ariana

ariana

Tuesday, July 16, 2013

?مـاه رمضـان مـاه تزکـیه نفس یا مـاه خـود فـریبـی

مـــاه رمضـــان مـــاه تزکـــیه نفــس و تمـــرین انســان مــاندن یا مــاه پرخـــوری و خــــود فــــریب دادن ؟
 
 
 
 
 

اگر بنا باشد که یک تعریف جامع و کوتاه از انسان بنمایم که در بر گیرینده تمام ابعاد وجودی و روحی انسان باشد شاید بیشترازهمه ناطق بودن انسان توجه مارا بخود جلب کند گرچه طوطی هم درحد توان خود از انسان درین کار تقلید میکند یا اینکه انسان یگانه حیوانیست که بروی دو پا حرکت میکند ولی باز شادی درینجا با انسان رقابت کرده در حرکات پرجست وخیزحتی بر او سبقت میگیرد اما اگر تکیه بر روی قدرت آگاهی و خود آگاهی انسان بنماییم درینکار او به یقین که در جهان طبیعت بی نظیر خواهد بود و این آگاهیست که به او قدرت انتخاب داده و او را از بندگی و اطاعت مطلق طبیعت رهایی بخشیده.
او نه تنها جهان طبیعت را با شناخت قوانین علمی حاکم بران مطابق میل خویش تغیر داده که حتی بر طبیعت خویش نیز عصیان کرده و حلقه غلامی اش را بدور انداخته.او دیگر مانند سایر حیوانات فرمانبردار بی چون و چرای غرایز طبیعی اش نیست ، خودش تعین میکند که به خواست غرایزش چه جواب دهد ، او گرسنه است و طبیعت وجودش ایجاب میکند که میل غذا نماید ولی خود تصمیم دیگر میکیرد و با وجود احساس شدید گرسنگی مشت محکم بدهان غریزه اش کوبیده لب به غذا نمی زند.
 
حتی اگر دلش ازین زندان طبیعت بسیار به تنگ آمد از سخره کوهی خودش را پایین انداخته و اسارت عمری طبیعت را پایان می بخشد ولی به هیچ صورت حق انتخاب و آزادی را از خود صلب نمی کند.ولی انسان این تافته ای نا بافته ای طبیعت که اگرسرش به آسمان هم برسد ریشه در زمین داشته با همین گاو و گوسفند خویشاوند است و تنها خود آگاهی ورهایی از بند اسارت غرایز است که اورا به مقام والا و شامخ انسانی و حتی نزدیکی های خداوند می رساند.
مگــر آدمی نبــودی کــه فریب دیو خــوردی       
کــه فــــرشــــته ره ندارد به مقـــــام آدمــیت
این نردبان فلاح و رستگاری که از لجن زار خوک آباد زندگی مادی تا به قله های مرتفع و مه آلود آسمان عرفانی و عالم ملکوتی آدمی را بالا میبرد خطر نزول و سقوط آدمی نیز از آن موجود است و برای جلو گیری از چنین سقوط فاجعه آمیز آدمی را فقط لطف خداوند و تمرین پیگیرو مداوم یاری خواهد کرد.بلی تمرین انسان ماندن و نلغزیدن در لجن زار غرایز حیوانی یک ضرورت انسانیست که هیچ انسان با وجدان و روشندل نمیتواند آنرا انکار کند.
انسان که همیش به خواسته های غریزی اش جواب مثبت داده اصلأ تصور مقابله در برابر این خواست ها برایش ناممکن بنظر رسیده و او حاضر خواهد بود که برای ارضای آن غرایز در صورت عدم وجود امکانات دیگرحتی به زیر پا گذاشتن آبرو و عزتش تن در دهد .فلسفه روزه فقط مهار کردن همین خواهشات نفسانی وتمرین پیگیر و مداوم آن و در نتیجه انسان ماندن انسان است که اگر او بتواند ازین امتحان پیروز بدر آید به یقین که در مقابل وسوسه های شیطانی دیگر نیز به آسانی تسلیم نخواهد شد.
 اگر مسلمان آگاهانه و با درک و فهمم فلسفه ای روزه و نه برای کسب ثوابات سال یکبار این تمرین تزکیه نفس را به صورت درست و مطابق روح اصلی آن عملی کند به یقین که اینکار در زندگی فردی و اجتماعی او اثر خواهد گذاشت و این شخص اگر روزی بین خیانت و دریافت انعام بزرگ و یا صداقت و تحمل شکم خالی قرارگیرد یقینا که نه گفتن برای او خیلی مشکل نخواهد بود چرا که او هر سال برای مدت یکماه تمرین نه گفتن کرده و تجربه ای فراوان اندوخته.
 خوب حالا اگر این تمرین تزکیه نفس از لغزیدن آنشخص به منجلاب خیانت و پستی جلو گیری کرده و او را در مشکل ترین انتخاب زندگی یعنی انتخاب خدا یا خرما رهنمایی درست کرده پس ثواب بزرگتر ازین چه خواهد بود ، گرچه میدانم که این ثواب ازان ثواب های نیست که با جریب و هکتار اندازه شود ولی همین  بزرگترین ثواب است که سعادت کسب آن نصیب هر کس نمی گردد.
این است مفهوم درست ثواب از دید گاه اسلام و این ثواب با آن ثواب که در بین مسلمان به غلط بنام ثواب مشهورگشته ودرحقیقت تجسم اخلاق معامله گرانه و سود جویانه جامعه ای شان است فقط نام مشترک دارد :
دانه ای فلفـــل ســـــیاه و خـــال مـاه رویان ســـــیاه      
هـــردو یک رنگ است اما این کجــــا و آن کجـــــا
ولی متاسفانه همانطوریکه اکثرمفاهیم اسلامی در بین مسلمانان از لنگ آویزان شده و شیر به قیر تبدیل میشود سرنوشت روزه نیز ازین حالت مبرا نیست و چیزیکه کمتر می توان دران سراغ کرد مبارزه با خواهشات نفسانی و تزکیه نفس است وحتی اگر گفته شود که برعکس آن به واقعیت نزدیکتر است بیراهه نخواهد بود.
ماه رمضان ماهیست که مسلمان بیشتر از هر وقت دیگر و از هر چیزی دیگر به فکر خوردن می باشد ، یکماه  پیش از رسیدن رمضان هوسانه های مخصوص سحری و افطاری از قبیل ترشی و چتنی ، خرما و زیتون تهیه میگردد و با شروع ماه روزه حاجی رمضان با دهل و نغاره نیم شب از خواب برخاسته با چشمان خواب آلود و معده ای بی اشتها ولی ازهراس گرسنگی فردا آنقدر میخورد و می نوشد تا که بی حال شده و از پا بیافتد و بعد چارغوک کنان خود را به بستر خواب رسانیده نیم روز را در خواب سپری کرده و نیمه باقیمانده را در فکر تهیه افطاری و خرید ماهی و جلبی میگذراند.
یکساعت پیش ازافطارسری به آشپزخانه زده ویک نگاه عاشقانه به صورت زیبا و دل آراه ماهی و جلبی انداخته و بعد شسصت د قیقه طولانی را که در نظرش شسصت ماه و یا حتی شسصت سال می آید درغم جانکاه فراق یار و آرزوی وصال دلدار می گذراند :
 
تاکـــی به تمــــــنای وصـــــــال تو یگـــانه
اشکم رود از هـــر مـــژه چون سیل روانه    
آخـــــر به ســر آید شب هجـــران تو یا نه    
ای تیـــر غمــت را دل عشـــــاق نشـــــانه
بالاخره با طنین صدای آذان ملا شب فراق به پایان می رسد و فتوحات با حمله برغوری ماهی وجلبی آغاز گردیده و بعد قابلی و بورانی بادنجان و آشک و کباب چوپان و منتو و دوپیازه و سه پیازه تا اینکه شب به پایان نزدیک شده و باز هم آمادگی سحری گرفته می شود و روز بعد مانند روزقبل به شام می رسد.
در ماه مبارک رمضان فقط دو موضوع در محور توجه حاجی رمضان قرار دارد یکی جستجو و تدارک غذاهای متنوع ، خوشمزه و پر قوت و دیگری حصول ثوابات مختلفه از طریق انجام عبادات مخصوص درین ماه که ماه فیض و برکت است و از در و دیوار هر خانه مسلمان ثواب می بارد.
گرچه حاجی صاحب با آن پرخوری و آن قطر شکم به مشکل می تواند از جا بر خیزد و از همین رو در ماه رمضان همیش به عصا چوب ضرورت دارد ولی با آنهم جهت کسب ثوابات تمام شب را به ادای نماز و خواندن دعا های پرثواب سپری میکند چونکه نماز شب سنت پیامبرگرامیست.
خیلی جای تعجب است که پیامبر اسلام و یاران نزدیکش در ماه رمضان با چند دانه خرما و قرص نان جو روزه ای شانرا را افطار می کردند ولی متاسفانه این سنت پیامبر در بین مسلمین از شهرت و محبوبیت چندانی برخوردار نیست !
خوب واضح است که یگانه ثمره چنین روزه داری بالا رفتن قیمت های مواد غذایی در ماه رمضان وعدم دسترسی قشر محروم جامعه به آن و بروز انواع و اقسام امراض جهاز هاضمی در اثر پر خوری و دست دادن یک احساس کاذب انجام عمل خیر و کسب ثوابات فراوان به مسلمین خواهد بود.
با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی