ariana

ariana

Monday, March 24, 2014

:تحفــه بهــاری کــرزی

کــرزی به پاس کشــتار دو طفــل معصــوم توســط برادران ناراضــش پنجــا و پنــج زندانــی طــالــب را از زندان بگــرام رهــا کــرد
توجه شما را به مصاحبه خبرنگار بی بی چهل با خجالتماب حامد کرزی درین بابت این موضوع جلب می کنیم
 
خــبرنگــار بی بی چهــل
خجالتماب محترم روش شما در مقابل ملت تان و عکس العمل مردم  در مقابل شما به معمای بزرگی در جهان سیاست تبدیل شده که هیچکسی توان حل آنرا ندارد ، لطفاً به ما کمک  کرده و روشنی اندازید که چطور ممکن است شما دشمنان ملت تان را برادر نامیده و قاتلان فرزندان آنها را از زندان رها کنید و در روزیکه همین برادران ناراض تان دست به قتل سه کودکان معصوم می زنند که چنین عملی با هیچ انگیزه سیاسی و مذهبی قابل توجیه نخواهد بود ولی شما حتی در همان روز هم پنجا و پنج زندانی طالب را از زندان بگرم رها می کنید اما خیلی جای تعجب و حیرت است که در مقابل چنین عملی صدای اعتراض هیچ زنده جانی بگوش نمی رسد
آیا شما از ینکه روزی کاسه صبر ملت لبریز شده و صدای اعتراض شان را به شیوه خشونت آمیز در مقابل شما اظهار دارند هیچ بیمی ندارید ؟
 
خجــالتمــاب کــرزی
محترم شما شاید در سرکس رفته و نمایشات هنری با حیوانات درنده از قبیل شیر و پلنگ را مشاهده کرده باشید ، به یقین آن هنرمند سرکس که دست به چنین نمایشات هیجانی و خطرناک می زند از زندگی به سیر نیامده بلکه بر توانمندی هنری اش اعتماد کامل دارد و میداند که چطور و با چه شیوه ای جلو خطرات احتمالی را بگیرد

سیاست یا علم مردمداری نیز یکی از علوم خیلی مغلق و پیچیده است که سیاستمدار آگاه با تسلط بر علم سیاست بخوبی میداند که چطور مردمش را چون رمه گوسفند به سمتی که میخواهد سوق دهد
جماعت انسانها بر خلاف رمه گوسفندان معمولاً از اقلیت خواص و اکثریت عوام تشکیل گردیده که علم مردمداری برای جلب حمایت خواص تطمیع ذریعه مال و منصب را و برای رام کردن عوام استفاده از سیاست شکم گرسنه و ایجاد تفرقه را منحیث تدابیر موفق بکار برده و نتایج خوبی از آن بدست آورده
 
حکایت می کنند  که پادشاهی ظالمی بر قلمروی حکومت می کرد که مردمانش برای نجات از مظالم آن شاه ظالم منجمله فقر و گرسنگی هر روزی از خداوند استدعای مرگ شان را می کردند ، روزی پسر آن شاه ظالم از قریه ی عبور کرده و اهالی قریه  از فرط فقر و تنگدستی توان تقدیم کردن چیزی دیگری بیشتر از نان خشک را به شهزاده نداشتند که شهزاده این عمل آنها را اهانت آشکار بخود پنداشته و شاه ظالم به جرم آن حکم اعدام تمام اهالی قریه را صادر کرد
مردم قریه ملک شان را به نمایندگی از اهالی قریه نزد شاه فرستاده و از جلالتماب ایشان جویا گردیدند که آیا ریسمان دار را دولت تهیه می کند یا خدای ناخواسته اهالی بیچاره قریه مجبور به پرداخت مصرف آن خواهند بود که اگر چنین باشد شاید آنها قبل از اجرای حکم اعدام از فرط غم و تشویش زاره ترق گردند !؟
 
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی