ariana

ariana

Sunday, December 29, 2013

هئیت شورای عالی صلح به سعودی رفت

احمد سعیدی
ماه های اخیر  یا اخیر ماه دسمبر 2013  هفته و ماه های  تقویت مورال طالبان به حساب میاید و درین ماه ها مشکل امضای قرار داد امنیتی با امریکا و سفر هئیت افغانی تحت ریاست مولانا قیام الدین کشاف که خواستار میانجیگر شاه عربستان سعودی بین دولت افغانستان و طالبان اند
 
و امید آنرا نیز هئیت افغانی دارد تا علمای کشور های اسلامی بخصوص شیخ های سعودی فتوای تازه را در مورد جنگ افغانستان صادر نماید فرماندهان نظامی کشور های غربی بخصوص نماینده انگلیس نیز از عدم پیروزی دولت افغانستان در مقابل طالبان سخن گفته اند، در این اواخر  وزرائی خارجه کانادا وزیر دفاع دنمارک جرمنی سرمنشی ناتو و تعداد از سناتوران امریکایی  از لحاظ سیاسی و تبلیعاتی به این کاروان پیوسته اند از یک طرف خواستار امضای قرار داد امنیتی اند و از سوی دیگر روی   مذاکره دولت با طالبان تاکید دارند. این وضعیت در حقیقت شبیه زمانیست که رژیم داکتر نجیب الله رهبر حزب دمکراتیک خلق افغانستان در آستانه سقوط بود، سقوطیکه تصامیم سیاسی داکتر نجیب الله و انشعاب در بیروی سیاسی و کمیته مرکزی حزب وطن عامل عمده ان بحساب میرود. در همین مقطع میخواهم یار آوری نمایم که تصامیم اخیر رئیس دولت افغانستان مبنی بر عدم امضای قرار داد امنیتی با امریکا  مصالح و سازش با طالبان و دست و دامن کشور سعودی را گرفتن که در حقیقت نه تنها در گذشته بلکه در شرایط حاضر نیز حامی طالبان است  کتله های بزرگ مردم را مائل به سازش با طالبان نموده است که عاقبت آنرا تاریک و خطرناک  می بینم.
 
از آنجائیکه طرح این سیاست ها صادقانه نیست بدون تردید مردم افغانستان قربانی این بازی های غیر عملی خواهند شد. قوای ناتو و دولت افغانستان بخصوص در ولسوالی سنگنین هلمند  در حین عملیات مشترک نظامی از مذاکره صلح و تفاهم با  مخالفین نیز صحبت میکنند. خیلی شگفت انگیز است، اگر سیاست و فرهنگ طالبی و القاعده انتحار و انفجار  شایسته صلح و اشتی است پس به عملیات نظامی کشور جهان به افغانستان چه نیاز است.. از شعارهای دوگانه جامعه جهانی و دولتمردان افغانستان فهمیده میشود که ایشان در مورد مبارزه بافرهنگ طالب و القاعده استراتیژی ثابت و مشخص ندارند. در یک کلام جناب رئیس جمهور آقای کرزی از جامعه جهانی به ستوه امده است و جامعه جهانی بخصوص امریکا  نیز از جناب رئیس  جمهور دل خوشی ندارند هر کدام در پی یافتن بدیل اند یکی اشتی با طالبان نزدیکی با پاکستان و ایران  را بهتر از معامله با غربی ها و امریکا میداند و دیگری هم در جستجوی معامله و یافتن التر ناتیف است. که جای آقای کرزی را برای همیش پر کند باور داشته باشید که
 
نه تنها طالبان بلکه همه مخالفین مشارکت را با این دولت نمی پذیرند: برخی ها گمان میکنند مذاکره و مصالحه با طالبان و فتوای علمای اسلام در سعودی  راه را بسوی صلح و اشتی و امنیت کامل باز خواهد کرد فرضیه که قطعا عملی نیست شناختی که من از طالبان دارم و در این مورد تحقیقات همه جانبه ای را انجام داده ام  طالبانمشارکت سیاسی را نمی پذیرند ایشان اصول دموکراسی ازادی بیان و حقوق بشر حقوق زنان مکاتب دخترانه  را مقوله های کفر امیز می پندارند انها نظم امارتی را می پذیرند امارت که فرمانش بعد از ایات قران قدسیت دارد و باید عملی شود. لذا طالبان طرفدار نظام دکتاتور قاطع زیر فرمان یک شخص بنام امیر المومنین  اند عده گمان میکنند با تقسیم پست ها ی دولتی و یا آنها را برادر گفتن طالبان تن به صلح و سازش میدهند حرفیکه تعبیر عملی ندارد.
 
صادقانه می گویم شورای عالی صلح و جناب کرزی شما باید بدانید طالبان سیستم موجود  را قبول ندارند: شما گمان میکنند اگر پست های وزارت دفاع و داخله به طالبان تعلق گیرد یا چند ولایت جنوب  ایشان در کنار دولت قرار میگیرند، نه خیر انها میخواهند نظام و سیستم خود را داشته باشند و تشکیلات هم به سیستم که خود شان میخواهند طالبان در مجموع سیستم فعلی را از بنیاد مردود و غیر اسلامی  دانسته قبول ندارند، لذا در مسئله صلح و مذاکره با طالبان دادن امتیازات نسبی مطرح نیست، بلکه مسئله دادن اختیار کل کشور مطرح است و باز هرکس بخواهد در پهلوی طالبان قرار گیرد با قبول شرایط میتوانند در پهلوی آنها قرار گیرند. چنانچه  همین حالا عده زیاد در درون نظام طرفدار نظام طالبانی بوده حتی بعضی از ارگ نشینان از این امر مستثنا نیستند هر چند با غربی ها هم سر می جنبانند چون مصرف و گرفتن معاش  دالری مطرح است  اما اهداف اصلی ایشان را طالبان بر اورده میسازند همان است که طالبان در جریان تمام فعالیت های دولت ساعت به ساعت  قرار دارند.
 
شعار صلح و فتوا گرفتن از علما  پدیده تازه نیست: این مسئله واقعیت دارد که هیت دولت بریاست قیام الدین کشاف و چند نفر دیگر که هم عضویت شورای صلح را دارند و هم عضویت شورای علما را
مهمان شاه عربستان سعودی بوده  و شاه عربستان سعودی نقطه نظر های دو طرف را بدون کم وکاست میداند اما مذاکرات اساسی یا فتوای که باعث ختم جنگ شود امکان پذیر نیست چون جنگ در افغانستان دینی و مذهبی نیست این جنگ بخاطر تصاحب قدرت چوکی و مقام است از طرف دیگر این جنگ نیابتی بوده طالبان بدستور پاکستان جهت تحقق منافع آن کشور بدستور ISI می جنگند بناً این جنگ مذهبی و عقیدتی نیست این رفتن ها و آمدن ها جز ضیایی وفت و گرفتن کرایه و سفریه هیچ مفاد دیگری ندارد بعضی در گرو آرزو ها و دام های حکمتیار نیز ثنا خوانی میکنند 
 
صلح با حکمتیار و یا با حزب اسلامی یعنی چه در شرایط موجود حزب اسلامی با چندین شاخه خورد و کوچک تقسیم شده یعنی از یک حزب اسلامی که یک انار گفته می شود چهل بیمار میخواهند شفا یاب شوند درست است که در بین حزب اسلامی شخصیت های خیلی خبیر دانشمند با کفایت وجود دارد که همین حالا شریان اداره دولت آقای کرزی را  در دست دارند از کابینه شروع تا ولایات و داخل ارگ به ده ها تن اعضای سر شناس حزب اسلامی در دولت ایفای وظیفه میکنند لذا مشکل با حضور  حزب اسلامی در نظام  نیست  مشکل با شخص حکمتیار است که میخواهد برای شخص خود امتیاز بگیرد و اگر تمام اعضای حزب اسلامی در دولت باشد و جای حکمتیار خالی باشد باز هم نظام از دید گاه جناب حکمتیار ناقص و غیر اسلامی است. حکمتیار علیه اعضای خود نیز به کودتا دست می زند همین حالا آقای حکمتیار نه حزب اسلامی آقای ارغندیوال به رسمیت می شناسد نه از خالد فاروقی و نه از سباوون را  لذا اگر حکمتیار را به هر طوریکه معرفی کنیم آقای حکمتیار پدیده صلح و اشتی نیست حیات و زندگی ان با جنگ و خشونت گره خورده تا زنده است به همین منوال ادامه خواهدیافت. صلح و اشتی یک نیاز فطری و طبعی انسانها است هر انسان با احساس صلح را در محیط زندگی خود یک امر طبعی می پندارد اما نباید فراموش کرد که با بعضی موجودات روی زمین صلح ممکن نیست و نمیتوان باکژدم ویا عقرب هم در صلح و اشتی زندگی کرد مگر اینکه دمش را برید، چنانچه برخی طرف های درگیر در افغانستان خاصیت گژدم را دارند و طبیعتا با نیش زدن و زهر افگندن عادت کرده اند، گمان نمیکنم جامعه بشری یکجا  با دولت افغانستان با کشیدن دست نوازش بر سر این موجودات از شر دم زهر اگین شان در امان بماند.
 
صلح با طالب و القاعده و حکمتیار به مفهوم صلح با فرهنگ انتحار انفجار، صلح با پدیده سر بریدن افراد بیگناه و گروگان زنان و کودکان و قتل عام مردم ملکی، قطاع الطریقی است صلح با فرهنگ اتش زدن مکاتب مدارس و قتل علماء و نماز گذاران و صلح با فرهنگ بم گذاری در محراب و مسجد وبالاخره صلح با دشمنان مردم و انسانیت میباشد. ایشان از طریق مطبوعات داوطلبانه مسئولیت قتل افراد ملکی و بیگناه را به عهده میگیرند و بر این اعمال افتخار میکند که شایسته و جدان هیچ موجودی در روی زمین نیست. دولت افغانستان و نهاد های مربوط وملل بجای محاکمه واژه مصالحه و جناب کرزی رهایی آنها را از محبس بدون قید و شرط یک دست آورد میداند که در حقیقت ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود با گوسفندان 
 
ایا امریکا و جامعه جهانی نمیدانند که طالبان از کجا تمویل میشوند. اگر از طرف ایادی و متحدی امریکا تمویل میشوند پس بهتر است امریکا بازی موش و گربه را کنار بگذارد. و اگر از طرف مخالفین امریکا تقویه میشوند مانند ایران و سوریه و غیره پس بهتر است امریکا شعار تهدید ایران و سوریه را کنار بگذارد وقتی امریکا و ناتو توانائی مقابله با گروهه ها و افراد مورد حمایت تروریسم را سرکوب کنند  واقعیت این است که امریکا طرفدار ادامه جنگ و خون ریزی تا سرحد خسته شدن مردم اند اما نیمداند قومیکه از جنگ خسته نمیشود افغانها اند وایشان هیج زیر بنائی اقتصادی ندارند و تجارت شان تجارت جنگی و نظامی است و امریکا در محاسبه اش اشتباه میکند...
 
ورشکستگی اقتصادی ورسوائی نظامی غرب در جنگ با طالبان: اگر جنگ ناکام است صلح ناممکن باشد در انصورت گزینه تسلیمی با دشمن مطرح میگردد خوف ان میرود که غرب با این همه ساز و برگ نظامی با بهانه امضای قرار داد امنیتی  روزی مانند روسها افغانستان را ترک و مردم را که زیر برنامه DDR و دایاک خلع صلاح نموده دست بسته تسلیم طالب نماید وبار دیگر افغانستان را به جنگ خانمان سوز داخلی مبتلا سازد این جنگ خیلی بها خطر ناک تر و خانمان سوز تر از گذشته خواهد داشت.
پیشنهاد من به مردم شریف و با دیانت افغانستان  این است که هم هوشیار باشند و هم بیدار مردم افغانستان به این نتیجه رسیدند که غیر از نیروهای ملی و مردمی دیگر نیروی وجود ندارد که افغانستان را از بحران موجود نجات داده و این کشتی شکسته را به سر منزل مقصود برساند.
تمام توطئه گران باید باور داشته باشند که افغانستان سر زمین تسلیمی و اشتی با وطن فروشان نیست، این توطئه را که قدرت مندان موجود بنام مصالحه با القاعده و با طالب براه انداختند ناکام خواهد بود و جنگ دیگر داخلی در انتظار مردم ماست.
از گذشته تاریخ این سرزمین بخون های ریخته باید باور داشت که افغانها طوریکه در دوران محتلف تاریخ توطئه های نظام گران پاکستان را یکجا  با مزدوران شان به ناکامی مواجع ساخته اند توطئه های درونی این نظام را نیز ناکام میسازند.