ariana

ariana

Wednesday, March 5, 2014

به پیشواز روز زن (هشت مارچ)

درود به زنانِ مبارز و آزادیخواه جهان !
پیش از این، در باره ء زنان سخنور دربار مغولی هند(نورجهان بیگم و زیب النساء بیگم ) به زبانِ پارسی دری حرف هایی گفته و نوشته بودم.اینک آشعار چند زن سخنور دیگر دربار هنر پرور مغولی هند به مناسبت روز زن تقدیم دوستان میگردد:
 
جهان آرا بیگم: یکی دیگر از فرزانگان وشاعران عصر مغولی هند به زبان پارسی دری است. جهان اراء دختر ممتاز محل و نو...اسه ء شاه جهان است که در سال 1023 بدنیا امده است.این ابیات از اوست:
خدا گواه ست که جُرم ما همین عشق است
گناهِ گبر و مسلمان به جرم ما، بخشند »
در مرقد جهان آرا بیگم، بیت زیر حک شده است:
« بغیر سبزه نپوشد کسی مزارِ مرا
که سبز پوشِ غریبان،همین گیاه بس است»
ستی النساء بیگم: این بیگم اصلا از آمل ایران بوده که خانواده اش به هند مهاجرت کرده بود و در عصر جهانگیر می زیست.ستی النساء از دوری خواهرش به جهانگیر، عریضه ای به نظم می نویسد وتقدیم شاه میکند.
صاحبا! ذره پرورا عرضی + به زبانِ سخنور است مرا
پیر،همشیره است غمخوارم+ که به او،مهر مادر است مرا
دورگشتم زخدمتش به عراق+ وین گنه،جرم اکبر است مرا
آمده اینک به آگره ز شوق + دل تپان، چون کبوتر است مرا
گر شود رخصتِ زیارت او + به جهانی، برابر است مرا
این دوبیت هم از نورجهان بیگم، همسر جهانگیر امپراطور مغلی هند است:
چو بردارم ز رخ برقع،زگل فریاد بررخیزد
زنم بر زلف اگر شانه،زسنل داد برخیزد
به این حسن و کمالاتی چو در گلشن، گذر سازم
زجانِ بلبلان شورِ مبارکباد، بر خیزد
چنین بنظر می رسد که خون یک عشق زمینی در رکهای بدن شاعران اندوره، در جریان بوده اما برای برخی ها گفتنش هم آسان نبوده است.معی الوصف، سرگذشت درد آلود آن شهید عشق تاریخ ( رابعه بلخی) ، یک بیدار باش اجتماعی برای زنان پس از عصر خود بوده است. بیدار باشی که باید سنت های مردسالاری و تابو های سختگیرانه ء مذهبی را بشکنند؛تا آزادی و آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن را تجربه کنند.