ariana

ariana

Thursday, March 1, 2018

زنان و نظریه سرمایه انسانی


تئوری سرمایه انسانی در مقابل سرمایه فیزیکی امروزه اعتقاد دارد در کنار دارایی ها و منابع طبیعی و ذخایر زیرزمینی، انسان ها سرمایه هستند و با سرمایه گذاری برای افزایش دانش و توانمندسازی انسان ها از همه زوایا می توان تولید را افزایش داد و به رشد وتوسعه نایل شد.
 

 توسعه نایل شد. بنابراین با تغییر دانش نگرش و مهارت افراد، ظرفیت تولیدی افراد ارتقا پیدا می کند وقتی ظرفیت تولید ارتقا پیدا کند مسلما رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی راحت تر اتفاق خواهد افتاد. این نظریه همچنین می تواند در سطح خرد وکلا ن آثار مطلوب خود را نشان دهد. به طور مثال در سطح خرد می تواند بازده خصوصی را افزایش دهد و در سطح کلا ن رشد و توسعه جامعه را به همراه داشته باشد. اگرچه این نظریه در ماهیت حساسیت خاصی نسبت به موضوع از خود نشان نداده است ولی با وارد نمودن مفهوم جنسیت و نقش زنان بر این تئوری می توان جایگاه اقتصادی ویژه ای برای زنان تصور نمود و ارزش اقتصادی فعالیت های آنان را مورد بررسی قرار داد. با این نگاه زمینه ای فراهم خواهد شد که زنان به عنوان عامل نیروی کیفی کار در جریان بهره وری و تولید خالص ملی ایفای نقش نمایند و با سرمایه گذاری در اطلا عات، دانش ها، نگرش ها و مهارت های زنان، ارزش اوقات فراغت آنها افزایش پیدا می کند و به جای ماندن در خانه وارد بازار کار و عرصه تولید خواهند شد با مطرح نمودن زنان به عنوان شهروندان فعال ونیز مهیا نمودن این زمینه که زنان در تصمیم گیری و فعالیت های اقتصادی نقش داشته باشند، یقینا شاخص های توسعه روند صعودی خواهد داشت. بنابراین وقتی نقش زنان در مدل های نظری مخصوصا در نظریه سرمایه انسانی جایگاه واقعی اش را پیدا کند آثار و تبعات مثبت خودش را به جا خواهد گذاشت.
اما آنچه که بدیهی به نظر می رسد این است که مشارکت زنان در بازار کار با سرمایه گذاری در سرمایه انسانی مشارکت زنان در بازار کار افزایش پیدا خواهد کرد، البته لا زم به توضیح است که تحلیل اقتصادی حضور زنان در بازار کار به عواملی نظیر سطح دستمزد، شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده و میزان دستمزد همسر هم بستگی دارد.
این سه عامل می تواند در بازار و دسترسی به منابع مالی و در نتیجه در توانمندسازی زنان بسیار موثر باشد.
ارتباط با سطح دستمزد به این معناست که دستمزد زنان باید در حدی باشد که بتواند هزینه فرصت هایی مثل ماندن در خانه و انجام امور خانه را جبران کند. اگر میزان دستمزد در بیرون از خانه کم باشد، مسلما خانم ها ترجیح می دهند در خانه باشند تا در بازار کار. شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده نیز عامل مهمی به شمار می رود.
شرایط بهتر اقتصادی و اجتماعی خانواده میل به کار در بیرون را کم می کند، یعنی اگر دستمزد مطلوبیت نداشته باشد و شرایط اقتصادی خانه هم خوب باشد، زنان ترجیح خواهند داد در خانه بوده و همان نقش سنتی را ادامه دهند. سومین عامل سطح دستمزد همسر است که در صورت دریافت حقوق و دستمزد بالا ، میل به ماندگاری زنان در خانه و سرگرم شدن به خانه داری و تربیت فرزندان بیشتر خواهد شد، در ارتباط با نقش زنان در خانواده و اقتصاد موضوع دیگری نیز قابل توجه می باشد که زنان در روستاها بیشتر از زنان شهرنشین در تولید و در کار و فعالیت اجتماعی نقش دارند. این تحقیق نشان داده که زنان روستایی بیشتر از دوسوم اوقات خود را صرف زراعت و دامداری و فعالیت های خدماتی، تهیه خوراک
، رسیدگی به بچه ها و فعالیت های بازاری و غیربازاری می کنند
روزنامه مردم سالاری

Virus-free. www.avast.com