ariana

ariana

Friday, October 10, 2014

نظام فیودالی و وضعیت زنان درین نظام

 شیرین نظیری
فیودالی نوعی نظامی که ، متعلق به زمین  بود و این نظام در طی دوره معین تقریباً در سراسرجهان، به شمول کشوری عزیزما که یک کشور زراعتی و دارای آب و هوای مساعد، برای زرع هرنوع نبات است مسلط گردید.
"
 
 
 
"متاسفانه هم اکنون نیز، ریشهً های این نظام غیرعادلانه در بعضی قریه جات ما وجود داشته و توسط جابران پول ، زور و قدرت آبیاری می گردند."          
   نظام فیودالی نظر به دوره قبلی خود یعنی برده گی نسبتاً آزاد تر و مترقی تر بود و دهاقین در بعضی موارد استقلالیت های نسبی خود را داشتند . پروسه تولید قسمی بود که دهقان قطعه زمینی را ازمالک و یا ارباب خود ، برای پیشبرد معیشت خود و فامیل خود به اجاره می گرفت و در ختم سال او موظف بود که مبلغ تعین شده از طرف ارباب خود را به صورت نقدی، جنسی و یا هم  به شکل خدمتگار درمنزل شخصی ارباب تادیه نماید و یا هم هفته دو و یا سه روز در سایر قطعات زمین ارباب کار نماید. بدین ترتیب دهقان ناچار بود  تا تمام عمرخود را صرف خدمت ارباب یا زمیندار نماید. تفاوتی که سرف و یا دهقان با برده داشت درین بود که دهقان مستقیماً درمعرض فروش قرارنمی گرفت ولی هر گاهی که مالک و یا ارباب آن زمین را به  فروش می رسانید  دهقان بیچاره ضمیمه با زمین به دارائی ارباب نو می درآمد.                               
هنگامی که دهقان ازدواج می نمود در بعضی مناطق ، زن او در شب اول به مالک آن تعلق می گرفت واگراین زن قشنگ و زیبا می بود ناچاربود،ازهمان شب اول به بعد درهرزمان، خواست مالک خود را برآورده سازد.             زن و دختردهقان  می بایست برای خوش نگهداشتن مهمانان ارباب  می رقصیدند ، می نوازیدند و می خواندند. سرکشی ازحکم واوامرارباب مجازات شدید تا سرحد قتل زن و مرد دهقان را داشت.

" بارها درکشورعزیزما چنین اتفاق افتاده که توسط ارباب و پسران اودختران وزنان رنجدیده دهقانان مورد تجاوز، لت و کوب وحتا کشتار قرارگرفته اند" در دوره فیودالی، ازدواج قراردادی بود که در آن مرد مؤظف به حمایت و تامین معاش زن و زن نیز مؤظف به تبعیت از مرد می گردید. زیرا زنان درین دوره فاقد حق مالکیت بر وسایل تولید و معیشت شان بودند و ازینرو نمی توانستند درخارج ازمنزل برای خود کار کنند. مانند دهاقین که فاقد زمین بودند وتنها برروی زمین ارباب کارمی کردند و درتحت حمایت و تابعیت ازمالک خود قرارداشتند. بنا به همین دلیل بود که زنان نیزبرای تامین معیشت خود مانند دهقانان ناچار به تبعیت ازمردان بودند.
زیرا زن از حق داشتن وسایل تولید ، حق کار بیرون از منزل محروم بود. می بایست برای زنده ماندن خود و کودکانش ازمردی خود اطاعت کند. دردوره فیودالی رابطه میان تمام افراد جامعه ازدهقان وارباب گرفته تا شاه و رعیت وزن وهمسرو فرزند, همه برمبنای بنده گی وآقائی، تابیعت وحمایت قرارداشت و یگانه راه امرارمعیشت وادامه حیات بود. این رابطه اجتماعی استقلالیت زن را ازوی گرفته بود اونمی توانست تنها باشد وهم چنان مجبوربود که برای بقای خود ازدواج کند زیرا به حمایت کسی نیازداشت درغیرآن در تحت حمایت پدروبرادرخود باقی می ماند، درواقعیت برای او جائی خارج از خانواده برای کار یا زنده گی وجود نداشت.  یکی ازعوامل بدبختی زن که او را واداربه اطاعت از مرد ساخته بود تا زمانی که درخانه پدرش می ماند ،  باید از پدرو برادربزرگ اش اطاعت می کرد و زمانیکه به خانه شوهرمی رفت باید پیروی همسرمی بود.                                    درکشورما متاسفانه که هم اکنون این رابطه وجود دارد. حتا زن تحصیل کرده یی ازجمله  خانواده این نگارنده، که دارای شغل بسیارخوب بوده و مدت
30 سال می شود که درخارج ازمنزل ایفای وظیفه می نماید. بدون اجازه همسر،پا به بیرون ازشهرگذاشته نمی تواند  البته این رابطه زشتی است که با به وجود آمدن حکومت طالب ها درکشورما به وخامت گرائیده است.
طالب ها ایده ها وروش های قرون وسطائی را نافذ نمودند و تا که توانستند زن را درتحت ضربات خرد کننده خود قراردادند وآ ن را ازحق کار، حق تحصیل ،حق سفر، حق انتخاب لباس، حق انتخاب همسر، حق مالکیت .... محروم ساختند ،عده یی ازین زنان به خاطر دریافت لقمهً نان دست به گدائی درجاده ها می زنند ، عده یی هم خود سوزی نمودند و بعضی ازین خانواده ها با فامیل های شان به مواد مخدر پناه بردند و یا اینکه به کشورهای همسایه فرارنمودند.هزاران زن بیوه راکه نان آوران کودکان یتیم شان بودند درچهاردیواری خانه ها محبوس نمودند و خود هیچ مسؤولیتی در برابر زنان و کودکان بعهده نمی گرفتند. این همه ترس و وحشت در میان زنان منورما ،از زمان زمامداری طالب های زن ستیزبوجود آمده که حتا از همسران و پسران بزرگ خود هراس دارند.
طالب های اجیر زنان بدبخت ما را بدبخت تر ساخت و سلاح قوی زن ستیزی را بدست مردان ساده ، کم سواد و بیسواد ما قرار داد تا هرچه دل شان خواست انجام دهند. این دوره چهارساله جهالت، مردم و کشورما را سال  ها به عقب وبه دوران تیره و تار برد ، که برگردانیدن ایده آنها ، کاری است بسا دشوارو دربعضی موارد ناممکن.
"در جریان سفر به کابل با عده یی از جوانان محصل در محوطه دانشگاه کابل ملاقات نمودم. همه لباس های بسیارشیک به تن داشتند  وموهای سرشان را مانند جوانان امریکائی " به گفته خودی شان ، ستایل خارجی " اصلاح کرده بودند؛ ولی با تأسف که ازآن سرو وضع آراسته، مفکوره طالبانی هویدا بود ومن برای یک لحظه تصورکردم که طالب های جوان را درمقابل چشم خود دارم.مفکوره بسیارتیره وتارسده وسطائی، واقعن برای من دردناک بود."
درنظام فیودالی ، سرف و یا دهقان برده یی بود که درظاهر قطعه زمین مربوط به خودش دا داشت. اما در حقیقت زمین ازارباب اش و دهقان روی آن کار می کرد و زن دهقان هم سرفی بود که هر چند خانه ظاهراً از خودش بود ولی متعلق به همسراو بود. همسرهروقتیکه می خواست می توانست زن را از خانه خود بیرون کند. و زن نو را جاگزین او کند. ازهمین ترس نیز، زن تمام عمردرخانه همسرکار می کرد اما حق ترک کردن همسرو گرفتن طلاق را ازاو نداشت و برای همیشه به او تعلق گرفته بود.
  
 
                                                 
 
 
 
 



This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.