ariana

ariana

Wednesday, July 10, 2013

:عوامل فروپاشی ازدواج

بانویی میگوید:همسرم ديگراهميتي به من نمي دهد، به حرف هاي من توجه نمي کند، او همواره از دست من ناراحت است، از وجود من احساس آرامش نمي کند،برايش جذابيت گذشته را ندارم وفهميده ام که واقعاً مرا دوست ندارد.
 
 
      
 
 

 
         
   الف: عدم شناخت به اصول زندگی مشترک:          
یکی از عواملي که فضای خانواده را تهديد مي کنند عدم شناخت و آگاهي به اصول زندگي مشترک است. براي ازدواج و زندگي مشترک موفق ،باید دانايي هايي لازم آنرا مانند هرامر ديگري با مهارت هاي مربوط به آن کسب کرد ودرفرآيند زندگي مشترک به کاربرد در برخي از خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهرنسبت به يکديگر،عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه هاي ازدواج ، بي انصافي ها، قضاوت های نادرست، فريبکاري ها ، عدم احساس مسئوليت و بي توجهي به موازین اخلاقي ، بنياد خانواده متزلزل مي شود.مهمترين عاملي که موجب آسيب پذيري خانواده مي شود، عدم شناخت وانحراف ازهدف هاي ازدواج است. زن و شوهري که هدف هاي ازدواج و تشکيل خانواده را نشناخته اند و يا فراموش کرده اند، در کدام مسيرحرکت مي کنند؟؟ کدام روش و وسيله را براي نيل به کدام هدف انتخاب مي کنند؟؟
هنگامي که راجع به خانواده صحبت مي شود، معمولا زن ها و شوهرها به گونه اي برخورد مي کنند که گويا همه چيز را درباره خانواده مي دانند. هرکس به خود اجازه مي دهد راجع به خانواده اظهار نظر کند و چون هرکس در خانواده رشد کرده ،تصورمي کند دانش وآگاهي لازم را دارد. در حالي که اين طور نيست و براي انجام هرکاري و ايفاي هرنقشي به آموزش، کارآموزي و مهارت آموزي نيازمند است. براي ايفاي نقش يک همسرموفق وتوانا بايد مهارت ها و آگاهي هاي لازم را پیش ازازدواج کسب کرد . ازاينرو دختران و پسران جوان باید کتاب هاي مربوط به تعليم و تربيت، روان شناسي وجامعه شناسي خانواده ، آيين همسرداري و نظاير آنرا مطالعه نموده و به دانش و مهارت خود بيفزايید وهم چنان از تجارب خانواده های موفق بیاموزید وازاين طريق تعادل و سلامت خانواده را حفظ کنيد. 
زماني که ارزش ها، نگرش ها و باورهاي حاکم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبي ، مصلحت گرايي، ماده گرايي و سود جوئی استوار باشد، بي شک روابط انساني از معنويت تهي مي شوند. اين نوع روابط بسيار سست و شکننده خواهند بود و به محض بروز موقعيتي خاص مانند بي پولي ، تنگدستي ، بيماري ،مشکل کاری،مشکل اجتماع،معیوبی، کهولت و افزايش سن و نظاير آن از درون متلاشي مي گردد و با هر بهانه اي این رابطه مقدس از هم مي گسلد.
ب: عدم صداقت و یکرنگی 
جوهرروابط سالم ميان زن و شوهر صداقت است . صداقت اعتماد را بنياد مي نهد. زن يا شوهري که با همسر خود صادق نيست و با دادن وعده و وعيدها مي خواهد زندگي کند، با رفتار خود کانون گرم و صميمي خانواده را دچار تزلزل مي کند. زن و شوهري که از واقعيت ها دور هستند و درعالم اوهام و تخيلات زندگي مي کنند ، آيا مي توان گفت که زندگي زناشويي موفقي خواهند داشت ؟ گاهي اوقات پنهان کردن حقايق " مخفي کاري" و فريب دادن " فريب کاري " موجب مي شود که کانون خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسيب ببيند.
براي مثال شوهريا زن، آمد و رفت، معاشرت ها، درآمد وعواید، تماس ها و ارتباطات خود و نظاير آن را از يکديگر پنهان مي کنند. غافل ازآن که روزي اين حقايق آشکار ومنجربه تيرگي روابط بين آنان خواهد شد . اين گونه رفتارها به صورت عوامل نهفته در زندگي مشترک باقي مي مانند و چنانچه زوجين بدان توجه نکنند ، خود شان به دست خود زمينه هاي ازهم گسيخته شدن بنياد خانواده را فراهم مي کنند.
ج: عدم توجه به نیاز های همسر
جفت هاي موفق کساني هستند که در صدد ارضاي نيازهاي همسر خود مي باشند. بنابراين هر زن يا شوهرش وظيفه دارد نيازهاي جسمي و روحي همسرش را بشناسد و در مقام ارضاي آنها برآيد.ارضاي نيازها به طريق درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ايجاد فضای سالم روحی زن و شوهر منجر مي شود و در نتيجه سلامت خانواده تأمين مي گردد. براي مثال هر انساني نياز به آرامش،محبت، توجه و احترام دارد. لذا هرگاه اين گونه نيازها از طرف همسر تأمين نشود ، فرد احساس ناراحتی رواني مي کند و فضای رواني خانواده مختل مي شود.
بديهي است توجه به نيازهاي همسر، فقط به نيازهاي زناشويي ختم نمي شود. احترام ، نگاه مهربان به يکديگر،تبسم روی لب ها، در کنار هم حضور داشتن ، درامور مشترکاً سهم گرفتن،مشوره درامور خانواده گی و نظاير آن نشانه توجه به نيازهاي همسر است .
د: انتظار و توقع بیش از حد
به طورمعمول مشخص کردن انتظارها در روابط ، باعث معين شدن وظايف و حدود روابط افراد مي شود. در خانواده هايي که انتظارهاي متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسيب پذيراست و زن و شوهر دقيقاً نمي دانند نسبت به يکديگرچه و ظايفي به عهده دارند. براي مثال وقتي وارد خانه مي شويد ، انتظار داريد با شما چگونه برخورد صورت گیرد؟ آيا تا به حال به همسرتان گفته ايد که چه انتظارهايي از او داريد ؟ آيا از همسرتان انتظار داريد به شما احترام بگذارد؟ در صورتي که پاسخ شما مثبت است ، آيا شما هم وظيفه خودتان مي دانيد که به همسرتان احترام بگذاريد؟ به همين ترتيب آيا انتظار داريد همسرتان شما را دوست داشته باشد؟ در صورتي که پاسخ شما مثبت است ،آيا شما هم همسرتان را به قدر خودتان دوست داريد؟ آیا مسائل را خود از همسرتان آرزودارید؟ شما آنرا خوددر برابر همسرخود به پای اجرا قرار داده اید؟آیا شما تا به حال به خواست های همسرتان گوش فراداده و در بر آوردن سعی نموده اید؟
بعضاً توقعات و انتظارات بیش از حد باعث مي شود که در خانواده فضايي نامساعد و بدبینانه به وجود آيد. طوریکه که از همسر خود  انتظار داشته باشيم او همیشه مانند یک فرشته باشد،زمانیکه به خانه رسید در خدمت قرار گیرد ، يا بهتر و بالاتر از همه باشد، چنین انتظارات تعادل خانواده را از بین برده و آنرا به خطر مواجه می سازد.