ariana

ariana

Friday, July 11, 2014

" زخم سرطان "

غلام نبی اشراقی
با غم و ناله و فریاد و فغان می‌گری
از بد حادثهٔ تلخ زمان می‌گریم
هیچ کس نیست که احساس کند درد مرا...
همچو مادر به سر نعش جوان می‌گریم

دلم آتش به جگر دارد و خون می ریزد
کوهی از درد و غمم شعله فشان می‌گریم

سنگ سنگ وطنم گور عدالتخواهی است
بر غم غربت این هموطنان می‌گریم

چارفصل دل من زرد و خزانی است از آن
روز و شب یکسره پیدا و نهان می‌گریم

همه خوابیم و در این گردنه دزدان به کمین
بهر این قافلهٔ سست‌عنان می‌گریم

گوسفندان جنوبند چرا رهبر ما ؟
زان که چوپان شده در خواب گران می‌گریم

کهنه‌ زخمی سرطانی که بلایی است عظیم
کرده بر پیکر ما رخنه ؛ از آن می‌گریم

پنجهٔ عزت ما را ببریدند این قوم
قوم ؛ شرم است که زخم سرطان ؛ می‌گریم !

سه شنبه هفدهم تیرماه
۱۳۹۳ « خورشیدی »
 
 
 
 
 



This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.