ariana

ariana

Wednesday, March 12, 2014

زبان دری - درست گویی

احمد غوث زلمی
بخش چهارم -
نگارش واژه ها

داوود یا داود: واژه هایی مانند: "داوود ، کاووس" ومانند آن ها– که با اشباع تلفظ می شود- در نگارش با دو"واو" (یکی به گونه ی صامت و دیگری به گونه ی مصوت بلند) نوشته می شود مانند: داوود ونه داود، کاووس ونه کاوس، طاووس ونه طاوس، چاووش

 ونه چاوش،سیاووش (در صورتی که به گونه ی اشباع تلفظ شود) ونه سیاوش (اما در صورتی که بااشباع تلفظ نشود، نوشتن واژه ی سیاوش نیز درست است)به دانشکده رفتم یا بدانشکده رفتم؟: حرف "به" از واژه های پس از خود(اسم وضمیر) به گونه ی کلی جدا نوشته می شود مانند: به دانشکده رفتم و نه بدانشکده رفتم، به خانه ی دوستم رفتم ونه بخانه ی دوستم رفتم، به او گفتم ونه به او گفتم و...
(
یادد هانی: حرف"به" در آغاز برخی از ترکیب های رایج عربی درزبان فارسی، از نوع حرف اضافه نیست وبنابراین با واژه ی پس از خود یکجا نوشته می شود مانند: بلا تکلیف ونه به لاتکلیف، بلا فاصله ونه به لافاصله و)بی آزار یا بیازار؟: لفظ "بی" چه در مورد ی که باواژه ی پس از خود قید یا صفت را بسازد و چه در موردی که خود به گونه ی مستقل به صورت قید یا حرف اضافه به کاررود، جدا نوشته می شود مانند: بی آزار ونه بیازار، بی سواد ونه بیسواد، بی خانمان ونه بیخانمان و
(
یاددهانی: روش بالا در مورد برخی از واژه هایی که در جریان نگارش فارسی زبانان حالت مزجی به خود گرفته مصداق پیدا نمی کند مانند: بیچاره ونه بی چاره، بیمار ونه بی مار و)همسایه یا هم سایه؟: "هم" اگر باواژه ی پس از خود قید یا صفت را بسازد، به گونه ی پیوسته نوشته می شود مانند: همکار ونه هم کار، همراه ونه هم راه، همسایه ونه هم سایه، همسر ونه هم سر و
(
یاددهانی : هرگاه واژه ی "هم" در آغاز واژه هایی بیاید که با "الف" آغاز می شوند، جدا نوشته می شود، مانند: هم اتاق ونه هماتاق، هم احساس ونه هماحساس، هم اعتقاد ونه هماعتقاد، هم افق ونه همافق و... اگر واژه ی پس از"هم" با حرف "م" آغاز شود، دراین صورت ،باید جدا نوشته شود مانند: هم مرز ونه هممرز، هم مشرب ونه همشرب، هم مسلک ونه هممسلک و
هر گاه واژه ی "هم" به عنوان قید مستقل به کاررود، جدا از واژه ی پسین خود نوشته می شود مانند: هم این ، هم آن ،هم گفت ،هم عمل کرد و هم درس می خواند، هم کار می کند و
هیچ کس یا هیچ کس؟: واژه ی "هیچ" درنگارش فارسی، بهتر است به گونه ی کلی، از واژه ی پس از خود جدا نوشته شود مانند: هیچ کس و نه هیچکس، هیچ وقت ونه هیچوقت، هیچ گاه ونه هیچگاه و 
این که یا اینکه؟ : واژه های"این" و"آن" باید از واژه های پیش و پس از خود جدا نوشته شود مانند: این که ونه اینکه ، این جانب ونه اینجانب، آن شهر ونه آنشهر، آن جا ونه آنجا و 
(
یاددهانی: واژه هایی که "این" و"آن" در ساختار آن ها به گونه ی ترکیبی آمده، بر بنیاد عادت فارسی زبانان، یکجا نوشته می شود مانند: چنانچه ونه چنان چه، آنچه ونه آن چه، همین ونه هم این و 
کتاب را یا کتابرا: نشانه ی"را" از واژه ی پیش ازخود، جدا نوشته می شود ( به جز از واژه هایی مانند: "مرا" و "چرا")مانند: کتاب را و نه کتابرا، وآن را ونه آنرا ، وی را ونه ویرا و
آنها یا آن ها؟: نشانه ی جمع "ها" چسبیده به مفرد نوشته می شود مانند: آنها ونه آن ها، اینها ونه این ها، زنها ونه زن ها، کتابها ونه کتاب ها
(
یادد هانی: نشانه ی "ها" پس از واژه های مختوم " ﻪ" پیوسته به واژه ی – ملفوظ یا ناملفوظ- نوشته می شود مانند: تشبیه ها ونه تشبیهها، فقیه ها ونه فقیهها، سفیه ها ونه سفیهها و
هم چنان، جمع بستن واژه هایی که به گونه ی جمع مکسر عربی در زبان فارسی رایج شده اند، بربنیاد هنجارمندی، با نشانه های جمع فارسی یا عربی دوبارنباید جمع بسته شوند مانند: اولاد ونه اولادها، احوال ونه احوالات یا احوال ها، امور ونه امورها یا امورات، جواهر ونه جواهرها یا جوهرات.(هر چند در پاره یی از موارد، واژه های جمع جمع ماند: اولادها، احوالات، نذورات و ...در زبان فارسی به کار رفته است؛ اما اگر از کاربرد دوبار جمع بستن پرهیز شود، این روش بربنیاد هنجارمندی دستورامروزی در زبان خواهد بود) از سوی دیگر در کار برد جمع واژه های عربی، بیشتر باید از نشانه های جمع فارسی استفاده شود مانند: عالمان ونه علما، کتابها ونه کتب، قله ها ونه قلل، مدرسه ها ونه مدارس و 
در صورتی که یا در صورتیکه؟:واژه ی ربط "که" که به آن موصول نیز گفته اند، باید همواره جدا از واژه ی پیش از خودش نوشته می شودمانند: درصورتی که ونه درصورتیکه، وقتی که ونه وقتیکه، آن که ونه آنکه، این که ونه اینکه و
(
یاددهانی: اما واژه ی ربط "که" ممکن است در شعر- وبه اقتضای وزن – به گونه ی مخفف وفشرده، پیوسته نوشته و تلفظ شود مانند: کز، به معنای که از و کاین به معنای که این، کایشان به معنای که ایشان و...اما شیوه ی نوشتاری آن در نثر- ونه شعر- به همان گونه ی بالا است)آنچه یا آن چه ؟: واژه ی "چه" مانند "که" جدا از واژه ی پیش و پس از خود نوشته می شود، مگر آن که دو واژه به حیث یک واژه ی مرکب مستقل باشد مانند : آنچه ونه آن چه، چنانچه ونه چنان چه، بدانچه ونه بدان چه
ای دوست یا ایدوست؟: حرف ندای "ای" همیشه از واژه ی پس ازخود جدا نوشته می شود مانند:ای دوست ونه ایدوست ،ای خدا ونه ایخدا، ای فلک ونه ایفلک،ای که گفتی ونه ایکه گفتی و
یک روز یا یکروز؟: عدد به شکل عبارتی، همیشه از معدود خود جدا نوشته می شود مانند: یک روز ونه یکروز، یک شنبه ونه یکشنبه، شش ماه ونه ششماه، پنج شنبه ونه پنجشنبه 
(
یاددهانی: اما اجزای برخی از اعدا که گونه ی ترکیبی دارند مانند: هفده، هجده، سیصد وپنجصد،پیوسته نوشته می شود. هم چنان هرگاه واژه ی "یک" با واژه ی پس از خود قید یا صفت را بسازد، جدا نوشته می شود مانند: یک دست ونه یکدست، یکجا و نه یکجا، یک نواخت ونه یکنواخت، یک دیگر ونه یکدیگر (واژه هایی مانند:"یکتا" که به معنای واحد است وصورت کامل ترکیبی پیدا کرده، از این قاعده استثنا است)آسانتر وآسان تر: پسوند های "تر" و"ترین" به گونه ی کلی پیوسته نوشته می شوند مانند: آسانترونه آسان تر، کوچکتر ونه کوچک تر، بزرگتر ونه بزرگ ترین، بهترین ونه به ترین و...(مگر در مواردی پس از واژه های مختوم به "ت" مانند: سخت تر ونه سختتر، پست تر ونه پستتر، چست ترین ونه چستترین، بی تربیت ترین ونه بی تربیتترین و)اساس نامه یا اساسنامه؟: در شیوه ی نگارش فارسی، اجزای واژه های مرکب(ترکیب های وصفی یا اضافی) و واژه هایی که هر جزﺀ آن دارای معنای مستقلی باشند، جدا نوشته می شوند مانند: اساس نامه ونه اساسنامه، استخوان دار ونه اسخواندار، اندوه گسار ونه اندوهگسار، انسان دوست ونه انساندوست و
کار برد حشو های بدرنگ: یکی از مواردی که در نگارش فارسی از سوی برخی از نویسنده گان کاربرد دارد- ونادرستی روشن در زبان دانسته می شود- حشوهای "بدریخت" وافزوده های "بدرنگ" است.به کاربردن حشو هایی مانند: حسن خوبی، سنگ حجرالاسود، تخم مرغ کبوتر(کفتر) و...که بیشتر هم در زبان فارسی شفاهی رایج است، به تعبیر ادیبان پار و پیراراز شمار مقوله ی "حشو قبیح"است ؛ زیرا "حسن"در عربی "خوب" یا خوبی"معنا می دهد و"حجر"نیز به معنای "سنگ" در عربی است؛ بنابراین از کار برد این گونه واژه های "حشو" باید خود داری شود
روش نوشتاری اعداد در متن: در متن های غیر علمی، بهتر است اعداد طبیعی یا ترتیبی که در میان اجزای آن "و" نمی آید، با حروف نوشته شوند، مانند: یازده، دوازده، سیزده....بیست، سی ...نود، صد، دوصد...نهصد هزار، میلیون، میلیارد. هم چنان اعداد ترکیبی که دروسط دو بخش آن "و" قرار می گیرد، بارقم نوشته می شود، مانند: 22؛137؛549؛ 24451؛254 
افزون بر این ها، عددی که در آغاز جمله بیاید، با حروف و باقی اعداد جمله با رقم نوشته می شود، مانند: هشت کتاب،3 قلم و14 کتابچه را به شمادادم
باید متوجه بودکه اعداد ترتیبی مانند: یازده،پانزده،هشتادوپنجمین و... باحروف نوشته شوند
قرنها ،سده ها ودهه ها به گونه ی عدد ترتیبی و با حروف نوشته می شوند مانند: قرن
پانزدهم هجری، قرن بیستم میلادی، یازدهمین قرن