگیر معرفی و نمونه کلام ۴۹ تن از شاعران جوان و تازه کار اوزبیک میباشد. در جمله شاعرمردان، ۸ تن شاعربانو نیز شناسانده شده اند که نامهای شان به ترتیب تخلص و فهرست کتاب، قرار ذیل است
شگوفه آرزو
زلیخا امانی
فریده انیق
فهیمه سلطان خانکیلدی
سیاره صمدی
زهره کارگر
هنگامه مرادی
حماسه نوا عزیزی

بجاست اگر در این بخش مقاله، نظری بر شکل و محتوای شعر این شاعر بانوان داشته باشیم.
اکثر شاعران اوزبیک چه زن و چه مرد، چه سابقه دار و چه تازه کار، چه صاحب دیوان و چه بدون آثار مستقل چاپی، در اوزان عروضی شعر میگویند و بیشترینه شعرهای شان در قالب غزل و رباعیست، ولی گاهگاهی مخمس و مثنویهای کوتاه و تک بیت و دوبیتی هم میسرایند. در این میان شفیقه یارقین از سالیان دراز بدینسو به شعر هجایی و سپید و کوتاهه و هایکو رو آورده است که نمونه هایش در دو دفتر چاپ شده اش «آلیسدن بیر سیسOlisdan Bir Ses » (در ۱۲۹ برگ در کابل در چاپخانه مسلکی افغان) و «اویغاق توشلرUyg’oq Tushlar »(در ۱۰۸ برگ در کابل در چاپخانه الازهر) و نشریه های داخلی و برون مرزی، همچنان در فیسبوک و سایر سایتهای انترنتی دیده میشود
جمیله ایثار نیز در دفتر شعرش «بهار آرزوسیده Bahor Orzusida» که در ۱۳۸۸/۲۰۰۹ در ۴۲ صفحه در چاپخانه اعتصام با ویرایش و مقدمه شفیقه یارقین چاپ شده است، به تجربه یی در عرصه شکستن وزن میزند و بعدتر این کار را ادامه میدهد و همگام با زمانش به شعر نیمایی، هجایی و سپید بیشتر میپردازد. کبرا کیوان هم در دفتر شعرهایش «آلتین تاجOltin Toj » که دربرگیر شعرهای دری و اوزبیکی اوست و در ۱۵۳ صفحه در چاپخانه میرزا اولوغبیک در سال ۱۳۸۷/ ۲۰۰۸ چاپ شده است، وزنهای نیمایی و هجایی را در کنار اوزان عروضی به تجربه گرفته است. سیاره صمدی هم کار خود را با شعرهای عروضی آغاز کرد و در این فورمها خودش را نیافت و به تشویق استادش شفیقه یارقین به شعر سپید رو آورد و در این تجربه تازه به افقهای جدیدی دست یافت. امروز او به گونه مستمر به سرایش شعر سپید ادامه میدهد و کوتاهه و هایکو را نیز به تجربه میگیرد. شعرهای او در دفتری تدوین شده اند که به زودی با تقریض شفیقه یارقین چاپ خواهد.
اگر به موضوع شعرهای زنانه در ادبیات معاصر اوزبیکی نظر بیندازیم، به تنوع موضوعات برمیخوریم. موضوعاتی چون: وصف طبیعت، عشق، احساس مادرانه، وطنپرستی، مردمدوستی، پند و اخلاق، صلح و جنگ، شکوه از نابرابریهای اجتماعی، خشونت، بیان وضع نابسامان زنان و مسایل دیگر اجتماعی در این شعرها راه یافته اند، اما البته موضوع عشق، بیان هیجانات و حالات عاطفی شاعر، جای اول را دارد.