ariana

ariana

Friday, May 27, 2016

چرا سوسیالیست ها باید فمینیست باشند؟

 نیکول اشآف -مترجم:پروین اشرفی
ستم برزنان،هم درجامعه ایالات متحده وهم درسطح جهان، چند بعدی است – شکاف جنسیتی در حوزه های سیاسی، اقتصادی واجتماعی تأکیدی است.

 
براینکه چرابرای خلاصی خود از سلطه سرمایه،سوسیالیست ها باید فمینیست نیز باشند.
اینکه یک زن بالاخره امکان می یابد رئیس جمهور ایالات متحده بشود، فقدان کامل رهبری زنانه، هم در ایالات متحده و هم در سراسر دنیا را برجسته مینماید. علیرعم زنان قدرتمندی مانند آنگلا مرکل، کریستین لگارد، جانت یلان و دیلما روسف، تعادل جنسیتی در دنیای سیاسی و سرمایه داری همچنان غیرمنصفانه باقی مانده است. تنها 4 درصد از روئسای مدیران اجرایی در 500 شرکت، زن هستند و اکثر هیئت مدیران شرکت ها، فقط دارای چند عضو زن هستند، البته اگر اصلا عضو مونثی داشته باشند.
در سرتاسر دنیا 90 درصد از روسای حکومتها مرد هستند و در فوروم اقتصادی دنیا در سال 2015، فقط 17 درصد از 2500 نماینده حاضر در آن زن بودند. ضمنا برای اولین بار در سال 2013 زنان، 26 کرسی نمایندگی را در سنای ایالات متحده از آن خود ساختند.
برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، زنان در ایالات متحده در مورد حقوق برابر و پوشش های قانونی و همچنین در مورد دسترسی مشابه با مردان به آموزش، تغذیه و مراقب های بهداشتی درمانی خیلی کلی صحبت کرده اند.
زنان در تحصیلات عالیه بهتر از مردان عمل کرده اند، اما آنها به سطوح قابل مقایسه ای از موفقیت یا ثروت، دست نیافته اند و همچنان به آنها برخورد کلیشه ای میشود و در رسانه های عمومی نمایندگی نمیشوند. حمله به حق باروری زنان، بی وقفه ادامه دارد و نرخ خشونت بر علیه زنان، پس از یک کاهش طولانی شدید در طول سال های 1990، هنوز از سال 2005 به بعد تکان نخورده است.   
در عین حال، تصمیم گیری برای ایجاد تعادل بین زندگی در خانه و زندگی کاری، با در نظر گرفتن افزایش همیشگی هزینه مسکن و نگهداری از کودکان، به همان دشواری همیشگی است. با گذشت 50 سال از تصویب ماده قانونی مزد برابر در سال 1963، زنان جملگی وارد بازار کار شده اند. امروزه 60 درصد زنان در خارج از خانه کار می کنند. حتی احتمال کارکردن مادران مجرد و متأهل بیشتر است، از جمله 57 درصد از مادرانی که کودکان زیر یک سال دارند، شاغل می باشند.
اما زنانی که تمام وقت هم مشغول به کار هستند هنوز 81 درصد مزدی را که مردان دریافت میکنند، کسب مینمایند – رقمی که براثر کاهش سریع دستمزد مردان در سال های اخیر (به غیر از مزد فارغ التحصیلان کالج) افزایش یافت.
اختلاف دستمزد، با شکاف جنسیتی در کار تطابق دارد. زنان در بخش های خرده فروشی، خدمات و بخش های غذایی – که مرکز رشد مشاغل جدید می باشد – تفوق دارند و فمینیزه شدن کار "مراقبت" حتی رسما بیان میشود. علیرغم دستاوردهای اخیر، مانند تعمیم قانون استانداردهای منصفانه کار به کارگران خانگی، کار مراقبت هنوز بعنوان کار زنان و کم ارزش دیده میشود. به مشاغل مربوط به مراقبت دستمزد کم پرداخت میشود، مشاغلی که تحقیر، آزار و اذیت، ضرب و جرح و سرقت دستمزد در آن رایج می باشد. 
علاوه بر تفاوت های آشکار بین تجارب مردان و زنان در ایالات متحده، تأثیرات موذیانه تر سکسیسم در طیف وسیع تری نیز وجود دارد. فمینیست هایی مانند
Bell Hooks استدلال می کنند که سکسیسم و نژادپرستی در همه گوشه های جامعه نفوذ دارد و روایات غالب قدرت، از نگاه های سفید و دگرجنس گرایانه به زندگی تجلیل به عمل می آورند.
با دختران و پسران از همان بدو تولد رفتارهای متفاوتی میشود و کلیشه های جنسیتی در خانه، و مدرسه معرفی میگردند و جاودانگی روزمره گی زندگی زنان، هویت ها و گزینه های آنها را شکل میدهد.
سکسیسم همچنین نقش کمتر آشکار، اما مهمی را در کسب سود ایفا میکند. سرمایه داری از همان آغاز خود، به کار بدون مزد در خارج از بازار کار (بطور عمده در خانه) که عنصر ضروری ای برای انباشت سرمایه را فراهم میسازد، متکی بود: کارگرانی که باید بوجود آیند، پوشاک و غذایشان فراهم گردد، اجتماعی شده و به آنان عشق ورزیده شود.
این کار بدون مزد، شدیدا جنسیتی است. اگرچه نسبت به گذشته اکنون مردان بیشتری در کارهای خانه و پرورش کودک شرکت می کنند، اما هنوز بازتولید اجتماعی در درجه اول بعهده زنان است، زنانی که انتظار میرود سنگین ترین بار وظایف خانگی را به دوش بگیرند.
بسیاری از زنان نیز به کار مزدی در خارج خانه میپردازند در حالیکه کار خود در خانه را به "شیف دوم" تبدیل مینمایند. بدین ترتیب بر زنان ستم مضاعف روا میشود – در کار استثمار میگردند و در بازتولید اجتماعی نیروی کار، بعنوان کارگر به رسمیت شناخته نمیشوند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



Avast logo
This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com