ariana

ariana

Tuesday, February 24, 2015

يک دختر پوليس، پدر طالبش را شامل پروسۀ صلح نمود

يک دختر که در قوماندانى امنيۀ جوزجان پوليس است، پدرش را که در صف مخالفان مسلح قرار داشت، متقاعد ساخت که با روند صلح يکجا گردد.

نجيبۀ ١٨ ساله ميگويد که با تمام دشواری ها و ممانعت و جبر طالبان در ولسوالی قوش تپۀ جوزجان، از چنگ طالبان فرار کرد و به صفوف پولیس پیوست.
به نقل از پژواک، وى که دختر سادۀ روستایی است و تا صنف ششم مکتب و پنج سال دیگر مدرسه را در قریه شیربیک قوش تپه آموخته است، گفت که زندگی اش در آغاز جوانی دستخوش طوفان حوادث شده و شماری از افراد مخالف، با دخالت در زندگی شخصی آنها خواستند تا وى را به عقد نکاح خود در آورند و مانع شوند که به صفوف نیروهای پولیس راه پیدا کند.
نجیبه افزود: "پدرم در صفوف مخالفان مسلح کار میکرد و من همراه با مادر دو خواهر و هفت برادرم تنها زندگی میکردیم."
وی علاوه کرد از اینکه پدرش مصروف جنگ علیه دولت بود، آنها شب ها را تنها در خانه سپری مى نمودند.
اين دختر گفت: "مه همیشه یک موضوع در ذهن خود داشتم و آن اینکه میخواستم پولیس شوم."
نجیبه افزود که وقتی طالبان از تصمیم وى آگاه شدند، یک شب بیست نفر مسلح به خانه آنها ریختند و وى را دست و پا بسته با خود بردند. پدرش در خانه نبود و مانند همیشه با همقطارانش در دشت و کوه آواره بود.
وى که در قوماندانى امنيۀ جوزجان به حيث پوليس جنايى وظيفه دارد، گفت: "شش روز تمام زیر شکنجه طالبان بودم و یک قوماندان آنها که اسمش بخاطرم نیست، میخواست مرا به عقد نکاح خود درآورد و مانع شود که من سرباز پولیس شوم."
اين پوليس افزود که طالبان لت و کوبش کردند و سرانجام یکی از دوستان پدرش پیدا شد و به طالبان گفت که وى سرباز نمیشود و به اين ترتيب، وى را از چنگ طالبان آزاد ساخت.
نجيبه گفت که وقتی به خانه برگشت، به مادرش گفت که دیگر در ولسوالی بوده نمیتواند و با شش برادر، مادر و یک خواهر به شبرغان مرکز جوزجان آمده و به خانه امن پناه بُرد.
اين دختر افزود: "تصمیم من قاطع بود و میگفتم  که هیچگاه به طالبان سر خم نمیکنم و سرانجام به آرزویم نایل گشتم و اکنون میخواهم که از طریق پوشیدن یونیفورم پولیس، برای مردم خدمت کنم."
وی علاوه نمود که بعد از مدتی توانست با پدرش تماس بگيرد و او را قناعت بدهد که دست از مخالفت با دولت بردارد و به پروسه صلح بپیوندد، که همينطورهم شد و پدرش ديگر نخواست که در کوه و دشت آواره باشد.
نورالحی پدر نجیبه گفت: "من سه ماه تمام با طالبان کار کردم، ولی هیچگاه شاهد کار مثبت آنها نبودم و آنها مرا فریب دادند و من نادانسته با آنها یکجا شدم،  ولی به جز از قتل و ویرانگری کار دیگری از آنها ندیدم."
اين پدر افزود که چندی قبل، دخترش با وى در تماس شد و خواست که دست از جنگ بکشد، سرانجام حرف های دخترش را پذیرفت و به پروسۀ صلح پيوست.
پدر نجيبه علاوه کرد که برای یکی از رانندگان، ده هزار افغانی داد تا وى را به ساحه دشت لیلی انتقال بدهد و خود را با یک تفنگچه و بمب های دستی تسلیم پولیس نمود.
نورالحى گفت که اکنون در کنار خانواده اش خوش زندگی میکند و هشت هزار افغانی از سوی شورای مشورتی  صلح معاش میگیرد و دخترش نیز هشت هزار افغانی از پوليسى معاش میگیرد و کدام مشکلی ندارند.
وى افزود: "من سال ها قبل در کابل در وزارت داخله افسر بودم و در این اواخر، زندگی ام را از طریق تعویذنویسی سپری میکردم که شکار حرف های طالبان شدم، ولی متوجه شدم که به جز از بدبختى، فايده اى ندارد و خواستم تا در کنار خانواده ام یک زندگی آرام و خوش داشت باشم."
در این حال نجیبه "قریشی" ریيس امور زنان جوزجان گفت که شهامت نجیبه قابل قدر است؛ زیرا وى با درنظرداشت همه دشواری هايی که در برابر زندگی داشته، مبارزه نموده است .
وى افزود: "پس از آنکه ما دریافتیم که نجیبه میخواهد آزاد زندگی کند و سرباز شود، برایش زمینه سازی کردیم و او را به قوماندانی امنیه معرفی نمودیم."
خانم قریشی علاوه کرد که این دختر توانست پس از مدتی، پدرش را  متقاعد سازد که از جنگ دست کشيده و صلح را برگزيند.
رييس امور زنان جوزجان گفت که  شهامت اين دختر، میتواند دختران دیگری را که در موقف نجیبه قرار دارند، از اسارت برهاند و به آنها هم تفهیم کند که با ناملایمات مقابله نمايند.
 
 
 
 
 



This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com