ariana

ariana

Wednesday, November 25, 2015

فرامرز تمنا: زنان از گلیم معرفت تا اقلیم معیشت

اظهارنظر
فرامرز تمنا، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان و استاد دانشگاه در کابل، می‌گوید
 
 
مادر بودن و عواطف مادری لزوما امری غریزی و ذاتی نیست و برساخته مردسالارانه از نظم اجتماعی متعارف است
با آنکه از مطالعه کنندگان پایدار پژوهش‌های زن‌محور هستم و بعضا به تفاوت‌های اندک "خَلقی" و "خُلقی" بین زن و مرد قایلم، باز هم تصور اینکه اگر مرد نمی‌بودم و به عنوان یک زن، شرایط دستیابی به جایگاه علمی- سیاسی فعلی خویش را به ارزیابی و داوری می نشستم، تا سه ماه قبل برایم بسیار دشوارتر از امروز بود.
اما حالا داستان زندگیام روایتی دگرگونه یافته است. دلیلی واضح در پی این دگرگون‏گی ژرف نهفته است: چند ماهی است که به دلایلی، فرزند خردسالم سیاوش با من زندگی میکند.
در ابتدا نگهداری طولانی‌مدت از کودکی که کمی بیشتر از یک و نیم سال عمر دارد، آنهم در غیاب مادرش در نظرم بسیار سخت می‌نمود. اما گذراندن زمان بیشتر با او، ورود به دنیای کودکانه و مملو از نشاط او و مداقه در رفتارها، خواستهها و واکنشهایش، روابط عاطفی و پیوند روحی که از گذشتهها نیز با فرزندم داشتم را، روز‌به‌روز ژرفای بیشتری بخشید.
دیدگاه‌‌های دیگر را در این صفحه ببینید
حالا که به او و خودم، پیوندها و کنشها و واکنشهایمان و حتی نگاه‌هایمان به همدیگر میاندیشم، میبینم که این فضای عاطفی که میتوان عشق بی‌همتای پدر و پسر هم نامیدش، کم‌کم دارد من را به این باور میرساند که مادر بودن و عواطف مادری (به جز امور مرتبط به زایمان و شیردهی) لزوما امری غریزی، ذاتی و از پیش تعیین شده نیست، بلکه یک برساخته مردسالارانه از نظم اجتماعی متعارف است؛ این تقسیم مصنوعی وظایف، راهی بوده برای زندانی ساختن زنان در خانه و فروکاستن توانمندیهایشان به زادن صرف و پرورش فرزندان و سایر مسایلی که ریشه در نگاه مردباورانه انباشتی در فرهنگ و تاریخ ما دارد.
این نگاه مردسالارانه و قرائتها و برداشتهای مذکر از فقه و تفسیر و احکام دین، و به تبع آن قانون، و مردانهسازی فضای زیستی- فرهنگی و اداری تنها تعیین‌کننده مرز بین پدر بودن و مادر بودن نیست؛ بلکه این مرزبندی‌های عامدانه برای در "کجا" قرار گرفتن این مرد و این زن هم کارآیی داشته است.
کمتر و بیشتر، در تعداد زیادی از کشورها، حتی در نمونههای پیشرفته، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم موضوع جنسیت از رویه‌های برجسته در پشت پرده تصمیمگیریهاست، چه در تبعیض مثبت و چه منفی. بویژه این خود و دگرسازی‌های جنسیت-بنیاد در کشورهای جهان سوم از جمله کشورم افغانستان، باعث آن شده که نسبت به زنان، مردان بیشتری بتوانند بر کشتی قدرت و سیاست سوار و در آن پارو بزنند.
در یک زمینه زنباورانه، ما در افغانستان نسبتا با یک فضای اجتماعی متصلب، فرهنگ اداری مردسالارانه، ساختارهای تعامل اجتماعی از خانواده گرفته تا دانشگاه "زن ستیز" و به صورت کل جامعه "مردباور" مواجه هستیم که این عوامل در کنار نظم خانوادگی پدرسالارانه، باعث شده بستر و فرصت تبارز اجتماعی برای زنان کمتر از مردان باشد.
در کنار همه اینها من بحث دیگری را نیز به اجمال میگشایم، و آن بحث اهمیت مهارت و درایت زنان در احراز مقام‌های بالا و نیمه‌بالای دولتی و سیاسی است.
شاید اگر این عامل را با سایر عوامل بومی و فرهنگی قیاس و ارزشگذاریاش کنیم، در سیر تکوین جایگاه زنان، وزن این متغیر بسیار بالاتر از سایرین باشد. حداقل در نظام‌های مردمسالار که افغانستان هم از نوع "جوان" آنهاست، مهارت و دانایی بانوان تنها پادزهری است که زهر مردسالاریهای قرون وسطایی را دفع میکند.
از این رو برغم همه مشکلات ساختاری و فرهنگی که در جامعه افغانی وجود دارد، باور من این است که اگر یک زن درایت و دانایی کافی داشته باشد، میتواند بر مسند قدرت و سیاست تکیه زند. حتی اگر یک زن همین قدر از دانایی که من اندکش را دارم میداشت، میتوانست در جایگاهی که من امروز هستم و حتی فراتر از آن قرار بگیرد و سرنوشت نوتر و روشنتری را برای مردم خویش رقم زند.bbc
 
 
 
 
 



Avast logo
This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com