ariana

ariana

Thursday, March 20, 2014

: قهرمانِ داستان

 راحله یار
آرزو مـی سـوزدم آیـنـه وار
چشم می دوزم به چشمانِ بهار
خیره می بینم که همچون آبشار
از پـس ابـرسـیاه ِ روزگار...


خنده های دلکشی دارد بهار

گفته بـودم پای نگذارم به باغ
دیگر از گلشن نمی گیرم سراغ
داده ای باغِ قـناری را به زاغ
باز می بینم که پای چوب دار
خنده های دلکشی دارد بهار

خلوتِ باران شرارم می زند
در دل آتـش قــرارم می زنـد
بـوسـه های آبـدارم می زند
عشق می گردد مرا آموزگار
خنده های دلکشی دارد بهار
خـرمن زلـفـم پـیِ افسونگری
حلقه حلقه شد به ناز و دلبری
بـسته آذیـن با خط خاکستری
درسماع هـوی هـوی لاله زار
خنده های دلکشی دارد بهار

باغ معشوق جوان آورده است
شورعشقی ارمغان آورده است
طاقتم را در فغان آورده است
تـاک پیچیده به انـدام چـنـار
خنده های دلکشی دارد بهار

گل به رویِ من تبسم می کند
نـرگسی بـا من تکلم می کند
بـلبلی بـرگِ مـرا گـم می کند
شوق می ریزد به چشمم سبزه زار
خـنـده های دلکشی دارد بهار

تا قـناری همزبانم می شود
در پی آهـوی جـانم می شود
قهرمان داستـانم می شود
ضرب شصـت آرشی دارد بهار
خنده های دلکشی دارد بهار

عاشقی درمن تهاجم می کند
مـوج خـیـزی و تـلاطم می کند
من مرا در پرتوش گم می کند
گریه آویـزد غرورم را به دار
خنده های دلکشی دارد بهار

دل به هر نوروز یارم می شود
درخیـالات بــهــارم می شـود
آلـبـالـو گـوشـوارم می شود
سیب می خندد به سودای انار
خـنـده های دلکشی دارد بهار

گـریـه ی بـاران خرابم می کند
نـاگهان غرق شـرابم می کند
قطره قطره قطره آبـم می کند
زندگی بی عاشقی نآید بکار
خنده های دلکشی دارد بهار

در میان شعله مستی را ببین !
در بیابان گل پرستی را ببین!
در محبت پیشدستی را ببین!
بی خیال از طعنه های نیشدار
خنده های دلکشی دارد بهار

من اگر مستم تو معذورم بدار!
عـاشـقـان را در بهاران واگذار
سربه دارم سر به دارم سر به دار
می شـوم دلـواپس و امیدوار
خنده های دلکشی دارد بهار