ariana

ariana

Sunday, December 22, 2013

!زن قربانی فرهنگ معافیت ازمجازات

عنایت الله مبارز    
هرازگاهی که وجدان ها مرد،ملت پرسشگر ودولت پاسخ ده نبود جامعه به آخرتناب عمرمدنيت وانسانیت میرسد،درچنین وضعیت خشونت وبربریت صدرنشین جامعه میشود. فلسفه ی سخن اینکه زن قربانی فرهنگ معافیت از مجازات در چوکات دولت است.
 
 
 
هرروز زنان قرباني فرهنگ خشونت ميشوند. زنان افغانستان به هزاران هزارنوع شنكنجه دست بند زده ميشوندازبسكه بخشنده گي دولت دراين امروافراست ذهنيت هاي خشونت پروري وخشونت گري روز تاروز درجامعه گسترش مي يابدگراف قرباني وقرباني گرفتن زنان به نقطه اعظمي خودتقرب كرد. كجاست ملت پرسش گرتابه يك صدا واحدبه اين همه ناسزايهانه گويندوكجاست دولت پاسخ ده تابه خواسته هايي مشروع زنان كشوررسيدگي كندمجرم به جزائي اعمالش برسدديگرنشنوي زني درگوشه وكناركشوراعضابدنش بريده شده. زنان افغانستان بدبخت ترين زنان دنياهستن هر روز دست وپاي شان بريده ميشوامانه صداشان شنيده ميشودونه هم به حق شان رسيده گي. اي زن،اي مادر واي خواهر!
چرااين همه ناروايهارابرايت روادانستن،آيابجرم مادربودنت!؟ برایت چی بنویسم ای زن! ازحلقه آويزكردنت بدستان خشونت پورشوهرت،ازتيربارانت توسط دگماتيزم هاي ديني وياهم ازخودكشي مجبورانه خودت؟ توظریف ترین مخلوق خدا درزمین خدا هستی که به بدترین نوع شنکنجه، بسته میشوی. زنداني ميشوي دست وپايت قطع ميشودبه گلوله بسته ميشوي. پروردگارامارا درچی سرزمین آفرید!؟ ابرآسمانمان دود تفنگ،چشمه وچمن زارهای سرزمین مان با خون و سنگلاخهای این خاک بااعضای بریده شده مادران وخواهران مان عجین شده است.هرروزشاهدخشونت خشونت گران،مصيبت مصيبت داران،انتحار،انفجار،تعصب گرايي وخشونت پروري هستيم
.
ای کاش کودك مي بودم تا راحتر می بودم؛ نه قتل های زنجیریی ونه قتل های دسته جمعی را میدانستم، نه تعصب را بلدبودم و نه تعصب را می شناختم، نمی دانستم ستاره مادر چهار فرزند به جرم مادر بودنش لب وبینی اش بریده میشودوشوهرمعتادش چهارفزندش را به سوگ مادرشان می نشاند.خبرنمی شدم سحرگل، خانم بیست ساله عروس خانه به جرم تن ندادن به خود فروشی ازسوي فاميل شوهرش براي شش ماه در(زيرخانه) زنداني ميشودتوته توته بدنش بریده میشودازاين ماجرااستخوان سوزهيج كس خبرنمي شودحتي پدرومادرش. راحت بودم از شنیدن به دار آویختن بانوی جوان هراتی به دست های ناپاک شوهرش،شوهریکه خود بانی حقوق زن است.آرام بودم ازشنیدن سربريدن دخت جوان به جرم عاشق بودنش،دخت جوان كه ميخواست به سنت هاي غلط وناپىسندجامعه پشت پا زند،ودرانتخاب همسفرزندگي أش آزادانه وعاقلانه تصمم بگيرامانمي دانيست اين حق خواهي،وي را به چي سرنويشت دچارميكند. بانو،نوجوان درنيمه شب بدستان خونخواربرادروپدرش سربريده ميشودجسدنازك وظريفش درجوال كفن ودرگوشه خانه دفن ميشود،درست همان جايكه روزقبل عشق وعاشقي اش رازمزمه ميكردوامروزگورستان برايش تمام شد. كودك ميبودم محروم بودم ازشنيدن خبرغم انگيز"خودكشي" بانوان جوان كشورم به جرم اينكه درزاويه خانه زنداني شدن وحق انتخاب وانتخاب كردن به ايشان داده نشدتاسرنويشت شان راخودرقم بزنند
. بدور بودم از هیاهویی تیرباران زنان سرزمینم .نمی دانستم زنان ومادران افغانستان به جرم مهربان بودنشان هر روز قربانی فرهنگ خشونت میشوند.روزی توسط آدم های زنگی بدمست درزیرساطور عصبیت ریزه میشوندوزمانی هم به جرم ضعیف بودنش تیغ مردسالاری به گوش ،بینی ولبش زبانه میکشد.باورنمی کردم هرروز زنان سرزمینم در قربان گاه خشونت قربانی شوند ای کاش کوچک می بودم تا نمی دانستم.زن گوهرگران سنگ آدمي است كه جوهرانسانيت دروجودش خلاصه ميشود.
زن یک مادراست،یک خواهراست،یک دلسوزاست،یک غمخواراست،یک تکیه گاه خوب است(ظریف، نازک ،رحم دل، پرمهرو عاجزاست) به جرم این همه خوبی ها بایداعدام شود،باید به گلوله بسته شودوباید ازدم تیغ بگزرد؟ اي زن تورا برمرد شرف است به قدر آنکه روح را برجسم شرف است. تورا برمرد شرف است به پاس آنكه تودردزايمان ميكشي،توشب زنده داري ميكني وآغوشت پرمهرترين مدرسه نازپروري است كه ازآغوش توانسان به معراج مي رودازدبيرستان كه تومدريت ميكني آدمي به بلندترين قله موفقيت بال ميكشدوحتي رفتن جنت بدون رضاي توناممكين است زيرا،رضاخدا در رضائي توست. درحدیث آمده است:"الجنت تحت اقدام امهاتکم "جنت زیرپای مادران است".تورابرآن نيست كه به قبيح ترين روش ستم شوي،توباعزت ترين موجودخداهستي بايدعزت وقدر داده شوي نه اينكه به زنجيراسارت قفل زده شوي. ای زنی افغانستانی توبکدامین گناه زنده بگورمیشوی عمرت ازهستی بریده میشود آنهم به بدترین نوع.جزایت این است که فقیرهستی،باهمه جنجالهای استخوان شکن روزگار مبارزه کردی وبسان بازوی توانا در پهلوی شوهرت استادشدی.توسزاواری این همه شكنجه هانیستی،توسزاواری آنی که خدا وپیغمبرش چهارده قرن قبل برایت داده روزگاري بود دختران جوان ازسوي پدران زنده بگورميشدن وياهم براي ته نشين شدن طوفان رودنيل به دريااداخته مي شدن اسلام آمدبراي توحق زندگي،حق كرامت،شرافت وعزت بخشيد وتوراازكام همه سنت هاي ناصواب روزگار درامن داشت.تواموال تجارتی نیستی که در بازار انسان فروشی معامله شوی.توعزت مند شریف وپرقمت هستی.تومیدانی که یک زن هستی یک مادرهستی.تودردایره ی عنعنه وسنت های جاافتاده در جامعه خمیرشدی.تورا به جبرفروختن،درانتخاب وانتخاب کردن برایت حق ندادن وتودستخوش روزگار مردان زن ستیز شدی وسرنوشتت چنین است که میشنوم،ای کاش کودك میبودم تاراحترميبودم. نمي دانستم درجامعه مامردسالاري برزن پروري ارجحيت داردو توبه عنوان كالاي اقتصادي معامله ميشوي،سنت هاي كهن جامعه وسنت گران زن ستيزهمه چيزرا ازتوميگرند
.
كودك مي بودم نمي دانستم زن درجامعه مادرتمام عمرسه بارآزاداست'به قول نويسنده ايي ( نخست اين كه از رحم مادر به دنيا مي‌آيد،. دوم اين كه همانند يك كالاي اقتصادي از خانه‌ي پدر فروخته شده و به خانه‌ي شوهر مي‌رود و سوم اين كه براي آخرين بار با پايان دادن به زندگي خود به خانه‌ی ابدي يعني گورستان مي‌رود.)اين است حكايت ناتمام زن افغانستان.زنان ومادران ديارم! شمااستوارباشيدانشالله آن روز رسيدني است كه شمابه حق وعدالت دست يابيدوديگردرقربانگاه خشونت قرباني نخواهيدشد. به همه تان درود مي فرستم سلامت وسرفراز باشيد
.