ariana

ariana

Tuesday, May 27, 2014

:تاریخچه جنبش زنان در افغانستان

شیرین نظیری 
در نیمه دوم سدۀ هژده و با آغاز سدۀ نزده هم، پیشرفت های تخنیکی با اکتشافات و اختراعات جدید در عرصه های مختلف در جهان بوقوع پیوست و در نتیجه آن سطح زنده گی و دانش بشری ارتقا نموده و ارزش های جدید درفرهنگ و مناسبات اجتماعی ، طرز دید و ارتقای سطح حیات نیز بوجود آمدند.
این همه تحولات و تغیرات منجر به تغیرات در سطح زنده گی بشر گردیده و با عث بروز اختلافات میان پدیده های نو و کهنه ، فقر و غنا ، آزادی و استبداد در داخل کشور ها و هم چنان در سطح جهانی گردید،هر کشور این تفاوت ها را نظر به سطح زنده گی مردم خود در آزمون زمانه قرار داده و فراز و فرود های مدهشی را پیمودند و در نهایت به اهداف و استراتیژی های خود نایل آمدند.
درکشور ما افغانستان نیز این ارزش هاگاهی به یک مدت کوتاه به جلو و زمان زیادی به عقب بر گشته است و هم اکنون که بیش از یک و نیم قرن از آن می گذرد باز هم ما در چرخش های عقب گرائی خود قرار داریم و تفاوت های زیادی میان کشور ما و جوامع مدرن امروزی وجود دارد. یکی ازین تفاوت ها فرهنگ مرد سالاری است و چنان در روح وروان جامعه ما قویاً جا گرفته ، که مانند دیوار مستحکم مانع نفوذ ترقی، پیشرفت و تکامل شده و حتا احقاق حقوق زنان را که یک امر انسانی و مستلزم عصر جدید است شدیداً در تحت شعاع خود قرار داده و زنان را در چهار دیوار خانه ها زندانی ساخته. اما با آن هم عده ای از شیر زنان ما در گذشت تاریخ و هم چنان در وضعیت های استثنائی،در ها و دروازه ها را شکستانده و صدای خود را بلند نموده و در امور رزمی مردان را تشویق ،در جنگ علیه تجاوز و استبداد بیگانه گان نقش خود را بدرستی انجام داده و نام خود را ثبت تاریخ کشور نموده و جاودانه ساختند.
غبار به یکی ازین صحنه ها در ارتباط با جنگ دوم افغان و انگلیس به نقش مهم این سر سپرده گان افغان اشاره کرده می نویسد: " در جنگ های جبال کابل بود که مردم بیرق های رنگارنگ بر افراشتند و زنان کابل وظیفه آب و نان رسانی مبارزین ملی را در قله کوه ها بدوش گرفتند. دسته جات این شیر زنان با کوزه های آب و بسته های نان مثل آهوان در سنگلاخ های جبال می دویدند و جنگ آوران دلیر را تغذیه می نمودند."
غبار ادامه می دهد: " چهار صد نفر از زنان کابل درین وظیفه سهم گرفتند و هشتاد و سه نفر آنان در جنگ کوه آسمائی شهید شدند." « صفحه
۶۲۹ »
انگلیس ها از تحریک و تشجیع " به شجاعت برانگیختن، روحیه دادن" زنان افغانستانی در شدت جنگ و فراهم آوری مواد غذایی در سنگر های جنگ و مقاومت، شدیداً به هراس افتادند و کوشیدند زنان را در حصار خانه ها نگه داشته و آنها را از ساحه جنگ به هر وسیله که امکان پذیر است به دور نگه دارند.
 انگلیس ها با اهدای پول و پست های حساس به متنفذین قومی ، روحانیون مذهبی و اشخاص جا طلب که همواره نیات شوم خود را بالای این مردمان قبولانده و اهداف خود را تطبیق نموده اند.
درین مقطع زمانی باردیگردست به کارشدند و به پلان جدید زدند و از ترویج چادری در میان زنان  کار گرفتند و نیروی فعال جنگ را که نیم پیکر جامعه را تشکیل می دادند، بوسیله همسران شان خانه نشین و دور از اجتماع ساختند.
ازآن روز به بعد این نیمه بدنهً جامعه در عزلت قرارگرفته و از امور اجتماعی به دور نگه داشته شده اند. "باید گفت که یکی از علل عقب مانی جامعه ما نیز در همین موضوع نهفته است."
اما درحالات استثنائی زنان شجاع کشور آرام نه نشسته و وظایف خود را در قبال مادر وطن بدرستی انجام داده اند. یکی ازین فداکاری های زنان در سال های اخیر ،مقاومت زنان غیور افغانستان در برابر طالب ها این دشمن نهضت زن در شمال کشور است. زمانی که طالب ها وارد شهر مزار شریف گردیدند. زنان شهری با انداختن آب جوش ، سنگ ها و کثافات از بالای بام ها، صفوف آنها را در هم شکستند.
همین همکاری بانوان با آقایان بود که طالب ها بار ها در شهر مزار شریف به شکست فاحشی مواجه شوند. زیرا اهالی مزار خود را به زودی به این دشمنان خود فروخته پاکستانی و ضد ترقی و پیشرفت تسلیم ننموده و زن و مرد این سر زمین در برابر جهل و تاریکی به مبارزه برخاستند و هزاران نفر جان های شیرین خود را در دفاع از شهر شان از دست دادند.
تاریخ گواه برآنست که ما همیشه نخبه گان داشته ایم که با نام شان افتخار می نمائیم. یکی ازین نخبه گان و پیش گامان نهضت زن در جامعه ما ملکه ثریا است.این بانوی آزادی خواه با الهام ازجنبش های ملی و مترقی دست به تحولات مثبتی درحیات زنان درکشور زده ،که زبان زد عام و خاص گردیده است.
وضعیت ناگوار زنان ، زندانی شدن زنان در چادری و محصور ماندن آنها در چهار دیوار خانه ها ، بیسوادی و محکومیت و محرومیت زنان در زیرپاشنه های مرد سالاری برای بانو ثریا رنج بزرگ بود. ملکه ثریا این همه احساس و اندیشه ها را از پدر میهن دوست و ترقی خواه خود، محمود طرزی کسب نموده و قطب نمایی راهی خود، جهت بر آورده شدن آرمان های والایش نموده بود.
محمودطرزی در مورد تعلیم و تحصیل زنان چنین می گفت که: فقط زنان تعلیم یافته و منور می توانند که مادران و همسران خوب باشند و هم چنان همین زنان است که فرزندان را که آینده متعلق به آنها است به بار می آورد و در دامان پر عطوفت خود می پرورانند. محمود طرزی این مرد روشن ضمیر در سراج ا لاخبار افغانیه ، مطالب بیدار کنندۀ برای نخستین بار جهت آگاهی زنان با احتیاط کامل در ستون تحت عنوان "ناموران زنان جهان" ،در باره زنان قهرمان جهان،سهم گیری آن ها در امور اجتماعی، اقتصادی و حل پروبلم های اجتماعی زنان مطالب سودمندی به دست نشر سپرد.
جنبش زنان در زمان شاه امان اله شکل گرفته بود. محور اصلی آنرا پیشرفت وترقی و نجات زن از محرومیت و رنج های گوناگونی که دامنگیرش گردیده بود تشکیل می داد.
این تشکل حقوق و آزادی زنان را در تمام بخش ها به ویژه تعلیم و تربیت، حق تحصیل، حق کار و استراحت، حق آزادی فردی،مصئونیت فردی، آزادی گفتار وبیان ،اجتماعات، فعالیت های سیاسی و مدنی، و سفرهای تحصیلی را به خارج کشورتامین می نمود.
" انجمن حمایت نسوان " عصر امانی یک گام دیگر در رشد اجتماعی نسوان بود.این انجمن به سر پرستی « افتخاری » قمر غازی و اداره رقیه « عنایت سراج » اعتمادی و زینب عنایت سراج « یکی از پیش گامان نهضت زن که خدمات ارزشمند او در خور تقدیر است » و به همکاری شماری از زنان با سواد و با تجربه دوره امانی شروع به فعالیت کرده و بزودی به یک مرکز تجمع زنان جوان و کلان سالان درکابل در آمد.پروگام های آن بیشتر شامل سواد آموزی ، دوخت و بافت و هم چنان امور منزل بود.
در سال
۱۳۲۲ خورشیدی، در زمان سلطنت محمدظاهر شاه، اتحادیه‌ی زنان که در آن بیست زن عضویت داشت، بنابر مقتضیات زمان، نهادی را به‌نام "مؤسسه عالی نسوان" به‌ منظور تشکل، آموزش و روشنگری زنان افغانستان در محل مرکزی شهر کابل (ساختمان همجوار شرقی هوتل سرینای کنونی) پایه‌گذاری کرد. دو سال پس از آن (در سال ۱۳۲۴ خورشیدی)، در اثر پیشنهاد و پیگیری بانو زینب خواهر امان‌الله ، برای این مؤسسه، یک قطعه زمین در ساحه شهرنو کابل (موقعیت کنونی وزارت امور زنان) خریداری شد و در آن یک باب کودکستان، مکتب، سینما و دفاتر کار اعمار گشت. سینمای آن را به‌نام زینب ننداری مسما کردند و در مکتب مؤسسه عالی نسوان آن وقت که مدیریت آن را بانو رقیه به‌عهده داشت ،زنان متأهل که بنابر دلایل مختلف از تحصیل باز مانده بودند،درس می خواندند مؤسسه عالی نسوان، در سال ۱۳۴۲خورشیدی به "میرمنو تولنه" تغییر نام داد و قرار شد که زیر نظارت وزارت کار و امور اجتماعی اداره شود و ریاست آن را تا سال ۱۳۵۷ به‌ ترتیب، حمیرا نورزایی، کبرا نورزایی، صالحه اعتمادی بر عهده داشتند. فعالیت‌های موسسه نسوان بیشتر به‌ عنوان یک نهاد فنی و حرفه‌ ی محدود به شهر کابل و مشغول خدمات مانند تدویر کورس‌های فنی و حرفه‌ای خیاطی، قالی‌بافی، ماشین‌ نویسی (تایپستی)، گل‌سازی، آرایش، تدبیر منزل، سوزن دوزی ، قالین بافی و بافت بود.
در سال
۱۳۳۸ « ۱۹۵۷ » موسسه به حیث یک سازمان مستقل دارای اساسنامه و اهداف مشخص بنام" د میرمنو تولنه " راجستر شد و توجه آن بیشتر به انکشاف مذید نهضت زنان و اشتراک آنها در امور مهمه معطوف گردید تا موقف زن را در جامعه به گونۀ سالم تقویه نماید.
در سال های اول
۱۹۷۰ برای بزرگداشت از مقام والای مادر به وسیله موسسه نسوان تجویز به عمل آمد تا بروز ۱۴ جون همه ساله روز مادر ازسوی این موسسه برگزار گردد و درین روز از بین مادران واجد بالا ترین شرایط " مادر سال " انتخاب شود. میرمنو تولنه تحت اداره کبرا نورزائی و بعدا صالحه فاروق اعتمادی انکشاف مزید کرد. کبرا نورزائی ریاست د میرمنو تولنه را رشد و انکشاف قابل ملاحظه ئی داد ، کورس های سواد آموزی ، کودکستان ها در مرکز و ولایات کشور و شعبه صناعتی و دست دوزی انکشاف کرد.
بانو صالحه به مکتب مسلکی دمیرمن و تولنه توجهً خاصی مبذول داشت ، در فرستادن دختران جهت تحصیل به خارج کشور صرف مساعی به خرج داد.
در سال ۱۳۴۴ خورشیدی « مطابق به نومبر ۱۹۶۵ ترسایی» با الهام ازجنش های بین المللی زنان و جنبش های ملی گذشته ،سازمان دموکراتیک زنان افغانستان در تحت رهبری دوکتورس اناهیتا راتب زاد به اشتراک ثریا پرلیکا،کبرا علی ،حمیده شیرزی ،مومنه بصیر و جمیله کشتمند در شهر کابل اساس گذاری شد.
در نتیجه فعالیت های کادر ها و اعضای این سازمان، برای نخستین بار در تاریخ کشور، زنان در مظاهره معروف سه عقرب که به وسیله گروه هایی چپی سازمان دهی شده بود، اشتراک نمودند و مجرای دموکراسی را در قانون کشور باز نمودند. هم چنان این نخستین بار بود که به همت این شیر زنان شماری از زنان جوان و دختران به فعالیت های سیاسی شامل گردیدند و در کنار برادران خود به سوی پارلمان شتافته بودند. تا جریان راه اعتماد داکتر یوسف را از نزدیک مشاهده نمایند ولی تجمع با برخورد پولیس مواجه شد و حادثه را به بار آورد.
در نتیجه بی نظمی ها،داکتر یوسف از اخذ رای اعتماد منصرف شد و از پست صدر اعظمی خود استعفا داد. از آن روز به بعد مظاهرات، مانند اموری روزمره مردم گردیده بود و  هر روز شهر کابل ،شاهدی یکی ازین نوع تظاهرات بود.
دختران نیز ازین فضای باز سیاسی بی نصیب نمانده و مستقلانه شروع به فعالیت های سیاسی نموده و در جلب و جذب زنان و دختران در صفوف سازمان خود کوشیده و آن راگسترش دادند این حلقه های سازمانی دختران هر یک به نوبه خود فعالیت های چشمگیری داشتند.
در سال 
۱۳۴۷ برابربه ۱۹۶۸ ترسایی شماری از اعضای محافظه کار ولسی جرگه تلاش کردند تا قانونی را به تصویب رسانند که به اساس آن دختران افغانستان از تحصیل به خارج کشور باز بمانند. با شنیدن این خبر و با سازماندهی زنان آگاهی سازمان دموکراتیک زنان افغانستان صد ها دختر علیه این پیشنهاد به مظاهره پرداختند و آن را مغایر قانون اساسی و تساوی حقوق زن و مرد دانستند و چنان فشار به ولسی جرگه وارد کردند که آنها مجبور شدند از پیشنهاد منصرف گردند. « ماخذ دوپره نانسی: اندیشه های انقلابی و زنان افغان ».
بار دیگر در سال
۱۳۴۹ برابر به ۱۹۷۰ ترسایی چند جوان افراطی مربوط به جناح " جوانان مسلمان" در برابر پوشیدن لباس کوتاه و شیک پوشی زنان احتجاج نمودند و به پای دختران و زنانی که لباس کوتاه به تن داشتند، فیرکردند و هم چنان به روی برخی از آن ها تیزاب « اسید» پاشیدند. درین ارتباط در تحت سازماندهی و رهبری سازمان زنان بیش از ۵۰۰۰ زن و دختر در شهر کابل به سرک ها ریختند و با مظاهره بسیار گسترده از حکومت آن وقت خواهان بازرسی و مجازات عاملین اینکار شدند که در نتیجه حکومت شماری از عاملین آن را گرفتار و زندانی ساخت. این مظاهرات در حقیقت بیانگر بیداری قشر نسوان به ویژه زنان شهری کابل در زمینه احقاق حقوق شان می باشد.
دکتور اناهیتا راتب زاد این زن مبارز که افتخار نماینده گی مردم شریف شهر کابل را درپارلمان
۱۲ به عهده داشت. ازین طریق آواز زنان رنجدیده کشور را به گوش جهانیان ومسئولان امور می رسانید. در تحت رهبری راتب زاد نهضت زن نیز به موفقیت های چشمگیری نایل آمد و شورا های ولایتی زنان در سراسر کشور ایجاد گردید. این سازمان که از سابقه دار ترین سازمان زنان درسطحمنطقه و کشوراست ، دارای ۱۶۰ هزار عضو که در ۳۱ شورای ولایتی ، ۲۵ شورای شهری ،۳۸ شورای ناحیوی ،۲۵ شورای ولسوالی و ۳۱۰۰ سازمان اولیه بود. به همن ترتیب به تعداد ۲۹ کلوپ زنان در مرکز و ولایات کشور فعال بود. این کلوپ ها زمینه آموزش را در عرصه های مختلف از قبیل تایپستی ، خیاطی،سوزن دوزی ، سواد آموزی ، آرایشگری، برای زنان فراهم ساخته بود از طریق این کلوپ ها عده زیادی زنان حرفه های مورد علاقه خود را فرا گرفته و در امور اجتماعی مصروف کار و ایجادگری گردیدند و هم چنان با مشارکت زنان تحصیل کرده درامور سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی،زنان به پیشرفت های قابل توجه ئی نایل آمدند. زنان موفق به کسب پست های وزارت ها ، ریاست ها ، نماینده گان مردم در مجالس سنا، شورای ملی، جنرال و …. شدند. و ۶۰ درصد مامورین دولت ، کارگران و کارفرمایان را زنان تشکیل می داد. در عرصه نظامی نیز زنان خدمات قابل ملاحظه را انجام دادند. نمونه های برجسته آن جنرال سهیلا صدیق و جنرال خاتول محمد زی است « جنرال خاتول محمد زی در سال ۱۳۶۳ در ارتش نظامی آغاز به کار نموده بود.»
جنبش سواد آموزی برای زنان در سر لوحه فعالیت های این سازمان قرار داشت. در اثر سعی و تلاش همه جانبه این سازمان صد ها دختر و زن جوان از نعمت سواد بهره مند گردیدند. ولی با تاسف باید بگویم که ده ها معلمه افتخاری این کورس ها به وسیله  عقب گرایان و کور دلان جاهل به شهادت رسیدند. که به گونه نمونه از شمله شهید ، نورجهان شهید، حمیرا شهید ، فاضله شهید ، شفیقه جبار خیل شهید، خاتول شهید … نام برد. " روح شان شاد و یاد شان جاویدان وگرامی باد!"
در اثر سعی و تلاش سازمان زنان در محو و نابودی بی سوادی در کشور هزاران زن از نعمت سواد بهره مند شدند و به پاس این خدمات دلسوزانه اعضای سازمان دموکراتیک  زنان، مفتخر به مدال یونسکو نیزگردید. زنان افغانستان امتیاز و افتخار مدال یونسکو را به شهدای گلگون کفن، زنان که در جنبش سواد آموزی نقش فعال داشتند وجان های شیرین خود را درین راه ازدست داده اند، اهدا می نمایند.
سازمان دموکراتیک زنان افغانستان با
۱۸۰ سازمان های ملی ، منطقوی و بین المللی به شمول فدراسیون بین المللی زنان مراوده نزدیک داشت و با تجربه ۴۷ ساله خود،در مبارزه برای حقوق حقهً زنان لحظهً توقف نه نموده بلکه نظر به شرایط زمان شیوه ها و عملکرد های متفاوتی را بکار گرفته است. همین اکنون شورا های زنان در داخل و خارج کشور مصروف فعالیت هستند. و در کنفرانس های جهانی و میتینگ های محلی اشتراک می ورزند. « این بود شمهً از کار و فعالیت این سازمان نیرومند و مدافع حقوق راستین زنان درکشور."
در میزان سال
۱۹۹۲ ترسایی، شب ظلمانی برای زنان فرا رسید، طالب ها داخل شهر کابل شدند،دروازه های علم و دانش را بروی دختران و زنان بستند .زنان بار دیگر زندانی منازل خود گردیدند و از تمام حقوق انسانی و مدنی محروم ساخته شدند.
طالب ها، مؤسسه عالی نسوان  "میرمنو تولنه " را مدغم نمودند و درهمۀ موسات دولتی و غیردولتی زنان ازکار برکنار وبه جای شان، مردان به کار جذب شدند. خوشبختانه حاکمیت طالب ها در سال
۲۰۰۱ سقوط کرد و زنان توانستند یک نفس تازه بگیرند و  ظاهراً با ظلم و استبداد وداع گویند.
پس ازهیولای وحشت ،وزارت امور زنان به اساس توافقات کنفرانس بن، در چوکات اداره مؤقت افغانستان ایجاد گردید و در قوس
۱۳۸۰ خورشیدی به حیث عضو قوه اجرائیه اداره مؤقت معرفی شد. کارمندان اناث و ذکور مؤسسه عالی نسوان و میرمنو تولنه مجدداً جذب و مقرر شدند. وزارت امور زنان در سال ۱۳۸۲ ستراتیژی خود را که متوجه امور خیریه بود،به یک ارگان پالیسی ساز مبدل کرد.
« نگارنده: با تاسف که کار وزارت امور زنان درطی
۱۲ سال غیرمحسوس بوده است.»
طبق اطلاع دست داشته در شرایط کنونی در کشور ،نهاد های چون:  کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان ، شبکه زنان افغانستان ،اتحادیه سراسری زنان افغانستان ، کمپاین پنجاه در صد زنان افغانستان و …در داخل کشور برای بدست آوردن حقوق زنان فعالیت دارند. و از روز های ملی و بین المللی نیز بزرگداشت به عمل می آورند.
منابع:     یاداشت های شخصی نگارنده ..
–       دوپره نانسی ، اندیشه های انقلابی و زنان افغان.
–       غبار ، میر غلام محمد ، افغانستان در مسیر تاریخ،جلد اول .
–       کاظم ، سید عبدالله ، زنان افغان زیر فشار عنعنه  و  تجدد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.