ariana

ariana

Wednesday, January 15, 2014

یادداشت ها و برداشت ها ازدیدار سیاحتی هند

 غلام فاروق ثواب؛ ماه جدی ۱۳۹۲
من؛ در آغاز ماه جدی ۱۳۹۲ برای بیست روز با خانم و فرزندم انجنیر جمشید جان؛ بنابردعوت فرزند ارشدم میوند جان که در دهلی جدید؛ مصروف تحصیلات ماستری دریونیورستی  سارک میباشد؛ عازم هند شدم
 
 فصل زمستان هند؛ برای سیر و سفر و سیاحت، خیلی مساعد است. با یک جاکت و کرتی و کمپل گزاره شباروزی میشود. ما افغانها مثل موترهای سنگ کشی که با بی پروایی در سرک های کند و کپرحوادث، کار نموده؛ حالا نیازمند معالجه هستیم. تجدید پرزه ها، محال و ترمیمش؛ آفتابه خرچ لحیم است. برای کوپی کشی و رنگمالی- رهسپار هند میشویم و آنچه را که سالها جمع و پاسره کرده ایم؛ به جیب راجاها میریزیم. اگر ما داکتران لایق، حاذق و صادق میداشتیم و کمیشن کاران بازارهای ما را از ادویه تقلبی و بی کیفیت پاکستانی پرنمیکردند؛ در هفته، بیش از پنج پرواز طیاره با کرایه دوطرفه فی نفر مبلغ 360 تا 390 دالر به هند صورت نمیگرفت و شفاخانه های مکس؛ اپولو؛ ایمز، پریمس، ستی رام و . . . هند به قرارگاه مریضان ما مبدل نمیشد.
داکتران ما دل بالا دوا میدهند. مصرف بیشتر تداوی در کابل، دوا و در هند، تست های لابراتواری است. در هند تا که مرض تشخیص نشود؛ داکتر دوا نمیدهد و دواخانه بدون نسخه داکتر از دادن دوا معذرت میخواهد. اما طوافان جوار مسجد پل خشتی در سبد های کلان، هزاران قرص تابلیت، عرضه میکنند و وزارت صحت عامه افغانستان در همچو امور به دلیل این که بازار آزاد است، مداخله نکرده، نظاره گر است.
افغان های جلای وطن در محلات تجمع هموطنان خویش که به منظور تداوی از سرزمین درد و رنج به هند میروند؛ در دور و بر شفاخانه ها با کمیشن کاری ترجمانی، دام گسترده اند؛ خانه ها و تکسی های کرایی را اجاره نموده؛ نرخها را بالا برده اند. بر برخی دکان ها و مغازه ها به زبان دری لوحه زده اند و در کمین شکار اند. دلالان و کمیشن کاران افغانی با خوش خدمتی، هموطنان مریض و نابلد خویش را میچاپند.
این مردم با وجودی که چای تولید میکنند؛ ولی بیشتر آب مینوشند. چایخانه ها و سماوارها وجود ندارد. توصیه دکتوران برای مریضان آب نوشیدن است به خاطری که آب نسبت به چای اکسیجن بیشتر و قابلیت حل مواد را برای اطراح دارد.
یکی از صفات بارز این مردم؛ مثل موترهای سوزوکی، کم خوراکی بخصوص استفاده کم از گوشت و نان گندم اند. اگر انسان های این سرزمین پر نفوس پرخور میبودند؛ یقیناً که حالا شهرها مثل بعض بیشه های آن مملو از کثاقات میبود. دکان های قصابی، رستورانتهای کباب و کافی و چایخانه بجز در ساحات مسلمان نشین دیده نمی شود. گوشت؛ انسان را قصی القلب و عمر را کوتاه میسازد. وزن یک قرص نان ما بیشتر از ده قرص نان آنهاست. نفوس سی ملیونی افغانستان بیشترین گندم و چای دنیا را مصرف میکند. گندم؛ قلم درشت واردات ماست. بعض کشورها نان گندم را از مینوی غذایی شان حذف کرده اند. حرص به گندم نشان میدهد که ما هنوز هم به راز ندامت آدم که با خوردن این دانه از جنت رانده شد، پی نبرده ایم. در هند از خمیر مایه ها و پلی، استفاده چندان نمیکنند. هزاران تن در کنار جاده ها مصروف خمیر کردن؛ زواله کردن و نان پختن در تنورهای کوچک، داش ها و تابه ها اند. نان های گرد ورقی به وزن ۱۰ تا ۳۰ گرام میپزند و با سالند های تند و تیزی ملیون ها انسان غذا میدهند. از نمک یا پودر مرگ خیلی کم ؛ ولی از مرچ زیاد استفاده میکنند؛ هرغذا حتی برخی میوه ها مثل امرود را هم مرچ و مصالح میزنند. با درد و دریغ که وضع صحی اکثر مردم ما از غذاهای باسی و اضافه خوری و استفاده بیشتراز گوشت بخوص گوشت گاوها و گاومیش ها خراب و تراب است.
با گذر از شفاخانه ها؛ بازارها؛ محلات تاریخی؛ پارک ها؛ رستورانت ها و سینماها در سرزمین افسانوی هند درمییابی که دولت هند؛ محیط و جامعه را با مشارکت فعال مردم تغییر داده و تغییرات را توأم با حفظ ارزشهای سابقه، ثبات و استحکام بخشیده، تغییرات را طور تدریجی، منظم و موثر دنبال نموده؛ تا چیزی درجریان تغییرات ضایع نشود. متأسفانه که در افغانستان هر تغییربا نفی ارزشهای سابقه از صفر آغاز و به بی ثباتی منجر میگردد.
سحرگاهان با شنیدن صداهای آذان الله اکبر در دهلی خیال میکنی که در کابل هستی. مسلمانان مثل پیروان هندوئیزم؛ بودایان ومسیحیان آزادانه مصروف اجرای مراسم عبادات و اعتقادات خویش اند. درمسیر راه شهر آگره تماشای مخلوط زندگی مدرنیزم با زندگی روستایی خیلی جالب و دیدنی بود. خط میترو در حال تمدید ساختمان به سوی آگره است. مردمان محلی، سرگین های گاوها و گاومیشها را در فاصله میان سرک های سفلت، برای آفتاب تپی و تپاله کرده اند تا خشک گردد و برای پخت و پز مساعد شود. از گندمزارها و مزرعه های وسیع شرشمهای قد کشیده گذشتیم و به عبادتگاه کرشنا رفتیم. مسجد جامع بزرگ با این عبادتگاه، دیوار به دیوار است. با درد و دریغ که در سرزمین من؛ مسلمان؛ مسلمان را تحمل نمیکند. موش خرما ها؛ شادیها؛ شاروها؛ میناها؛ باشه ها؛ زاغها؛ کبوترها؛ طوطیها؛ گاوها، سگها و آدمها در کوی و برزن شهر در تکاپوی کار و جستجوی رزق حلال اند. هرکس نان خود را میخورد و زندگی میکند. زندگی حق آنهاست. همدیگر را تهدید و توهین نمیکنند. هرکس سرخم کار و روزگار خود است. مارمولک ها، خوک های سفید و خاکستری، کلاغها و کرگس ها مصروف جمعاوری حشرات و کثافات اند، تا محیط زیست پاک باشد. این ها همه پیرو فلسفه عدم تشدد مهاتماگاندی فقید اند.
اصالت دموکراسی هند با این همه همدیگر پذیری و خود داری از خشونت، دلپذیر است. انسان در این جامعه توانسته با رعایت حق زندگی برای سایر حیوانات، جایگاه عالی داشته باشد و خود را اشرف مخلوقات تثبیت نماید.
میگویند که برخی افغانها پناه گزین، قانون و فرهنگ کشورهای غربی مسیحی را قبول و تحمل کرده؛ ولی در همان دیار غربت بنام قوم و مذهب با افغان خود درگیر اختلاف ورزی اند. اذیت و آزار دیگران عادت آنها شده است. کسی بودنه؛ سگ و کبک را جنگ نمی اندازد.
بیش از شش دین و آئین با مذاهب متعدد آن وجود دارد. هند از لحاظ قوم، نژاد، دین و زبان بسیار متنوع است. واقعا، اتحاد در تنوع است. نظم، سرعت و منجمنت آرام احساس میشود. هرکس از مداخله در کار دیگران حذر دارد. چشم چرانی، مزاحمت زنان و دختران محسوس نیست. هزاران زن، موتر و موترسایکل میرانند، دکانداری میکنند و با مردان رقابت می نمایند. دولت هند طی دو سال اخیر اتفاقات تجاوزات جنسی را قاطعانه سرکوب کرده است.
هزاران تن از مردان سیاه چرده لاغر و استخوانی از بام تا شام با بایسکیل های سه عراده یی را ایستاده میرانند و سه تن آدم های چاغ و چله را بدون آن که دم و نفس بگیرند؛ از یک محل به محل دیگر انتقال میدهند. هزاران بایسکل و ریکشا تا و بالا میروند. چرخ زندگی در گردش است. سلنسر موترها به زاویه یی نصب شده که مثل افغانستان، سرک ها را پف و چف و کف نمیکنند و برسرعابرین گرد و خاک نمیپاشد. در هر تانک تیل ماشین (PPC ) واسطه های نقلیه را از لحاظ صحت محیطی که چقدر دود و کاربن تولید میکند؛ طی هر سه ماه بررسی کمپیوتری می نماید. وسایطی که در هنگام بررسی فارم (PPC ) را نداشته باشند؛ با جریمه بلاقید و شرط پولیس، مواجه می شوند. دولت میتواند با افزایش بس های کلان، فعالیت بایسکیل های سه عراده یی را متوقف سازد؛ اما این اقدام به بیکار ساختن ملیونها انسان منجر میشود. این وسیله عاری از کاربن، بهترین ب.ده؛ بهترین وسیله ورزشی و خدماتی جهت رسیدگی به سرک های فرعی است.
در هند با این همه بایسکیل و ریکشا و انواع خدمات ترانسپورتی موترها، کمتر جاده ها مسدود میشود و انسداد طی چند دقیقه رفع می گردد؛ اکثریت جاده ها یک طرفه اند. جاده های دوطرفه با خطوط درشت ترافیکی جدا شده اند.
قانون ترافیکی، اجرا و تطبیق میشود. در کابل؛ اکثراً خیابانها و شریانهای زندگی مسدود اند. کانالیزاسیون سرک های هند، جالب توجه است. ایکاش افغانستان از این تجربه استفاده نماید.
گویند که نفوس دهلی بیشتر از نفوس افغانستان است. قیمت اجناس بجز در ساحات توریستی در همه جا یکسان بوده، قحطی یک شی دیده نمی شود که برای آن صدها تن قطار شود.
پولیس در جاده ها خیلی کم دیده می شود؛ کسی را تهدید و توهین و تعقیب نمیکند؛ از بیشه ها در ترصد اند تا  نظم و قانون تخطی نشود.
هندوها مردم آرام و بی آزار اند. هرکس در پی کار و پیدا کردن توشه حلال زندگی است. اگر گاهی میان افراد کدام نزاعی پیش آید؛ طرفین در هنگام جدل باهم چنان میغرند که گویی حالا قتلی اتفاق میافتد؛ ولی دست بالا نمیکنند.
بدون خلاص گیر و میانجی سرد می شوند. ما تا آخرین مرمی و قطره خون با کسی میجنگیم که با او پیشینه دشمنی نداریم.
در زیر پل ها، کنارجاده ها و در جزایر ترافیکی شهر؛ بستر و سفره خانواده های فقیر و مسافر هموار است؛ کس آنها را به ترک محل تهدید نمیکند. زیرا این وطن آنهاست؛ حق دارند در ملکیت عامه؛ بساط خویش هموار و زندگی نمایند.
در یکی از محافل شاندارعروسی اشتراک کردیم. شاه داماد سوار براسپ و شاه بالا؛ پسر بچه ۷ ساله در آغوش- میان جمعیت هفتاد تن از اقارب و دوستان اعم از زنان و مردان بدون اطفال با سر و وضع آراسته و پیراسته و لباس های رنگارنگ، جبین های سندر و خال زده برای موزیک سرود های ریتمی میرقصیدند و به سوی هوتل؛ جایی که عروس منتظر مراسم نکاح بود؛ میرفتند. درعروسی های کابل سه هزار نفر را در قصر های با خوراک های درجه اول دعوت می کنند و موزیک های جداگانه برای زنان و مردان با وسایل موسیقی غربی، مجلس عروسی را گذرآهنگران میسازند. چنین اسراف که سابقه نداشته، باعث محرومیت جوانان از حق ازدواج میگردد.
در سال نوعیسوی، آتشبازی و پتاقی زنی های شادیانه در کوی و برزن دهلی برای ما که مقابل صدای انفجار حساسیت داریم؛ ناخوشایند و تکاندهنده بود.
مردم هند از هر آنچه حتی گیاه لوخ که در محیط دارند، چیزهای مختلف میسازند و به بازار عرضه میکنند. آنها شیفته تولید اند و به تورید علاقه چندان ندارند. در کشورما چرخ تولید متوقف است، حتی بوتل های آب  و دوغ از خارج وارد میگردد. کمک های جهانی انگیزه تولید را ربوده است.
هند؛ سرزمین آب و رودخانه ها دارای شهرهای مهم مثل ممبئی، دهلی، کلکته، مدراس، بنگلور، حیدرآباد، آگره، میسور، جیپور، گوا، پونا، بوپال، تریواندروم، سورات، کانپور و احمدآباد میباشد. دهلی با جمعیتی  ۲۲ میلیونی یکی از بزرگترین شهرهای هند است و با قدامت بیشتر از ۵۰۰۰ سال به همراه دمشق و بنارس از قدیمی ‌ترین شهرهای جهان محسوب می ‌شود. این شهر تاکنون ۱۱ بار ویران و از نو ساخته شده‌ است. دهلی آمیخته ‌یی است از جامعه سنتی و مدرن و نمودی از اجتماع مذاهب، قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف.
دهلی را با ادارات و مناطق مسکونی مدرن و فضای وسیع سرسبزی آن "باغ شهر"
لقب داده اند.
هندوستان با تاریخ و فرهنگ کهن 3000 سال قبل از میلاد، سرزمین نژادها، زبان‌ها، آیین‌ها و فرهنگ ‌های مختلف می ‌باشد. در هند صدها زبان و لهجه وجود دارد. علاوه بر زبان های هندی و انگلیسی 22 زبان رسمی دارد. زبان فارسی در دوره غزنویان به هند راه یافت و با تأسیس سلسله گورگانیان هند زبان رسمی شد. زبان فارسی هندوستان شاعران بزرگی چون میرزا عبدالقادر بیدل و امیر خسرو دهلوی و  سبک هندی را در خود پروراند. زبان فارسی تاثیر فراوانی بر زبان‌های هند گذاشت. زبان فارسی پیش از آنکه هندوستان مستعمره انگلستان شود (سده 19 میلادی)، دومین زبان رسمی، فرهنگی و علمی بود