ariana

ariana

Monday, December 16, 2013

ستارۀ معصوم

صالحه وهاب واصل
باز فریاد زنی تا آسمان
مُهری شد بر جبهۀ ننگ زمان

باز دامان زمین شد غرق خون
ازرگ دخت هراتِ باستان

 
 
 

بازبگرفت دیو وحشت از ستم
بینی و لب های این معصوم نشان

غرق خون افتاده روی فرش خاک
بیخود از ضرب ستم بر جسم و جان

زهره مُرد از غم به دامان فلک
ماه از وهم خشونت شد نهان

باز از چشم فلک خون میچکد
تا «ستاره» میکشد از دل فغان

باز دست نامرادی ها فشرد
یک گلوی دیگراز جنس زنان

باز رسم زن ستیزی تازه شد
باز وحشت شد ز فرسنگ ها عیان

باز نام دُخت افغان در جهان
شد سیاه مشق خط قربانیان

بسکه سوزد رگ رگم گویم همین
«واهِبا» قهر خدا بر جان شان