ariana

ariana

Tuesday, January 10, 2017

نقدهای مطرح شده برتفاوت جنسی

 
تیوریسینهای تفاوت جنسی،چه آنها که کارشان استوار برسنتهای فمینیسم رادیکال ویا بنیانهای روانکاوانه است،بر ویژگی تن یافتگی زنانه تاکید دارند؛

 افقی که وقتی تن مرد به عنوان هنجار انسان در نظرگرفته شود ناپدید خواهد شد. برای بسیاری ازاین تئوریسینها تفاوت جنسی بنیادی و تغییرناپذیرست. رزی بِرِی داتی ادعا میکند «زن بودن همیشه، پیشاپیش، پیش شرط بودشی فرد شدن اگزیستانسیالیستی من بوده است» 26.
الیزابت گراز بر «فروکاست ناپذیری ویژگی تن زن، تن همۀ زنان، مستقل از طبقه، نژاد و تاریخ» اصرار می
ورزد 27. برای هرودوی این تئوریسینها طبقه و نژاد قابل تغییرند ولی هویتها، درون یک طبقه بندی جنسی که پیشینگی دارد، تار و پود مییابند. برای گراز، مرکز ثقل طبیعت بنیانی و غیرقابل اجتناب تفاوت جنسی درپروسۀ جسمانی تولید مثل است. گرچه او میپذیرد که راههای تجربه شدن [تفاوت جنسی] عمومیت ندارند، اما به هرحال ادعا میکند که «تفاوت جنسی افقی است که براساس شرایط خودش ظهور نمیکند اما درامکان وجودی هر باشندهای حضور پنهان دارد». چنین تفاوت جنسیای نه هویت جنسی به بارمیآورد، نه راهی که زنان ازآن طریق تن خودشان را تجربه میکنند تعین میبخشد، چرا که با وجودی که از نظر تاریخی و اجتماعی متغیراست، اما، شرطیست که هویتهای جنسیت یافته را امکان پذیر میکنند. یکی ازنتایج چنین نقطه نظری رد امکان ترانس سکسوالیته است. «برای کسی ازیک جنس، تجربه و واقعیت زندگی شدۀ کسی ازجنس دیگر، همیشه حالتی بیگانه و ناهموند خواهد داشت» 27. برخلاف رویای ترانس سکسوال، مردها، حتی با عمل جراحی، هرگز قادر به احساس و تجربۀ اینکه زن بودن و مثل زن زندگی کردن یعنی چه نخواهند بود.
موضع تئوریسینهای تفاوت جنسی دررابطه با موقعیت بنیانی و همچنین غیرقابل اجتناب بودن تفاوت جنسی به نکته تخالف کلیدیای بین آنها و تئوریسینهای پساساختارگرائی که تحت تاثیر فوکو و دریدا بودند تبدیل شد. سیستماتیکترین تفصیل چنین نگرشهای پساساختارگرایانهای را میشود درکار جودیت باتلر پیدا کرد 28. باتلر یادآور شد که حملۀ ایریگاری به انگارۀ تن زن که در نوشتههای فیلسوفان و روانکاوان پیدا میشود، حملهای مشخص به یک سنت غربی مشخص است. سنتی که جهانشمول نیست. استدلال باتلر اینست که « اذعان نکردن به عملکرد مشخصِ فرهنگیِ ستم جنسی، خودش نوعی امپریالیسم شناخت شناسانه است». تلاش برای به شمارآوردن فرهنگهای «دیگر» به عنوان توضیحاتی اضافی بر زبان نرینه مداری جهانی، با خطرتحت انقیاد درآوردن [تفاوتها] تحت عنوان مشابه همراه است. تفاوتهائی که وجودشان ممکن است ایدۀ کلیت پذیری را مورد سئوال قراردهد. همچنین اسپی وک، درمورد پروسهای که ازآن طریق زنان غربی خودشان را به عنوان زنِ جهان شمول ابداع میکنند هشدار میدهد 29. این اتهامات نشانۀ نیاز به احتیاط هنگام مورد مداقه قراردادن و ابداع نمودشهای تنانه است. چراکه به عهده گرفتن مسئولیت نگرش به چنین پروسههایی باید به شکلی صورت گیرد که توجه به راههایی که نمودشهای تنانه با دیگر صور هویت اجتماعی درهم آمیختهاند و اینکه اینها چگونه در زمان و مکانهای مختلف تغییر میکنند را در برداشته باشد.
 
 
 
 
 



Avast logo
This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com