ariana

ariana

Tuesday, April 12, 2016

خشونت خانگی و کنترول زنان در فضای مجازی

در روزهای گذشته خبری درباره قتل یک زن به خاطر عضویت در تلگرام مقتول زن جوانی بوده که توسط همسر خود به قتل رسیده است.
 
متهم درباره انگیزه قتلش به خبرنگاران گقته است: «همسرم از چندی پیش و از طریق شبکه‌های مجازی در چندین گروه عضویت داشت و این در حالی است که من با اینگونه ارتباطات مشکل داشتم و مخالف آن هستم؛ به همین علت از او خواسته بودم که از این شبکه و گروه‌ها خارج شود اما با این وجود، او همچنان به ارتباطات مجازی خود ادامه می‌داد و همین موضوع زمینه اصلی آغاز درگیری‌های من با همسرم شده بود؛ حتی در یک مقطع زمانی نیز از همسرم خواستم تا دیگر به محل کارش نرود اما او با این موضوع نیز مخالفت کرد و اصرار داشت تا همچنان به سرکار برود. تمامی این علت‌ها باعث شده بود تا فاصله [عاطفی] من و همسرم از یکدیگر افزایش پیدا کند و دائما با یکدیگر درگیری و نزاع داشته باشیم.»
این اولین بار نیست که خبر قتل زنان توسط همسرانشان منتشر می شود. مساله قتل‌های ناموسی که در گذشته وجود داشته اکنون با گسترده شدن فضای مجازی شکل دیگری به خود گرفته است و در جامعه ایران به یکی از ابزار اصلی اعمال خشونت، قتل، تهدید و کنترل زنان در خانه و در بیرون از خانه تبدیل شده است.
رفتار کنترل‌گر چیست؟
نگاهی آسیب شناسانه به تمامی موارد خشونت‌های این چنینی در زندگی مشترک به خصوص میان زوج‌های ایرانی نشانگر توسعه و عادی سازی رفتاری است که روانشناسان از آن به عنوان رفتار کنترل‌گر یاد می‌کنند. باید گفت که بروز رفتار کنترل‌گر تنها در میان زوج‌های ایرانی و همینطور روابط مشترک در ایران نیست، رفتار کنترل‌گر در بسیاری از نقاط دنیا یکی از دلایل اصلی جدایی در زندگی مشترک و همچنین بالا رفتن میزان خشونت‌های خانگی علیه زنان است. اما تفاوتی میان رفتار کنترل‌گر در میان روابط اجتماعی در ایران، در خانه و در کلیت ساختار جامعه با کشورهای دیگر وجود دارد و آن فرمالیزه شدن این رفتار، درونی‌سازی و عادی کردن و شکل قانونی و توجیه کردن‌ آن در نظام اجتماعی خانواده و محیط بیرون است.
اغلب تئوری‌های جامعه شناسی و نقدهای مربوط به تئوری قدرت در نظریه‌های فمینیسم بر این باور است که قدرت و کنترل در واقع عوامل زیر بنایی ایجاد فرم‌های مختلفی از خشونت‌های جنسی و انواع دیگری از خشونت‌ها توسط شریک زندگی هستند. کنترل در روابط مشترک، می‌تواند یکی از روش‌هایی باشد که در آن یکی از طرفین، اغلب مردان، تهدید‌ها و آزار‌های روحی و روانی را برای کنترل شریکش به کار می‌گیرد که عموما این شریک زنان هستند.
مطالعات نشان داده است که رفتار کنترل‌گر در میان مردان ارتباط عمیقی با میزان خشونت فیزیکی و خشونت جنسی دارد و به نوعی بازتاب قدرت برای مردان است. بر طبق این تحقیقات، مردانی که کتک زدن زنان را برای کنترل کردن و تنبیه زنان توجیه می‌کنند، عموما از لحاظ فیزیکی خشن‌تر از مردانی هستند که این باور را ندارند. در همین تحقیقات رفتار کنترلی در مناطق مختلفی از جمله بریتانیا، آفریقای شمالی، آسیا و خاورمیانه مورد بررسی قرار گرفته و نتیجه تحقیقات نشان داده است که بازشناسی این رفتار می‌تواند به جلوگیری از آسیب‌های خشونت‌های روانی و جسمی و جنسی علیه زنان بینجامد. در این تحقیقات نشان داده شده است که هر چه قدر عادی سازی نقش‌های سنتی، بیشتر در روابط و در خانواده جلوه کند، نهایتا عادی سازی رفتار کنترل گر بیشتر خواهد شد.
در نظام خانواده رفتار کنترل گر بیانگر میزان تقیسم قدرت میان زن و مرد در روابط است. هر چه قدر میزان قدرت در چرخه نظام خانواده به سمت مرد رود، نهایتا میزان کنترل بر زنان در همان نظام افزایش می‌یابد. نتایج این میزان بازپس گیری قدرت از زنان در تصمیم گیری، تصمیم‌گیری برای زنان، منع آنها از ارتباط با دیگران، حق دخالت در امور شخصی و فردی، گرفتن هویت فردی از زنان با تقبیح یا سرزنش هر کاری از زنان در روابط خانواده است. قدرت فرمالیزه شده در نظام خانواده نهایتا تسلط مطلق را به مرد می‌دهد و هر گاه زن یا هر عضوی از خانواده در برابر این چرخه قدرت بایستد، نهایتا منجر به بروز رفتارهای خشن، خشونت‌های فیزکی و جنسی و حتی آزار روانی در محیط خانواده می شود. در سال‌های گذشته به خصوص در جامعه ایران، حضور زنان در بازار کار این چرخه قدرت در خانواده را برهم زده است و همین امر موجب توسعه خشونت‌های فیزیکی و جنسی در نظام خانواده شده است. اما در جامعه ایران این مساله قابل توجه است که این عادی سازی و فرمالیزه کردن قدرت از نظام بالاتری یعنی حکومت شروع می‌شود و به صورت چرخه ای مستمر در خانواده هم ادامه پیدا می کند.
 
 
 
 
 



Avast logo
This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com