ariana

ariana

Wednesday, September 3, 2014

دست نابکار شب

ح .کوهستانی
باز هم استین بالا کشید،
تا نامردی اش را
با دریدن پیرهنی به
سپیدی صبح خدا ...
هویدا تر از پیش
بر پیشانی سیاه خشونت
ننگین تر از هر زمان

آشکار کند ...!
خفاشان گناهکار،
در ضیافت، مرگ فرشته یی
خون در جام ها ریختند
تا لجنزار شهوت شان را
با ابلیسان ( آدم نما ) تقسیم کنند !
مگر صبر ( حوا )،
دامن زاری کی خواهد شد؟!
فرسودم و کس ندانست
فریادم را،
که میسوزم در
اتش درونم !
خدا که،
همان خدای ( آدم ) ست، تا هنوز !
تا هنوز و دریغا که تا هنوز ...!.




This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.