ariana

ariana

Wednesday, March 19, 2014

: بار دگر سالی بر من و تو گذشت

حبیبه کوهستانی
عزیز من !
بار دگر سالی بر من و تو گذشت،
و به قدر سیصد و شصت پنج روز من و تو کهنه تر شدیم!
و این کهنه تر شدن من و تو،
هستی افرین ست!...


بهار میشویم،
که افرینش ست و فصل اغاز عشق،
دریچه باغ خاطرم را نسیم ملایم ی تک تک میزند،
صدای پایی در من ست،
تا لبخند زنم بر دختر خورشید،
تا نیکو خوانم مقدم بر گشت قناری عاشق را،
تا دگر سرو، عریان نماند،
تا خاک سرخ رو شود در بلندای شقایق ،
تا ناجو در عشق پر از لرزه شود،
تا میخک از خواستن بشگفد،
تا من از فصل بهار
بی نیاز از تنهایی شوم!
بهارت مبارک دوست