ariana

ariana

Monday, March 24, 2014

:جایگاهی زن درادیان سماوی

افسانه خاشع
 خدا می گوید: «مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود.» (سوره البقره آیه
۲۲۸)
 سوال اینجاست که آیا برتری مرد نسبت به زن یک پدیدۀ ثابت و تاریخی است یا اینکه محصول تحول در روابط اقتصادی و اجتماعی مراحل معیین تاریخی که بعدها با پیدایش ادیان و مذاهب فورموله شده و به آن حقانیت بخشیده شده است؟
 
 
طبق آثار و شواهد تاریخی در دوران های پیش از پیدایش ادیان تک خدایی مردمان دوران باستان دارای خدایان زن یا الاهه بوده اند و آنها را مورد ستایش قرار میداده اند. مردمان دوران باستان در مصر،هند، چین، بابل و۰۰۰ به جنس زن با دیدۀ ستایش و حتا پرستش می نگریسته اند، و بسیاری از مردمان دورانهای ماقبل تاریخ یا پیش از پیدایش ادیان، زن را نماد یا مظهر آفریننده گی، زایش، زیبائی، مهربانی، دانائی و آرامش میدانسته اند۰ اما بعد از ظهور و پیدایش ادیان، مخصوصأ ادیان ابراهیمی است که موقعیت زن تنزل یافته و به پیرو و دست نگر مرد تبدیل می شود۰ ادیان ابراهیمی این موقعیت تنزل یافته را ناشی از خصلت آفرینش بوسیله خدا دانسته و آنرا چنین فورموله نموده اند: «۰۰۰چون آدم را بیافرید و او را به بهشت فرستاد و گفت این بهشت ترا دادم، و او را به بهشت اندر بداشت۰ پس خدایتعالی خواست که از آدم خلقی بیافریند همچو آدم۰ پس چون آدم بخفت وخواب بر وی غلبه کرد۰۰۰؛ خدا عزوجل مر حوا را از پهلوی چپ آدم بیافرید بقدرت خویش۰ خلقی چون آدم ولیکن ماده۰۰۰و از پهلوی چپ مردان یک پهلو کم باشد از آن پهلوی چپ زنان، زیرا که خدای عزوجل مر حوا را از پهلوی چپ آدم آفرید.» (تفسیر طبری، جلد اول ص ۵۰)
همۀ ادیان ابراهیمی هم از یهودیت، مسیحیت و اسلام در رابطه با زن و جایگاه اجتماعی او نگریش یکسان دارند. از قول مسلمانان دین اسلام مقام ارجمندی برای زن به عنوان یک انسان قایل است. خدا می گوید: «زنان شما کشتزار شمایند، برای کشت به آنها نزدیک شوید، هر گاه معاشرت آنها خواهید.» (سوره البقره آیه ۲۲۴.)
خدا در این آیه چه مقامی آنهم «ارجمند» برای زن به عنوان انسان قائل شده است؟ در کتاب «باز شناسی قرآن» اثر داکتر «روشنگر» می خوانیم که:«دختران در عربستان قبل از ظهور اسلام در قبول شوهر آیندۀ خود اختیار کامل داشتند و برای مثال خدیجه که شخصأ محمد را برای زناشوئی انتخاب و به وی پشنهاد ازدواج کرد.»، «زن در فرهنگ عرب قبل از اسلام مقامی برتر داشته است مگر اسلام ارزش انسانی زنان را به صورت آلات تملک مردان در آورد.» هر گاه نیم نگاهی به منابع که این باورها در آن مدون شده اند بیاندازیم، مشاهده می کنیم که در اکثر موارد مخاطب خدا مردان است و زنان بیشتر نقش پیرو را دارا استند. در کتاب انجیل خدا می گوید:« زنان باید در سکوت و کمال فروتنی تعلیم بگیرند. من به زنی اجازه نمیدهم که تعلیم دهد و یا بر مردان حکومت کند. زنان باید ساکت باشند. زیرا اول «آدم» آفریده شده و بعد «حوا» و آدم نبود که فریب خورد بلکه زن فریب خورد و قانون الهی را شکست. اما اگر زنان با فروتنی در ایمان، محبت و پاکی جد و جهد کنند، با آوردن فرزندان به این دنیا، نجات خواهند یافت.» (فصل دوم تیموتاوس اول و دوم آیه های ۱۱،۱۲،۱۳و ۱۴).
تمام پدران کلیسایی روی این نکته اصرار می ورزند که زن آدم را به سوی گناه سوق داده است. بد نیست ببینیم که ترتولین (مرد کلیسائی ۳۴۷ـ۴۲۰ که لقب قدیس هم داشت.) در این مورد چه می اندیشیده است:«زن تو دروازهٔ شیطان استی. تو آنرا که شیطان یارای آن را نداشت که از رو به رو به وی حمله ور گردد متقاعد گرداندی. به سبب تو بود که پسر خدا ناگزیر به مردن شد. تو باید پیوسته جامهٔ سوگ و ژنده به تن داشته باشی.» ترتولین همچنین زن را «معبدی بنا شده بر فراز فاضلاب» می خواند. و یا اینکه احکام تورات برتری بی چون و جرای مرد را بر زن اعلام می کند. در کتاب «تحقیقی در دین یهود» می خوانیم: «مخاطب تورات مردانند و اصولآ فقط بنی اسرائیل یا پسران اسرائیل مطرح می شوند و از دختران اسرائیل هرگز سخن نیست.» مردان یهود در دعای صبحگاهی خود می گویند:«متبرک باد پروردگار، خداوندگار ما و خداوندگار تمام عالمیان، که مرا زن نیافرید.» حال به نمونه هایی از برخورد نسبت به زنان در ادیان ابراهیمی نظری بیافگنیم و ببنیم که اینها چه دٔری صفته اند.
انجیل:
«سرپرست کلیسا باید مردی بی عیب، صاحب یک زن، خویشتندار، هوشیار، منظم… باشد.» (فصل سوم اول تیموتاوس ۲ و ۳ آیه دوم) یعنی زن سرپرست کلیسا شده نمی تواند؛ « به همین طریق شما ای زنان، مطیع شوهران خود باشید…» (اول پطروس دوم و سوم آیه اول) ؛ «زن اختیار بدن خود را ندارد زیرا او متعلق به شوهر خویش است.» ( اول قرنتیان ۶ و ۷ فصل هفتم آیه ۴) ؛ «به افراد مجرد و بیوه زنان می گویم: برای شما بهتر است که مانند من مجرد بمانید. برای متاهلان دستور دارم که دستور خودم نیست بلکه از جانب خداوند است یک زن شوهر دار نباید شوهراش را ترک کند اما اگر چنین کند یا باید تنها بماند و یا آنکه با شوهراش آشتی کند.» (فصل هفتم اول قرنتیان آیه های ۸، ۱۰ و ۱۱) ؛ «اگر پوشانیدن و یا نپوشانیدن سر برای زنی مهم نیست پس سر خود را هم بتراشد و اگر تراشیدن موی سر زن رسوائی ببار می آورد بهتر است که سر او هم پوشیده باشد. لازم نیست که مرد سر خود را بپوشاند زیرا او صورت جلال خدا را منعکس می سازد. اما زن، جلال مرد را منعکس می سازد، زیرا مرد از زن آفریده نشد بلکه زن از مرد بوجود آمد. مرد نیز بخاطر زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد خلق شد.» (آیه های۶،۷، ۸ و ۹ فصل یازدهم اول قرنتیان).
قرآن:
«همچنین زن شوهردار به شما حرام است. مگر زنان شوهردار که در موقع جهاد با مشرکین آنها را اسیر بکنید». (سوره النسأ آیه ۲۶) ؛ «مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است، به واسطه برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته و هم به واشطه آنکه مردان از مال خود باید به زنان نفقه بدهند.» (سوره النسأ آیه ۳۸) ؛ «زنانی که از مخالفت و نافرمانی آنها بیمناکید، باید نخست آنها را موعظه کنید. اگر مطیع نشدند، آنها را به زدن تنبیه کنید. اگر اطاعت کردند دیگر حق هیچ ستم را ندارید.» (سوره النسأ آیه ۳۴) ؛ «با زنان مشرک ازدواج نکنید، مگر ایمان آرند و همانا کنیزکی با ایمان بهتر از زن آزاد و مشرک است.» (سوره البقره آیه ۲۲۱) ؛ «مردان دو برابر زنان ارث می برند.» (سوره النسأ آیه ۱۷۷) ؛ «ای رسول زنان مؤمنه را بگو تا چشمها و فروج و اندام شان را محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنکه قهراّ ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازد و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازد جز برای شوهران خود و پداران و … و آنطور پای بر زمین بزنند که خلخال و زیور پنهان پاهای شان معلوم نشود…» (سوره النور آیه ۳۱) ؛ «و در خانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دورۀ جاهلیت پیشین آرایش و خود آرائی نکنید…» (سوره الاحزاب آیه ۳۶) ؛ «ای پیغمبر ما زنانی را که مهر شان ادا کردی بر تو حلال کردیم و کنیزانی که به غنیمت خدا تو را نصیب کرده و ملک تو شدند و نیز دختران عمو و دختران عمه و دختران خالو و دختران خاله، آنها که با تو از وطن هجرت کردند و نیز زن مومنه یی که خود را بی شرط و مهر به رسول ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد که این حکم مخصوص تو است … این زنان که همه را بر تو حلال کردیم بدین سبب بود که بر وجودت در امر نکاح هیچ خرج و زحمتی نباشد…» (سوره الاحزاب آیه ۵۰) ؛ «ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان را بگو که خویشیتن را با چادر فرو پوشند که اینکار برای اینکه آنها(با عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعریض و جسارت هوسرانان آزار نکشند.» (سوره الاحزاب آیه ۵۹) ؛ «متقیان را در آن جهان مقام هر گونه آسایش است. باغها و تاکستان ها است دختران که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند. جامهای پر از شراب طهور…» (سوره الانبیا آیه های ۲۷، ۲۹،۳۲،۳۳،۳۴) ؛ و یا اینکه محمد در حدیثی می گوید:«گروهی که زمام دار شان زن است رستگاری نه بینند.»
حال آنچه را که به عنوان مشت نمونۀ خروار از نظر گذراندیم، می بینیم که در اینجا مذهب و باور های مرد سالار چه نقشی در افول موقعیت زن در کنار فاکتور های دیگری، که پرداختن به آن از حوصلۀ اين مطلب کوتاه خارج است، داشته است. کافی است به وضعیت کنونی زنان در افغانستان امروزی نظری بیافگنیم و معنی عملی این باورهای سخیف و ضد انسانی را در پراتیک زندگی روزانه دریابیم، مذهب و تعالیم مذهبی بدون استثنأ در کنار سنتهای عقب ماندۀ دیگر، در فرودستی و تحقیر زن نقش داشته است و چنانچه آنرا در آیه های نقل شده بالا مشاهده می کنید فورموله و دسته بندی نموده و سر انجام به آن تعبیر ازلی و ابدی داده است. مذهب و تعالیم مذهبی تاریخأ فرودستی زن را توجه نموده و آنرا ناشی از سرشت آفرینش خوانده است، بدین معنی که زن از برای مرد خلق شده است و نفس خلقت زن، خدمتگذاری برای مرد و برآوردن نیازهای جنسی او است. این قورمول بندی چنانچه ذکرش رفت کار برد تاریخی داشته است و به عنوان ابزار حقارت و به تسلیم واداشتن زن در ادوار و مراحل مختلف تاریخ بشر، و متاسفانه حتا امروز در عصر کامپیوتر و روبات، مورد استفاده قرار گرفته است، و با بشر امروزی است که بایست با باور های ضد انسانی به مبارزه برخاسته و خودش را از شر آنها نجات دهد.