ariana

ariana

Sunday, April 19, 2015

می ترسم

فاطمه فرمان 
من میترسم
از خودم
تو
او
همه
میترسم!



قوی هستم
اما از قدرت میترسم
من از نیستی
از پوچی
از این دنیای نومیدی
از این فردای مبهم
میترسم!

قدرت فکر کردن دارم
اما از این هم میترسم
من از جلاد و قاتل ها
از این دشمن
از این ظلم و ستمگرها
میترسم!

جنگیدن بلدم
اما از خون میترسم
من حتی از تو میترسم
تویی که دوست اسمت هست
من از این دوستی ها
از این مهر و محبت ها
من از عشق امروزی هم
میترسم!

من خود شیرینم وُ لیلی
اما فرهاد و مجنون ها رو میترسم
من از حرفهای نجواگون
از این نگاه معنی دار
میترسم!
من از پاکی
از این تطهیر بودنها
میترسم!

من از شاکی شکایتها
از این حکم و قضاوت ها
میترسم!
من از مظلومیت
از فقر
من از چشم یتیمانه
من از آه های سینه سوز
من از غم های مادرها
از اشکهای روی گونه
از مرد هایی که این روزا
کمرخم کرده زیر فقر
میترسم!

من از بارون از طوفان
و بیشتر از همه از سیل
میترسم!
من از سقف ترک دار وُ
از این دیوارهای سست
میترسم!
من از پای برهنه وُ
لباس وصله دار یه غریبه وُ
صورت سرخ سیلی خورده ی یک زن
میترسم!

من از عدل خدا هم میترسم
من, میتونم نترسم
اما از نترسیدن هم میترسم
من از این ترس میترسم!

 
 
 
 
 



This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com